روزی روزگاری در هالیوود (Once Upon a Time in Hollywood) 2019

کارگردان : Quentin Tarantino

بازیگران : Leonardo DiCaprio ، Brad Pitt ، Margot Robbie

ژانر : Comedy, Drama

83/100
7.9/259,173
85%
x
رای دهید
0 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
ادامه متن ... یک بازیگر فراموش‌شده‌ی تلویزیون و بدلکار قدیمی‌اش تلاش می‌کنند در آخرین سال‌های دوران طلایی هالیوود در صنعت رو به تغییر فیلم به شهرت و موفقیت برسند…

نظرات کاربران

امتیاز کاربران

ارسال نظر
6.9
12 رای مثبت :
4 رای بی طرف :
0 رای منفی :

نطرات کاربران

8
کوئنتین تارانتینو، برد پیت، لئوناردو دی‌کاپریو، آل پاچینو، مارگو رابی، تیموتی اولفیفانت، مارگارت کوالی و داکوتا فنینگ از اون سری بازیگر هایی هستند که حضور یک نفر از اینها در یک فیلم باعث می‌شود که ما جذب آن فیلم شده و آن را تماشا کنیم اما حضور همه آن ها در یک فیلم، واقعا شاهکار است و ما با چشمان کاملا بسته میدانیم که با یک فیلم شاهکار طرفیم. فیلم روزی روزگاری در هالیوود داستان ریک دالتون (با بازی لئوناردو دی‌کاپریو)، بازیگر تقریبا پا به سن گذاشته ای که الان مجبور است نقش منفی فیلم و سریال ها را بر خلاف میلش ایفا کند و او در کنارش بدلکار و بهترین رفیقش یعنی کلیف بوث (با بازی برد پیت) را دارد که او را تا خانه اش می رساند، کارهای خانه اش را انجام می دهد و خلاصه هر کاری که در توانش باشد برای ریک انجام می دهد بنابراین می توان گفت که رابطه این دو بیشتر از دو دوست و همکار است. از اینها بگذریم به بحث بازیگری فیلم میرسیم. لئوناردو دی‌کاپریو و برد پیت بار دیگر در این فیلم ثابت میکنند که این همه شهرت را الکی کسب نکرده اند اما از طرف دیگر آل پاچینو و مارگو رابی را داریم که به حای آنها حتی اگر از یک بازیکر گمنام هم استفاده میشد می توانست حق مطلب را ادا کند چرا که مارگو رابی و آلپاچینو آن قدر دیالوگ و سکانس ندارند که بخواهند هنر بازیگری خود را به رخ بکشند و به نوعی می توان گفت کوئنتین تارانتینو اصلا نتوانسته به خوبی از این دو مهره عالی نهایت استفاده را بکند و حضور این دو تنها می تواند جذابیت فیلم را دوچندان کند. از طرفی فیلم دارای شات ها و قاب های بسیار عالی است و قشنگ مارا به درون دهه ۶۰ یا ۷۰ میلادی می برد. سکانس های فیلم از جمله سکانس مبارزه کلیف بوث و بروس لی را بسیار بسیار عالی بودند. موسیقی متن فیلم خیلی عالی بود و به راحتی می توان با آن هماهنگ شد. شاید بتوان گفت که بییت دقیقه پایانی فیلم اوج هیجان داستان باشد چرا که برد پیت با زی فوق العاده خود در نقش کلیف بوث توانست در این سکانس هم دلبری کند. در آخر باید بگویم که بدون شک روزی روزگاری در هالیوود بهترین اثر کوئنتین تارانتینو نییت اما قطعا جزو بهترین آثار خلق شده توسط او قرار دارد.
7
فیلم روزی... فیلمی از تارانتینو است و با بازی برد پیت ،دی کاپریو و آل پاچینو و مارگو رابی.من انتظاری که از این فیلم و کارگران داشتم اصلا این نبود،یک فیلم کاملا معمولی نسبت به کارهای دیگه تارانتینو،فیلمنامه این فیلم خیلی خوب نبود و فقط این فیلمنامه رو میشه با بازی عالی برد پیت و دی کاپریو تحمل کرد و یک مشکل ریز اینکه واقعا دختر بروسلی حق داشت انتقاد کنه،واقعا نمیتونستن قیافه بروسلی رو واقعی تر دربیارن!!و به نظرم تارانتینو با آوردن مارگو رابی فقط خواسته یکم به فروش کمک کنه وگرنه نقش آنچنانی نداشت.و به جراعت میتونم بگم پنجاه دقیقه این فیلم اضافه.
7
این فیلم شخصی ترین و متفاوت ترین فیلم تارانتینو هست. درواقع به نوعی ادای دین این کارگردان به سینمای هالیوود دهه ۶۰ و ۷۰. تارانتینو در این فیلم بیشتر سراغ علایق شخصی خودش رفته تا علایق طرفدارانش. صحنه های زیادی از فیلم های درجه دو هالیوود، پاهای لخت(!) و ... وجود داره که شاید کسی بجز خودش از اونها لذت نمیبره. درطول فیلم سکانس هایی داریم که عملا بی تاثیرن و ربطی به هم ندارن. اما فیلم نکات مثبت زیادی هم داره که باعث میشن لحظات لذت بخشی رو در طول تماشای اثر تجربه کنیم.اول از همه قدرت فوق العاده کارگردان در ایجاد فضاسازی هست. بنحوی که شخصا خودم رو هم در اون فضای هالیوودی حس میکردم. توجه بیش از حد کارگردان به فضاسازی، شاید باعث شده شخصیت پردازی رو رها کنه. بجز خود کاراکتر ریک دالتون (با بازی تحسین برانگیز دیکاپریو) بقیه قابل درک‌ نبودن مخصوصا مارگو رابی. در اصل داستان شخصیت های مهمی مثل شارون تیت، رومن پولانسکی یا دار و دسته منسون ها در فیلم بشکل خاصی تغییر کرده. ریک و بدلکارش باهم صمیمی میمونن، بجای اینکه شارون تیت کشته بشه منسون ها کشته میشن. تارانتینو مثل همیشه فیلمی مخالف جریان روز ساخته. تغییر دادن واقعیت (مشابه حرمزاده های لعنتی)، خشونت شاید کم ولی به موقع و کاملا غافلگیرکننده هست و پایان هم غیرقابل پیش بینی.
7
بعد از ماه ها انتظار بالاخره این فیلمم اومد اما خب کمتر از سر و صدایی که کرد ظاهر شد.اول از نقاط ضعفش بگم که سکانس های زائد و اضافه خیلی زیادی دا‌شت. دومین ايرادی که بهش وارده فیلمنامه ضعیفشه و ایراد بعدی بازی بسیار بد مارگو رابی هستش..اما نکات مثبت فیلم.فضا سازی فیلم بسیار خوب هستش و تارانتینو تونسته فضای اون دوران رو به خوبی تصویر بکشه. فیلم از لحاظ فنی قوی کار شده و فیلمبرداری و موسیقی متن و تدوین باعث شده تا فیلم با وجود سکانس های اضافه خیلی خیلی حوصله سر بر نباشه بازی دی‌کاپریو و برد پیت هم واقعا خوب بود. در کل این فیلم جزو آثار برتر تارانتینو نیست ولی باز ارزش دیدن و داره.
7
واقعیتش اینه من این فیلمو دوبار دیدم دفعه اول بدون توجه به زندگی شارون تیت و فقط تفریحی و هیچی هم نفهمیدم ولی بار بعد که با دونستن قضیه شارون تیت فیلمو دیدم فهمیدم خیلی فیلم قشنگ و عمیقیه.فیلم خیلی خوب و روان داستان هر سه تا کاراکتر رو دنبال میکنه و اصلا خسته کننده نیست و نکته بعدی وصل کردن زندگی شارون تیت به شخصیتای اول فیلم هست.فیلمبرداری خوب بود و کارگردانی تارانتینو که چند سال وقت صرف نوشتن فیلمنامه کرده قابل تحسین بود ولی فیلمنامه یه مقدار ضعف داشت.بازی محشر دیکاپریو و بازی عالی برد پیت به عنوان مکمل فیلمو قشنگ تر کرده بود.بیست دقیقه آخر فیلم هم مهر تایید و امضای تارانتینو رو فیلم بود و ایده جالبی داشت که دست برده بود تو واقعیت و آخر فیلم رو عوض کرده بود.در کل حتما پیشنهاد میدم قبل از دیدن فیلم حتما زندگینامه شارون تیت و پولانسکی رو مطالعه کنید.
5
ضعیف ترین فیلم تارنتینو.به بادمجون میگفتی بازیگرای فیلمت دی کاپریو و برد پیت و مارگو رابی و الپاچینو هستن بالاخره یه چیز قابل قبول تحویلت میداد.این چی بود اخه .همش کلیشه.حیف وقتی که براش تلف کردم
5
هنوزم گیجم که نقش مارگو ربی تو فیلم‌چی بود و احساس میکنم کارگردان بیشتر از اسم این بازیگر استفاده کرده برای فروش بیشتر در گیشه.داستان فیلم واقعا سطحی و ساده بود.و کل فیلم روی یک خط ثابت میچرخید.و البته یک مقدار در انتهای فیلم دچار هیجان کوچیکی میشید که با توجه به بودن ی همچین بازیگر هایی اصلا چیز بزرگ و عجیبی نیست.و هیچکدوم از انتظار هایی که برای این فیلم داشتم براورده نشدن.
7
فیلم در درجه اول فیلمنامه و داستان سرایی ساده ای داره و بعضا خرده پیرنگ هایی رو‌ روایت میکنه که ساز و کار و کارکرد مشخصی ندارد و هیچ هدفی در جهت پیشرفت و پردازش داستان صورت نمیگیره و گاها شاهد خرده روایت هایی هستیم که هیچ کنش و واکنشی در امر تعامل و روابط احساسی و دراماتیک بین بازیگران حاصل نمیشه اما فضای جغرافیایی و سرخوشانه و پر رنگ و لعاب اثر و ترسیم سینمای هالیوود دهه 60 به نحوی برای بیننده به تصویر کشیده میشه که موقعیت های کمیک و تنوع تصاویر و لوکیشن های متعدد و رنگهای گرم و صمیمانه آن دوره از روزگار را برای بیننده باز آفرینی میکند و یاد و خاطره سینما آن دوران را با فرم کلاسیک خودش زنده میکند. روایت ستارگان هالیوود را بازگو میکند که پس از حضور فعال در حوزه کاری خود دچار پس رفت و افول در زندگی کاری و شخصی خود می شوند و دیگر قدرت عرضه اندام در کارنامه کاری خود را ندارند. فیلم نه تنها بر خلاف مولفه های رایج داستان گویی فیلمساز و المان های به کار رفته درون آن باز پس میکشد بلکه از میزان خشونت بی حد و وصف و تنش و هیجان آثار قبلی خود کاسته و جای خود را به فضای ملموسانه و نوستالژیک دهه 60 و برشی از تاریخ سینما هالیوود داده است. جایی که شخصیت های درون داستان به فرجام خواهی نمی رسند و سرانجام ایده عالی برای خود متصور نمی شوند. هم چنین شخصیت پردازی کاراکترهای فیلم دارای ابعاد گسترده و پیچیده ای نیست و بعضا شخصیت ها تک بعدی هستند. البته به جز نقش آفرینی دیکاپریو که بار کل فیلم را به دوش میکشد و به نحوی با اجرا و بازی زیبای خود جولان میدهد که دیگر بازیگران جایی برای نمایش قدرت ها و توانایی خود ندارند. عدم پرداخت و پردازش مناسب و سمپات قصه باعث شده است مخاطب در طول زمان فیلم ارتباط عمیق و مستحکمی با کاراکترهای درون فیلم نداشته باشد و شخصیت ها گاه و بی گاه و بدون هدف و پیش زمینه ای از نقطه A به نقطه B نقل مکان می کنند. مارگوت رابی طول و عرض قصه را در میان سینما رفتن و رقص های مغرضانه و نا سنجیده خود می گذراند و برد پیت خود را در میان فرقه منسون ها و هیپی ها میبیند و اوقات خود را صرف پیمودن خیابان ها می کند. اما ضربه نهایی و اتفاق مهم داستان در سکانس پایانی اثر رخ می دهد. نفرت و خروش دمیده شده در رگ های گروه منسون ها با حمله ور شدت نه به شارون تیت و قتل او بلکه همسایه و ستاره خیالی خود ریک دالتون جاری می شود. صحنه های خشونت آمیز و پر جزئیات اثر در پلات پایانی جوری با ظرافت و دقت خاص چیده شده است که تداعی کننده سبک سینمایی تارانتینو را برای مخاطب یادآور می شود. اما با تمام این اوصاف اثر جدید تارانتینو در فیلم نامه متوسط و در داستان گویی ضعیف عمل میکند نه می شود آن را خیلی خوب دانست و نه خیلی بد بلکه می شود آن را جزو متفاوت ترین و شخصی ترین فرم های روایی قلمداد کرد.
8
هنگامی که درمورد این فیلم شنیدم خیلی مشتاق شدم چون تارانتینو همیشه یه فیلم جدید حتی اگر متوسط، بیرون میده و من همیشه از جدید بودن و متفاوت بودن اون فیلم لذت میبرم. دیدن قیافه برد پیت و دیکاپریو کافی بود که منو راضی کنه که این فیلم یه موفقیت کامل هست.اما این فیلم کمی ناامید کننده از آب در آمد.حوادث این فیلم در سال 1969 اتفاق میافته و بدلیل جلوه های بصری فوق العادش واقعا حس و حال آن زمان را به شما میدهد. یه نکته مشخص درمورد فیلم های تارانتینو دیالوگ های فیلماش هست که همیشه مورد تمجید قرار میگیرند و اینکه تارانتینو سعی میکنه هر دیالوگ رو خیلی تاثیر گذار کنه. متاسفانه در این فیلم تارانتینو نتونست کاملا به اون هدف برسه.فیلمنامه این فیلم جزو بهترین فیلم نامه های امسال میتونه باشه اما متاسفانه داستان سرایی در این فیلم واقعا ضعیف هست و این یک ایراد بزرگ که باعث میشه فیلم کسل کننده و خیلی در هم برهم بنظر برسه، تقریبا نیمه وسط هیچ استرس و هیچ کشش خاصی نداشت و خیلی کسل کننده به نظر می رسید. بعضی شخصیت ها هم اون قدرت و کاریزما مشخصه رو نداند اما درکل می‌توان گفت تارانتینو خیلی خوب شخصیت ها رو جمع و جور کرد و گسترششون داد. اگه دنبال خشونت فیلم های تارانیتینو هستید این فیلم متاسفانه غیر تارانتینو ترین فیلم حساب میشه. با همه این ها فیلم کارگردانی و داستان فوق العاده ای داره و بازی دیکاپریو به عنوان rick dalton و برد پیت به عنوان بدلکارش واقعا خیره کننده بود و شیمی بین اون دو شخصیت واقعا حس خوبی به آدم میده. یکی دیگر از ایرادات فیلم نقش مارگو رابی هست.شخصیت او تقریبا هیچ تاثیری در داستان ندارد و به گونه ای میتوان گفت فقط هست چون بخشی از تاریخ سال 1969 شخصیتش محسوب میشه. و همینطور یکسری کاراکتر های مشخص دیگر هم همینگونه هستند. فیلم شاید نتونست به درخشش کامل برسه و میتونست بهتر و پر جون تر باشه. اما با همه از خیلی از فیلم های دیگر بهتره و یک چیز منحصر به فرد خودش محسوب میشه.
7
دو سال با شوق و ذوق منتظر بودم این فیلم بیاد...حقیقتا ازش انتظار خیلی خیلی بیشتری داشتم مخصوصا که بازیگر محبوبم دیکاپریو و کسایی مثله برد پیت و مارگوت رابی بازی میکردن.اما اینا به کنار،چرا فیلم داستان خاصی نداشت؟چرا فیلم اونطور که باید جذاب نبود؟اصن دلیل حضور مارگوت رابی چی بود و اون دقیقا چیکاره بود؟چجوری تارانتینو اینجور فیلمیو ساخت؟فیلمنامه ضعیف بود خیلیم ضعیف بود.البته از بازیگری فوق العاده دیکاپریو نگذریم...توهین کردن به بروس لی هم کار خوبی نبود،به هرحال انسان بزرگ و قابل احترامیه...تنها نکته مثبت فیلم این بود که خیلی بیشتر با سختیای بازیگری آشنا شدم...(تاریخ فراموش نخواهد کرد که تارانتینو بهترین عناصر رو داشت ولی ازشون به خوبی استفاده نکرد...)
9
بعد از انتظار زیادی که کشیدم بالاخره این فیلمو دیدم ! خدا رو شکر.فیلم خوبی بود اما نه در حد انتظاراتی که ازش داشتم ! فیلم جدید تارانتینو ، نسبت به کارای قبلیش تفاوت بیشتری داره ، اینکه فیلم تارانتینو حدود ۲ ساعت و خورده‌ای زیبا و آروم پیش بره از تارانتینو بعیده !!اما پایان فیلم ((۲۰دقیقه‌پایانی)) امضای تارانتینو روی این فیلمه .نقطات قوت فیلم مثل بقیه فیلمای تارانتینو عبارته از : ۱_موسیقی ۲_دیالوگای باحال((فحش و حرفای فان)) ۳_شات های کثیفِ دوست داشتنی ! ((البته واسه طرفدارای تارانتینو)) ۴_پایان عجیب غریب ۵_فیلمبرداری ۶_رنگ بندی ۷_ بازی بازیگرا و ...اما نقطه ضعف فیلم فقط طولانی شدن بیخودشه :| ، انصافا این فیلم سکانس های زائد زیاد داشت که اگه حذف هم میشد اتفاقی نمی‌افتاد !! میتونم بگم خوشحالم که اون نسخه اصلی که ۴ ساعت و نیمه بود رو بیرون ندادن ، واقعا همین ۲ ساعت و ۴۰ دقیقه هم زیاد بود . این ضعف فیلم جدید تارانتینو بود . سکانس های زائد ، فقط همین .
6
اخرین فیلم تارانتینو متفاوت ترینشونه و خیلی شبیه به اثار قبلیش نبود (به جز سکانسهای پا ) و اونجوری که انتظار داشتم پر از خون و گلوله و ادم کشی نبود ولی اصلا نمیشه گفت ناامیدم کرد.از لحظه به لحظه سکانسای دیکاپریو و برد پیت میشه لذت برد و خیلی دلنشین بود . با اینکه زمانش یکم زیاده ولی اصلا خسته کننده نیست.این اثر تارانتینو در بین اثارش برای من جزو رتبه های پایینه که شاید بخاطر اینه همیشه انتظار دارم پر کشت و کشتار باشه و اینجوری نبود ولی به این معنی نیست که فیلم خوبی نباشه.
7
باید بگم که پایان فیلم فوق العاده بود من داستان واقعی این ماجرا رو خونده بودم ولی کاملا پایان فیلم دوست داشتنی و شوکه کننده بود.داستان فیلم انگار کمی سردرگم بود ولی بازی ها عالی بودن
5
وظیفه کارگردانی روزی روزگاری در هالیوود بر عهده یکی از بهترین و صاحب سبکهای حال حاضر یعنی کوئنتین تارانتینو بود .گروه بازیگری فیلم هم بسیار پربار و قابل توجه بود و همینکه دی کاپریو و برد پیت دیدنشون تو یک قاب میتونست جالب باشه.فیلم شروع نسبتا خوبی رو داشت و در مورد ریک دالتون با بازی دیکاپریو و بدلکارش کلیف با بازی برد پیت هست که دوران افولش بازیگریش رو میگذرونه تا اینکه آلپاچینو پیشنهادی بهشون میده.در این میان دی کاپریو هم در همسایگی رومن پولانسکی و همسرش شارون تیت زندگی میکند.این فیلم بر خلاف چیزی که فکر میکردم کاملا با تمامی استانداردهایی که معمولا تارانتینو تو فیلماش داشت فاصله زیادی داشت.فیلم تقریبا از دقیقه 30 به بعد افت واقعا شدیدی میکنه و یه جاهاییش صحنه های واقعا اضافه و بی جهتی داره که بیننده رو خسته میکرد مثلا نشون دادن اینکه چندین بار دیکاپریو تو فیلم وسترن داره بازی میکنه و پشت صحنه هاش ،مدام سینما رفتن شارون تیت و .... با توجه به زمان طولانی 2 ساعت و 40 دقیقه ای خیلی ملال آور بود.راحت میشد از این زمان 1 ساعتش رو کات کنی بدون اینکه هیچ لطمه ای به داستان بخوره.فیلم خیلی دیر وارد اون فاز و حال و هوای تارانتینویی و خشونتش در اواخر فیلم میشه و تا به خودت میای هم میبینی که تموم شده که بنظرم میتونست جور دیگه ای فیلمنامه رو بنویسه که این اتفاق نیفته.فیلم یه روایت پست مدرن داره و قرار بود یه جورایی شبیه پالپ فیکشن باشه اما فرسنگها با هم فاصله داشتن.تارانتینو اما فضای فیلم رو به خوبی به دهه 60 برده بود از بازی بازیگران هم برد پیت بنظرم شاخص ترین بازیگر بود.در کل بنظرم اگه تارانتینو تمرکز فیلم رو صرفا روی قضیه همسر رومن پولانسکی و خانواده منسونها میزاشت فیلم خیلی بهتری در میومد.فیلم کلا با اون چیزی که اغلب مردم انتظار داشتن فاصله زیادی داره و جزو ضعیفترین کارهای تارانتینو میتونه قراره بگیره.

نقد منتقدین

امتیاز منتقدین

85
5 رای مثبت :
0 رای بی طرف :
0 رای منفی :

نظرات منتقدین

94
با وجود مبارزات، خونریزی و اغلب کشت و کشتاری که باعث محبوبیت یک فیلم ساخته‌ی کوئنتین تارانتینو (Quentin Tarantino) می‌شود، اما تقریبا همیشه محرک احساسی مهمی در خط داستانی فیلم‌های او وجود دارد. چه جستجوی جنگو برای همسرش برام‌هیلدا باشد یا عشق یکطرفه‌ی جکی براون برای ضامنش یا جستجوی عروس برای انتقام دختر متولد نشده‌اش باشد، به هر حال این محرک وجود دارد. اما تارانتینو هرگز فیلمی نساخته که به شیرینی و نوستالژیک بودن جدیدترین فیلمش یعنی Once Upon A Time In Hollywood «روزی روزگاری در هالیوود» باشد.
90
در ظاهر همه چیز مهیاست برای یک فیلم جذاب دیگر از جناب تارانتینو. گشت وگذار در سیستم فیلمسازی هالیوود. وقت گذراندن در آمریکا دهه شصت. موسیقی.مهمانی و پشت صحنه آثار سینمایی .. حضور تیم بازیگری درجه یک (از برد پیت .دیکاپریو. مارگو رابی گرفته تا آل پاچینو کبیر). نمایش اشخاصی همچون رومن پولانسکی. شارون تیت. بروس لی و… و شاید از تمام این موارد مهمتر حضور فرقه منسون ها و تبعات شرارت آنها در جامعه و رسانه ها….
90
به عنوان یک فیلمساز، کوئنتین تارانتینو در ایجاد سبک جدیدی از هنر فیلمسازی حکم یک پدر و پیشرو را دارد و یک حرفه ای کامل است، چرا که او را باید استاد شخصیت سازی مدرن و دیالوگ نویسی تند و آتشین دانست و باید او را به خاطر تولید b-movie هایی که دارای شخصیت های عمیق و جذاب است ستایس کرد. برای مثال گفت و گو و مکالمه بین دو آدمکش در Pulp Fiction پیرامون اختلافات اندکشان بین مک دونالد آمریکایی و فرانسوی، تنها یک صحنه آتشین و سرگرم کننده نبود، بلکه انقلابی در فیلم سازی و شخصیت پردازی بود. با این انقلاب تارانتینو انواع کاراکترهایی که قبلاً فقط برای ارائه یک نقشه‌ی توطئه آمیز وجود داشتند ، اکنون زندگی درونی کاملی پیدا کرده بودند، و مملو از احساسات جدی و بی پروایی بودند که قبلاً بیهوده شمرده می شدند، و حالا با این تغییرات و نوآوری تارانتینو آنها بیش از هر زمان دیگری “واقعی” بودند.
85
دیدن نام کارگردان و نویسندگی کوئنتین تارانتینو یکی از عواملی که هر کسی رو به سوی دیدن این فیلم میکشاند. لوکیشن‌هایی خوبی که مدام تغییر میکردند ، فیلم برداری درست و حساب شده ، استفاد از موسیقی متن عالی ، انتخاب لباس ، همه و همه از رمز و راز های موفقیت کوئنتین تارانتینو در فیلم هایش است.
65
روزی روزگاری در هالیوود فیلم عجیبیه ، از یک طرف تکنیک های خوب کارگردان رو داره و گشت و گذار تو هالییود دهه ی ۶۰ و ۷۰ (که به شدت بهش علاقه دارم اگه شما هم علاقه دارید سریال mad men رو ببینید ) رو به تصویر می کشه از یک طرف یک فیلم بی محتوای بی سر و ته که تارانیتینو سعی کرد مثل pulp fiction باشه قبل از شروع متن اصلی بگم که واقعا لذت بردم از فیلم، دهه ی ۶۰ و نور پردازی روشن و زرد و ... ولی منطقی نگاه کنیم یک جورایی وقت تلف کردن بود
در حال حاضر نقدی وجود ندارد.

کارگردان : Quentin Tarantino

تهیه کننده : Shannon McIntosh

نویسنده : Quentin Tarantino

عامل نقش
Leonardo DiCaprio Rick Dalton
Brad Pitt Cliff Booth
Margot Robbie Sharon Tate
Emile Hirsch Jay Sebring
Margaret Qualley Pussycat
Timothy Olyphant James Stacy
Julia Butters Trudi Fraser
Austin Butler Charles "Tex" Watson
Dakota Fanning Lynette "Squeaky" Fromme
Bruce Dern George Spahn

لیست کامل برندگان اسکار ۲۰۲۰ – فیلم Parasite بهترین فیلم

فصل سینمایی ۲۰۱۹ نیز با اسکار ۲۰۲۰ به پایان رسید و فیلم جوکر (Joker) با ۱۱ نامزدی از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردان (Todd Phillips) پیشتاز مراسم میباشد و نزدیک ترین رقبای آن The Irishman, Once Upon a Time in Hollywood و ۱۹۱۷ هستند با ۱۰ نامزدی از جمله بهترین فیلم، کارگردان و فیلمنامه … …

۱۳۹۸-۱۱-۲۱ تعداد بازدید :1083 مشاهده خبر

برندگان جوایز سینمایی بفتا (BAFTA 2020) اعلام شد: فیلم ۱۹۱۷ بهترین فیلم و بیشترین جایزه

جوایز آکادمی فیلم بریتانیا (به انگلیسی British Academy Film Awards) که به اختصار جایزه بفتا (به انگلیسی BAFTA) نامیده می شود جایزه ای است که هر ساله به بهترین های سینما و تلویزیون در بریتانیا اهدا می شود و ساعاتی پیش این مراسم در لندن و درست یک هفته پیش از مراسم اسکار ۲۰۲۰ به پایان رسید …

۱۳۹۸-۱۱-۱۴ تعداد بازدید :322 مشاهده خبر

کوئنتین تارانتینو: کارگردانی بازی جوان ها است و فکر می کنم که پیشکسوت شده ام!

پایان برای کوئنتین تارانتینو «Quentin Tarantino» نزدیک است. فیلمساز برنده‌ی اسکار از زمان اکران Once Upon a Time In Hollywood «روزی روزگاری در هالیوود» تأکید کرده است که طبق اعلام قبلی با دهمین فیلمش بازنشسته خواهد شد و این بدان معناست که او تنها یک فیلم بلند دیگر خواهد ساخت. تارانتینو هنر را با نوشتن کتاب، …

۱۳۹۸-۱۱-۳ تعداد بازدید :174 مشاهده خبر

برندگان مراسم SAG Awards 2020 اعلام شدند: انگل (Parasite) اولین فیلم خارجی برنده بهترین اجرای گروهی بازیگران

دقایقی پیش بیست و ششمین دوره از مراسم ۲۰۲۰ SAG Awards (جوایز سالانهٔ انجمن بازیگران فیلم) که در واقع تقدیری است که انجمن بازیگران فیلم از اجراهای برجسته اعضای خود به عمل می‌آورد، به پایان رسید و انگل (Parasite) جایزه بهترین اجرای گروهی بازیگران در یک فیلم سینمایی را به خانه برد… به گزارش آریامووی، …

۱۳۹۸-۱۰-۳۰ تعداد بازدید :1147 مشاهده خبر

جوایز انجمن تهیه‌کنندگان آمریکا (PGA Awards 2020): فیلم ۱۹۱۷ بهترین فیلم سال؛ آیا قدم بعدی بردن اسکار است؟

مراسم انجمن تهیه‌کنندگان آمریکا (PGA Awards 2020) برگزار شد و تحلیلگران اسکار منتظر بودند تا ببینند این انجمن چه فیلمی را به عنوان بهترین فیلم سال انتخاب می‌کند. از زمانی که انجمن تهیه‌کنندگان و آکادمی اسکار تعداد نامزدهای بهترین فیلم سال را افزایش دادند، فقط دوبار بهترین فیلم سال از نظر انجمن تهیه‌کنندگان برنده اسکار …

۱۳۹۸-۱۰-۲۹ تعداد بازدید :273 مشاهده خبر

تارانتینو سریال Bounty Law را براساس شخصیت لئوناردو دی‌کاپریو می‌سازد!

اگر از شخصیت جیک کیهیل ملقب به Bounty Law در فیلم Once Upon a Time in Hollywood «روزی روزگاری در هالیوود» خوشتان آمده خبر خوبی برایتان داریم. کوئنتین تارانتینو (Quentin Tarantino) کارگردان این فیلم اعلام کرده یک مینی‌سریال ۵ اپیزودی تحت عنوان سریال Bounty Law براساس این شخصیت خیالی خواهد ساخت. لئوناردو دی‌کاپریو (Leonard DiCaprio) …

۱۳۹۸-۱۰-۲۸ تعداد بازدید :351 مشاهده خبر

لئوناردو دی‌کاپریو: هنوز پایان فیلم Inception را درک نمی‌کنم!

برد پیت (Brad Pitt) و لئوناردو دی‌کاپریو (Leonardo Di Caprio) بازیگران Once Upon a Time in Hollywood «روزی روزگاری در هالیوود» به تازگی در پادکست مارک مارون حاضر شده و به ترتیب از پیچیدگی‌های قصه‌ی فیلم‌های Ad Astra «به‌سوی ستارگان» و Inception «تلقین» گفته‌اند. مارون از پیت در مورد ابهامات فیلمنامه‌ی جیمز گری (James Gray) می‌پرسد و اینکه سفینه‌ی …

۱۳۹۸-۱۰-۲۳ تعداد بازدید :484 مشاهده خبر

نامزدهای اسکار ۲۰۲۰ معرفی شدند

و سرانجام نامزدهای اسکار ۲۰۲۰ دقایقی پیش اعلام شدند و فیلم Joker با انتخاب در ۱۱ بخش مختلف در صدر بیشترین تعداد نامزدی از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردان قرار دارد و رابرت دنیرویی که با انتخاب نشدنش در گلدن گلوب امسال به بعنوان نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول مرد فیلم های درام همه …

تعداد بازدید :762 مشاهده خبر

برندگان جوایز سالانه‌ی انجمن منتقدان ۲۰۲۰ (Critics’ Choice Awards): بهترین فیلم برای Once Upon A Time In Hollywood

ساعاتی پیش جوایز سالانه‌ی انجمن منتقدان ۲۰۲۰ (Critics’ Choice Awards) اعلام و اعطا شد و فیلم Once Upon A Time In Hollywood کاری از Quentin Tarantino عنوان بهترین فیلم این دوره را برای خود کرد…. به گزارش آریامووی، در مراسم سالانه ی انجمن منتقدان، در بخش تلویزیونی نیز Fleabag بهترین سریال کمدی و  Succession بهترین …

تعداد بازدید :344 مشاهده خبر

مارگو رابی: پیش از خواندن فیلمنامه Bombshell معنای آزار جنسی را نمی دانستم!

مارگو رابی (Margot Robbie) بازیگر نامزد اسکار در فیلم «بمب خبری» (Bombshell) به کارگردانی جی روچ (Jay Roach) در کنار نیکل کیدمن (Nicole Kidman) و شارلیز ترون (Charlize Theron) ایفای نقش می‌کند. این فیلم داستانی برگرفته از آزارهای جنسی به زنان در محیط کاری شبکه‌ی فاکس نیوز روایت کرده است. اما علی‌رغم اینکه جنبش ضد-آزار …

۱۳۹۸-۱۰-۲۲ تعداد بازدید :337 مشاهده خبر