معرفی فیلم های گذشته
۲۵ جهانی که بر پرده سینما شما را مبهوت میکنند؛ از دریای کارائیب و ماتریکس تا دنیای کمیک ها و سرزمین میانه و دانشگاه هاگوارتز

ایفن : دنیاهایی که ما با دیدن فیلم های سینمایی به آن ها پا میگذاریم ، هر یک میتوانند الهام بخش زندگی ما باشند و ما را در انتخاب های زندگی خود تحت تاثیر قرار دهند. پس با هم ۲۵ دنیای مبهوت کننده بر پرده سینما به انتخاب IMDB را مرور خواهیم کرد.
* یک نکته اینکه در بهضی بخش ها حدودی از داستان فیلم ها گفاه شده است که البته از سطح اسپویل بسیار کمی بر خوردارند و به جان مایه فیلم آسی نخواهند زد.
۲۵- Scott Pilgrim vs. the World (اسکات پلگریم در مقابل دنیا)
«اسکات پیلگریم» باید برای بدست آوردن قلب دختری که عاشقش شده، هفت پسری که قبلا او را دوست داشته اند و بسیار مخوف میباشند را شکست دهد. محیط فیلم شبیه یک بازی کامپیوتری است که شخصیت اصلی داستان با توجه به موفقیت هایش شامل Level-Up میشود.

۲۴- ? Who Framed Roger Rabbit (چه کسی برای راجر خرگوشه پاپوش دوخت؟)
این فیلم هم که متعلق به سال ۱۹۸۸ است داستان یک کاراگاه در سال ۱۹۴۰ است که وارد دنیای کارتون ها میشه و داستان هایی براش پیش میاد که در نوغ خودش جالبه.

۲۳- Pirates of the Caribbean (دزدان دریایی کارائیب)
دزدان دریایی کارائبب هم که معرف حصور همه است. داستان فیلم در دریای کاراییب رخ میدهد که ماجراهای عدهای دزد دریایی را روایت میکند. جایی که در آن اتفاقات و ماجرا های بسیار جالبی رخ میدهد که بسیار هیجان انگیز است و ما را به نقاط عجیب و غریب و ملاقات موجودات افسانه ای میبرد. تا کنون ۴ اثر هم با این موضوع روانه بازار شده است

۲۲- Inception (تلقین)
اینسپشن و دنیا های موازی جالبش هم که توسط کریستوفر نولان افسانه ای به تصویر کشیده شده خیلی هیجان انگیزه که در نوع خودش جضور داشتن تو این لیست خیلی جالب و هیجان انگیزه.
در آمریکا و در زمان حال مردی به نام «کاب» که متخصص الهامبخشی در خواب است، گروهی را سرپرستی میکند که میتوانند به خواب دیگران بروند و ذهنیت دیگران را تعییر و فکری جدید به آنها الهام دهند.آخرین ماموریتی که کاب در صورت موفقیت در آن میتواند نزد خانوادهاش بازگردد، تامین درخواست مرد ثروتمندی به نام سایتو است. سایتو رقیبی پیر به نام فیشر دارد. فیشر در آستانه مرگ و پسر جوانش رابرت، وارث ثروت و قدرت اوست. سایتو از کاب میخواهد تا به خواب رابرت برود و فکر توسعه و ادامه کار فیشر را از سر او بیرون و اندیشه پشت کردن به شغل و حرفه پدر را به او الهام بخشد که در این مسیر ترفند های بسیاری انجام میشود و داستان نیز بسیار چالش بر انگبر میشود.

۲۱- Eternal Sunshine of the Spotless Mind (درخشش ابدی یک ذهن پاک)
داستان فیلم به این صورت است که دکتر هاوارد سرپرست یک کلینیک است که کار آن پاک کردن آن دسته از خاطرات افراد است که دوست ندارند آنها را در ذهن خود داشته باشند. کلینیکی که اغلب زوجها خصوصاً در روزهای نزدیک به ولنتاین به آن مراجعه میکنند تا خاطرات بدی را که از هم در ذهن خود دارند پاک کنند. تکنیسینهای کلینیک ابتدا مکان خاطرات مورد نظر را که به صورت لکههای روشنی روی مغز نمودار میشود، شناسایی کرده و سپس به محو کردن آن لکههای نور میپردازند. ابتدا کلمنتاین و سپس جول آگاهانه تصمیم به پاک کردن خاطرات مشترکشان میگیرند اما حتی بعد از فراموشی…….. . خودتون در ادامه این فیلم احساسی و قشنگی رو که برنده اسکار بهترین فیلمنامه نیز شده رو ببینید بهتره.

۲۰- The Matrix (ماتریکس)
فیلم ماتریکس هم که معرف همگان هست و دنیای پیچیده واقعیت و مجازی رو به تصویر میکشه و همه ما رو تو فکر فرو میبره که نکنه ما همه در عالمی زندگی میکنیم که واقعیت نداره. این اثر رو که شاهکار برادران واچوفسکی باید دانست لقب فلسفی ترین فیلم تاریخ سینما رو یدک میکشه که انصافا هم سزاوارشه. گفتنی است که Keanu Reeves یکی از بهترین بازی های زندگی خود در نقش نئو رو ایفا کرده است.
در آینده نزدیک، آزادی طلبان به کمک تجهیزات محرمانه خود با نئو که خود یک هکر کامپیوتری است ارتباط برقرار میکنند و به او شرح میدهند که حقیقتی که او تصور میکند یک شبیهسازی پیچیده کامپیوتری است به نام «ماتریکس» که توسط نوعی هوش مصنوعی بدخواه طراحی شدهاست. ماتریکس حقیقت را از بشریت مخفی میسازد و به آنها اجازه میدهد تا یک زندگی متقاعدکننده و شبیهسازی شده در سال ۱۹۹۹ را داشته باشند. در حالی که ماشینها در حال رشد کردن هستند و مردم را درو میکنند تا از آنها بهعنوان یک منبع انرژی دائمی استفاده کنند. مورفیس، رهبر این آزادی طلبان باور دارد که نیو «شخص برگزیده» است که انسانها را به سوی آزادی هدایت کرده و ماشینها را برخواهد انداخت. به اضافه نیو٬ ترینیتی و مورفیس در مقابل بنده سازی انسانها توسط ماشینها میجنگند، درحالی که نیو کمکم شروع به پذیرفتن نقش خود را بهعنوان «شخص یگانه» میکند.

۱۹- Her (اون زن)
ماجرای فیلم در سال ۲۰۲۵ رخ میدهد. تئودور توامبلی که مردی درون گرا و منزوی است، در شرکتی کار میکند که نامههای زیبا و عاطفی برای متقاضیهایی که خود قادر به نگارش چنین نامههایی نیستند، مینویسد. او زیاد خوشحال نیست چون در آستانه طلاق از همسرش قرار دارد، کاترین ، زنی که از دوران کودکی با هم بزرگ شدهاند. تئودور نرمافزاری گویا دارای هوش مصنوعی خریداری میکند، نرمافزار به گونهای طراحی شده تا با صاحب خود تطابق پیدا کرده و به روز شود. تئودور صدای زنانه را برای نرمافزار انتخاب میکند و نرمافزار خود را سامانتا معرفی میکند.
تئودور از قابلیتهای سامانتا در شناخت حالتهای روحی انسان شگفت زده میشود. سامانتا در گفتگوهایش با تئودور شخصیتی زنانه از خود بروز میدهد، همیشه در دسترس است و با علاقه و دقیق به حرفهای تئودور گوش فرا میدهد. از او حمایت کرده و زحمتی برای تئودور ندارد. سامانتا تئودور را ترغیب میکند که با زنی که از طرف نرمافزار معرفی خواهد شد رابطه برقرار کند؛ و البته آن زن قبول کرده بود که مطابق نظر نرمافزار عمل کند ولی این قرار موفق از کار در نیامد چون اطلاعات زیستی نرمافزار از همه جوانب از قبیل نیاز بشر به تنفس و اکسیژن کامل نبود. در گفتگوهای بیشتری که بین تئودور و سامانتا رد و بدل شد کمکم سامانتا احساس تجسم کرد. او حس میکرد پشتش میخارد! و حتی تئودور او را میخاراند و ……. .
مقدار از داستان این فیلم بود که دوستان تا حدودی با فضای این فیلم آشنا بشوند و آن را درک کنند.

۱۸- TRON (ترون)
کوین فلین، خالق جهانیست دیجیتالی که گرید (grid) نام دارد. موجودات دنیای دیجیتالی شبکه گرید همگی برنامههای نرمافزاری هستند که تحت حکومت حاکمی قرار دارند بنام کلو (CLU) که مخفف واژه Codified Likeness Utility است. کلو در آغاز آفرینش برترین مخلوق کوین فلین بودهاست. در واقع کوین فلین، کلو را بصورت قرینهای از چهره خویش آفریده است، و وظیفه کلو در هنگام آفرینش را ساختن دنیایی تکامل یافته در این عالم مجازی تعیین کرده.
اما پس از خلق و توسعه جهان دیجیتالی توسط فلین، «شرایط مهیا میگردد» و موجوداتی «خود به خود» ظاهر میشوند که آیزو (مخفف Isomorphic Algorithms) نام دارند. این موجودات دارای هوش و اختیار هستند و بزودی محبوب کوین فلین قرار میگیرند. آنان نیز بندگی آفریدگار این جهان (که کوین فلین خلق کرده) را میپذیرند. کلو از این بابت حسادت میورزد، و موجودات آیزو را موجوداتی پست میداند، چرا که دارای نواقص بسیار در ذات خود (نسبت به برنامههای نرمافزاری دیگر) میداند. او وجود آنها را خلاف دستور الهی (در ساختن جهانی تکامل یافته) میداند؛ لذا او علیه آفریدگار خویش طغیان میکند، و در جهان هستی دودستگی ایجاد میشود. کلو و همدستانش در صدد نابودی تمام آیزوها بر میآیند.
اما کوین فلین آخرین بازمانده نسل آیزوها را بنام کورا (Quorra) در پناه شخصی خود جای میدهد و به او کلام خویش را میآموزد (متافور کتب قدیمی کوین در فیلم). لیکن کلو روز به روز قویتر میشود چراکه پیروان بیشتری مییابد… . البته لازم به ذکر است که از روی این دنیا ۲ عدد فیلم سینمایی ساخته شده است که یکی در سال ۱۹۸۲ و دیگری در سال ۲۰۱۰ روی پرده سینما رفته است. این داستان در فیلم سال ۱۹۸۲ پیرامون هک و مسائل کامپیوتری میگذرد و جنگ Programing که اولین پروژه بزرگ در استفاده از پرده سبز نیز میباشد.

۱۷- Metropolis (کلان شهر)
این فیلم که فیلم فوق العاده ای است متعلق به سال ۱۹۲۷ سینمای آلمان است که داستان آن را با هم مرور میکنیم:
متروپلیس داستان شهری است آیندهوار در سال ۲۰۲۶ میلادی که در آن انسانها به دو دسته «اندیشنده» و «کارگر» تقسیم شدهاند و دسته نخست در آسمانخراشهای مجلل بالای زمین و دسته دوم در دالانهای کارخانهای زیر زمین ساکنند.
زنی فرهمند و مانند مریم مقدس به نام ماریا در محلی در دهلیزهای زیرزمینی به کارگران در مورد حق و حقوق ازدسترفتهشان میگوید ولی آنها را ترغیب به شورش نمیکند بلکه میگوید تا در انتظار ظهور یک میانجی میان عالم روزمینی و عالم زیرزمینی بمانند؛ یک میانجی به مثابه دل در میان مغز و دست. این نکته در جایجای فیلم تکرار میشود که «مغز و دست برای همکاری سالم نیاز به میانجیگری دل دارند.»
پسر سازنده و شهردار کلانشهر برعکس پدر خود به سرنوشت زیرزمینیان و رنجبران بیاعتنا نیست و در بازدیدی پنهانی از دنیای کارگران شیفته ماریا و سخنانش میشود. در این میان، شهردار به مخترع بزرگ شهر، روتوانگ، دستور میدهد تا ماریا را ربوده و به رباتی که در دست ساخت دارد چهره ماریا ببخشد.
روتوانگ در این امر موفق میشود و ربات ماریا-نما به خواسته شهردار به زیر زمین رفته و کارگران را به شورش برمیانگیزد و کارگران شورشی به دروازهای که شهردار برایشان باز نگه داشته میرسند و دستگاهی مهم به نام «ماشین ام» را تخریب میکنند که با این کار مخازن آب شهر شکسته و با غرقه شدن بخشهایی از شهر، کودکان کارگران کشته میشوند.
کارگران خشمگین خشم خود را متوجه ماریا میکنند و او را به خاطر این تهییج و ترغیبش زنده میسوزانند اما پس از سوختن متوجه میشوند که او یک ربات است. در پایان ماجرا، پسر شهردار در نقش میانجی (دل)، در حضور ماریای واقعی، دو گروه یعنی شهردار (مغز) و کارگران (دست) را با هم آشتی میدهد.

۱۶- The Fifth Element (عنصر پنجم)
قرن بیست و سوم. گلوله ی عظیمی از گدازه ی مذاب با سرعتی بسیار، به طرف زمین حرکت می کند. اعلام می شود که برای نجات زمین باید چهار سنگ، نماد چهار عنصر اصلی را با عنصر پنجم که نیروی مثبت زندگی است و در قالب مسافری از دنیایی دیگر به نام «لیلو» (میلان یوویچ) تجسم یافته. و حالا راننده ی تاکسی نیویورکی، «کوربن دالاس» (بروس ویلیس) وارد عمل می شود تا به «لیلو» کمک کند…
فیلمی که جلوه ای باورپذیر و طبیعی تر ازآثار مشابه دارد و نیروهای شر در آن ملموس تر از موجوداتی صرفا فانتزی نمود پیدا می کنند.

۱۵- Labyrinth (هزارتو)
این دنیا هم دنیای جالبیه ، دنیای هزارتو ها که خلاصه داستان اون رومیخونیم:
پدر و نامادری دختر نوجوانی به نام «سارا» (کانلی)، او را در خانه گذاشته اند تا از برادر نوزادش «توبی» (فراود) مراقبت کند. گروهی جن با استفاده از این فرصت، «توبی» را می ربایند، و سر دسته شان، «جارت» (بویی)، به «سارا» می گوید که فقط سیزده ساعت فرصت دارد تا از هزار تویی که به شهر اجنه می رسد، بگذرد اگر موفق نشود، برادرش هم جن خواهد شد …

۱۴- Narnia (نارنیا)
جهان فانتزی کتاب های نارنیا میتونه خیلی هارو جذب کنه ، اون موجودات عجیب و غریب و داستان های هیجان انگیزی که اتفاق میوفته اینکه نارنیا ماجرای کودکانی را نقل میکنه که نقش اصلی را در تاریخچهٔ دنیای نارنیا بازی میکنند. در هر کتاب از این مجموعه کودکانی از دنیای ما به صورت جادویی به نارنیا منتقل میشوند. جایی که از آنها خواسته میشود تا به اصلان شیر کمک کنند تا از پس بحران در دنیای نارنیا برآید.

۱۳- Star Trek (پیشتازان فضا)
این دنباله های سینمایی که پیش از این یک مجموعه تلویزیونی در ده ۶۰ میلادی بوده است که در آمریکا و بسیاری کشورهای دیگر، از جمله ایران، به نمایش در آمد و لقب موفقترین مجموعهٔ تلویزیونی تمام دورانها را به خود اختصاص داد ، تا به حال برای ۱۲ اثر سینمایی تمدید شده است که ۱۲ امین آن سال ۲۰۱۶ میلادی می آید. کل مجموعهٔ اولیهٔ پیشتازان فضا (The Original Series یا TOS) حدود هشتاد قسمت است و هر کدام از قسمتها داستانی مستقل دارد. ماجرا از این قرار است که سفینهٔ فضایی اِنترپرایز که مجهز به پیشرانههای پادماده است و میتواند با سرعتی بیشتر از سرعت نور حرکت کند، به ماموریتی ۵ ساله برای کشف دنیاهای ناشناخته و ارتباط برقرار کردن با تمدنهای فرازمینی فرستاده شده است.

۱۲- Blade Runner (تیغ ران)
این اثر که متعلق یه ریدلی اسکات بزرگ است که در سال ۱۹۸۲ اکران شده است و داستانش اینگونه است که دکارد (هریسون فورد) از طرف نیروهای پلیس کلان-شهر لس آنجلس در سال ۲۰۱۹ ماموریت دارد که انسانهای با ژن مصنوعی (موسوم به رپلیکانت) را که حضورشان بر روی کره زمین ممنوع گردیده را شناسایی و تعقیب و خطرشان را از جامعه زمینی رفع کند. تا اینکه یک گروه شبه نظامی رپلیکانت متواری، مخفیانه وارد لس آنجلس گردیده و سعی در نفوذ به داخل شرکت تایرل کورپوریشن میکنند. یعنی همان شرکتی که آنها را بوجود آورده است.

۱۱- The Wizard of Oz ( جادوگر شهر اُزی)
دوروتی دخترک کوچکی است که همراه سگش توتو در کشتزاری در کانزاس زندگی میکند. روزی گردبادی میآید و دوروتی و سگش و خانهاش را با خود به آسمان میبرد و در سرزمین آز پایین میآورد. در آز همه چیز زیبا و غریب است، با این حال دوروتی میخواهد هر جور شده به خانهاش برگردد. دوروتی تصمیم میگیرد تا به شهر آز برود تا از جادوگرانی که در آن شهر زندگی میکنند برای بازگشت به خانه کمک بگیرد. دوروتی سرِ راهش به مترسکی که مغز ندارد، آدم آهنیای که قلب ندارد و شیر بزدلی که شجاعتش را از دست دادهاست بر میخورد. آنها همه امیدوارند که جادوگر نیکوکار شمال در آز کمکشان کند، اما جادوگر بدجنس غرب که در پی انتقام مرگ جادوگر بدجنس شرق است، مشکلاتی را سر راه آنها و جادوگر نیکوکار شمال به وجود میآورد. در نهایت دوروتی با ریختن یک سطل آب روی جادوگر بدجنس غرب موجب نابودی او میشود و جادوگر شهر آز نیز به عنوان جایزه آرزوی او و دوستانش را برآورده میکند.

۱۰- Aliens ( بیگانگان)
سروان ریپلی (با بازی سیگورنی ویور جوان) و سایر خدمه سفینه فضایی “نوسترامو” بعد از انجام یک مأموریت تجاری-فضایی به خواب مصنوعی رفته و در مجاورت سیاره ناشناختهای توسط دستگاههای خودکار سفینه بیدار میشوند. پس از دریافت سیگنالی از سوی سیاره (که در نظر ایشان درخواست کمک تعبیر میگردد) بخشی از خدمه برای تفحص و بررسی وضعیت همراه با یک سفینه کوچک از نوسترامو جدا شده و بر این سیارهی طوفانخیز مینشینند. در این سیاره هیچچیز نیست جز صخرههای بزرگ و باد شدیدی که یک لحظه متوقف نمیشود. در جستجوهای گروه تفحص لاشه یک ابر-سفینه مشاهده میگردد و تعدادی از گروه فضانوردان وارد لاشهی سفینه مذکور شده و با سالنی پر از تخمهای غولآسا مواجه میگردند. فضانوردان با حیرت شروع به تماشای تخمها مینمایند که ناگهان یکی از تخمها بازشده و و موجودی شبیه به ستارهی دریایی به صورت یکی از اعضای گروه تفحص پریده و میچسبد. این موجود شفیرهای را درون بدن قربانی کاشته و خود از بین میرود. سپس طی یک صحنهی تکاندهنده (که یکی از معروفترین صحنههای مشمئزکننده در تاریخ سینماست) این شفیره در قالب نوزاد یک بیگانه فضایی از شکم قربانی نگونبخت خارج شده و در گوشه و کنار سفینه غولآسای “نوسترامو” پنهان میشود. از این پس روند پیشبرد داستان بگونهای است که به مرور به فاجعه بزرگ و مرگآور نهایی نزدیک و نزدیکتر میشویم. این میان تنها ریپلی جوان است که موفق میشود سفینه نوسترامو را منهدم کرده و با یک سفینه کوچک نجات یابد. البته در پایان تماشاچی درمییابد بیگانه نیز همراه ریپلی سوار بر سفینهی نجات (بر وزن قایق نجات) از سفینهی مادر گریخته است که زمینه ساز دو اثر دیگر شد. این سه نسخه را سه کارگردان عالی به ثمر رسانده اند. اولی را ریدلی اسکات ، دومی را جیمز کامرون و سومی را دیوید فینچر کارگردانی کرده اند.

۹-Jurassic Park (پارک ژوراسیک)
خب داستان این دنیا رو هم که همه میدونید و اینکه پیرامون دایناسور هاست و اینگونه است که دانشمندان در این جزیره پارکی تفریحی ساختهاند که در آن دایناسورها را شبیهسازی کردهاند. جان هموند گروهی از دانشمندان را برای بازدید از پارک پیش از بازگشایی همگانی فرا میخواند. به سبب سهل انگاری و خرابکاری دسته ای از دایناسورها آزاد میشوند و بازدیدکنندگان و کارشناسان میکو شند برای نجات خود از جزیره بگریزند و …
ما ۳ فیلم با عنوان پارک ژوراسیک داریم و یک اثر هم به نام دنیای ژوراسیک (Jurassic World) است که در سال ۲۰۱۵ اکران شد و بر اساس همین فضا ساخته شده است. البته نمیتوان از کارگردانی خوب استیون اسپیلبرگ در سه اثر اولی گذشت که نقش به سزایی در خلق این اثر موفق داشته است.

۸- Star Wars ( جنگ ستارگان)
ماجرای جنگ ستاره ای یا به قول ما ایرانیان جنگ ستارگان پیرامون فضایی میچرخد که کاملا برای همه ما ناملموس است، محیطی در دور دست های فضا، جایی که امپراتوری های فضایی وجود دارند و قهرمانانی که گره های نبرد ها را باز میکنند. داستانی که با دست توانمند جرج لوکاس خلق شد و ۳ نسخه اول هم به دست او کارگردانی شد و بعدی ها به دست دیگران سپرده شد.
ماجرای فیلم در کهکشانی خیالی و دوردست اتفاق می افتد که در آن، نبردی بین سیارهای میان یک امپراتوری مستبد در یک طرف و اتحادیه شورشیان در طرف دیگر در جریان است. قهرمان جوان و بلندپرواز فیلم لوک اسکایواکر که لیاقت خویش را بیشتر از زندگی ساده فعلیاش میداند، طی اتفاقاتی، درگیر این نبرد میشود. او به کمک قاچاقچی فرصت طلبی به نام هان سولو درصدد بر میآید تا پرنسس لِیا را از اسارت در ایستگاه فضایی عظیم امپراتوری و از چنگ فرمانده خبیث آن «دارت وِیدر»، نجات دهد. اسکایواکر در گذر زمان با آیینی کهن آشنا میشود که شوالیههایی به نام «جِدای» به عنوان نگهبانان صلح و عدالت، هزاران سال از آن پیروی می کردند.
منشأ قدرت و بصیرت جدایها ماهیتی عرفانی است موسوم به «نیرو»که از زبان اوبیوان کنوبی پیر، استادِ لوک، میدانی از انرژی است که از موجودات زنده نشات گرفته، همه چیز را احاطه کرده و کهکشان را به هم پیوند میدهد. در عین حال نیرو، جنبه اغوا کننده و تاریکی نیز دارد که به نفرت و کینخواهی و تمایل به قدرت نامحدود ختم میشود و دارت ویدر و سایر لردهای فرقه «سیت» در نقطه مقابل سلحشوران جدای، از آن بهره میبرند. هم جدایها و هم لردهای سیت میکوشند تا کهکشان را تحت سیطره خویش در آورند. در هر دو گروه، رابطه استادی و شاگردی در آموزش طریق به کار بستن نیرو وجود دارد و سلاح هردوی آنها، «شمشیر نوری» است.

۷- Mad Max (مکس دیوانه)
دنیای مجموعه فیلم های مکس دیوانه که در دهه های ۷۰ و ۸۰ میلادی مل گیبسون سوپراستار آن بود جهانی بعد از رستاخیز را به تصویر میکشد که جنگ برای آب و سوخت است. ممکنه خیلی ها این دنیا رو با جدید ترین فیلم از این مجموعه بشناسند که به نام Max: Fury Road است با بازی تام هاردی که فیلم جالب و زیبایی به خصوص از نظر جلوه های ویژ میباشد. کارگردان هر ۴ اثر جیمز میلر میباشد.

۶- The DC Cinematic (دنیای سینمایی دی سی)
شاید اکثر معروفیت دنیای کمیک های DC رو معروف ترین شخصیت کمیک ها یعنی بتمن رقم زده باشه ، شخصیتی که ابتدا در سینمای قدیم به تصویر کشیده میشد و به جرعت میتوان گفت بسیار محبوب تر از سوپر من و سایر شخصیت های کمیکی است. بتمن همینطور راه خود و کمیک های DC را باز میکرد که نولان به ۳گانه خود نه تنها سینمای کمیک ها ، بلکه سنمای جهان را تکان داد و از طرفی دگر با معرفی یک جوکر متفاوت وفوق العاده همگان را متحیر کرد.
نکته گفتتی این است که در حال حاضر کمیک های DC همانند کمیک های Marvel یک چشم انداز و نقشه راه برای ادامه پروژه های سینمایی خود تبیین کرده اند و دیگر کار های تکی و بدون هدف ساخته نخواهد شد. شخصیت های دیگر کمیکی DC را در این موفقیت میتوان شریک دانست ولی بهتر است بگوییم که آنان وظیفه سختی برای حفظ و بهبود این جایگاه دارند. بسیاری از فیلم های DC در سال های آینده اکران میشود مانند Batman v Superman: Dawn of Justice, Suicide Squad, Aquaman, The Flash. البته میتوان تا به اکنون DC را در عرصه سریال های تلویزیونی موفق تر دانست. اما DC باید به یک دنیای منظم و روان داشته باشد ، جایی که در آن ابرقهرمانانش به راحتی با هم تعامل داشته باشند ، جیزی که امروزه شاهد برنامه ریزی شدن آن هستیم.
باید بدانیم که اولین تلاش برای شروع یک دنیای سینمایی مشترک در سال ۱۹۹۸ شروع شد. قرار بود تا در این سال، فیلم سوپرمن با بازی نیکلاس کیج، به کارگردانی تیم برتون و نویسندگی کوین اسمیت ساخته شود و مقدمات شروع یک دنیای سینمایی را فراهم سازد. قرار بود تا مایکل کیتون نقش بتمن را تکرار کند. اما این پروژه کنسل شد.
در ۱ ژانویه ۲۰۱۴، اعلام شد که برادران وارنر پیش از این قصد داشته تا دنیای سینمای دیسی را بسازد که با فیلم فانوس سبز (۲۰۱۱) آغاز میشده. فیلمنامهٔ فیلم فلش نیز توسط نویسندگان همین در حال نگارش بوده. این پروژه هم به دلیل نارضایتی منتقدان و بینندگان از فیلمفانوس سبز کنسل شد.
بعد از انتشار انتقامجویان در سال ۲۰۱۲، طرحهایی مبنی بر ربط دادن مرد پولادین ( Man of Steel) به ابرقهرمانان مطرح شد و اشارههایی هم به دنیای سینمایی دیسی شد. در ۱۰ ژوئن ۲۰۱۳، اعلام شد که زاک اسنایدر و دیوید اس. گویر برای ساخت دنبالهٔ مرد پولادین بازخواهند گشت.
در ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۳، زاک اسنایدر در کامیککان سن دیگو تأیید کرد که در فیلم بعدی مرد پولادین، سوپرمن و بتمن برای اولین بار در تاریخ سینما رو در روی هم قرار خواهند گرفت. این دنیای سینمایی توسط رسانهها و هواداران «دنیای سینمایی دیسی» خوانده میشود. در نوامبر ۲۰۱۴، نیوزراما برای اولین بار از اصطلاح «دنیای چندگانهٔ دیسی» استفاده کرد.

۵- The Marvel Cinematic Universe ( دنیای سینمایی مارول)
یک دنیای داستانی است که محور مجموعه فیلمهایی ابرقهرمانی میباشد که بر پایهٔ شخصیتهای کمیکبوکهای مارول کامیکس ساخته میشوند. مارول استودیوز، استودیو و سازندهٔ اصلی این فیلمهاست. این مجموعه شامل انتشار کمیکبوکها، فیلمهای کوتاه و مجموعههای تلویزیونی نیز است. این دنیای مشترک، شبیه دنیای مشترک مارول در کمیکها، با تقاطع داستانی فیلمها، بازیگران و دستاندرکاران مشترک شکل گرفته است.
مرد آهنی (۲۰۰۸) نخستین فیلمی بود که از این مجموعه منتشر شد و فاز اول دنیای سینمایی مارول را کلید زد و با ساخت انتقامجویان(۲۰۱۲) فاز اول به پایان رسید. مرد آهنی ۳ (۲۰۱۳) آغازگر فاز دوم مارول بود و این فاز با فیلم مرد مورچهای (۲۰۱۵) به پایان میرسد. مارول در حال آمادهسازی فاز سوم است و قرار است آن را با فیلم کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی (۲۰۱۶) شروع کند. این دنیا با انتشار کمیکهای مربوط به دنیای سینمایی مارول در سال ۲۰۱۰ گسترش یافت و با فیلمهای کوتاهی به نام تکبرداشتهای مارول در سال ۲۰۱۱ این گسترش ادامه پیدا کرد. با ساخت سریال مأموران شیلد، پای این دنیا به تلویزیون نیز باز شد. مارول در حال آمادهسازی چندین فیلم و سریال است.
این مجموعه، پرفروشترین مجموعه فیلم تاریخ و اولین مجموعه فیلم پرفروش در ایالات متحده است و همچنین الهامبخش شرکتهای کمیک و استودیوهای فیلمسازی دیگر، برای ایجاد یک دنیای مشترک بوده است.
البته شاید چیزی که بیشتر ماهارو با کمیک های مارول پیوند داده همون فیلم سینمایی انتقام جویان (Avengers) باشه ولی خب تمامی شخصیت ها تا جای امکان برای خودشان آثار سینمای مستفل دارند ولی خب بعضا پراکندگی هایی هم مشهود است مانند فاصله ای که بین اثر X-MEN و Avengers می باشد چرا که X-MEN و سایر آثاری که برای مارول هستن ولی خارج از این دنیا قرار دارند بیشتر به خاطر لایسنس های شرکت هایی که آن ها را تحت پوشش دارند برای همکاری با The Marvel Cinematic Universe دچار مشکل هستند.

۴- The Hunger Games (عطش مبارزه)
داستان این فیلم در آیندهای نامعلوم و در کشوری به نام پانم (که به نوعی میتوان گفت آمریکای شمالی است) رخ میدهد. این کشور دارای یک پایتخت (کاپیتول) بسیار ثروتمند و ۱۲ ایالت بسیار فقیر است. سالها پیش، ایالتهای پانم در یک اقدام هماهنگ بر ضد حکومت مرکزی شورش کردند که علیرغم درگیری سنگینی که بوجود آمد، همگی ایالتها شکست خوردند و مجبور به تن دادن به یک معاهده صلح با شرایط وحشتناک شدند. یکی از بندهای این قرارداد به این شکل بود که هر کدام از ایالتهای ۱۲ گانه باید در هر سال، یک پسر و دختر بین ۱۲ تا ۱۸ سال را برای برگزاری مسابقاتی تحت عنوان «بازیهای عطش» (Hunger Games) به پایتخت بفرستند. شرایط این مسابقه به این شکل است که تمام ۲۴ شرکتکننده باید یکدیگر را قتلعام کنند و هرکس که در نهایت باقی بماند، برنده اصلی خواهد بود و جوایز زیادی که در انتظار او خواهد بود. علاوهبر آن ایالتی که شخص برنده از آن آمده بود نیز برای مدتی از قطحی در میآید.
دنیایی که پیش رو دارید با کسب رتبه ۴ در این رده بندی موفقیت فراوان را کسب کرده است ، دنیایی که لعد احساس در آن به خوبی لمس میشود. این نام از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ (جدیدترین شماره اش امسال اکران میشود) هر سال یک عنوان را وارد سینما کرده است که به خوبی جای خود را در بین هوادرانش پیدا کرده است.

۳- Lord of the Rings ( ارباب حلقه ها )
این اثر بزرگ و گرانقدر بر اساس رمانی به سبک خیالپردازی حماسی به قلم جی. آر. آر. تالکین نویسنده و زبانشناس انگلیسی است. این مجموعه داستان ادامهٔ اثر پیشین تالکین با نام هابیت است که در همین ژانر نوشته شده بود. این کتاب طی ۱۲ سال از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۹ که بیشتر آن در زمان جنگ جهانی دوم بوده نگارش شده است. اگرچه این کتاب دربین خوانندگان به شکل یک سهگانه جا افتاده است، اما در ابتدا بنا بود این اثر جلد اول کتاب سیلماریلیون باشد که نویسنده به دلایل اقتصادی تصمیم به حذف جلد دوم گرفت و کتاب ارباب حلقهها را در سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۵ در سه جلد منتشر کرد. از آن زمان تا کنون کتاب ارباب حلقهها بارها تجدید چاپ شده و به زبانهای زیادی ترجمه شده است. کتاب اربابحلقهها یکی از مشهورترین و تاثیرگذارترین کتابهای ادبیات در قرن ۲۱ به شمار میرود.
داستان حلقه ها و ارباب حلقه ها، داستان خیر و شر، داستانی که در آن بدی با تمام قوایش به میدان می آید ، داستان دنیایی پر از زیبایی و عجایب دنیای الف ها و دورف ها و ارک ها و سایر موجدات افسانه ای فرهنگ آنگلوساکسون. سگانه افسانه ای که پیتر جکسون آن را از به پرده سینما آورد و همگان را با خلق این اثر فوق العاده مسخ کرد.

۲- Harry Potter ( هری پاتر )
نام مجموعهای هفتگانه از رمانهای سبک خیال پردازی است که توسط نویسندهٔ انگلیسی، جوآن رولینگ نوشته شدهاست. این کتابها به شرح ماجراهای یک جادوگر نوجوان به نام هری پاتر به همراه بهترین دوستانش، رون ویزلی و هرماینی گرنجر، در مدرسهٔ علوم و فنون جادوگری هاگوارتز میپردازند. بخش اصلی داستان پیرامون تلاش هری برای غلبه بر جادوگر سیاه، لرد ولدمورت است، که هدفش سرکوب کردن افراد غیرجادوگر، تحت فرمان درآوردن دنیای جادوگران و نابود کردن همه کسانی که در مقابل او ایستادهاند است که از جمله آن اشخاص هری پاتر است.
هری پاتر را همه میشناسن و داستانی که پیرامون کودک یتیم یازده سالهای به نام هری پاتر که یک جادوگر است میباشد، که در دنیای معمولی در کنار خاله و شوهر خاله و پسر خالهاش و در کنار مشنگها (غیرجادوگران) زندگی میکند. توانایی او ذاتی است و کودکانی مانند او برای آموزش لازم برای موفقیت در دنیای جادوگری به مدرسهای دعوت میشوند. هری به عنوان دانش آموز وارد مدرسه سحر و جادوگری هاگوارتز میشود و اتفاقات داستان از آنجا شروع میشود. هری تا دوران رشد بلوغ در آنجا پرورش مییابد و راه غلبه بر مشکلاتی مواجه میشود مانند: جادوگری، روابط اجتماعی و عاطفی، چالشهای نوجوان عادی مانند دوستی و امتحانات و از همه مهمتر آمادهسازی برای تقابل با مشکلاتی که پیش رویش است.
هر کتاب شامل وقایع زندگی هری پاتر در یک سال زندگیاش است. که مابین سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۸ را روایت میکند.. کتاب همچنین حاوی گذشته نماییهای بسیاری است، که معمولاً توسط شخصیتهای مشاهده خاطرات در دستگاهی به نام قدح اندیشه شرح داده شده است.

۱- Avatar ( آواتار)
خیلی ها گزینه های مورد نظرتون برای اولین صدر نشین این لیست در طول اینکه پایین می آمدید خط خورد و حذف شد و باید بگم که یکی از انقلابی ترین فیلم ها در عرصه گسترش و استفاده از تکنولوژی در صدر این لیست قرار دارد، فیلمی که با استفاده از پرده سبز به صورت بسیار ویژه در شبیه سازی و همچنین فناوری تصویر سازی ۳ بعدی زبان زد خاص و عام شد، بله دنیای مرجودات آبی و دوست داشتنی آواتار که جیمز کامرون با مهارت بسیار آن را به تصویر کشید .
سال ۲۱۵۴ میلادی است. داستان در یکی از چندین ماه سیارهای در سامانه ستارهای آلفا قنطورس به نام پندورا اتفاق میافتد. انسانها تحت شرکتی به نام آردیاِی مشغول خارج کردن سنگی با ارزش و فلز مانند از دل این سیاره هستند. پندورا حاوی گوناگونی شگفت انگیزی از زندگی فرازمینی است، و جوی غیرقابل استنشاق برای انسانها دارد، همچنین محیطی در تضاد با طبیعتی که مانند آن در روی زمین وجود دارد. نام سیاره از این جهت اشاره به وضع مصیبتوار آن (از دید انسان) دارد (که به اسطورهشناسی پاندورا باز میگردد).
از میان جانداران بومی این سیاره موجوداتی شبیه به انسان هستند که «ناوی» نامیده میشوند. ناویها دارای سطح بسیار پایینتری از پیشرفت فنی در مقایسه با انسانها هستند و نیمه وحشی و بدوی به نظر میآیند، اما دارای فرهنگی بسیار غنی و کلنگر هستند که آنها را با مکان زندگیشان در حال تعادل قرار میدهد.
پندورا دارای سیستم حیات وحش نامتعارفیست، بطوریکه سیاره و تمام موجوداتش دارای یک شبکه عصبی که شبیه درخت است مشترک بوده و با هم در ارتباطند (که یادآور مفهوم گایا در اسطورهشناسی و جنبشهای محیط زیستی است). ناویها از طریق نقاط اتصالی نورونی در گیسوان موهای خود، از نظر خودآگاهی با اسبهای خود متصل میشوند، و درختان جنگل از طریق ریشههای خود اتصال عصبی با یکدیگر دارند. خلاصه اینکه محیط پاندورا محیطی است که دانشمندان بشری در فیلم را سخت تحت تاثیر قرار داده، و محیط منحصربهفرد این دنیا، مرزهای بین علم و عرفان را درهم مینوردد.

منبع : IMDB
امیدوارم لذت برده باشید 
نظرات خود را با ما در سایتمان در میان بذارید.
اکثرا فیلمهای عالی هستند ولی من شخصا از دزدان دریای کارائیب خوشم نیومد جز یکش ولی مارول خوبه و اواتار عالیه و استار ترک که فوق العاده بود
واقعا عالی بود
به نظرم ترتیب اول تا سوم اشتباه هست
دنیایه هری پاتر در مقابل ارباب حلقه ها خیلی کوچیکه و به اون شگفتی نیست دنیایه ارباب حلقه ها(سرزمین میانه) اگه کتاب سیلماریون رو خونده باشین انقدر جالبه و متحیر کنندست که به نظر من اول باید میبود دنیایه اواتار فقط تو یه فیلم نشون داده شد و انقدر شاخ و برگ نداشت مثلا از گذشته موجودات اون سیاره اطلاعانی نیست
ماتریکس که همیشه من رو مبهوت می کنه ، شمارش تو این لیست با کیفیت خود فیلم رابطه نزدیکی داره .
با تشکر از مطلب زیباتون جای فیلم فوق العاده رستگاری در شاوشنک جدا خالی بود
جای inception بین 6 فیلم اول بود
بسیار مقاله عالی بود…به شخصه بنظرم دنیای ارباب حلقه ها دنیایی ماورای وصفه که به خوبی توی فیلمهاش چه هابیت و چه خود ارباب حلقه ها نشون داده شده…جالب بود وقتی که کتابشو میخوندم فصل اولش درباره چگونگی خلق این دنیا بود که بخاطر پیچیدگی زیادش خیلی کم بهش اشاره میشه تو فیلم و بنظرم باید جاش اول لیست می بود…
ولی باید بگم که بدون رتبه هم که به لیست نگاه میکنم میبینم تقریبا همه آثاری قابل تحسین هستند…
بسیار لذت بخش بود…
واقعا مطلب فوق العاده ای بود، دستتون درد نکنه