اولین تریلر فیلم Kursk




فاجعه زیردریایی Kursk نمونه بارزی از بی کفایتی و بی شرمی دولت است. در ۱۲ آگوست ۲۰۰۰ طی یک تمرین نیروی دریایی روسیه، یک اژدر تمرینی روی یک زیردریایی با کلاهک هسته ای منفجر شد، و آن را به اعماق دریای برنت فرستاد. پس از اینکه زیردریایی به ته دریا سقوط کرد یک انفجار ثانویه‌ی بزرگتر باعث کشته شدن بیشتر افراد داخل آن شد، و بقیه ۲۳ بازمانده را به محفظه های هنوز سالم اما غرق شده و کم اکسیژن انتهای زیردریایی فرستاد. آن ها در آن جا منتظر تیم نجاتی شدند که هرگز به دلیل قدیمی بودن تکنولوژی ها و تکبر سران روسیه سراغ آن ها نرفت.

کارگردان فیلم توماس وینتربرگ (Thomas Vinterberg) و نویسنده فیلم رابرت رودات (Robert Rodat) – که مهم ترین کارش نویسندگی فیلم نجات سرباز رایان Saving Private Ryan بوده – این داستان غم انگیز را در فیلم Kursk بازگو می کنند. “Kursk” فیلمی شایسته و اکشن ملودرام است که براساس کتاب زمانی برای مردن (A Time to Die) نوشته Robert Moore ساخته شده و شامل بازیگرانی اروپایی از آلمان، سوئد، بلژیک و فرانسه است که نقش روس های انگلیسی زبان را بازی می کنند.

گروهی از بازیگران بین المللی قرار نیست باعث موفقیت فیلم شود. خود من به شخصه در این ژانر، فیلم K-19: The Widowmaker ساخته کاترین بیگلو (Kathryn Bigelow) را قبول دارم، که در آن بازیگران غربی (هریسون فورد (Harrison Ford)، لیام نیسون (Liam Neeson)، پیتر سارسگارد (Peter Sarsgaard)) با لهجه های خیلی غلیظ روسی آن فیلم را به یک داستان خوب و عمیق درباره جنگ سرد و تبعیض های فرهنگی تبدیل کردند. در این جا انتخاب بازیگران چند ملیتی یک حواس پرتی است که داستان فیلم را غیرقابل باور می کند.

ماتیاس اسخونارتس (Matthias Schoenaerts) که قبلا در فیلم اقتباسی Far From the Madding Crowd با وینتربرگ همکاری کرده بود، نقش ملوان زیردریایی Kursk یعنی Mikhail Kalekov را بازی می کند. شخصیت او براساس کاپیتان Dmitri Kolesnikov خلق شده که رهبری مردان نجات یافته را برعهده داشته و دو یادداشت هم برای افراد روی سطح آب فرستاده بود. در صحنه های ابتدایی شاهد رابطه خوب Kalekov با افرادش، همسر باردارش Tanya (با بازی لئا سیدو (Lea Seydoux)) و پسرش هستیم که به زودی قرار است برای همیشه از او جدا شود. وینتربرگ و رودات مشخصا در این فیلم از شکارچی گوزن (Deer Hunter) تقلید کرده اند، آن هم در نمایش روابط شخصیت ها و آن صحنه عروسی که مانند آرامشی قبل از طوفان است. یک لحظه احساسی دیگر نیز زمانی رخ می دهد که مردان می خواهند دوباره وارد زیردریایی شوند، جایی که Kalekov بی خبر از خطرهای پیش رو، سرش را به حالت شادی و با آهنگ متالیکای Enter Sandman تکان می دهد. او اصلا خبر ندارد که قرار است به زودی به طرز غم انگیزی وارد تاریخ شود.

وقتی زیردریایی Kursk وارد اقیانوس می شود، وینتربرگ،‌ رودات و بازیگران قوی تر نشان می دهند. مگر می شود تعلیق را به یک فیلم درباره فاجعه ای زیردریایی یا ترس از غرق شدن وارد نکرد؟ سکانسی که در آن Kalekov و همکارش به یکی از کابین های غرق شده شنا می کنند تا کپسول اکسیژن پیدا کنند خیلی به تنش آزاردهنده‌ی یک سکانس در فیلم K-19 نزدیک می شود، وقتی که مردان باید نوبتی به تعمیر یک راکتور در یک محیط رادیواکتیو بپردازند. نشانه هایی از نجات سرباز رایان در این جا هم دیده می شود، جایی که افراد بازمانده و همسران نگرانشان در ساحل یک همدلی مشابه را تجربه می کنند، مثلا ساعتی که دست به دست می چرخد و کاملا صحنه تاثیرگذاری است.

البته صحنه های اضافی زیادی وجود دارند که تنش درون زیردریایی را از بین می برند، مخصوصا صحنه هایی که شامل حضور پیتر سیمونیشیک (Peter Simonischek) در نقش یک فرمانده روسی می شود که از اینکه باید کاری غیرممکن را با افراد نالایقش انجام دهد ناراضی است. حداقل اینکه او کالین فرث (Colin Firth) در نقش یک فرمانده نیروی دریایی بریتانیایی نیست که همیشه در حال نمایش صورت خشمگینش به فرماندهان روسی باشد. به نظر می آید او در حال گذراندن یک تعطیلات است و اصلا هم به او خوش نمی گذرد.

حداقل یک المان در فیلم هست که نباید آن را سرزنش کرد، آن هم فیلمبرداری فوق العاده توسط Anthony Dod Mantle. او به صحنه های فیلم درخششی داده که حالتی بین آرامش و آخرالزمانی بودن دارند، مثل اینکه خورشید به یکباره به یک بمب هسته ای تبدیل شود. او خیلی خوب خودش را با محدویت های زیردریایی Kursk تطابق می دهد، مخصوصا در آن سکانس بازیابی کپسول اکسیژن که در بالا ذکر شد، که در یک برداشت تکی طولانی و آزاردهنده انجام شده است.

او همچنین در نمایش صحنه های ابتدایی و انتهایی فیلم کار هوشمندانه کرده و آن ها را با ابعاد تصویری محدود فیلمبرداری کرده، و فقط وقتی زیردریایی Kursk زیر دریاست نما را به صورت وسیع نشان می دهد. با این حال حتی گسترده ترین صحنه ها هم حس تنگی و محدودیت دارند، نه فقط به خاطر المان های خشن، بلکه همچنین به خاطر قدرت های فاسد و ترسویی که می خواهند حفظ ظاهر کرده و از فداکاری افراد داخل زیردریایی برای خودنمایی سوء استفاده کنند. Mantle برخلاف وینتربرگ و رودات باعث می شود بفهمید چطور تاریخ همیشه روی دوش انسان های بیچاره سنگینی می کند.

    

بستن