متفرقه

یادداشتی بر فیلم The Mist

طوفانی ناگهانی ازراه میرسد.درختان کنده میشوند.برقها و خطوط تلفن یکی پس ازدیگری قطع میگردند و مردم شهری کوچک بدون آنکه حتی لحظه ای به ذهن خوش خیالشان برسد که چه سرنوشت شومی در انتظار آنهاست برای تهیه اقلام مورد نیاز خویش به فروشگاهی بزرگ میروند و رفته رفته زمزمه ها و حرفهای زیرلب و پنهانی شکل میگیرند و …

فیلم فانتزی است و عامل ترس در ظاهر موجودات تخیلی هستند که در طول فیلم قربانیان را شکار می کنند پس در نگاه اول فیلم جز ژانر وحشت قرار میگرید اما در اصل جز ژانر دلهره آور است، چون عامل وحشت اصلی انسان ها و رفتارشان در مواجه با خطرات است ، به قول جوکر در فیلم شوالیه ی تاریکی، وقتی این مردم متمدن در شرایط بحرانی قرار بگیرند حاظر هستن همدیگر رو بخورند. ترس از رفتار های انسان ها با همدیگر در شرایط سخت وحشت واقعی را در مخاطب ایجاد می کند، زیرا قرار گرفتن در بحرانی مشابه (بدون آن موجودات فانتزی) همیشه ممکن است برای هر شخصی اتفاق بیافتد و تصور رفتار های غیر انسانی که ممکن است با ما در این شرایط توسط دیگران انجام گیرد تا مدت ها بعد دیدن فیلم ذهن مخاطب را درگیر میکند.

مه موفق میشود همزمان حس تعلیق و تشویش بیننده را نسبت به محیط داخلی فروشگاه و هم نسبت به وجود ناشناخته های دنیای بیرون حفظ کندو دراین راستا به تمام جزییات بها میدهد. کاملا آشکاراست وقتی پای نوشته های آقای کینگ درمیان باشد ترس مخاطب باید بین انسان و هیولا تقسیم شود! انسانهای این فیلم دربرخی لحظات به خوبی جای نیروهای اهریمنی و ماورایی ایفای نقش میکنند و نفس را درسینه مخاطب حبس مینمایند. تجمع دسته ای از انسانها که ترس از ناشناخته ها همچون خوره به جانشان افتاده و واژه امید و رستگاری برایشان رنگ باخته مجال مناسبی را در اختیار فرانک دارابونت قرار داده تا مخاطب را در فضایی بسته از خفقان و التهاب نگه دارد و صبر وشکیبایی وی را بیازماید. کارگردانی واقعا عالی عمل کرده، از تدوین ها و فاصله ی دوربین تا فضا سازی و میزانسن مناسب ، تقریبا هر شیئی که در قاب دوربین دیده میشود مورد استفاده ی اشخاص قرار میگرید. به عنوان مثال : در اولین نمایی که در آن طوفان نمایش داده میشود شاهد آسمان گرفته .رعد و برق و درختی درحال لرزشهای شدید هستیم در همین حین نام فیلم بر نما اضافه شده و سپس دوربین به آرامی خود را عقب میکشد و قابی سه نفره از خانواده هراسان پشت پنجره میبندد . در همین نما فیلم به مخاطب هشدار میدهد آینده نامشخص و غیرقابل پیش بینی درانتظار این خانواده است . پس از تجمع مردم در فروشگاه و برای تفهیم اضطراب جمعی در محیطی بسته نیز درحالیکه دوربین پشت سر افراد حاضر در صحنه قرار دارد نمایی لانگ از آنها میگیرد درحالیکه مه غلیظی از پشت شیشه های فروشگاه نمایان است . نمایی که خبر از تقابل انسان با دنیا ناشناخته ها دارد .

تعلیق فیلم در نماهای خارجی مربوط به بیرون فروشگاه نیز بخوبی جو خفقان آور حاکم بر فیلم را تشدید میکنند همچون نمایی تمام قد از حضور زنی که برای نجات فرزندانش از جمع جدا میشود(آشکارا غلظت مه و عدم وسعت دید بخوبی در این نما خودنمایی میکند) یا نما مشابهی که در آن شاهد حرکت دسته جمعی عده ای برای رسیدن به داروخانه هستیم. دوربین از پشت تمام سوژه ها راتصویرسازی میکند وهمچون نما مذکور قبلی حضور پررنگ مه و عدم توانایی تشخیص محیط اطراف بر التهاب نما میفزاید . در نماهای بیرونی تنها به حضور ساکن دوربین بسنده نمیشود بدین شکل که گاها دوربین با جولان و حرکات مارپیچ گونه خود میان جنازه ها و ماشینهای پارک شده موقعیت گیج کننده افراد داخل فروشگاه را تصویر سازی میکند. همچون نمایی که در آن دوربین از میان ماشینها به حرکت در می آید و به شیشه های فروشگاه میرسد (درحالیکه مردم مشغول ایمن سازی شیشه ها هستند) دوربین در این لحظه از چپ به راست حرکت میکند تا تمام فعالیت را پوشش دهد. اما شاید تعلیق زا ترین نما فیلم نما لانگ شاتی باشد که از هجوم حشرات پرنده بر دیوار شیشه ای فروشگاه مشاهده میکنیم .

در این نما شاهد حضور پرتعداد این حشرات بر پیکره فروشگاه هستیم. در حالیکه نور مربوط به چراغ قوه افراد داخل فروشگاه در قاب خودنمایی میکنند. نورها بر اثر ترس و اضطراب انسانها به شکل نامنظم و جدا از هم در مسیرهای گوناگون در حرکتند . مه همانگونه که در ابتدا هم اشاره شد در مورد ترس و شرایطی است که این پدیده بر موجود ضعیفی بنام انسان وارد میکند. دارابونت همچون تمام ساخته های درخشان پیشین صبر و ایمان افراد را مورد آزمایش قرار میدهد و چالشی سخت و طاقت فرسا را برای آنها به ارمغان می آورد. آشکارا پایان بندی مه و آن تصمیم دهشتناک نهایی ماحصل تمام پیش زمینه های اثر است. اهمیت واژه انتخاب در لحظه بحران… مه با غلبه یاس بر امید به کار خود پایان میدهد و تاکید میکند در یک آخرالزمان وهمناک یاس و تباهی بر عقل و منطق فائق می آیند و منجر به انتخاب اشتباه میشوند. در نما پایانی دوربین از زاویه بالا و به حالت عمود بر دیوید (توماس جین) کارش را آغاز میکند .خود را کمی بالا میکشد و نمایی لانگ از حضور پر تعداد ارتش و نیروهای امدادی میدهد. لانگ شاتی امیدبخش که کاملا در تضاد با تصمیم نهایی دیوید قرار میگیرد . واینگونه مه بدل به اثری فراموش نشدنی میشود.

امتیاز : ۹
نویسندگان:
امید سلیمی @Omidius
علیرضا خوش صدا @FOURSTARGENERALALIREZA

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن