نقد سریال
نقد و بررسی سریال Project Blue Book: سریال معمایی درباره اشیا ناشناس پرنده (UFOها)

در اپیزودهای ابتدایی سریال Project Blue Book (پروژه ی کتاب آبی)، فیزیکدان عینکی و آشفته دکتر جی آلن هاینک (با بازی آیدان گیلن (Aidan Gillen)) در دفترچه یادداشتی می نویسد «احتمال سرپوش گذاشتن توسط دولت» و دوبار زیر آن خط می کشد. این روش روایت داستانی است که در این سریال شبکه History که براساس اتفاقات واقعی ساخته شده و درباره ی اشیا ناشناس پرنده (UFOها) است با آن روبرو هستیم، سریالی که خیلی ضعیف کارش را شروع می کند و در ادامه هم خیلی موفق عمل نمی کند. Project Blue Book زیر همه چیز دوبار خط می کشد؛ انگیزه شخصیت ها، داستان، زیرداستان ها، ادعاهای شبه علمی غلط، رمز و رازها، همه ی این ها چندین بار در طول داستان تکرار می شوند و معمای عمیقی را خلق می کنند که شما را در حین داستان هدایت می کند. همه این ها بد هم نیست؛ در این سریال شاهد نقش آفرینی های خوبی توسط بازیگران هستیم، و به عنوان یک سریال اریجینال شبکه History، ارزش تولیدی سریال تحسین برانگیز است. اما در نهایت، این سریال نسخه ی خیلی ضعیفی از سریال X-Files (پرونده های ایکس) است که خیلی راحت می توان آن را نادیده گرفت.
پروژه ی کتاب آبی شامل تحقیقاتی واقعی توسط دولت آمریکا بین سال های ۱۹۵۲ تا ۱۹۷۰ بود، و دکتر آلن هاینک واقعا مشاور این پروژه ی علمی بود. هاینک سپس کتابی درباره ی اشیای ناشناس پرنده نوشت؛ کتاب او در سال ۱۹۷۲ به نام «تجربه شی ناشناس پرنده: تحقیقات علمی» سیستمی را اختراع کرد که هرگونه برخورد نزدیک را به عنوان پدیده ای ناشناخته از آسمان توصیف می کند. احتمالا Close Encounters of the Third Kind (برخورد نزدیک از نوع سوم) ساخته ی استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) را دیده باشید، که به یکی از تاثیرگذارترین فیلم های علمی تخیلی تاریخ سینما تبدیل شد. آلن هاینک در آن فیلم هم به عنوان مشاور علمی حضور داشت. Project Blue Book طی ۱۸ سال اجرایش، بیش از ۱۲۶۰۰ گزارش رویت UFO ثبت کرد، همه برای اینکه دولت آمریکا تحقیق کند این نورهای آسمانی چه معنایی دارند و آیا خطری برای نسل بشریت به حساب می آیند یا خیر. همه ی این ها هم شگفت انگیز است و هم دست آویز دولت آمریکا برای دسترسی آزاد به اطلاعات مردمش.

فیلم و سریال هایی که براساس اتفاقات واقعی ساخته می شوند شگفت انگیزند، و در حین تماشای آن ها به این فکر می کنید که ای کاش تیم سازنده – که در این سریال شامل دیوید اولری (David O’Leary) و تهیه کننده اجرایی رابرت زمکیس (Robert Zemeckis) می شود – بیشتر به همان اتفاقات واقعی پایبند می ماندند تا اینکه از شایعاتی که بین مردم وجود دارد در داستان استفاده کنند. اپیزودهایی از سریال که از گزارشات واقعی رویت UFOها استفاده می کنند بهترین لحظات سریال را رقم می زنند. اینجاست که این سریال خیلی شبیه سریال Mindhunter (شکارچی ذهن) می شود، اما موضوعش به جای قاتلان سریالی، موجودات فضایی هستند، جایی که دانشمند عجیب و غریب آلن هاینک و همکار شکاکش کاپیتان مایکل کوئین (با بازی مایکل مالارکی (Michael Malarkey)) به سراسر آمریکا سفر کرده و تئوری های عجیب را رد می کنند در حالی که همچنین مفاهیم عجیب و غریبی را معرفی می کنند که مردم آمریکا در آن زمان اصلا آماده ی شنیدن آن ها نبودند. چنین محتوای داستانیای پتانسیل زیادی دارد – بیش از ۱۲۶۰۰ گزارش مختلف رویت UFO در این زمینه وجود دارد – و تیم نویسنده مخصوصا اولری و تانیا سنت جان (Thania St. John) در اپیزود چهارم به نام «عملیات گیره کاغذ» کار فوق العاده ای در ایجاد تعادل بین پارانویای عمومی که در دهه ۵۰ بیشتر مردم به آن مبتلا بودند، و تردید در اینکه آیا هاینک و کوئین درگیر ماجرای بزرگتری شده اند، انجام می دهند.
اما Project Blue Book می خواهد این وسط توطئه ای هم وجود داشته باشد و خودش آن را حل کند. افسانه ای بودن سریال نشان می دهد که قطعا یک توطئه ی دولتی هم در جریان است، که حتی به خود کاخ سفید هم می رسد. نیل مک دونا (Neal McDonough) و مایکل هارنی (Michael Harney) نقش دو ژنرال عالی رتبه را بازی می کنند که مامورند مطمئن شوند هاینک آن چیزی که آن ها می خواهند را درباره UFOها به مردم بگوید. این خط داستانی مشکلی ندارد، اما مشکل اینجاست که هیچ قسمتی از آن نیست که قبلا در فیلم و سریال هایی با موضوع UFOها گفته نشده باشد. شخصی ناشناس که همیشه در سایه ها در حال سیگار کشیدن است. شخصیت احمقی که همیشه می گوید «عمرا اگه باور کنی» یا «همه ی ما توی خطر هستیم». یک مامور زن روسی با سیستم مخابره ای در زیرزمین خانه اش که خودش را جای یک زن خانه دار آمریکایی جا زده. چون Project Blue Book می خواهد برای نشان دادن توطئه از همین موارد کلیشه ای استفاده کند، بنابراین فیلمنامه مجبور می شود بیش از حد تلاش کند تا توضیح دهد هاینک قرار است چه کاری بکند. UFOها واقعی نیستند. اما آن ها واقعی اند. یا شایدم نه؟!

البته شاید هم این سریال کاملا مطابق میل شما باشد. برای کسانی که از داستان های توطئه ای لذت می برند، Project Blue Book کاملا مخلوطی از این نوع داستان هاست. گیلن که طی هفت فصل سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت) با لهجه های مختلفی صحبت کرد، هنوز هم کاملا به لهجه ی آمریکایی تسلط پیدا نکرده، اما در اینجا هم نقش آفرینی فوق العاده ای دارد. هاینک شخصیتی است که بقیه ی شخصیت ها او را عجیب و غریب خطاب می کنند، اما او در واقع شخص باهوشی است، پس این به گیلن بستگی دارد که آن عجیب و غریب بودن را به شخصیت وارد کند. او کارش را خیلی آرام اما عالی انجام می دهد، و از نگاه های نافذ و زمزمه کردن برای نشان دادن اعتماد به نفس این شخصیت بهره می برد. کار او واقعا قابل تحسین است، و واقعا جای ناامیدی است که بقیه ی بازیگران، مخصوصا لارا منل (Laura Mennell) کاملا در پس زمینه ی داستان محو می شوند. هارنی طی سال ها اثبات کرده کارش را خوب بلد است و مک دونا یکی از بهترین بازیگران کنونی تلویزیون است، اما هردوی آن ها در اینجا مجبورند فقط از داخل یک اتاق در پایگاهی ارتشی دیگران را تهدید کنند.
اما در نهایت این سریال، داستان واقعی فوق العاده ای را با تلاش برای خلق افسانه ای مخصوص خودش نابود می کند. گاهی اوقات معنای عمیق تری پشت آن نورهای دیده شده در آسمان است. گاهی اوقات آن ها فقط یک سری نور هستند. Project Blue Book از همان نورهای بی معناست.
پخش سریال Project Blue Book از ۸ ژانویه از شبکه History آغاز شده است.


