نقد فیلم
نقد و بررسی فیلم ریک پسر سفیدپوست (White Boy Rick) با حضور متیو مک کانهی

در فیلم ریک پسر سفیدپوست (White Boy Rick) به نظر می آید همه در حال کلاهبرداری هستند. شخصیت اصلی فیلم Richard Wershe Jr (با بازی ریچی مریت (Richie Merritt)) و پدر دوره گردش (با بازی متیو مک کانهی (Matthew McConaughey)) تجارت اسلحه ای غیرقانونی را اداره می کنند. خواهر او یک معتاد است و با یک پسر مشکوک دوست شده که قول داده او را از خانه پدرش رها کند. همچنین پلیس ها در حال استخدام خلافکارهای محلی به منظور استفاده از آن ها برای نفوذ به این تجارت هستند. بقیه شخصیت ها شامل پدربزرگ Rick (با بازی بروس درن (Bruce Dern)) یا دلال مواد هستند یا به شکلی با این مسئله درگیرند.
حتی به نظر می آید کارگردان فیلم یان دمانگ (Yann Demange) هم در این فیلم سردرگم است. با وجود فیلم تاثیرگذار سابقش درباره ارتش جمهوری ایرلند به نام «۷۱»، او نمی تواند با همان قدرت وارد هالیوود شود. در حالی که هالیوود هم خیلی دوست داشت با او همکاری داشته باشد، اما چهار سال طول کشید تا این فیلم خشن و جنایی با داستان واقعی را بسازد، که حداقل روی کاغذ به نظر خیلی خوب تنش های خیابانی را بیان می کند. اگرچه دمانگ خیلی خوب این فیلم را کارگردانی کرده، اما «ریک پسر سفیدپوست» درنهایت مثل یک فیلم تلویزیونی است، البته با حضور بازیگران بهتر و موسیقی متن به سبک هیپی.

«ریک پسر سفیدپوست» دوره تاریکی را در تاریخ آمریکا نشان می دهد، وقتی سیاستمداران، رسانه ها، و شهروندان متقاعد شده اند مواد مخدر ریشه همه جنایت های خشونت بار است. تجارت اسلحه های جنگی هم به رفع این مشکل کمکی نمی کردند، همان طور که در سکانس ابتدایی، در یک مغازه اسلحه فروشی پدرRick می خواهد چند اسلحه AK-47 را با چرب زبانی بخرد. نیروهای قانونی از مقابله با این پدیده ناامید شده بودند، بنابراین اف بی آی (FBI) محدودیت ها را کنار زد و با استخدام Rick ۱۴ ساله به عنوان خبرچین، او را به جوان ترین خبرچین تاریخ آمریکا تبدیل کرد.
کثیف و ناخوشایند. این کلماتی است که با آن ها می توان این فیلم را توصیف کرد. وقایع فیلم در دیترویت ۱۹۸۴ رخ می دهد، آن هم یک سال پس از تاسیس برنامه آموزش مبارزه با مواد مخدر (D.A.R.E.) در لس آنجلس و درست در زمان کمپین Nancy Reagan به نام «فقط بگو نه» – زمانی که کراک به مشکل بزرگی در اقتصاد راکد دیترویت تبدیل شده بود، زمانی که در آن نوجوانان در ساختمان های متروکه پرسه می زنند، و با هفت تیرهایشان موش ها را برای سرگرمی می کشتند. قطعا در مقایسه با این، مامور مخفی شدن خیلی جذاب تر است.

کسی چه می داند اف بی آی چه نقشه ای داشت، اما اوضاع برای Rick اصلا خوب پیش نرفت، و او در نهایت به ۳۰ سال حبس محکوم شد. نویسندگان فیلم، اندی وایس (Andy Weiss) و برادران لوگان و نوآ میلر (Logan and Noah Miller) قطعا این اتفاق را به عنوان یک رسوایی می دانند، و دولت را به دلیل خیانت به Rick محکوم می کنند: ماموران ابتدا او را مجبور کردند یک دلال مواد مخدر مخفی باشد (تا در هنگام معامله ها شخص خریدار را دستگیر کنند)، و سپس به او یک کیلو کراک دادند تا بفروشد، آن هم به دلیلی که هنوز مشخص نیست. اما نویسندگان بخش های مهمی از داستان Rick را نادیده می گیرند، مثلا اینکه او قبل از اینکه ماموران او را استخدام کنند به شدت در کارهای خلاف فرو رفته بود، و اینکه پلیس ها هنگام دستگیری او هشت کیلو مواد همراهش پیدا کردند.
Rick با نام مستعار «مرد سفیدپوست تنها» در برخی گروه های آفریقایی آمریکایی، اصلا بی گناه نبود، که اصرار فیلم بر اینکه پلیس ها او را به این راه کشاندند را بی شرمانه جلوه می دهد. قطعا پلیس قصد کشاندن یک جوان به دنیای خطرناک مواد مخدر را نداشت، اما در این فیلم داستانی ساختگی را می بینیم که همه جزییات آن خیلی خوب کار شده اند.

در سکانسی که در آن ماموران اف بی آی Snyder (با بازی جنیفر جیسن لی (Jennifer Jason Leigh)) و Byrd (با بازی روری کوکران (Rory Cochrane)) با ماشین Rick را که در حال پیاده روی است سوار می کنند، به این قصد که از مامور مخفی Jackson (با بازی Brian Tyree Henry) کمی مواد بخرد، نسبت به همه فیلم های مشابه خیلی مسخره به نظر می آید. وقتی او ناگهان با این کار موافقت می کند، فیلم مشخص نمی کند وظیفه Rick واقعا چیست، که این فیلم را از هر تعلیقی که در چنین صحنه هایی می توان به وجود آورد محروم می کند.
دمانگ Rick را در حالی نشان می دهد که خیلی راحت وارد گروه «Curry Crew» به رهبری Leo “Big Man” Curry (با بازی YG رپر) و Johnny “Lil Man” Curry (با بازی Jonathan Majors) می شود و Rick به همسر آینده Johnny (با بازی تیلور پیج (Taylor Paige)) نظر دارد. این افراد مستقیما با شهردار دیترویت همکاری می کنند، و ماموران هم ناامیدانه قصد دارند کل این سیستم را از بین ببرند، که شامل پلیس های فاسد هم می شود، اما در فیلم اصلا مشخص نمی شود Rick چطور می خواهد این کار را انجام دهد. به جای آن صحنه های پشت سرهمی می بینیم که در آن ها Johnny با دار و دسته اش به وگاس می روند تا یک مسابقه بوکس را تماشا کند و درنهایت او را در حال کتک زدن Leo می بینیم … که معلوم نیست با چه هدفی صورت می گیرد. تمرکز فیلم روی مسائل سطحی است، و در توضیح اینکه هدف Rick واقعا چیست باز می ماند.

پدر Rick یک رویاپرداز است، یک الگوی بد که به دلیل کلاهبرداری هایش توسط دختر خودش (با بازی بل پاولی (Bel Powley)) «بدنام و خلافکار» خطاب می شود. مک کانهی در این نقش اغراق شده هم مانند همه کارهای قبلی خودش متعهد عمل کرده، اما ظاهر چاپلوسانه اش نسبت به شخصیتی که در «کارآگاه حقیقی» (True Detective) بازی می کرد خیلی متفاوت به نظر می آید. البته بهترین نقش آفرینی را مریت (Merritt) انجام داده، که سرسختی های خیابانی که ماموران را به جذب او مایل کرد را در حالی نشان می دهد که همچنین به ما القا می کند اگر Rick تحت شرایط متفاوتی قرار می گرفت راه بهتری را برای زندگی پیش می گرفت. اتفاقی که درنهایت برای Rick افتاد یک رسوایی تراژیک بود، اما به دلیل به هم ریخته بودن «ریک پسر سفیدپوست» نمی توان آن چنان از فیلم لذت برد.


