متفرقه
۵۰ فیلم ابرقهرمانی تاریخ سینما : Hellboy : شماره ۴۰

این روزهای ژانر ابرقهرمانی به شدت محبوبه و فیلمها و سریالهای زیادی داره ازش ساخته میشه ، اما پیدا کردن بهترینهای این ژانر با این تنوعی که بوجود اومده یه مقدار سخت شده و از امروز و با همکاری سایت معتبر کولایدر نگاهی خواهیم داشت به ۵۰ فیلم برتر ابرقهرمانی تاریخ سینما و از پایین ترین رتبه شروع خواهیم کرد و در نهایت به رده های بالاتر خواهیم رسید و فیلم شماره ۴۰ یعنی Hellboy
تمامی ۵۰ ویدیو با زیرنویس فارسی و فقط از همین رسانه ، یعنی آریافیلم در اختیار شما قرار خواهند گرفت که دیدنشون به شدت پیشنهاد میشه.
شماره ۴۰ – Hellboy
کارگردان : Guillermo del Toro
بازیگران : Ron Perlman, Doug Jones, Selma Blair
کتاب کمیک مایک میگنولا به نام «پسر جهنمی/ Hellboy» ماجرای دیوی را تعریف میکند، که تصادفاً توسط نازیها به زمین احضار شده است، ولی در نهایت به عنوان مأمور تحقیق رویدادهای عجیب یک نهاد دولتی مرموز مشغول به کار میشود. کتاب پسر جهنمی علیرغم این که [طی این سالها] چراغ خاموش حرکت کرده است، ولی بیش از ده سال طرفدارانش را راضی نگه داشته است. حالا، گیلِرمو دِل تورو، کارگردان و طرفدار جسور پسر جهنمی، در یک فیلم بلند سینمایی به این شخصیت جان بخشیده است. بدون شک دِل تورو امیدوار است که رخنمایه «پسر جهنمی» را با فیلمش ارتقا دهد و اگر بخواهیم از روی محصول نهایی قضاوت کنیم باید بگویم که این اتفاق تا حدی رخ داده است:«پسر جهنمی» یکی از بهترین آثار سینمایی اقتباس شده از کتابهای کمیک است که بعد از سالها دیدهام.
داستان فیلم در سال ۱۹۴۴ شروع میشود، یعنی زمانی که ارتش آمریکا به کلیسای مخروبه ای، که گفته میشود در آن یک عارف روس خنجر خورده/گلوله خورده/مسموم شده به نام گریگوری راسپوتین تلاش میکند تا نازیها را در احضار مخلوقی از ظلمات خارجی[۱] هدایت کند، نزدیک میشود. این مخلوق قادر است کاری کند که جریان جنگ جهانی دوم به نفع آلمان تغییر کند. نقشه نازیها نقش بر آب میشود، اما درگاه آنقدر باز میماند که یک موجود کوچک، قرمز شاخدار با علاقه شدید به شکلاتهای بِیبی روث[۲] احضار میشود.
سربازها (بنا بر دلایل آشکار) اسم او را «پسر جهنمی» میگذارند. بعد از نمایش فهرست اسامی سازندگان فیلم با پسر جهنمی که حالا حسابی بزرگ شده است (با بازی ران پِرلمَن) آشنا میشویم، او میل و گرایش عجیبی به گربهها دارد. در فیلم همچنین پرفسور بِراتِنهولم (با بازی جان هارت)- کسی که شاهد رویدادهای ۱۹۴۴ بوده و پدرخوانده پسر جهنمی است-،اِیب ساپیِن (با بازی داگ جونز، و با صدای دیوید هاید پیِرس)، موجودی نیم انسان و نیم ماهی با تواناییهای روانی؛ و جان مایرز (با بازی روپِرت اِوانس) که به تازگی به عنوان سرپرست پسر جهنمی استخدام شده است، حضور دارند. اینها همگی مأموران اداره تحقیقات و دفاع غیرعادی (BPRD) دولت هستند؛ وظیفه این اداره به قول پروفسور بِراتِنهولم مبارزه با موجودات ماوراء الطبیعی است.
مایرز خیلی زود میفهمد که مسئولیت جدیدش تا چه حد دشوار میتواند باشد. پسر جهنمی بعد از نخستین مبارزه ای که برای ملاقات با دوست دختر احتمالیاش، لیز شِرمَن پریشان احوال با قدرت کنترل ذهنی آتش (با بازی سِلما بِلِر)، از وی میبینیم پا به فرار میگذارد. این صحنه یکی از نخستین نشانههایی است که اثبات میکند «پسر جهنمی» چیزی فراتر از یک فیلم ابرقهرمانی استاندارد ارائه میکند. پسر جهنمی قلباً عاشق لیز شده است، اما لیز به لحاظ روانی شکننده تر از آن است که بتواند به این حس پسر جهنمی پاسخ دهد. صحنه های بین این دو نقطه مقابل زیبایی را در برابر کشتاری، که اطراف آنها رخ میدهد، تشکیل میدهند. و در واقع دِل تورو در سرتاسر مدت فیلم با مهارت از لحظات به شدت کمدی به درام واقعی نقب میزند و با پیش رفتن داستان المانهای ناجور را کنار هم میچیند.
دوباره برویم سراغ داستانمان. معلوم میشود که راسپوتین در سال ۱۹۴۴ نمرده است و برای تکمیل مراسم [ناتمامش] بازگشته است. BPRD رد او را تا روسیه میگیرد، با قاتل نینجای نازی نامیرای او، کِرونِن، و غولهای گوناگون دیگر تا رویارویی نهایی بین آدم خوبهای فیلم و عارف دیوانه ای که خدایان جهنمی را احضار میکند، میجنگد.
«پسر جهنمی» همچنین میتواند یکی از رضایت بخش ترین فیلمهای لاوکرافتی[۳] ساخته شده تاکنون باشد. فیلم با نقل قولی از دِ وِرمیس مایستریس[۴] شروع میشود، یکسری چیزهای قدیمی در فضای عدم نشانمان داده میشوند و یک غول سیتی هولویی[۵] را میبینیم. و در حالی که فیلمهایی با درونمایه مشابه مانند «از ماورا / From Beyond» و «dagon» از بودجه های کم و جلوه های ویژه ضعیف رنج میبرند، دِل تورو برای ساخت «پسر جهنمی» از بهترین جلوه های ویژه استفاده کرده است. درست است که بازسازی شخصیت پسر جهنمی کار چندان دشواری نیست، اما غولها به حد کافی متقاعد کننده هستند و شخصیت اِیب ساپیِن در فیلم بهتر از خود کتاب از آب در آمده است.
برای افرادی که ران پِرلمَن را به خاطر بازی در سریال «دیو و دلبر / Beauty and The beast» نبخشیدهاند، «پسر جهنمی» میتواند تسلی بخش باشد. با توجه به این که پِرلمَن نخستین انتخاب دِل تورو و مایک میگنولا بوده، پس او خود پسر جهنمی است. پِرلمَن طعنه میشنود، از دنیا خسته و دل زده میشود و از رابطهاش با لیز آسیب میبیند. سِلما بِلِر به خوبی توانسته از پس نقش لیز برآید اما چیز زیادی به آن اضافه نکرده است. شخصاً هرگز فکر نمیکردم که از صدای دیوید هاید پیِرس برای صدای اِیب ساپیِن استفاده شود، گرچه حاصل کار خوب شده است. نیمی از اعتبار این کار متعلق به داگ جونز است، که توانسته یک موجود نیمی انسان و نیمی ماهی را نمایش دهد و از پس دشواریهای آن برآید.
دِل تورو با ساخت «پسر جهنمی» توانست دو شاهکار کارگردانی از خود بر جای بگذارد: او به خوبی توانست کتاب کمیک میگنولا را به فیلم تبدیل کند و همچنین توانست با وفاداری به کتاب، طرفداران متعصب میگنولا را راضی نگه دارد بدون این که بیننده خواننده کتابهای غیر کمیک را وادار به خواندن کتابهای میگنولا نماید. با نگاه به لیست فیلمهای آتی سال ۲۰۰۴ در مییابیم که «پسر جهنمی» بدون شک یکی از بهترین فیلمهایی خواهد بود که امسال میتوانید ببینید. (نقد فارسی)
