نقد فیلم
نقد و بررسی فیلم Vice: معاونی که قدرتش از هر رییس جمهوری بیشتر بود!

دیک چنی (Dick Cheney) شخصی به شدت مرموز و درونگراست. او از این قابلیت خود برای انجام فعالیت هایش به صورت مخفیانه، مخفی ماندن از انظار عمومی و مورد تحقیق قرار نگرفتن استفاده کرده است. حتی انتصابش به عنوان نخست وزیر به او اجازه داد از جایگاهش در کنار جرج دبلیو بوش (George W. Bush) نهایت بهره را ببرد، و با این اعمالش دنیا را به شکلی که امروزه می بینیم دربیاورد. فیلم Vice (معاون) – که همچنین معنی کار فاسد و غیراخلاقی را می دهد – ساخته ی آدام مک کی (Adam McKay) قصد ندارد اعمال چنی را با شفافیت نشان دهد بلکه فقط می خواهد داستان او را به همان شکلی که هست بازگو کند. اگر چنی می داند چطور از اهرم های قدرت به نفع خودش استفاده کند، پس مک کی هم می داند چطور از اهرم های سرگرمی بهره ببرد، و او در اینجا هم مانند فیلم The Big Short (رکود بزرگ) داستانی سرگرم کننده اما بحرانی از قدرت آمریکایی بدون محدودیت را روایت می کند که به صورت محرمانه عملیاتی شد، خرابی های زیادی به بار آورد و از زیر مسئولیت هم قسر دررفت. شاید این نمایش عادلانه ای از دیک چنی نباشد، اما آیا خود دیک چنی به عدالت اهمیتی می داد؟
اگرچه Vice ظاهرا داستان اوج گیری دیک چنی (با بازی کریستین بیل (Christian Bale)) از یک آدم بدبخت در وایومینگ به یکی از قدرتمندترین افراد دنیا را دنبال می کند، اما این فیلم زیاد به زندگی شخصی یا لحظات مهم زندگی او به جز همسرش Lynne (با بازی ایمی آدامز (Amy Adams)) که او را به تسلط به دیگران و کنترل سرنوشتش مجبور می کند اهمیتی نمی دهد. به جای آن، چنی به عنوان ابزاری برای نمایش این قضیه عمل می کند که چطور رهبری جمهوری خواهان همه ی مسئولیت ها را رها کرد و باعث سقوط آمریکا شد. مک کی خیلی کم به چنی به عنوان یک شخص نگاه می کند، و نشان می دهد او پس زمینه ی فکری یا اصول خاصی نداشت و فقط تشنه ی قدرت بود. به جای آن، این فیلم نشان می دهد او چطور با زیرکی، بازی سیاست را به نفع خودش چرخاند و سپس با بی دقتی قدرتی که به دست آورده بود را اداره کرد.

شاید پس از دیدن Vice درک بهتری از چنی پیدا نکنید، اما تماشای این فیلم مثل این است که دوباره در حال تجربه ی دوران وحشتناک ریاست جمهوری بوش در دو دوره اش هستیم. مک کی در اینجا هم مثل The Big Short مایل است به مخاطبان درس بدهد، و برایش مهم نیست که شما بدانید چه چیزی باعث می شود چنی عصبانی شود یا نشود. این شخص در کل اصلا مهم نیست. آنچه مهم است این است که شما چیزهایی مثل اداره ی یکپارچه و اینکه چگونه فرد چاپلوس و بی اخلاقی مثل Donald Rumsfeld (با بازی استیو کارل (Steve Carell)) نقش یک نیروی راهنما در زندگی چنی داشت را ببینید. افراد مهم هستند، اما مهمتر این است که شما به کل این دولت به جای اشخاص توجه کنید.
این فیلم گاهی اوقات حالت کارتونی به خود می گیرد. خیلی بعید است چنی و همسرش در یک مهمانی بوده باشند و چنی رو به همسرش بگوید: “دنیا هنوز قدرت کامل آمریکا را ندیده.” نقش آفرینی بازیگران عالی و دقیق است، اما آن ها در خدمت داستانی هستند که در آن نقش اشخاصی در دنیایی بزرگتر را برعهده دارند. بیل مثل چنی عجیب و مرموز است، که کاملا به شخص آرام و کم حرفی تبدیل شده که باعث می شود فراموش کنید یک بازیگر در حال اجرای این نقش است. اما این نقش آفرینی بیشتر از اینکه باعث شود چنی را درک کنیم، می خواهد نشان دهد او درگیر چه کارهایی بوده است. ما باید دنیای چنی را باور کنیم، هر چقدر هم که می خواهد ناخوشایند و آزاردهنده باشد، و این نقش آفرینی ها برای درک دنیای ناخوشایندی که مک کی به ما نشان می دهد مهم و حیاتی هستند.

باز هم مثل The Big Short، مک کی در اینجا از هر ابزاری برای سرگرم کردن و شفاف سازی برای مخاطب بهره می برد. مقالات و کتاب های زیادی درباره ی شرارت های چنی و ریاست جمهوری بوش وجود دارند، و با این حال همه ی آن ها تاثیری نداشته اند. آن ها می خواهند این داستان را برای مردمی بگویند که از قبل از این قضایا باخبرند و نظر خودشان را هم درباره ی آن دارند. مک کی می خواهد گستره مخاطبان بیشتری را درگیر داستان کند. او می خواهد مخاطبانی را به این داستان جذب کند که اهل کتاب خواندن نیستند، اما برای دیدن فیلم جدید Fast & Furious (سریع و خشن) لحظه شماری می کنند. این فیلم برای آن هاست، حتی اگر مک کی صریحا به مشارکت آن ها در حکمفرمایی چنی و رفقایش بر آمریکا اشاره کند. چنی گروه های کنونی که تغییر نام «مالیات بر دارایی» را به «مالیات مرگ» تایید کردند را ایجاد نکرده بود، اما دنیایی که آن گروه های کانونی را ساخت زیرنظر او پرورش داده شده بود. اما او همچنین آمریکا را به ثروتمندترین و امن ترین کشور دنیا تبدیل کرد، در حالی که بقیه باید بهای این کار را می پرداختند.
Vice شاید برای برخی مثل یک ضربه از طرف لیبرال ها به سمت یک هدف ساده باشد. اما این فیلم صرفا چیزی که مک کی درباره ی دیک چنی به آن اعتقاد دارد نیست. این نمایشی از ابتدای قرن بیست و یکم و رنج هایی است که آمریکایی ها می خواهند آن ها را به کلی فراموش کنند. فراموش کردن آن دوران با اتفاقاتی که امروزه در دنیا می افتد کار دشواری نیست. وقتی امروزه بچه ها در جنگ ها کشته می شوند، چه کسی به یاد می آورد چه کسی، چه کسی را قبلا شکنجه کرده است؟ چه کسی می داند جنگ عراق چطور آغاز شد، آن هم وقتی هر لحظه ممکن است جنگ جهانی سوم توسط کره شمالی آغاز شود؟ اما همانطور که Vice نشان می دهد، حالا و گذشته دو موجودیت مجزا نیستند. امروزه مردم در آمریکایی زندگی می کنند که دیک چنی ساخته است، در حالی که چنی، خانواده اش و دوستانش هرگز بهای کارهای غیراخلاقی خود را نخواهند داد.


