نقد فیلم

یادداشتی بر فیلم The Big sick

مقدمه: فیلم بیمار بزرگ که بر اساس زندگی دو نویسنده و بازیگر نقش اول مرد این فیلم که یک زوج که از دو فرهنگ متفاوت می باشند ساخته شده و تلاش آن ها که سعی می کنند علی رغم اختلافاتی که دارند رابطه شان را مستحکم تر نمایند را به نمایش میگذارد.

کمیل نانجیانی ، استند آپ کمدین مشهور که بازیگر سریال دره ی سیلیکون نیز هست به کمک همسرش (که در این فیلم زویی کازان نقش وی را بازی می کند) یکی از هوشمندانه ترین و بهترین فیلم های کمدی چند سال اخیر را خلق کرده. روایت داستان که از زندگی واقعی دو نویسنده الهام گرفته شده نشان میدهد که چگونه می توان یک کمدی رومنس جذابی ساخت که واقع گرایانه و حتی در لحظاتی تلخ هم باشد، مگر نه این که زندگی واقعی از لحظات تلخ و شیرین ساخته شده ، البته ساختن یک کمدی بر اساس زندگی واقعی کار سختی است ، فیلمی به این خوبی نیاز مند تیم بازیگری قوی ، فیلم نامه ی خوب و کارگردان حرفه ای است ، بهترین مثال مشابه به تصویر کشیدن زندگی یک استند آپ کمدین توسط خود وی، سریال سیتکام کمدی سینفلد ، به نویسندگی و نقش آفرینی جری سینفلد است . اولین بار که فیلم را دیدم ، اطلاع نداشتم که بر اساس تجربه ی شخصی بازیگران اصلی ساخته شده ، اما فیلم به قدری واقع گرایانه بود که تقریبا همه ی احساساتی که در داخل فیلم جریان داشت به خوبی به بنده منتقل میشد ، بعد ها دلیل این احساس نزدیکی مشخص شد ، این احساس نزدیکی و واقع گرایی به علت واقعی بودن داستان(احتمالا با تغیر در راستای دراماتیزه کردن ) و همچنین نقش آفرینی کمیل در نقش خود (در واقع میتوان گفت نه نقش آفرینی بلکه خود بودن) بود. نقل قول از آلفرد هیچکاک که گفته بود درام یعنی زندگی واقعی بدون لحظات خسته کننده ی آن در مورد کمدی مثل بیماری بزرگ هم صدق میکند ، از شوخی ها و مسخره کردن ها ، تا دعوا و لحظات تلخ بیماری، به تناسب و هوشمندانه در طول فیلم با هم ترکیب و پراکنده شده اند که از یکنواختی فیلم جلوگیری می کند.

به عنوان مثال سکانسی را به یادآوردید که کمیل به همراه والدین امیلی در رستوران بیمارستان مشغول غذا خوردن میشوند : در ابتدا این سکانس میزانسن به گونه ای است که خبر از فاصله و عدم صمیمیت بین آنها را میدهد(نمایی لانگ که در آن حضور میز و صندلی در محیط بین سوژه ها فاصله انداخته است) در ادامه با اشاره پدر کمیل نیز به آنها ملحق میشود . نکته جالب آنجاست که برای برقراری ارتباط و نزدیک شدن به یکدیگر از خبر حادثه یازده سپتامبر سخن به میان می آید. شوخی کنایه آمیزی که به دیدگاه منفی و عدم اعتماد شهروندان آمریکایی به مسلمانان اشاره دارد.
مثال دیگر از شوخی های فیلم به سکانس برخورد کمیل با یک دستگاه قبول سفارشات غذا برمیگردد . کمیل در حالیکه سعی دارد تا منطقی و با آرامش یک سفارش معمولی را ترتیب دهد به علت هنگ نمودن دستگاه طاقت از دست میدهد و نتیجه بهم زدن سطل آشغال کنار مغازه و فریاد کشیدن بر سر متصدی فروشگاه میشود . شوخی این سکانس در راستا پیام اصلی فیلم گنجانده میشود : عدم درک متقابل و جستجو برای یافتن یک زبان مشترک و پذیرش طرف مقابل با تمام تفاوتهای موجود . همانگونه که کمیل در طول فیلم بارها برای تفهیم طرز تفکر و عقاید خویش با والدین خود و امیلی به مشکل میخورد در این سکانس نیز برای یک سفارش ساده دچار دردسر میشود و به ناچار با خشونت و فریاد کار خود را پیش میبرد .

دلیل استفاده زیاد از کلمه ی هوشمندانه برای توصیف این فیلم به انتخاب نام فیلم بر میگردد ، بیماری بزرگ نه تنها به بیماری که امیلی به آن دچار میشود اشاره می کند بلکه کل فیلم را می توان به یک بیماری بزرگ تشبیه کرد ، از خانواده ی پاکستانی در آمریکا که اصرار به زندگی سنتی پاکستانی دارند تا عقاید نوین و متفاوت کمیل با خانواده ، از رابطه ی متناقض و نا متناجس کمیل و امیلی (که البته دقیق ، خنده دار و پر جزئیات به آن پرداخت شده) ، تا رابطه ی پدر مادر امیلی با کمیل و حتی با خودشان (رابطه ی زن و شوهری) ، از شخصیت هم اتاقی کمیل تا رابطه ی وی با مادرش ، تک تک سکانس ها و اتفاقات فیلم متناسب با نام آن است ، حال مقایسه کنید با مثلا کمدی های بی ارزشی که هر سال در سینمای ما ساخته میشوند که حتی نام متناسب و با ربطی به فیلم هم ندارند.
نقش آفرینی بازیگران بسیار عالی است ، جز بهترین نقش آفرینی های کمدی چند سال اخیر، کمیل نانجیانی در طول فیلم بازی مناسبی دارد و با توجه به شخصیت پردازیش اجازه نمیدهد که بار کمدی فیلم افت کند حتی در تلخ ترین لحظات، علاوه بر نقش آفرینی و شخصیت پردازی زوج داستان ، دو خانواده هم شخصیت پردازی جالبی دارند، به خصوص با وارد شدن بث و تری به داستان تفاوت های فکری و فرهنگی دو خانواده برجسته تر میشود و به شکل خنده داری شخصیت کمیل را به چالش میکشد ، شیمی بین کمیل و کازان بسیار جذاب و شیرین است و تک تک سکانس های گفتگو ی آن ها حس شیرین نزدیکی به مخاطب میدهد.
نمای سه نفره ای در فیلم گنجانده شده که بخوبی نشان از نوع ارتباط میان کمیل و والدین امیلی دارد: دوربین بیرون آشپزخانه قرار دارد . پدر و مادر امیلی به شکل تمام قد در قاب حاضرند اما تصویر کمیل نیمه آشکار است. نیمی از بدن او پشت دیوار آشپزخانه قرار گرفته و تنها نیمی از او واضح و نمایان است. این نما اشاره به آن دارد که حضور کمیل در این خانواده تا حدودی گنگ و نا مفهوم است. بواقع علت حضور و ماندنش در شرایط بحرانی هنوز به شکل مشخصی برای والدین امیلی آشکار نشده است .
در بخشی دیگر از فیلم که قرار است در آن پدر امیلی در خلوت با کمیل از خیانت خود به همسرش پرده برداری کند میزانسن به گونه ای شکل گرفته تا او را درموضع ضعف مشاهده کنیم: بدین شکل که کمیل روی تخت دراز کشیده و پدر نیز در همین وضعیت است اما روی زمین.(طبیعتا کمیل در ارتفاع بالاتری از سطح زمین قرار دارد و فاصله آنها بخوبی احساس میشود)
هنگامی که گفتگو قرار است وارد بخش اعتراف به خیانت گردد چراغ خواب توسط کمیل خاموش میشود (از بین رفتن اندک نور موجود در صفحه) تا در تاریکی شاهد شنیدن خبر خیانت پدر باشیم .

کارگردانی اثر در دقایق دیگر نیز در سطح خوبی قرار دارد و در انتقال داستان و حال و هوای فیلم به مخاطب تاثیر مهمی دارد :
به عنوان مثال نما دونفره ای که در آن دوربین از پشت نرده های درب ورودی آپارتمان کمیل و امیلی را شکار میکند(در اندازه مدیوم): حضور درب و نرده های آن از احتمال جدایی و فاصله میان آنها خبر میدهد .

میزانسن سکانسهای اجرای استند آپ ها نیز همگی فکر شده طرح ریزی و اجرا شده اند: حضور انفرادی کمیل در نماهایی مدیوم یا مدیوم لانگ شات در حالیکه تاریکی مطلق اطرافش را احاطه نموده و نور ملایمی بر او و ابزار اجرای صحنه میتابد . چنانچه در زندگی واقعی کمیل نیز شرایط به همین منوال پیش میرود. او برای رسیدن به خواسته های خود گویی تنها و بی یاور در میان انبوهی از تاریکی قرار دارد و آینده نامشخصی در انتظار اوست .
مثال دیگر برای تعلیق فیلم در مورد آینده کمیل مربوط به نمایی است که در آن قاب به دونیمه مساوی تقسیم میشود. در سمت چپ قاب همکار کمیل با شور و‌نشاط مشغول اجرای نمایش استند آپ است و در طرف مقابل (سمت راست) کمیل را مشاهده میکنیم که تنها بر روی صندلی نشسته و با بی حوصلگی مشغول چک کردن تلفن همراه خویش است. این حس بی حوصلگی و بی تفاوتی در تضاد با آینده ای قرار میگیرد که او‌آرزو دارد تا بدان دست پیدا کند.

جوایز و افتخارات: جز ۱۰ فیلم برتر سال به انتخاب بنیاد ملی فیلم آمریکا ، بهترین فیلم کمدی سال به انتخاب گزینش منتقدان فیلم و ….

نمره: ۸.۵ از ۱۰

نویسندگان:
امید سلیمی @Omidius
علیرضا خوش صدا @FOURSTARGENERALALIREZA

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن