اخبار فیلم
گزیده نظرات منتقدان درباره Inside Out/ درون بیرون

هالیوود ریپورتر- تاد مککارتی: “چکیدهای از یک خیال که به احتمال قوی مدتها در ذهن تماشاگراناش هم پرسه میزده. این گردش برون شهری ماجراجویانه در دو سطح متفاوت تبدیل به اثر موفقیتآمیز پیکسار میشود و تماشاگران را به دو نیم نقسیم میکند: یک سرگرمی خیرهکننده برای مخاطبان سنین پایین و فیلمی هوشمندانه و آشتیدهنده برای بزرگسالان. سودآوری تابستانی درون بیرون از همین حالا مشخص است.
صدای پرانرژی پولر در نقش لذت بر دیالوگهایش حکمرانی میکند. صدای دیگر کاراکترها بدون ایجاد حسی عجیب، گوشنواز است، بیل هیدر در نقش ترس، میندی کالینگ در نقش تنفر، لوییس بلک در نقش خشم و اسمیت در نقش غم خجالتی اما انکارناپذیز هستند. در میان کاراکترهای “واقعی” کیتلین دیاس در نقش رایلی است و دیان لین به همراه کایل مکلاکلن مادر و پدر او هستند.
نکته گستاخانه درباره درون بیرون نمایش تصویر منفی او از سنفرانسیسکو، محل زندگی خانواده است که در خیابانی چرک و تنگ در مرکزشهر واقع شده. جوکهای تیز و سرعتبالای بسیاری در فیلم گنجانده شده، مثل تعریف قسمتی از مغز که رویاهای شبانه انسان را در سیستم یک استودیو فیلمسازی تولید میکنند.”

نیویورک تایمز- ای.او اسکات: “موفقیتی که درون بیرون به آن رسیده از حرکت در مسیر دقت، مهارت و تاثیرگذاری حاصل شده. فیلم در دنیای مفاهیم انتزاعی که در محدوده فرضی خود حرکت میکنند ساکن است. این دنیا به شکلی افراطی جدید است –شما هیچگاه پیش از این مشابهاش را ندیده بودید- و در عین حال به محض شروع نمایش آشنا و ملموس جلوه میکند، احساسات ناخودآگاه ما حالا دیگر شکل و صدا دارند. دوست خیالی دوران کودکیتان را به یاد دارید؟ اولین ترسها و عجیبترین رویاهایتان را چطور؟ همه را به یاد خواهید آورد، درکنار اینکه به درکی تازه از چگونگی و چرایی آن احساسات خواهید رسید. به پرده نمایش نگاه خواهید کرد و خودتان را خواهید شناخت.”
لسانجلس تایمز- کنت توران: “استدلال پیکسار از تجربیات انسانی در بهترین حالت خود به سر میبرد. شاید در نگاه اول اینگونه به نظر نرسد، اما این پنج احساس مختلف برای رسیدن به قدرت و کنترل رقبای یکدیگر نیستند. آنها برای بخشیدن بهترین چیزها به رایلی متحد شدهاند. زمانی که لذت به ارزش و هدف غم پی میبرد لحظاتی خلق میشود که از یاد هیچکس نخواهد رفت.”
تایم- مری پولس: “دیوانهوارترین فیلم پیکسار. فلینی را تصور کنید که با استفاده از انیمیشن در جریان حاشیهای یک فیلم به ناخودآگاه انسان روی بیاورد و سفری مخاطرهآمیز را به سوی تفکر انتزاعی شروع کند، درحالی که به رشته افکاری به شدت بیقاعده و بیبرنامه تکیه کرده باشد. پدر و مادر رایلی نمایش باشکوه پنج احساس شخصی خود را دارند. تنفر رایلی خشم او را تحریک میکند و لذت با رفتاری سلطنت مآبانه ترجیح میدهد که غم در محدودهای که او برایش تعریف کرده بماند و حرف گوش کند. اما این احساسات همگی در پشتیبانی از رایلی با یکدیگر متحد هستند. یکی از بهترین لحظات خلق شده در درون بیرون آغاز درک لذت از نیاز به تعادل و موهبتهایی است که غم آنها را به همراه میآورد.”
شیکاگو تریبون- مایکل فیلیپس: “صرف گفتن اینکه درون بیرون از سال ۲۰۰۹ و پس از انیمیشن “بالا” بهترین فیلم پیکسار-دیزنی است حق مطلب را ادا نمیکند. نوعی صداقت و روشنی دوستداشتنی، که حتی برای مخاطبان کم سن و سال فیلم هم قابل ردگیری است، در فیلم احساس میشود که برپایه پیچیدگی احساسات و آگاهی از دشواریهای زندگی استوار شده و با ارائه تصویری غلط از یک دلخوشی سطحی بسیار فاصله دارد. این دلیل موفقیت درون بیرون است. ما دخترک را در مرکز ماجرا احساس میکنیم و پس از بهتر شدن اوضاع در پی دورهای سخت و ناراحتکننده ریزش احساسات مختلف ابدا مصنوع یا کمارزش نیست.”
با این تعریف و تمجید ها از انیمیشن نمیشه ندیدش حتما میبینم
انیمیشن جالبیه
همه کارهای پیکسار عالین