نقد فیلم
نقد و بررسی فیلم mid90s: اولین تجربه کارگردانی جونا هیل (Jonah Hill)

نام جونا هیل (Jonah Hill) را نیز به لیست بازیگرانی که خیزش موفقی به سمت کارگردانی داشته اند اضافه کنید. هیل با دو نامزدی اسکار و نقش آفرینی های جذاب زیادی در نقش های کمدی در دوران حرفه ایش، حالا فیلمی جاه طلبانه، مطمئن و قوی به نام mid90s را نویسندگی و کارگردانی کرده است. این فیلم هیچ میانبری در روایت داستان یک پسر جوان در اواسط دهه ۹۰ نمی زند، و هیل آن قدر خوب این داستان را روایت می کند که مطمئن می شویم این کار را از بهترین ها یاد گرفته است. و قطعا هم همین طور است، او از افرادی مثل مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese)، برادران کوئن (Coen Brothers) و بنت میلر (Bennett Miller) چیزهایی آموخته، اما نکته تحسین برانگیز درباره mid90s این است که کاملا یک فیلم مستقل به نظر می آید. هیل در این فیلم که به احتمال خیلی زیاد باعث کارگردانی او در فیلم های زیاد دیگری خواهد شد، هیچ تقلیدی از کسی نکرده و فیلمی ساخته که تلخ و شیرین است.
mid90s با یک زد و خورد آغاز می شود. ما Stevie (با بازی Sunny Suljic) را می بینیم که توسط برادر بزرگترش Ian (با بازی لوکاس هجز (Lucas Hedges)) از داخل اتاقش به سمت یک دیوار پرت می شود. مشخصا رابطه بدی بین آن ها جریان دارد، و وقتی Ian خانه را ترک می کند با فریاد به Stevie می گوید که به وسایلش دست نزند. البته به محض اینکه Ian خانه را ترک می کند، اولین کاری که Stevie می کند این است که به اتاق او می رود، اما نه برای اینکه آن جا را به هم بریزد یا تلافی کند. به جای آن Stevie در اتاق Ian راه رفته و از تماشای لباس ها، سی دی ها و وسایل بدنسازی برادرش لذت می برد. با وجود رابطه بد بین آن ها، Stevie به برادرش به شکل یک الگو نگاه می کند.

اما Ian همچنان به همان شکل می ماند، پس Stevie مجبور است جای دیگری را به دنبال الگو بگردد. اینجاست که او گروهی از بچه های اسکیت باز را ملاقات می کند و سریعا می خواهد با آن ها دوست شود. Stevie اسکیت برادرش را به دست آورده و خودش اسکیت کردن را یاد می گیرد، سپس خودش را به گروه معرفی می کند. سردسته آن ها Ray (با بازی Na-kel Smith) آدم باحال، مطمئن و بهترین اسکیت باز بین اعضای این گروه است؛ همچنین پسرک بددهن (با بازی Olan Prenatt)، که شخصیت جذابی است؛ رده چهارمی (با بازی Ryder McLaughlin) که این نامش به دلیل کمبود هوشش است اما همیشه یک دوربین هم به دست دارد؛ و همچنین Ruben (با بازی Gio Galicia) کم سن ترین آن ها و اولین کسی که با Stevie دوست می شود.
mid90s مانند فیلم های ابتدایی ریچارد لینکلیتر (Richard Linklater)، از نظر داستانی سطحی اما از نظر شخصیت پردازی عالی است. این فیلم حالتی پاتوق گونه دارد، اما فیلمنامه اریجینال هیل، این داستان را با درامی جذاب و شخصیت درگیرکننده و شگفت آور Stevie پر کرده است. ما از دیدگاه او میلش به تطابق گرفتن با جامعه و دوست داشته شدن را می بینیم. او و برادرش با مادر تنهای خود (با بازی کاترین واترسون (Katherine Waterston)) زندگی می کنند، که وقتی ۱۸ سالش بود Ian را به دنیا آورد. او عاشق Stevie است، اما در بیشتر لحظات زندگی او حضور ندارد. در یک لحظه کمیاب از خلوص و صداقت، Ian به Stevie اعتراف می کند وقتی همسن او بوده مادرشان با او رفتار متفاوتی داشته است.

با وجود لحظات شاد و مفرح Stevie با دوستان جدیدش، یک تراژدی در طول mid90s جریان دارد. هیل خیلی خوب از آن جریان استفاده می کند – نیم نگاهی در یک بخش، اشاره ای به آن در بخشی دیگر – بنابراین وقتی فیلم شروع به فاش کردن درونیات ناراحت کننده شخصیت ها می کند، خیلی خوب و تاثیرگذار عمل می کند. همه به نوعی از درون آسیب دیده هستند. فهمیدن این قضیه در هر سنی دشوار است، اما مخصوصا برای Stevie (که حدودا ۱۲ ساله است) خیلی سخت است. به نوعی mid90s فیلمی درباره بزرگ کردن بچه ها توسط دیگر بچه هاست، و حتی مادر Stevie هم آن بلوغ لازم برای مادر بودن را ندارد که در خیلی از مادرهای امروزی نیز شاهد آن هستیم، اما این دلیل نمی شود او عاشق Stevie نباشد.
بازی بازیگران قلب تپنده mid90s است، و دلیل بخش زیادی از این هنرنمایی ها به کارگردانی عالی هیل برمی گردد. به جز Suljic که در فیلم کشتن گوزن مقدس (The Killing of a Sacred Deer) پیچش جالبی داشت و در mid90s هم فوق العاده است، بقیه شخصیت های اصلی توسط بازیگران غیرحرفه ای بازی می شوند. هیل خیلی هنرمندانه از آن ها بازی های عالی گرفته است. این شخصیت ها خیلی واقعی به نظر می آیند، و هیل در همین حین که نشان می دهد می داند از نظر بصری چطور یک داستان را روایت کند، به نقش آفرینی ها نیز – مخصوصا توسط بازیگران غیرحرفه ای – که بخش مهمی از کارگردانی یک کارگردان است و خیلی ها آن را نادیده می گیرند، توجه زیادی دارد.

اما او همچنین یک سبک خاص خود را دارد. mid90s به صورت کامل در نسبت تصویری ۴:۳ نمایش داده می شود. با اینکه برخی فیلم ها از نوستالژی برای تحریک احساسات یا انتخاب یک پس زمینه جالب استفاده می کنند، در این داستان دهه ۹۰ بخش حیاتی و مهمی از داستان است. این دنیایی است که Stevie در آن زندگی می کند، و اگر آن دوران به روشی درست نمایش داده نمی شد، شاید داستان هم به نظر قابل باور نمی شد.
این نسبت ابعادی، حس و حالی که مردم در دهه ۹۰ تلویزیون تماشا می کردند را زنده می کند، و خیلی جالب بود که در این فیلم هم شاهد آن خش هایی هستیم که در فیلم هایی که واقعا به صورت آنالوگ فیلمبرداری شده اند به وجود می آمد. موسیقی واقعا فوق العاده است (ترانه هایی از Nirvana تا The Cure)، و هر جزییات مهمی کاملا درست ساخته شده و انگار در حال بزرگ شدن در آن دوران هستیم.
همچنین موسیقی متن ترنت رزنر (Trent Reznor) و آتیکوس راس (Atticus Ross) را داریم. موسیقی متن این فیلم مثل هیچکدام از کارهای سابق آن ها نیست و به شدت از نظر تنوع گسترده است، با تم اصلی نواخته شده با پیانو و همچنین تغییر سبک به سازهای دیگر در طول فیلم. این کارشان کاملا با همکاری آن ها با دیوید فینچر (David Fincher) متفاوت است، اما اشتیاقی برای استفاده از سبک های متنوع را در حالی نشان می دهد که چیزی که فیلم می خواهد را نیز فراهم می کند. موسیقی متن فیلم بامزه، جذاب و تاثیرگذار است.

فیلم به جنبه های تاریکی نیز وارد می شود و من دوست داشتم کمی بیشتر درباره شخصیت هجز بدانم تا بفهمم دلیل کارهایش چیست. اما mid90s داستانی از دیدگاه Stevie است و فیلم هم ویژگی های شخصیت او و دوستی جدیدش را خیلی عالی روایت می کند. با اینکه داستان Stevie از طریق فرهنگ اسکیت سواری بیان می شود، اما هیل خیلی عالی این داستان را به شکل داستانی همگانی نشان می دهد. لازم نیست حتما اسکیت سواری کرده باشید تا بدانید Stevie با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند.
کارگردانی کار خیلی سختی است. هر کسی توانایی این کار را ندارد، اما هیل با mid90s ثابت می کند که نه تنها شایسته این کار است، بلکه کاملا هم در این زمینه استعداد دارد. او توانسته چیزی بسازد که کاملا حاصل ایده های خودش است، آن هم با سبکی خاص و تاثیرگذار. و با اینکه این فیلم از نظر ساختاری کوچک و صمیمانه است، اما گام بلندی برای هیل در دوران موفقش به عنوان یک کارگردان خواهد بود. mid90s یک جواهر است. مثل یک فیلم واقعی که در دهه ۹۰ ضبط شده و حالا به نمایش درآمده است. این فیلم تمام این مدت را منتظر بوده تا دیده شود. یک فیلم بامزه، کمی تاریک، و کمی شیرین که همیشه قابل باور و تاثیرگذار است.
mid90s در تاریخ ۱۹ اکتبر در سینماها اکران خواهد شد.


