Martin Scorsese
1942
مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese)، کارگردان، فیلمنامهنویس، تهیهکننده، هنرپیشه و تاریخدان ایتالیایی-آمریکایی فیلم و سینما است. این کارگردان شهیر سینمای آمریکا، عنوان دار تمامی جوایز معتبر سینمایی دنیا جایزه اسکار، جایزه گلدن گلوب، جایزه بفتا، جایزه انجمن اتحادیه کارگردانان آمریکا، جشنواره کن، جشنواره فیلم ونیز و انجمنهای مهم مختلف منتقدین آمریکا و جهان و همچنین معروفترین جایزه تلویزیونی آمریکا جایزه امی میباشد. در بسیاری از ردهبندیهای سینمایی اسکورسیزی را به عنوان بهترین کارگردان زنده و معاصر دنیا پس از جنگ جهانی دوم و یکی از سه کارگردان برتر تاریخ سینما میدانند. کارگردانی که پس از گذشت نزدیک به ۵ دهه، همچنیان نامی بزرگ، مطرح و مهم در عرصه کارگردانی سینما میباشد که اکران هر فیلم جدیدش را اتفاق مهم سینمایی دانسته و به وفور مورد ستایش منتقدین واقع میشود.
او را با فیلمهای ماندگارش، خیابانهای پایین شهر، راننده تاکسی، گاو خشمگین، رفقای خوب و البته دوستی و همکاری متناوبش با بازیگر بزرگ سینما، رابرت دنیرو میشناسند. اسکورسیزی اسکار کارگردانیش را برای فیلم موفق رفتگان به دست آورد. نکته جالب توجه در مورد رکورد منحصربهفرد او اینکه، از ۶ فیلم اسکورسیزی که در قرن بیست و یکم کارگردانی کردهاست، ۵ فیلم کاندید بهترین فیلم و کارگردانی سال در مراسم جایزه بافتا، جایزه گلدن گلوب و جایزه اسکار شدند! و در این بین جایزه اسکار بهترین کارگردانی را برای رفتگان و جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی را برای سه فیلم دار و دستههای نیویورکی و رفتگان و هوگو دریافت کردهاست.
مارتین اسکورسیزی (زاده ۱۷ نوامبر ۱۹۴۲) در کویینز نیویورک منطقه ایتالیاییهای آمریکا میباشد. نیویورک دهه ۴۰ و ۵۰ محل جنایت کاران و گانگسترهای قومیتهای مختلف بود. اسکورسیزی در محلههایی بزرگ شد که پاتوق ایتالیاییهایی خلاف کار بود و همین عامل باعث شد تا در شخصیت اسکورسیزی همیشه ردی از گانگسترها به جای بماند؛ و نمود عینی این واقعیت هم دیالوگ معروف یکی از فیلمهایش به نام رفقای خوب است که شخصیت اصلی فیلم در بخشی که هنوز نوجوان است چنین میگوید که برای من گانگستر بودن بهتر از رئیسجمهور آمریکا شدن است. با دانستن این واقعیت که جامعه و اجتماع بی رحم است و با دانستن این واقعیت تلخ که همیشه ضعیف تر نابود میشود اسکورسیزی رشد کرد و به فیلمسازی محبوب بدل گشت…
در هر حال او تنها فرزند خانواده اش بودهاست. پدر و مادرش، چارلز و کاترین اسکورسیزی هر دو در صنعت پوشاک مشغول بودند. اما مارتین کودک نحیف و رنجوری بود که اکثر اوقات به خاطر بیماری آسم در خانه به سر میبرد. در کودکی مذهب و حضور در کلیسا مهمترین وجه زندگی اسکورسیزی را تشکیل میدادند. اما در دوران نوجوانی با رفتن به سینما و دیدن فیلمهای آن زمان به همراه پدرش هوای سینما به سرش زد. به همین خاطر آرزوی اصلیاش که کشیش شدن بود را رها کرد و از مدرسه علوم مذهبی مستقیماً به دانشگاه فیلمسازی نیویورک رفت تا در سال ۱۹۶۶ مدرک تحصیلی اش را دریافت کند. پدر و مادر اسکورسیزی که از همان ابتدا از فیلمساز شدن مارتی تعجب کرده بودند و حتی به طعنه میگفتند که او دیوانه شده هست! به تدریج در فیلمهای پسرشان، خودشان نیز نقشهای کوتاهی را بازی میکردهاند که از آن جمله میتوان به بازی هر دو در رفقای خوب اشاره کرد.
اسکورسیزی ۵ مرتبه ازدواج کردهاست که همسر اول او لارین ماری برنان بود و دختری به نام کاترین حاصل ازدواج آن دو میباشد. او سپس با جولیا کامرون ازدواج کرد که دختر دوم اسکورسیزی دومنیکا کامرون نتیجه آن است. دختری که در یکی از فیلمهای پدر، عصر معصومیت نیز بازی کرد. ازدواج بعدی اسکورسیزی با بازیگر معروف سینما دختر اینگرید برگمن، ایزابلا روسلینی در سال ۱۹۷۹ بود و در سال ۱۹۸۳ به طلاق انجامید، ازدواج چهارم او با تهیهکننده سینمای آمریکا باربارا دفینا در سال ۱۹۸۵ انجام و در سال ۱۹۹۱ به اتمام رسید. پنجمین و آخرین ازدواج اسکورسیزی با هلن موریس در سال ۱۹۹۹ بودهاست و تا به امروز نیز ادامه داشته و البته حاصلش به دنیا آمدن سومین دختر اسکورسیزی فرانسیسکا میباشد، او در دو فیلم پدر هوانورد و رفتگان نیز در نقشی کوتاه حضور داشتهاست.
پس از دریافت مدرک لیسانس در کارگردانی سینما در سال ۱۹۶۳ از دانشگاه نیویورک فارغالتحصیل شد اما قبل از آنکه موفق به ورود به دوره فوق لیسانس شود ناچار شد به خدمت سربازی برود و به عنوان تفنگدار دریایی در جنگ ویتنام شرکت کند که به سختی نیز مجروح شد. پس از آن وی وارد دوره فوق لیسانس سینما در همان دانشگاه شد و در همان دوران شروع به ساخت فیلمهای کوتاه کرد که با توجه بسیار روبرو شدند، مشهورترین این فیلمهای کوتاه ریشتراشی بزرگ، محصول سال ۱۹۶۷، یک فیلم کوتاه ۶ دقیقهای است. فیلم، داستان شخص بینامی را روایت میکند که جهت تراشیدن ریشش وارد حمام میشود. مرد جوان با اصرار بر ادامهٔ ریشتراشی، زخمهای عمیقی در صورتش ایجاد میکند و در نهایت با تیغ گلو و گردن خود را میبرد.
فیلم با نمایی از خون مرد جوان که به روی زمین و بدن خود مرد میریزد، خاتمه مییابد. فیلم کنایهای از مداخله آمریکا در جنگ ویتنام بود و نام دیگر فیلم نیز به همین علت بود «ویتنام ۶۷». این فیلم کوتاه با وجود نگرانیهایی که از لحاظ موضوعی ایجاد کرده بود اما با این وجود نوید آینده روشنی برای این فیلمساز جوان میداد. اسکورسیزی در سال ۱۹۶۷ یعنی یک سال پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه نیویورک اولین فیلم بلندش که البته فیلم پایاننامه دانشجویی او نیز محسوب میشد به نام چه کسی در خانه من را میزند؟ را با همکاری همکلاسیهایش از جمله تلما شونمیکر به عنوان تدوین گر و هاروی کایتل به عنوان بازیگر ساخت که هر دو همکاری دائمی با وی یافتند. یک فیلم سیاه و سفید که کاملاً سبک کاری اسکورسیزی و مضمون مورد علاقهاش که بعدها در اولین فیلم مهمش، خیابانهای پایین شهر آن را ادامه داد واضح بود: همان زندگی خیابانی ایتالیایی آمریکاییهای نیویورک، تدوین و مونتاژ سریع، موسیقی پسزمینه الکتریک راک و همان مرد نقش اول به دردسر افتاده یا درگیر در مخمصه.
در سالهای دهه ۷۰ او و فرانسیس فورد کاپولا، برایان دی پالما، جورج لوکاس و استیون اسپیلبرگ با یکدیگر آشنا شدند که به «بچههای بداخلاق سینما» مشهور شدند. اینها مهمترین و بزرگترین کارگردانان موج جدید سینمای آمریکا میبوند که نقش بزرگ و مهمی در سبک و سیاق جدید فیلم و سینمای آن دوران بازی کردند. همین وقتها بود که مارتین به عنوان یکی از تدوینگران ووداستاک مشغول به کار و همانجا با بازیگر- کارگردان مشهور جان کاساوتیس نیز آشنا شد. اسکورسیزی به عنوان دوست و مرشد همیشگی کاساوتیس بهشمار میرفت. بعد از ۵ سال مارتین برای ورود حرفهای به سینما، در سال ۱۹۷۲ یک فیلم درجه ب، یک فیلم گنگستری مربوط به دوران رکود برای راجر کورمن ساخت با نام واگن درخشان.
کورمن کسی بود که فیلمسازانی مثل فرانسیس فورد کاپولا، جیمز کامرون و جان سایلز را کارگردان کرده بود و این فیلم کوچک با این که کار مهمی در کارنامه مارتین نبود او را برای یک جور فیلمسازی ارزان و سریع آماده کرد. فیلم بیشتر فیلم تهیهکننده میبود و البته راهی بود که برای ورود اسکورسیزی به عرصه کارگردانی سینمای حرفهای شاید که باید انجام میشد. اما بعد از این فیلم، اسکورسیزی از کورمن به درستی جدا شد و رفت تا سینمای خودش را به نمایش بگذارد و همین شد که سر انجام در اولین فیلم تمام کمال گرایانه خودش یکی از مهمترین و شاید بهترین فیلمهای دوران فیلمسازیاش به نام خیابانهای پایین شهر را با رابرت دنیرو و هاروی کایتل ساخت.
او همچنین دربارهٔ فیلم رگبار از بهرام بیضایی چنین گفتهاست: «بسیار مفتخرم که بنیاد سینمای جهان این فیلم خردمندانه و زیبا [را] ترمیم کرده که اولین فیلم بلند بهرام بیضایی است. حال و هوای فیلم من را یاد بهترین چیزهایی انداخت که در فیلمهای نئورئالیستی ایتالیایی دوست دارم و داستان زیبایی یک قصهٔ باستانی را دارد ــ میتوانید پسزمینهٔ بیضایی را در ادبیات، تئاتر و شعر فارسی حس کنید. بیضایی هیچگاه آنقدر که استحقاقش را داشت، مورد حمایت قرار نگرفت. او اکنون در کالیفرنیا زندگی میکند و فکر کردن دربارهٔ این موضوع که فیلمی چنین استثنایی که زمانی بسیار در ایران محبوب بود، در آستانهٔ نابودی همیشگی قرار داشت، دردناک است. نگاتیو اصلی فیلم ضبط یا نابود شد و تنها چیزی که در دسترس بود یک نسخهٔ ۳۵ میلیمتری با زیرنویس انگلیسی بود. اکنون تماشاگران در سراسر دنیا میتوانند این فیلم چشمگیر را ببینند.»
اسکورسیزی برای ساخت خیابانهای پایین شهر به دنبال بازیگر بود. برایان دی پالما، رابرت دنیرو را به اسکورسیزی معرفی کرد و از این زمان این دو اسطوره سینما رابطه نزدیکی برقرار کرده و در چندین و چند پروژه سینمایی با یکدیگر همکاری کردند. فیلم توسط منتقد مشهور پالین کیل ستایش و حمایت شد و این تخته پرتابی برای مارتین بود. در این فیلم کل سبک کاری مخصوص مارتین اسکورسیزی حاضر و آماده بود: فضای مردانه، خشونت فراوان، جنایت و رستگاری کاتولیک، چهره خشن از نیویورک، تدوین فوق سریع و موسیقی راک غیرقابل انکار.
همچنین خلاقیت و هیجان و تازگی فوقالعاده، حال و هوای گیرا، سبک مستندگرای گزنده و سبک خیابانی که شاید منبع الهامی برای جان کاساوتیس و کارهای اولیه ژان لوک گدار بود نیز در آن وجود داشت که این دوران تا دهه هشتاد یکی از بهترین دوران فیلمسازی وی بهشمار میرود. در واقع فیلم تحسین شده خیابانهای پایین شهر، استایل هنری اسکورسیزی را نیز شکل داد که به شکلی عریان، خیابانها و حتی فرهنگ نیویورک و آمریکایی را که البته بعدها با راننده تاکسی کاملتر به نمایش گذاشته میشود نشان میدهد؛ و این فیلم او را در دهه ۷۰ به عنوان استعدادی غیرقابل انکار که سینمای جدیدی را برای عرضه دارد و حتی به عنوان یکی از اصیلترین فیلمهای تمام دوران سینمای آمریکا برگزیده شد به همه معرفی میکند.
پس از آن الن برستین ستاره مشهور سینما تحت تأثیر از همین فیلم یعنی پایین شهر برای کارگردانی فیلم آلیس دیگر اینجا زندگی نمیکند، اسکورسیزی را برمیگزیند که با اعمال نفوذ وی این کار به او واگذار میشود و خود برستین نیز جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را برباید. با اینکه فیلم در سال ۱۹۷۴ بسیار مورد توجه واقع شد و یک اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را نیز برای برستین به دنبال داشت، اما به این دلیل که شخصیت محوریاش یک زن بود، یک فیلم خلاف قاعده در کارنامه کارگردانی مارتین در دوره اولیه فیلمسازیاش بهشمار میرود.
مارتین دو سال بعد با فیلم دیگری جهان سینما را تکان داد. در واقع او در سال ۱۹۷۶ یکی از به یاد ماندنیترین فیلمهای تاریخ سینما و یکی از محبوبترین فیلمهای منتقدان سینما را ساخت: راننده تاکسی با بازی رابرت دنیرو، جودی فاستر، هاروی کایتل و سیبیل شپارد. فیلم دربارهٔ سرگشتگیهای یک سرباز سابق ویتنام است که در منهتن راننده تاکسی شدهاست و با نجات دختر خردسالی از چنگ باند فحشاء و دلبستگی اش به زنی که در دفتر انتخاباتی یک نامزد شهرداری کار میکند، در هم گره میخورد. شیوه کارگردانی او در راننده تاکسی تابه حال بسیار مورد تقدیر قرار گرفتهاست: استفاده از قطعهای پرشی، نورپردازیهای اکسپرسیونیستی و استفاده از نماهای دیدگاه و حرکات آهسته برای نشان دادن حالتهای روحی شخصیت نخست.
بخشی از موفقیت فیلم مربوط به حضور رابرت دنیرو در نقش اصلی و همچنین جودی فاستر در یک نقش فوقالعاده جنجالی و هاروی کایتل بود. این فیلم شروع یک همکاری طولانی مدت با نویسنده فیلمنامه پل شریدر هم بود. راننده تاکسی اسکورسیزی با وجود جنجالهای هنگام نمایش فیلم، پنج سال بعدهم دوباره سر زبانها افتاد، وقتی که جان هینکلی یک توطئه ترور برای رئیسجمهور وقت دونالد ریگان ترتیب داد و علت آن را تأثیر عمیق فیلم راننده تاکسی با شخصیت تراویس و البته علاقه اش به جودی فاستر دیگر بازیگر فیلم عنوان کرد. (در فیلم هم تراویس بیکل یک سناتور را ترور میکند) راننده تاکسی خشونتی بیاندازه را به تصویر میکشید، و با وجود موفقیتهای خیابانهای پایین شهر، این فیلم بود که به اسکورسیزی و دونیرو هویت بخشید.
این فیلم اولین حضور جودی فاستر در نقش روسپی خردسال است که برای آن برنده جایزه بهترین بازیگر نوپای بفتا (آکادمی هنرهای فیلم و تلویزیون بریتانیا) نیز شد و یک دهه بعد نیز به ستاره سینمای هالیوود تبدیل شد. این فیلم در چهار رشته به جز کارگردانی، نامزد اسکار شد که به هیچکدام دست نیافت، در عوض دریافت نخل طلا کن که یکی از معتبرترین جوایز سینمایی جهان محسوب میشد، نام اسکورسیزی را بر سر زبانها انداخت. بعد از آن، مارتین بازی در نقش چارلز منسون در فیلم درهم و برهم و نقشی در یک سرخ بزرگ از ساموئل فولر را رد کرد. اما بازی در نقش یک گنگستر در فیلم کانون بال به کارگردانی پل بارتل را پذیرفت. او همان وقتها بود که دو پروژه با عنوان تابستان جن زده دربارهٔ مری شلی و زانوی زخمی با بازی مارلون براندو در ارتباط با قتلعام سرخپوستان را ناتمام رها کرد.
موفقیت هنری راننده تاکسی، باعث شد اسکورسیزی اولین فیلم پرهزینهاش را کارگردانی کند. یک موزیکال فوقالعاده سبکدار به نام نیویورک نیویورک. ادای دین خالصانه اسکورسیزی به زادگاهش و موزیکال کلاسیک هالیوودی او با شکست تجاری و حتی تقریباً انتقادی مواجه شد. این فیلم سومین همکاری کارگردان با رابرت دنیرو بود و لیزا مینلی (یک ادای دین به وینسنت مینلی پدرش که کارگردان افسانهای برخی از بهترین موزیکالهای تاریخ سینما است) نیز در آن بازی داشتند. با وجود ظاهر پرطمطراق معمول فیلمهای اسکورسیزی و شجاعت سبک مدارانه آن، بسیاری از منتقدان عقیده داشتند که نزدیک شدن این فیلم به یک حال و هوای استودیویی باعث شده کندتر از کارهای قبلی او باشد. اما باز هم اغلب موضوعات کلیدی فیلم دربارهٔ جنون و ناامنی مردانه (که ارتباط موضوعی مستقیمی با خیابانهای پایین شهر، راننده تاکسی و فیلم بعدی اش گاو خشمگین داشت) در آن دیده میشد.
برخورد ناامیدکننده منتقدان و مردم در مقابل نیویورک نیویورک باعث شد مارتین دچار افسردگی شود. در این زمان اعتیاد او به کوکایین به شکل جدی افزایش پیدا کرده بود. با این وجود توانست یک مستند فوقالعاده تحسین شده دربارهٔ آخرین کنسرت گروه The Band با نام آخرین والس را بسازد. این کنسرت در وینترلند بالروم در سان فرانسیسکو انجام شد و یکی از گرانترین مجموعه خوانندگانی که در یک کنسرت دور هم جمع شده بودند را نظیر اریک کلپتون و باب دیلن در بر میگرفت. درگیری اسکورسیزی در دیگر پروژهها باعث شد نمایش فیلم تا سال ۱۹۷۸ به تعویق بیفتد مارتین یک مستند دیگر به نام پسر آمریکایی که در سال ۷۸ به نمایش درآمد را هم ساخت که دربارهٔ استیو پرینس، همان اسلحه فروش مغروری که در راننده تاکسی بازی کرد بود. پس از آن یک دوره استفاده مداوم الکل سلامتی مارتین را به خطر انداخت.
خیلیها معتقدند رابرت دنیرو تأثیر بسیار زیادی در متقاعد کردن مارتین اسکورسیزی برای ترک کوکایین و ساخت (به اعتقاد خیلیها) بهترین فیلم اش گاو خشمگین داشتهاست. رابرت او را متقاعد کرد که دیگر نمیتواند فیلمی بسازد و مارتین هم تمام انرژی اش را برای ساختن این بیوگرافی خشن از قهرمان میان وزن، جیک لاموتا (گاو برانکسی)، صرف کرد. فیلم به یکی دیگر از فیلمهای ماندگار اسکورسیزی تبدیل شد و اولین فیلم زندگینامهای بسیار فوقالعاده به کارگردانی اسکورسیزی بود که سال(۱۹۸۰) به روی پردههای سینما آمد. گاو خشمگین به عنوان یک شاهکار سینمایی ارزیابی شد و عنوان بهترین فیلم دهه ۸۰ را نیز کسب کرد. فیلم نامزد هشت جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد برای رابرت دنیرو و اولین نامزدی مارتین برای بهترین کارگردانی بود.
دنیرو جایزه را برد و تلما شون میکر برای تدوین هم همینطور اما اسکورسیزی مبارزه را به رابرت ردفورد که جوایز اصلی را برای کارگردانی آدمهای عادی بدست آورده بود باخت. کشف جدید اسکورسیزی یعنی جو پشی هم که برای اولین بار جلوی دوربین مارتین میرفت نیز کاندید اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای این فیلم شده بود. گاو خشمگین به صورت سیاه و سفید با کنتراست بالا فیلمبرداری شده بود و شاید بتوان گفت که سبک کارگردان در این فیلم به اوج خودش رسیده بود. راننده تاکسی و نیویورک نیویورک عناصری از اکسپرسیونیسم را برای نشان دادن مشکلات روحی شخصیت اصلی استفاده کرده بود اما اینجا این سبک به اوج خودش رسیده بود: حرکات آهسته گسترش یافته، نماهای تراکینگ پیچیده، اعوجاج عجیب پس زمینه (ابعاد رینگ بوکس مسابقه به مسابقه تغییر میکردند) و همینطور موضوع.
نگرانیهای خیابانهای پایین شهر و راننده تاکسی هم ادامه داشت. مردان نامطمئن، خشونت، جرم و جنایت و رستگاری. با اینکه فیلمنامه فیلم توسط پل شریدر و ماردیک مارتین (یکی از نویسندگان خیابانهای پایین شهر) نوشته شده بود اما فیلم نهایی بسیار با فیلمنامه اولیه شریدر متفاوت بود. فیلمنامه بعدها چندین بار توسط نویسندگان مختلفی از جمله جی کاکس (که بعدها در نوشتن عصر معصومیت و دار و دسته نیویورکی همکاری کرد) بازنویسی شد. اما نسخه نهایی توسط اسکورسیزی و رابرت دنیرو نوشته شد. امروزه از گاو خشمگین به عنوان هنریترین فیلم تاریخ ورزشی سینما نام برده میشود که انستیتو فیلم آمریکا نیز AFI هم گاو خشمگین را به عنوان بهترین فیلم تاریخ ورزشی سینما و همچنین چهارمین فیلم برتر تاریخ برگزیده هست.
فیلم بعدی اسکورسیزی پنجمین همکاری او با رابرت دنیرو و بازی متفاوت جری لوییس، شاهکاری دیگر به نام سلطان کمدی (۱۹۸۳) بود. یک هجویه تیره و تار دربارهٔ رسانه و شهرت که به وضوح با فیلمهای پرشوری که او تا به این زمان ساخته بود تفاوت داشت. در مورد شکل ظاهری فیلم هم همین طور بود. فیلم جنب و جوش کمتری نسبت به سبک کاریای که کارگردان تا این زمان نشان داده بود داشت و از نماهای ساکن و برداشتهای طولانتری استفاده کرده بود. اکسپرسیونیستی که در کارهای اخیر او بود اینجا کاملاً جایش را به سورئالیسم داده بود. با این وجود باز هم سبک اسکورسیزی کاملاً واضح بود: فیلم با این که از نیویورک دور شده بود بسیاری از ویژگیهای مشترک را از راننده تاکسی به عاریت گرفته بود. سلطان کمدی در گیشه شکست خورد اما از آن زمان تاکنون بسیار مورد ستایش منتقدین قرار گرفت که از آن نمونه میتوان به نقد معروف ستایشآمیز راجر ایبرت به این شاهکار کمدی سیاه اسکورسیزی که ۴ ستاره داد نام برد.
به نظر میرسد که موضوعات مطرح شده در فیلم و تهی بودن صنعت نمایش و عقدههای شهرت در این زمانه بیشتر وجود داشته باشد تا آن زمانی که فیلم به نمایش عمومی درآمد. خلاقیت اسکورسیزی در ساخت چنین فیلمی در طول زمان توسط کارگردانان بزرگی هم مورد ستایش قرار گرفته هست که از آن میتوان به قرار گرفتن این فیلم در لیست محبوبترین فیلمهای عمر کارگردانان تحسین شده بزرگی نظیر آکیرا کوروساوا فقید یا ویم وندرس آلمانی نام برد. دیوید فینچر هم از نام کاراکتر دنیرو در فیلم (روبرت پاپکین) در شاهکارش فایت کلاب به طعنه استفاده کرد. سلطان کمدی را بزرگترین شاهکار قدر ندیده اسکورسیزی به حساب میآورند. کار بعدی اسکورسیزی یک حضور افتخاری در فیلم پاولووا: زنی برای همیشه بود که ابتدا قرار بود توسط یکی از اسطورههای زندگیاش مایکل پاول کارگردانی شود.
پس از این فیلم در نقشی مهمتر در فیلمی دربارهٔ موسیقی جاز اثر برتراند تاورنیه با نام round Midnight ظاهر شد. در سال ۱۹۸۳ اسکورسیزی فعالیتاش را روی یک کار شخصی که سالهای متمادی با آن درگیر بود متمرکز کرد. آخرین وسوسه مسیح فیلمی بود بر اساس کتاب سال ۱۹۵۱ به همین نام و نوشته نیکوس کازانتزاکیس. این کتاب توسط بارابارا هرشی در همان سالهای انتهایی دهه ۱۹۶۰ زمانی که هر دو به دانشکده نیویورک میرفتند به او معرفی شده بود. ابتدا قرار بود که فیلم توسط کمپانی پارامونت ساخته شود اما کمی بعد از آن که تصاویر اولیه گرفته شد پارامونت تحت فشارهای گروههای مذهبی از کار کنار کشید. در این نسخه سال ۱۹۸۳ که ناتمام ماند آیدان کویین در نقش مسیح و استینگ در نقش پونتیوس پیلیت ظاهر شدند. در نسخه سال ۱۹۸۸ این نقشها توسط ویلیام دفو و دیوید بووی ایفا شد.
مارتین در مستند فیلم ساختن برای زندگیتان: در مورد ساخت پس از ساعات اداری در سال ۲۰۰۴ شرح میدهد که پس از عدم موفقیت در ساخت این پروژه (آخرین وسوسه مسیح) دوباره حرفهاش در نقطه بحرانی قرار گرفت. مارتین با مشاهده دنیای تجاری دهه ۸۰ هالیوود، که هر روز بیشتر بر فیلمهای سبکدار و شخصیای که او و بقیه همتایاناش در دهه ۷۰ میساختند دور شده بود و در دنیایی که دیگر از این شکل کارها کسی لذت نمیبرد، تصمیم گرفت به نگاه کاملاً جدیدی در کار بعدیاش نزدیک شود. او در پس از ساعات اداری در سال ۱۹۸۵ دوباره به همان زیباییشناسی که رابطهاش را با آن قطع کرده بود برگشت، تقریباً همان سبک فیلمسازی زیرزمینی که تنها هدفش زنده ماندن بود.
این فیلم که با بودجه بسیار ناچیزی در لوکیشنی در سوهو در حول و حوش منهتن فیلمبرداری شده بود یک کمدی سیاه دربارهٔ یک شب نحس برای یک ویراستار مهربان نیویورکی با بازی گریفین دان بود که بازیگران متفاوتی مثل تری گار و چیچ اند چانگ نقشهای کوتاهی در آن بازی کردند. این فیلم با وجودی که کمی با سبک اسکورسیزی متفاوت بود، با این حال با فیلمهای محبوب کم بودجه کالت دهه ۸۰ مثل یک چیز وحشی اثر جاناتان دمی و Repo Man اثر الکس کاکس متناسب بود. بهطور کلی پس از ساعات اداری هم از آن دست فیلمهای دست کم گرفته اسکورسیزی محسوب میشود که در بین پروژههای بزرگ ماندگارش نامی از این فیلم هم بهطور طبیعی نباید باشد. اما نقدهای مثبت به این فیلم و البته در شرایط و هدفی هم که اسکورسیزی تصمیم به ساخت چنین فیلمی گرفت نیز همیشه بسیار قابل توجه میباشد. ضمناً افتخار بهترین کارگردانی جشنواره کن نیز پاداش فیلم پس از ساعات اداری برای اسکورسیزی بود.
در سال ۱۹۸۶ اسکورسیزی دنباله فیلم تحسین شده پل نیومن، بیلیارد باز، (۱۹۶۰) را با عنوان رنگ پول با بازی تام کروز که اولین شروع جدی و مهم سینمای این بازیگر میبود بازسازی کرد و در همین زمان روی موزیک ویدیوی مشهور مایکل جکسون با عنوان بد (۱۹۸۷) هم کار کرد. با وجود سبک ظاهری کاملاً مشخص فیلم، رنگ پول اولین حمله اسکورسیزی به جریان اصلی سینمای تجاری بود. رنگ پول به ماندگاری شاهکار بیلیاردباز نمیرسید اما دنباله هوشمندانهای محسوب میشود که امروزه حال و هوای کلاسیک هم پیدا کردهاست. پل نیومن هم عاقبت توانست اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را به کارگردانی اسکورسیزی در این فیلم به دست بیاورد. اما برای اسکورسیزی بیش از همه مهم این بود که با موفقیت نصفه و نیمه فیلم، دوباره به ساخت پروژهای که سالها انتظارش را میکشید برگردد: آخرین وسوسه مسیح.
پس از یک کار نصفه و نیمه در سینمای تجاری هالیوود در اواسط دهه هشتاد اسکورسیزی، در سال ۱۹۸۸، به همان فیلمسازی شخصیاش با یک فیلمنامه پل شریدر بازگشت. ابتدا قرار بود که دنیرو در نقش مسیح ظاهر بشود، اما مارتی بعد از اظهار نگرانیهای دنیرو به خاطر بازی در این نقش، ویلم دفو را جایگزین او کرد و هاروی کایتل هم در نقش یکی از حواریون، نقش آفرینی کرد. مارتین در آخرین وسوسه مسیح به جای ارائه یک تصویر قدسی از مسیح به او چهرهای مادی داده بود. فیلم حتی پیش از اکران اعتراضهای زیادی برانگیخت، و همین اعتراضهای جهانی در برابر موضوعی که به زعم آنها کفرآمیز بود این فیلم کم بودجه را به یک حساسیت رسانهای با جنجال بسیاری در جهان تبدیل کرد که کارگردان را از سوی پاپ تحریم و حتی تکفیر کرده بود.
بیشتر اعتراضات به صحنههای پایانی و جایی که مسیح در رویایش با مریم مجدلیه ازدواج میکند مربوط بود. علیرغم اینها فیلم برای اسکورسیزی برای بار دوم یک نامزدی برای بهترین کارگردان در آکادمی اسکار به همراه آورد (اولین و تنها فیلمی در مورد مسیح که کارگردان آن به نامزدی اسکار میرسد) که باعث شد بیش از پیش نام مارتی بر سر زبانها بیاید، اما در نهایت این اسکار به بری لوینسون برای مرد بارانی تعلق گرفت. در سال ۱۹۸۹ او یکی از اپیزودهای قصههای نیویورکی را کارگردانی کرد که دیگر اپیزودهای آن را فرانسیس فورد کاپولا و وودی آلن ساخته بودند. راجر ایبرت اپیزود اسکورسیزی را بهتر از دو قسمت دیگر توصیف کرد.
بعد از یک دهه پرمشقت، نوبت به حماسه گانگستری رفقای خوب (۱۹۹۰) رسید که یک فیلم زندگینامهای شاهکار دیگر والبته یک بازگشت به فرم شخصی اسکورسیزی به حساب میآمد و همچنین بهترین فیلم او از پس از گاو خشمگین. مارتین با وجود دنیرو و جو پشی، نمایشی شجاعانه از تکنیک سینماییاش را ارائه کرد و شهرت و اعتبارش نیز دوچندان شد. در این فیلم رابرت دنیرو بار دیگر پس از گاو خشمگین در کنار جو پشی قرار گرفت و به همراه ری لیوتا بازیگران اصلی این فیلم ماندگار را تشکیل دادند. این فیلم هنوز هم به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای کارگردانی اسکورسیزی بهشمار میآید. فیلم پیشرفتی در لحن کارهای کارگردان بود و بخشی از تکامل تکنیکی دوران حرفهای اش بهشمار میآمد. بسیاری از منتقدان از رفقای خوب به عنوان یک نمونه مثال زدنی و اوج هنر تکنیکی سینمایی مارتین نام میبرند. راجر ایبرت منتقد معروف هم از رفقای خوب به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما نام برد؛ و مجله توتال فیلم هم رفقای خوب را برترین فیلم تاریخ سینما در تمام دوران معرفی کرد.
رفقای خوب سبک و روایت و البته پرداخت متفاوتی نسبت به دیگر فیلمهای مهم مافیایی نظیر پدرخوانده داشت و مثلاً از خردهپاها میگفت نه کلهگندهها. همین مورد از دیگر عوامل موفقیت این فیلم بود که به ورطه تکرار نیفتاد و موجی از فیلمهای تحت تأثیر خودش را در سالیان بعد به تأثیر یا گاهی تقلید از رفقای خوب به راه انداخت. این فیلم شش نامزدی اسکار از جمله بهترین فیلم و کارگردانی را به دست آورد. جو پشی در یکی از به یاد ماندنیترین نقشهای مکمل و گنگستری سینما توانست که اسکار را به خانه ببرد و اسکورسیزی هم برای سومین بار به کاندیدای اسکار کارگردانی و اولین بار اسکار فیلمنامه رسید. اما او باز هم به اسکار نرسید و این بار به کارگردان تازهکار فیلم رقص با گرگها، کوین کاستنر، باخت. با این حال اسکورسیزی در همان سال یک رکورد منحصربهفرد را با کسب سه جایز در یک شب در مراسم معتبر انگلیسیها یعنی جایزه بافتا توانست که به نام خودش خلق بکند. او با رفقای خوب توانست که عنوان بهترین فیلم، کارگردانی و فیلمنامه سال را همگی را از آن خودش کند! اسکورسیزی در سال ۱۹۹۰ در نقش کوتاه ونسان ون گوگ در فیلم رویاهای کارگردان افسانهای سینمای ژاپن آکیرا کوروساوا هم بازی کرد.
فیلم بعدی اسکورسیزی تنگه وحشت بازسازی فیلم مشهوری به همین نام در سال ۱۹۶۲ در ژانر دلهره آور جنایی میبود و هفتمین همکاری کارگردان با رابرت دنیرو به حساب میآمد که هیچ وقت نمیتوان بازی زیبای او را در نقش «مکس کدی» در این فیلم از خاطر پاک کرد. این فیلم بازگشت دوباره کارگردان به جریان اصلی سینما و یک تریلر سبک دار که بسیار تحت تأثیر آلفرد هیچکاک و شب شکارچی (۱۹۵۵) چارلز لاتون بود بهشمار میرفت. تنگه وحشت با وجود نظرات در مجموع مثبت منتقدین، بیشترین نظرات انتقادی متفاوت را نسبت به دیگر فیلمهای کارگردان تا آن زمان دریافت کرد و به خاطر وجود صحنههایی که خشونت مازوخیستی را به نمایش میگذاشت تقبیح شد.
با این وجود موضوع بیپرده فیلم این فرصت را به مارتین میداد که حقهها و افکتهای تصویری بسیار متفاوتی را تجربه کند و به لحاظ کارگردانی نیز در سکانسهای پایانی توانایی خودش را به عنوان چیرهدستترین کارگردان زمان به رخ بکشاند. فیلم نامزد دو جایزه اسکار برای رابرت دنیرو و جولیت لوئیس شد و نزدیک ۸۰ میلیون دلار فقط در آمریکا فروش کرد و توانست که طرفداران بسیاری را جذب خودش بکند. اکران این فیلم که یک سال بعد از شاهکار رفقای خوب، به لحاظ هنری قدم رو به جلویی برای کارگردان محسوب نمیشد تا ۱۳ سال بعد که هوانورد به نمایش درآمد به عنوان موفقترین فیلم آواز لحاظ تجاری باقیماند. اسکورسیزی در همین سالها کارگردانی فیلم فهرست شیندلر را که اسپیلبرگ به او پیشنهاد داد را نپذیرفت.
اسکورسیزی علاوه بر فیلمهای گانگستری در ژانرهای دیگری نیز فیلم ساختهاست؛ که در نوع خود بسیار زیبا بودهاند از جمله فیلم عصر معصومیت که فیلمی تماماً درام و عاشقانه است و از کارگردانی چون اسکورسیزی که تخصص اصلی او ساختن فیلمهای جنایی است، شاهکاری به حساب میآید. فیلم داستان روان و زیبایی دارد و در سال ۱۹۹۳ ساخته شدهاست و از بارزترین نکات فیلم میتوان به طراحی صحنه فوقالعاده باشکوه و موسیقی بی بدیل آن اشاره نمود که در جای جای فیلم خودنمایی میکند. البته عصر معصومیت در گیشه فیلم موفقی محسوب نمیشود، اما از لحاظ ظاهری یک تغییر سبک برای فیلمساز بود. فیلم یک اقتباس باشکوه و خوش سر و شکل از رمان ادیت وارتون از جامعه اواخر قرن ۱۹ نیویورک بود اما وجود مایههای فلسفی و توجه به جزییات و تزیینات تصویری به وضوح دست و پای مارتین را بسته بود.
عصر معصومیت با توجه به سینمای متفاوتی که دوستداران کارگردان او را با سینمای دیگری میشناسند، با وجود برخوردای از نقدهای گسترده مثبت منتقدان، خیلی فیلم محبوبی در بین علاقهمندان خود کارگردان محسوب نمیشود. این فیلم اولین همکاری اسکورسیزی با دانیل دی-لوئیس میبود که با حضور میشل فایفر و وینونا رایدر مثلث عشقی فیلم را تشکیل داده بودند. فیلم در ۵رشته هم به کاندیدای اسکار رسید که یکی از آنها نامزدی ناموفق اسکورسیزی در فیلمنامه اقتباسی میبود که بعد از رفقای خوب برای دومین بار بود که کارگردان برای فیلمنامه هم به کاندیدای این جایزه میرسد. عصر معصومیت توسط اسکورسیزی به پدرش که قبل از اتمام فیلم از دنیا رفت تقدیم شد.
کازینو (۱۹۹۵) یک فیلم خشن و پر خرج بود که درست همانند عصر معصومیت دربارهٔ مردی بود که زندگی کاملاً مرتباش با اتفاقات پیشبینی ناپذیری ویران میشود. این حقیقت که فیلم یک فیلم خشن گنگستری بود طرفداران کارگردان که با فیلم متفاوت قبلیاش جا خورده بودند را بیشتر راضی کرد. کازینو هم نظرات تقریباً متفاوتی را برانگیخت که بیشتر انتقادات متوجه شباهت سبکی این فیلم با رفقای خوب بود. فیلم را شاید با فاصله بتوان خشنترین (یکی دیگر از دلایل انتقادات) و از هم گسیختهترین فیلم اسکورسیزی به حساب آورد که صحنههای ابتدایی آن تقریباً مستند به نظر میرسیدند. ایرادات انتقادی هم با وجود این حقیقت که فیلم (با مدت زمانی نزدیک به ۳ ساعت) یک دستاورد تکنیکی فوقالعاده بود کمی جلوهاش را از دست میدهد.
به هر حال این فیلم شلوغ و پر رفتوآمد هم به خودی خود یک اثر گنگستری نسبتاً قوی محسوب میشود که نشان داد که اگرچه اسکورسیزی در همان ژانر همیشگی اش فیلم میسازد ولی هرگز بیننده را خسته نمیکند؛ و با اینکه جایزه و نامزدی برای کارگردان در اسکار به همراه نداشت ولی یکبار دیگر بازیگری از فیلم اسکورسیزی را به سطوح بالا رساند که چون فیلم یک شارون استون بسیار غیرمنتظره حیرت اور هم دارد که به کاندیدای اسکار هم رسید! اسکورسیزی در مستند فوقالعاده ۴ ساعته یک سفر شخصی با مارتین اسکورسیزی به درون سینمای آمریکا در سال ۱۹۹۵ از دوران سینمای صامت تا سال ۱۹۶۹ که کارگردانی را شروع کرده سفر میکند اما همانطور که پس از آن میگوید معتقد است که «نظرم را در مورد خودم و همقطارانم صائب نمیدانم.»
اسکورسیزی در فیلم بعدی اش کوندان (۱۹۹۷) طرفدارانش را بیشتر از عصر معصومیت شگفتزده کرد و سالهای اولیه چهاردهمین دالای لاما، اشغال تبت توسط چین کمونیستی و تبعید دالای لاما به هند را به تصویر کشید. به غیر از تفاوت موضوعی، اسکورسیزی در کوندان به یک شکل روایی و ظاهری تازهای رسید. ابزار دراماتیک سنتی جایش را به یک حس مدیتیشن گونه داد که توسط تصاویر رنگارنگ به استادی و وضوح روایت شده بود. فیلم در کوتاه مدت با جذابیت شهودیای که در بیننده بر میانگیزاند بر شهرت کارگردان افزود. اما در دراز مدت مشخص شد که کوندان در بسیاری از بررسیهای کارنامه هنری کارگردان بیشتر به این دلیل که یک تغییر روش موضوعی/سبکی است کنار گذاشته میشود. (باید توجه داشت که این دومین رویکرد او به رهبران مذهبی پس از آخرین وسوسه مسیح بود) اسکورسیزی با ساخت کوندان از سوی رؤسای دولت چین هم رسماً تحریم میشود!
فیلم بعدی احیای مردگان (۱۹۹۹) بازگشت دوباره کارگردان به زمینههای آشنای قبلیاش بود. او و نویسندهاش پل شریدر یک طنز کاملاً سیاه بر مبنای کار قبلیاشان، راننده تاکسی، ساختند. مانند همکاریهای قبلی اسکورسیزی/شریدر –شاید هم بیشتر- نماهای پایانی رستگاری پایانی فیلم به وضوح یادآور کارهای روبر برسون بود. احیای مردگان با وجود غالباً نقدهای مثبتی که گرفت اما به هیچ وجه به مانند بعضی از دیگر فیلمهای کارگردان مورد ستایش و تحسین جهانی قرار نگرفت. پل شریدر یکی از دلایل عدم موفقیت احیای مردگان در اندازه راننده تاکسی را حضور نیکلاس کیج در فیلم دانست!
در سال ۱۹۹۹ اسکورسیزی مستندی دربارهٔ سینمای ایتالیا تهیه کرد با نام گشت وگذار من در ایتالیا. این مستند روی پروژه بعدی او دار و دسته نیویورکی که از کارگردانان بزرگ سینمای ایتالیا مثل لوکینو ویسکونتی تأثیر گرفته بود و به شکل کامل در استودیوی مشهور شهر رم، چینه چیتا فیلمبرداری شد تأثیر کاملاً مشخصی داشت. بعد از چند سال تقریباً بیخبری که از اسکورسیزی حرکت مهمی در سینما دیده نمیشد، دار و دسته نیویورکی در سال ۲۰۰۲ و با بودجهای بالغ بر ۱۰۰ میلیون دلار که احتمالاً بزرگترین و وابستهترین فیلم او به جریان اصلی سینمای هالیوود تا به امروز است به نمایش درآمد. این فیلم هم مثل عصر معصومیت دربارهٔ نیویورک قرن نوزدهم است و بر بخش متفاوت زندگی اجتماعی آن دوره تمرکز میکند (و مانند آن فیلم دانیل دی-لوئیس در آن بازی میکند) در میانه فیلمبرداری شایعات زیادی مبنی بر اختلاف کارگردان با رئیس استودیوی میراماکس، هاروی واینستاین، هم وجود داشت.
اما با این که تمامی آنها تکذیب شد با این وجود با توجه به نشانیهایی که در فیلم وجود دارد میتوان این فیلم را عامیترین فیلم اسکورسیزی دانست: لحن روایی فیلم چیزی است که همواره کارگردان از آن اجتناب کردهاست از جمله شخصیتهایی که فقط برای نمایشدادن در فیلم حضور دارند یا بازگشت به گذشتههای تشریحیای که در این فیلم به وفور دیده میشوند. موسیقی اصلی فیلم هم که توسط همکار قدیمی او المر برنستاین ساخته شده بود در آخرین مراحل با آهنگساز عامتری مثل هاوارد شور تعویض شد و هنرمندان راک جریان اصلی مثل U۲ و پیتر گابریل در آن کار کردند. با این وجود موضوعات اصلی فیلم مطابق علایق تثبیت شده کارگردان بود: نیویورک، خشونت به عنوان یک ویژگی بومی، تفاوتهای فرهنگی ناشی از تفاوتهای نژادی. فیلم برای پخش در زمستان سال ۲۰۰۱ برنامهریزی شده بود (برای شرکت در مراسم اسکار) اما مراحل نهایی آمادهسازی فیلم تا اوایل سال ۲۰۰۲ به طول انجامید و استودیو اکران فیلم را برای نزدیک به یک سال به تعویق انداخت تا آن را در فصل اسکاری در اواخر ۲۰۰۲ به نمایش در بیاورد.
در فوریه ۲۰۰۳ دار و دسته نیویورکی نامزد ده جایزه اسکار شد از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگری برای دانیل دی-لوئیس. این چهارمین باری بود که اسکورسیزی نامزد اسکار بهترین کارگردانی میشد اما این بار هم آن را این دفعه به رومن پولانسکی باخت و فیلم هم به شکل عجیبی در تمامی رشتهها دست خالی به خانه بازگشت! (صحبتهای زیادی از کارگردان تا پسر چارلی چاپلین در مورد بیانصافی نسبت به این فیلم به دلایلی مختلف مثلاً اجتماعی و البته سیاسی انجام شد) با این حال این فیلم بالاخره منتقدان سطح اول در گلدن گلوب را قانع کرد تا به اسکورسیزی برای اولین بار جایزه بدهند. لئوناردو دیکاپریو برای اولین بار با اسکورسیزی در این فیلم همکاری اش را شروع کرد اما به قدری دانیل دی-لوئیس قدرتمندانه و ماندگار نقش بیل قصاب را به تصویر کشید که هیچکس متوجه درخشش بازیگر دیگری در این فیلم نبود و حتی به حصور دیکاپریو در فیلمی از اسکورسیزی خرده گرفته میشد!
سال ۲۰۰۳ فیلم بلوز به سرپرستی اسکورسیزی که یک مستند پرخرج دربارهٔ تاریخ موسیقی بلوز از ریشههای آفریقایی آن تا خلیج میسی سی پی و بعد از آن بود به نمایش درآمد. ۷ فیلمساز از جمله ویم وندرس، کلینت ایستوود، مایک فیگیس و خود اسکورسیزی هر کدام یک فیلم نود دقیقهای ساختند که بخش ساخته او «حس بازگشت به وطن» نام داشت. اما فیلم بعدی اسکورسیزی هوانورد(۲۰۰۴) یک فیلم پرخرج و غول آسای باز هم زندگینامهای این بار دربارهٔ کارگردان، تهیهکننده و مولتی میلیونر نامعقول افسانهای و پیش گام صنعت هوانوردی هاوارد هیوز بود. این فیلم هم مثل دار و دسته نیویورکی و شاید از آن بیشتر مثل نیویورک نیویورک، کوشش دیگری فیلمساز برای پیوند حساسیتهای شخصی اش با دوران طلایی هالیوود بود. فیلم که قرار بود ابتدا به کارگردانی مایکل مان سخته بشود با موفقیت هنری و تجاری همهجانبهای مواجه شد و همچنین توسط آکادمی اسکار هم تحویل گرفته شد تا اسکورسیزی لقب کارگردان تمام نشدنی را دریافت بکند و دیکاپریو یار نوین کارگردان و کیت بلانشت بازیگر نقش کاترین هپبورن بسیار تمجید شدند.
هوانورد در مراسم گلدن گلاب نامزد شش جایزه از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر درام برای نقش آفرینی تحسینبرانگیز لئوناردو دی کاپریو شد و سه جایزه شامل بهترین فیلم، کارگردانی و بازیگر درام را هم برد. در ژانویه سال ۲۰۰۵ هوانورد با نامزدی در ۱۱ رشته بیشترین فیلمی بود که نامزد میشد. فیلم در اکثر رشتههای اصلی نامزد دریافت جایزه شد از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی (برای پنجمین بار) و بهترین بازیگر مرد لئوناردو دی کاپریو بهترین بازیگر نقش مکمل زن (کیت بلانشت) و بازیگر نقش مکمل مرد (آلن آلدا). اما فیلم تنها ۵ اسکار گرفت: بهترین بازیگر نقش مکمل زن، بهترین طراحی صحنه، بهترین طراحی لباس، تدوین و فیلمبرداری. اسکورسیزی این بار هم جایزه را به کلینت ایستوود و دختر میلیون دلاری اش واگذار کرد تا با این همه تأثیرگذاری بر سینما و فعالیت و ساخت فیلمهای شاهکار و در خور احترام، هنوز هم محبوب داوران آکادمی اسکار نبوده باشد وبا وجود نامزد شدن بسیاری از فیلمهایش در اسکار هیچ وقت خودش این جایزه را کسب نکرده باشد! با این حال هوانورد به اولین فیلمی از کارگردان تبدیل شد که در آمریکا بالای ۱۰۰ میلیون فروش کرد و البته رکورد تنگه وحشت او را نیز به عنوان پرفروشترین فیلم کارنامه اش شکست. اسکورسیزی در سال ۲۰۰۵ مستند تحسین شده راهی به خانه نیست (باب دیلن) را به بیرون عرضه کرد.
اما در سال ۲۰۰۶ جهان دیگر حتی قادر به دادن لقبی هم به اسکورسیزی نبود. او با فیلم Departed رفتگان غوغایی دیگر به پا کرد. این فیلم بسیار سنگین و خشن با درجه R کاری کارستان کرده و فقط در آمریکا ۱۳۰ میلیون دلار فروش کرد. هنگامی که گلدن گلوب برای بار دوم به اسکورسیزی جایزه داد، آکادمی هم جرات یافت تا سرانجام نخستین اسکار را به پیرمرد تند و خشن هالیوود بدهد. این فیلم با هنرمندی لئوناردو دی کاپریو، جک نیکلسون، مت دیمون و مارک والبرگ و الک بالدوین جوایز اصلی اسکار را نیز درو کرد. اسکورسیزی تصمیم به بازسازی فیلمی از سینمای هنگ کنگ گرفت و یک تریلر پلیسی گنگستری در بوستون را برای تماشاگران خلق کرد که اسمش را گذاشته بود رفتگان. رفتگان فراتر از انتظار اسکورسیزی عمل کرد و توانست یکی از موفترین فیلمهای اسکورسیزی بهشمار برود که علاوه بر موفقیتهای هنری و نظر بسیار مثبت منتقدین به همراه حضور موفق در جشنوارهها و فصل جوایز در جدول گیشه نیز فروش خیلی خوبی در آمریکا و دنیا به دست بیاورد و پرفروشترین فیلم کارنامه اسکورسیزی نیز بشود.
رفتگان جدا از دومین گلدن گلوبی که برای کارگردانی اسکورسیزی به همراه داشت، سرانجام پس از سالها ناحقیها و بدشانسیهای فراوان طلسم را شکست و برای اسکورسیزی اسکار بهترین کارگردانی سال ۲۰۰۶ را نیز به ارمغان آورد. علاوه بر اسکار بهترین کارگردانی، رفتگان توانست اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین تدوین و همچنین بالاخره بهترین فیلم سال را نیز به خانه ببرد. دراین فیلم لئوناردو دیکاپریو همچون دو کار قبلی اسکورسیزی در کنار مت دیمون، مارک والبرگ و جک نیکلسون به ایفای نقش پرداخت و توانستند که با درخششی فوقالعاده در کنار هم همگی به عنوان یکی از بهترین تیمهای بازیگری دهه حضوری به یاد ماندنی داشته باشند. سال ۲۰۰۸ یک فیلم مستند به نام «درخشش یک نور» دربارهٔ گروه راک رولینگ استونز توسط اسکورسیزی ساخته شد که یکی از کنسرتهای این گروه را به تصویر میکشید. نوری بتابان عنوان فیلم افتتاحیه پنجاه و هشتمین دوره جشنواره برلین برگزیده شد.
فیلم بعدی اسکورسیزی تحت عنوان جزیره شاتر فوریه ۲۰۱۰ اکران شد. باز هم همچون تمام فیلمهای دهه ۲۰۰۰ او برای چهارمین بار با بازی لئوناردو دیکاپریو که او را رابرت دنیروی جدید اسکورسیزی مینامند به پرده سینماها آمد. فیلم ابتدا قرار بود که اکتبر ۲۰۰۹ و برای اسکار آن سال به پرده برود اما بنا به دلایلی (مادی) پارامونت اکرانش را به اوایل ۲۰۱۰ یعنی فصل بهار عقب انداخت و عملاً شانس فیلم را هم برای حضور در اسکار با علم به توجه آکادمی به فیلمهای اکران شده در فصل آخر سال یا نزدیک اسکار، کامل سوزاند! این فیلم نیز مانند فیلم قبلی اسکورسیزی فروش بالایی در گیشه داشت و نظرات انتقادی گوناگونی به دست آورد و عدهای فیلم را از مهمترین شاهکارهای کارنامه اسکورسیزی قلمداد کردند و عدهای نیز فیلم را تا حدودی کوبیدند!
در سال ۲۰۱۱ اسکورسیزی باردیگر با اکران فیلم جدیدش شگفتی ساز شد. هوگو که در ژانر خانوادگی ساخته شده، اولین فیلمیست که اسکورسیزی با فناوری ۳D ساختهاست. این فیلم نیز همچون اکثر فیلمهای مارتی نقدهای مثبتی دریافت کرد و نامزد اسکار بهترین فیلم و اسکار بهترین کارگردانی و برنده گلدن گلوب بهترین کارگردانی شد. فیلم همچنین با نامزدی در یازده بخش اسکار پیشتاز بود که برنده پنج اسکار گشت. هوگو اولین فیلمی بود که توسط شخص اسکورسیزی تهیه میشد که برای آن نامزد اسکار بهترین فیلم گشت. هوگو در جایزه بافتا نیز نامزد ۹ جایزه از جمله بهترین کارگردانی شد که تنها دو جایزه را دریافت کرد. این فیلم جوایز زیادی از جشنوارههای معتبر سینمایی نصیب کارگردانش کرد. اسکورسیزی معمولاً از بازیگرانی که قبلاً در فیلمهایش شرکت کردهاند استفاده میکند. به همین صورت ۹ فیلم با حضور رابرت دنیرو ساختهاست. بعد از شروع قرن بیست و یکم اسکورسیزی از بازیگر جوانتری، لئوناردو دیکاپریو، در فیلمهایش استفاده کرد؛ که حاصل این همکاری ۵ فیلم تا به امروز است. این همکاری به عنوان یکی از بهترین و شورانگیزترین همکاریهای سینمای معاصر بهشمار میآید.
| بازیگری | سال تولید |
|---|---|
| The Cutting Edge: The Magic of Movie Editing در نقش Himself | 2004 |
| Il mio viaggio in Italia در نقش Host | 2002 |
| Picasso and Braque Go to the Movies در نقش Himself | 2010 |
| Scorsese on Scorsese در نقش Himself | 2004 |
| Beer and Blood: Enemies of the Public در نقش Himself | 2005 |
| The Making of 'Cape Fear' در نقش Himself | 2001 |
| Val Lewton: The Man in the Shadows در نقش Narrator | 2007 |
| A Personal Journey with Martin Scorsese Through American Movies در نقش Himself - Host / Narrator | 1998 |
| American Boy: A Profile of: Steven Prince در نقش Himself | 1978 |
| A Letter to Elia در نقش Narrator | 2010 |
| Corman's World: Exploits of a Hollywood Rebel در نقش himself | 2011 |
| Side by Side در نقش Himself | 2012 |
| White Heat: Top of the World در نقش Himself | 2005 |
| Getting Made: The Making of 'GoodFellas' | 2004 |
| Making 'Taxi Driver' | 1999 |
| The Neighborhood در نقش Himself | 2001 |
| John Ford & Monument Valley در نقش Himself | 2013 |
| Scorsese's Goodfellas | 2015 |
| Cinema Futures | 2016 |
| Movies Are My Life در نقش Self | 1978 |
| Street Scenes 1970 در نقش Self | 1970 |
| King Cohen: The Wild World of Filmmaker Larry Cohen در نقش Himself | 2018 |
| Gene Tierney, une star oubliée در نقش Himself | 2017 |
| The Scorsese Machine در نقش Himself | 1994 |
| Spielberg در نقش Himself | 2017 |
| Lumière! L'aventure commence در نقش Himself | 2017 |
| Discovering Treasure: The Story Of 'The Treasure Of The Sierra Madre' در نقش Himself - Director | 2003 |
| Martin Scorsese Directs در نقش Himself | 1990 |
| Gangsters: The Immigrant's Hero در نقش Himself | 2006 |
| Innocence and Experience: The Making of The Age of Innocence در نقش Interviewee | 1992 |
| Lady by the Sea: The Statue of Liberty در نقش Narrator | 2004 |
| Revisiting The Last Waltz در نقش Interviewee | 2002 |
| Martin Scorsese Teaches Filmmaking | 2017 |
| Martin Scorsese Par Martin Scorsese در نقش himself | 2015 |
| Crossing Criminal Cultures در نقش Himself | 2007 |
| "La vie est belle" ...quínze ans plus tard! | 2012 |
| Notes on an American Film Director at Work: Martin Scorsese در نقش Himself | 2008 |
| The Key to Reserva در نقش Himself | 2007 |
| Casino: The Story | 2005 |
| The Wolf Pack در نقش Martin Scorsese | 2014 |
| This Is Orson Welles در نقش Himself | 2015 |
| Life Itself | 2014 |
| Embracing Chaos: Making the African Queen در نقش Himself | 2010 |
| Cameraman: The Life and Work of Jack Cardiff در نقش Himself | 2011 |
| Dietro gli occhiali bianchi | 2015 |
| Long Live the New Flesh: The Films of David Cronenberg در نقش Himself | 1986 |
| American Prince | 2009 |
| Mifune: The Last Samurai در نقش Himself | 2016 |
| Rumble: The Indians Who Rocked the World در نقش Himself | 2017 |
| Jerry Lewis: The Man Behind the Clown | 2016 |
| Italianamerican در نقش Himself | 1974 |
| Mardik: From Baghdad to Hollywood | 2008 |
| Public Speaking در نقش Himself | 2010 |
| Club Oscar در نقش Sykes (voice) | 2005 |
| Feel Like Going Home | 2003 |
| Sissako, Beyond Territories در نقش Himself | 2017 |
| The Race to Save 100 Years در نقش Himself | 1997 |
| Hammer: The Studio That Dripped Blood در نقش Himself | 1987 |
| The Typewriter, the Rifle & the Movie Camera در نقش Himself | 1996 |
| Roger Corman: Hollywood's Wild Angel در نقش Himself | 1978 |
| Il cineasta e il labirinto در نقش Himself | 2004 |
| John Ford: Dreaming the Quiet Man در نقش Himself | 2012 |
| The Audition در نقش Himself | 2015 |
| John G. Avildsen: King of the Underdogs | 2017 |
| Cecil B DeMille: American Epic در نقش himself | 2004 |
| Ken San در نقش Himself | 2016 |
| In the Master's Shadow: Hitchcock's Legacy در نقش Himself | 2008 |
| Lindsay Anderson: Lucky Man? در نقش Interviewee | 2004 |
| Gershwin در نقش Himself | 1993 |
| Little Caesar: End of Rico, Beginning of the Antihero | 2005 |
| Glass: A Portrait of Philip in Twelve Parts در نقش Himself | 2007 |
| Filming for Your Life: Making 'After Hours' | 2004 |
| Kurosawa, la voie در نقش Himself | 2011 |
| Stanley Kubrick in Focus | 2012 |
| Arena - John Cassavetes در نقش Himself | 1989 |
| Search and Destroy در نقش The Accountant | 1995 |
| Painting with Light | 2000 |
| The 'New York, New York' Stories | 2005 |
| The Third Man: A Filmmaker's Influence در نقش Himself | |
| 夢 در نقش Vincent Van Gogh | 1990 |
| The Roaring Twenties: The World Moves On در نقش Himself | 2005 |
| A Legacy of Filmmakers: The Early Years of American Zoetrope در نقش Himself | 2004 |
| By Any Means Necessary: The Making of Malcolm X در نقش Himself | 2005 |
| "Una Bella Vacanza" Buon Compleanno Dino Risi! در نقش Himself | 2006 |
| Saul Bass: Title Champ در نقش Himself | 2008 |
| The Legend of the Palme d'Or در نقش Self | 2015 |
| Pure Cinema: Through the Eyes of the Master در نقش Himself | 2008 |
| Shark Tale در نقش Sykes (voice) | 2004 |
| Frank Capra's American Dream در نقش Himself | 1997 |
| The Master's Touch: Hitchcock's Signature Style در نقش Himself | 2009 |
| Michael Ballhaus - Eine Reise durch mein Leben در نقش Himself | 2008 |
| Robbie Robertson: Going Home در نقش Himself | 1995 |
| The Song of the Little Road در نقش Himself | 2003 |
| One Direction: This Is Us در نقش Himself | 2013 |
| Bad 25 در نقش Himself | 2012 |
| Milius در نقش Himself | 2013 |
| Campus Code در نقش Doctor | 2015 |
| Eastwood Directs: The Untold Story در نقش Himself | 2013 |
| Obsessed with Vertigo - New Life for Hitchcock's Masterpiece در نقش Himself | 1997 |
| In Search of Kundun with Martin Scorsese | 1998 |
| Guilty by Suspicion در نقش Joe Lesser | 1991 |
| The Pulitzer At 100 در نقش Himself | 2017 |
| First Works | 1989 |
| Taxi Driver در نقش Man in Cab | 1976 |
| Seduced and Abandoned در نقش Himself | 2013 |
| Hollywood Mavericks در نقش Himself | 1990 |
| Woody Allen: A Documentary در نقش Himself | 2011 |
| Don Rickles: One Night Only در نقش Himself | 2014 |
| Hitchcock/Truffaut در نقش Himself | 2015 |
| AFI: 100 Years... 100 Movies... 10th Anniversary Edition | 2007 |
| A Decade Under the Influence در نقش Himself | 2003 |
| With Friends Like These... | 1998 |
| No Direction Home: Bob Dylan در نقش Himself (voice) (uncredited) | 2005 |
| Directed by John Ford در نقش Himself (uncredited) | 1971 |
| Boxcar Bertha در نقش Brothel client | 1972 |
| Il Pap'occhio در نقش Regista TV | 1980 |
| French Cinema Mon Amour در نقش Himself | 2015 |
| Lightning in a Bottle | 2004 |
| Mr. Warmth: The Don Rickles Project در نقش Himself | 2007 |
| Bienvenue à Cannes در نقش Himself | 2007 |
| Jonas in the Desert در نقش Himself | 1994 |
| Bringing Out the Dead در نقش Dispatcher (Voice) | 1999 |
| Hollywood Uncensored در نقش Himself | 1987 |
| The Muse در نقش Martin Scorsese | 1999 |
| Stanley Kubrick: A Life in Pictures در نقش Himself | 2001 |
| Shine a Light | 2008 |
| Saturday Night Live: A Tribute to Chris Farley | 2000 |
| Public Enemies: The Golden Age of the Gangster Film | 2008 |
| ’Round Midnight در نقش Goodley | 1986 |
| Quiz Show در نقش Martin Rittenhome | 1994 |
| Trespassing Bergman در نقش Himself | 2013 |
| Casting By در نقش Himself | 2012 |
| The Last Waltz در نقش Himself | 1978 |
| Cannonball در نقش Mafioso | 1976 |
| The Last Temptation of Christ در نقش Isaiah (uncredited) | 1988 |
| Clint Eastwood: Out of the Shadows در نقش Himself - Director | 2000 |
| Hugo در نقش Photographer (uncredited) | 2011 |
| Milagrez | 2008 |
| The Age of Innocence در نقش Photographer | 1993 |
| The First 100 Years: A Celebration of American Movies | 1995 |
| New York Stories در نقش Man Having Picture Taken with Lionel Dobie | 1989 |
| Raging Bull در نقش Barbizon Stagehand | 1980 |
| The Grifters در نقش Opening voice-over (uncredited) | 1990 |
| Magician: The Astonishing Life and Work of Orson Welles در نقش Himself - Filmmaker (archive footage) | 2014 |
| Gangs of New York در نقش Wealthy Homeowner (uncredited) | 2002 |
| The King of Comedy در نقش TV Director | 1983 |
| And the Oscar Goes To... | 2014 |
| تهیه کنندگی | سال تولید |
|---|---|
| Mean Streets در نقش تهیه کننده | 1973 |
| The Hi-Lo Country در نقش تهیه کننده | 1998 |
| Mad Dog and Glory در نقش تهیه کننده | 1993 |
| Naked in New York در نقش تهیه کننده اجرایی | 1994 |
| Hugo در نقش تهیه کننده | 2011 |
| The Young Victoria در نقش تهیه کننده | 2009 |
| Kicked in the Head در نقش تهیه کننده اجرایی | 1997 |
| Picasso and Braque Go to the Movies در نقش تهیه کننده | 2010 |
| The Wolf of Wall Street در نقش تهیه کننده | 2013 |
| Lymelife در نقش تهیه کننده اجرایی | 2008 |
| Shutter Island در نقش تهیه کننده | 2010 |
| Revenge of the Green Dragons در نقش تهیه کننده اجرایی | 2014 |
| Peter Gabriel - POV در نقش تهیه کننده اجرایی | 1991 |
| Tomorrow در نقش تهیه کننده اجرایی | 2018 |
| The Aviator در نقش تهیه کننده اجرایی | 2004 |
| You Can Count on Me در نقش تهیه کننده اجرایی | 2000 |
| Silence در نقش تهیه کننده | 2016 |
| Bleed for This در نقش تهیه کننده اجرایی | 2016 |
| Val Lewton: The Man in the Shadows در نقش تهیه کننده | 2007 |
| Medicine Ball Caravan در نقش تهیه کننده دستیار | 1971 |
| Before the Flood در نقش تهیه کننده اجرایی | 2016 |
| Long Strange Trip در نقش تهیه کننده اجرایی | 2017 |
| A Personal Journey with Martin Scorsese Through American Movies در نقش تهیه کننده | 1998 |
| Surviving Progress در نقش تهیه کننده اجرایی | 2011 |
| The Snowman در نقش تهیه کننده اجرایی | 2017 |
| A Ciambra در نقش تهیه کننده اجرایی | 2018 |
| Clockers در نقش تهیه کننده | 1995 |
| The Big Shave در نقش تهیه کننده | 1967 |
| Diane در نقش تهیه کننده اجرایی | 2018 |
| Drôle de père در نقش تهیه کننده اجرایی | 2018 |
| Free Fire در نقش تهیه کننده اجرایی | 2017 |
| Bernstein در نقش تهیه کننده | |
| Grace of My Heart در نقش تهیه کننده اجرایی | 1996 |
| Search and Destroy در نقش تهیه کننده اجرایی | 1995 |
| Uncut Gems در نقش تهیه کننده اجرایی | 2019 |
| La tercera orilla در نقش تهیه کننده اجرایی | 2014 |
| The Grifters در نقش تهیه کننده | 1990 |
| Frankenstein در نقش تهیه کننده اجرایی | 2004 |
| The Family در نقش تهیه کننده اجرایی | 2013 |
| The Loving Story در نقش بدون ترجمه | 2011 |
| Public Speaking در نقش تهیه کننده | 2010 |
| The Wannabe در نقش تهیه کننده اجرایی | 2015 |
| سایر | سال تولید |
|---|---|
| Gomorra در نقش ارائه دهنده | 2008 |
| Crossing Criminal Cultures در نقش حضور افتخاری | 2007 |
| Le Voyage extraordinaire در نقش حضور افتخاری | 2012 |
| تدوین | سال تولید |
|---|---|
| Woodstock در نقش تدوینگر | 1970 |
| Medicine Ball Caravan در نقش تدوینگر | 1971 |
| The Unholy Rollers در نقش مدیر تدوین | 1972 |
| The Big Shave در نقش تدوینگر | 1967 |
| The Unholy Rollers در نقش دستیار تدوین | 1972 |
| کارگردانی | سال تولید |
|---|---|
| Taxi Driver در نقش کارگردان | 1976 |
| Mean Streets در نقش کارگردان | 1973 |
| The King of Comedy در نقش کارگردان | 1983 |
| The Audition در نقش کارگردان | 2015 |
| Casino در نقش کارگردان | 1995 |
| GoodFellas در نقش کارگردان | 1990 |
| The Departed در نقش کارگردان | 2006 |
| Raging Bull در نقش کارگردان | 1980 |
| Cape Fear در نقش کارگردان | 1991 |
| The Aviator در نقش کارگردان | 2004 |
| The Age of Innocence در نقش کارگردان | 1993 |
| Gangs of New York در نقش کارگردان | 2002 |
| After Hours در نقش کارگردان | 1985 |
| The Last Temptation of Christ در نقش کارگردان | 1988 |
| The Key to Reserva در نقش کارگردان | 2007 |
| Shutter Island در نقش کارگردان | 2010 |
| Boxcar Bertha در نقش کارگردان | 1972 |
| Shine a Light در نقش کارگردان | 2008 |
| The Color of Money در نقش کارگردان | 1986 |
| Bringing Out the Dead در نقش کارگردان | 1999 |
| New York, New York در نقش کارگردان | 1977 |
| New York Stories در نقش کارگردان | 1989 |
| American Boy: A Profile of: Steven Prince در نقش کارگردان | 1978 |
| Kundun در نقش کارگردان | 1997 |
| Feel Like Going Home در نقش کارگردان | 2003 |
| The Last Waltz در نقش کارگردان | 1978 |
| It's Not Just You, Murray! در نقش کارگردان | 1964 |
| Hugo در نقش کارگردان | 2011 |
| Alice Doesn't Live Here Anymore در نقش کارگردان | 1974 |
| A Letter to Elia در نقش کارگردان | 2010 |
| The Big Shave در نقش کارگردان | 1967 |
| What's a Nice Girl Like You Doing in a Place Like This? در نقش کارگردان | 1963 |
| No Direction Home: Bob Dylan در نقش کارگردان | 2005 |
| Il mio viaggio in Italia در نقش کارگردان | 2002 |
| Public Speaking در نقش کارگردان | 2010 |
| Italianamerican در نقش کارگردان | 1974 |
| A Personal Journey with Martin Scorsese Through American Movies در نقش کارگردان | 1998 |
| George Harrison: Living in the Material World در نقش کارگردان | 2011 |
| The Wolf of Wall Street در نقش کارگردان | 2013 |
| The 50 Year Argument در نقش کارگردان | 2014 |
| Made in Milan در نقش کارگردان | 1990 |
| Bad در نقش کارگردان | 1987 |
| The Neighborhood در نقش کارگردان | 2001 |
| Woodstock در نقش دست یار کارگردان | 1970 |
| The Irishman در نقش کارگردان | 2019 |
| Who's That Knocking at My Door در نقش کارگردان | 1967 |
| The Blues در نقش کارگردان | 2003 |
| Street Scenes 1970 در نقش کارگردان | 1970 |
| Silence در نقش کارگردان | 2016 |
| Killers of the Flower Moon در نقش کارگردان | 2021 |
| Roosevelt در نقش کارگردان | |
| The King of Ads در نقش کارگردان | 1991 |
| The Blues - Dal Mali al Mississippi در نقش کارگردان | 2003 |
| The Blues - Piano Blues در نقش کارگردان | 2003 |
| Lady by the Sea: The Statue of Liberty در نقش کارگردان | 2004 |
| Vesuvius VI در نقش کارگردان | 1959 |
| New York City... Melting Point در نقش کارگردان | 1966 |
| The Concert for New York City در نقش کارگردان | 2001 |
| Life Lessons در نقش کارگردان | 1989 |
| Rolling Thunder Revue: A Bob Dylan Story by Martin Scorsese در نقش کارگردان | 2019 |
| بازیگری | سال تولید |
|---|---|
| Today | 1952 |
| Curb Your Enthusiasm | 2000 |
| Late Night with Conan O'Brien | 1993 |
| Inside the Actors Studio | 1994 |
| Friday Night with Jonathan Ross | 2001 |
| The Daily Show with Trevor Noah | 1996 |
| The Tonight Show with Jay Leno | 1992 |
| E! True Hollywood Story | 1996 |
| 30 Rock | 2006 |
| The Hollywood Greats | 1977 |
| The Kennedy Center Honors | 1978 |
| The Academy Awards | 1953 |
| Saturday Night Live | 1975 |
| The Tonight Show Starring Jimmy Fallon در نقش Himself | 2014 |
| New York: A Documentary Film در نقش Commentator | 1999 |
| Akira Kurosawa's Dreams در نقش Vincent van Gogh | 1990 |
| The Movies | 2019 |
مذاکرات مارتین اسکورسیزی برای پخش فیلم Killers of the Flower Moon در نتفلیکس یا اپل
چند سال پیش بود که کارگردان افسانه ای مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) و کمپانی پارامونت بر سر بودجه فیلم The Irishman «مرد ایرلندی» به مشکل خوردند و پارامونت به اسکورسیزی گفت که باید به دنبال همکاران دیگری برای ساخت این فیلم باشد. این کارگردان برنده جایزه اسکار فکرش زا نمی کرد که استریمینگی پیدا شود …
۱۳۹۹-۰۱-۲۳ تعداد بازدید :531 مشاهده خبرلیست کامل برندگان اسکار ۲۰۲۰ – فیلم Parasite بهترین فیلم
فصل سینمایی ۲۰۱۹ نیز با اسکار ۲۰۲۰ به پایان رسید و فیلم جوکر (Joker) با ۱۱ نامزدی از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردان (Todd Phillips) پیشتاز مراسم میباشد و نزدیک ترین رقبای آن The Irishman, Once Upon a Time in Hollywood و ۱۹۱۷ هستند با ۱۰ نامزدی از جمله بهترین فیلم، کارگردان و فیلمنامه … …
۱۳۹۸-۱۱-۲۱ تعداد بازدید :1385 مشاهده خبرمت دیمون (Matt Damon) و جیمز منگولد (James Mangold) فیلم The Force (پلیسی) را خواهند ساخت
مت دیمون (Matt Damon) و جیمز منگولد (James Mangold) بازیگر و کارگردان فیلم Ford v Ferrari «فورد در برابر فراری» که در بخش بهترین فیلم سال نامزد اسکار شده، فیلم جدیدی با همکاری یکدیگر خواهند ساخت. فیلم The Force یک درام پلیسی براساس رمانی به نام The Force نوشته دان وینزلو (Don Winslow) می باشد. …
۱۳۹۸-۱۱-۴ تعداد بازدید :385 مشاهده خبرکوئنتین تارانتینو: کارگردانی بازی جوان ها است و فکر می کنم که پیشکسوت شده ام!
پایان برای کوئنتین تارانتینو «Quentin Tarantino» نزدیک است. فیلمساز برندهی اسکار از زمان اکران Once Upon a Time In Hollywood «روزی روزگاری در هالیوود» تأکید کرده است که طبق اعلام قبلی با دهمین فیلمش بازنشسته خواهد شد و این بدان معناست که او تنها یک فیلم بلند دیگر خواهد ساخت. تارانتینو هنر را با نوشتن کتاب، …
۱۳۹۸-۱۱-۳ تعداد بازدید :256 مشاهده خبربردلی کوپر در فیلم بیوگرافی لئونارد برنستین به تهیه کنندگی استیون اسپیلبرگ و مارتین اسکورسیزی، بازیگر و کارگردان خواهد بود
فیلم بیوگرافی لئونارد برنستین ـه بردلی کوپر (Bradley Cooper) توسط نتفلیکس خریداری شد. این پروژه که اولین بار در سال ۲۰۱۸ معرفی شد و دومین فیلم کوپر پس از A Star is Born «ستارهای متولد شده است» در مقام کارگردان خواهد بود. کوپر در این فیلم نقش برنستین را بازی میکند و نگارش فیلمنامه به …
۱۳۹۸-۱۱-۲ تعداد بازدید :314 مشاهده خبرحضور لئوناردو دیکاپریو (Leonardo DiCaprio) و رابرت دنیرو (Robert De Niro) در فیلم Killers of the Flower Moon اثر بعدی اسکورسیزی (Martin Scorsese) تایید شد
حضور لئوناردو دیکاپریو (Leonardo DiCaprio) و رابرت دنیرو (Robert De Niro) در فیلم Killers of the Flower Moon فیلم جدید مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) پس از The Irishman «ایرلندی» تایید شد. دیکاپریو این خبر را حین اهدای جایزه یک عمر دستاورد هنری انجمن بازیگران به دنیرو تایید کرد. این دو قبلا در فیلم کوتاه The …
تعداد بازدید :474 مشاهده خبرنامزدهای مراسم انجمن جلوههای بصری: The Lion King، Alita: Battle Angel، The Mandalorian و Game of Thrones در صدر
انجمن جلوههای بصری نامزدهای هجدهمین مراسم سالانه خودش را اعلام کرد که در آن از افرادی که جلوههای بصری فیلمها، انیمیشنها، سریالهای تلویزیونی، تبلیغات و بازیهای ویدیویی را انجام میدهند قدردانی میشود. برندگان این مراسم روز ۲۹ ژانویه اعلام میشوند. فیلمهای The Lion King «شیر شاه» و Alita: Battle Angel «آلیتا: فرشته جنگ» با پنج …
۱۳۹۸-۱۰-۱۸ تعداد بازدید :263 مشاهده خبرآیا Joker یک دنیای سینمایی جدید آغاز میکند؟ تمایل تاد فیلیپس به ساخته شدن فیلم The Batman در همین دنیا
فیلم Joker «جوکر» با بازی استثنائی واکین فینیکس (Joaquin Phoenix) شخصیت بروس وین را در سنین کودکی معرفی کرد. حال طبق جدیدترین اخبار منتشر شده به گزارش آریامووی به نقل از سی نما، تاد فیلیپس (Todd Phillips) برای ساخته شدن فیلمی برای او و ادامه دادن داستان ابراز تمایل کرده است. در ابتدای فیلمنامهی Joker به …
۱۳۹۸-۱۰-۱۴ تعداد بازدید :882 مشاهده خبرمارتین اسکورسیزی فیلم Joker را تماشا نکرده است!
شاید در تیتراژ فیلم کامیک بوکی Joker «جوکر» نام مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) فیلمساز صاحب سبک را دیده باشید، اما او به تازگی اعلام کرده نه تنها فیلم را ندیده، بلکه قصد هم ندارد آن را ببیند. البته او گفته کلیپهایی از فیلم دیده و میداند با چه نوع فیلمی طرف است، پس نیازی ندارد …
تعداد بازدید :2769 مشاهده خبرنقد و بررسی ۳ فیلم The Irishman
مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) کارگردان و استادی بزرگ و کار بلد در ساخت فیلم هایی با موضوع ، مافیا و تبهکاران است . رفقای خوب ، کازینو ، رفتگان و… از بهترین آثار او در این زمینه هستند که میتوان به آنها اشاره کرد.اسکورسیزی به راحتی میتواند ، زندگی مافیا و تبهکاران شرور را به …
۱۳۹۸-۱۰-۱۲ تعداد بازدید :428 مشاهده خبر