اخبار روز سریالهاکامیک

کامیک مردشنی (Sandman) در راه نتفلیکس کاری از Neil Gaiman و David Goyer

سریالی اقتباسی از کامیک مردشنی (Sandman) که در ژانر فانتزی تاریک و به قلم نیل گیمن (Neil Gaiman) است و توسط انتشارات دی‌سی کامیکس تحت نام تجاری ورتیگو منتشر شده است ، در راه نتفلیکس است…

به گزارش آریامووی، Neil Gaiman and David Goyer تهیه کنندگان این سریال خواهند بود و Allen Heinberg که Wonder Woman از آثار اوست ، فیلمنامه سریال را قلم میزند و شورانر سریال نیز میباشد. Sandman در ۷۵ شماره منتشر شده است و  در کنار Swamp Thing و Hellblazer باعث شده است تا ورتیگو به سیاهی کامیک هایش شناخته شود.

Gaiman به تازگی کتاب American Gods مورد اقتابس سریالی قرار گرفته است و Good Omens نیز دیگر اثر وی میباشد که از Amazon در ۶ قسمت پخش شده است.

در میان حال و هوای راکد تکنوکالچری دهه‌ی هشتاد و در بحبوحه‌ی جولان دادن ضدقهرمانان «خفن» مانند ولورین و پانیشر در دهه نود، نیل گیمن، دست به نوشتن اثری متفاوت در ساب‌ژانرِ دارک‌فانتزی برد. اثری که به جرأت میتوان استثنایی خواندش و اگر رقیب قدری مانند نگهبانان الن مور را پیش رو نداشت می‌توانست عنوان بهترین کمیک دوران مدرن را از آن خود کند. داستان تحول عنوان سندمن هم جالب است؛ سندمنی که یکی از قهرمانان عصر طلایی کمپانی DC محسوب می‌شد سال‌ها بود که نیازمند احیایی دوباره بود. در این میان نیل گیمن پیش قدم می‌شود تا این وظیفه را بر عهده بگیرد. سردبیر وقت DC Comics نیز به او اجازه‌ی هر گونه تغییر و آزادی کامل می‌دهد؛ تنها به شرط حفظ نام مردِ شنی (Sandman).

جای یک ابرقهرمانی کلیشه‌ای گیمن به عمق اسطوره و دنیای فانتزی می‌رود. دنیایی را می‌سازد که در آن خانواده‌ای وجود دارد به نام اندلس(نا متنهاهیان)؛ اندلس‌ها اما با خواهر و برادران عادی تفاوت بسیار دارند چرا که در واقع مفاهیم انتزاعی دنیای ما هستند: مرگ، نابودی، رویا، تمایل، جنون، سرنوشت و غم. داستان اما از جایی شروع می‌شود که گروهی از احضارگران محلی که قصد احضار مرگ را دارند به اشتباه برادر او رویا یا مورفیوس و به عبارتی همان مردشنی را فرامی‌خوانند و به مدت ۶۰ سال اورا در بند نگه می‌دارند. در نهایت مورفیوس خود را می‌رهاند اما دیگر هیچ چیز مانند قبل نیست؛ از قلمروی رویا و کابوس که در آشوب و آستانه‌ی فروپاشی به سر می‌برد تا شخصیت خود مورفیوس که  دیگر مانند قبل نیست.

روایت سندمن شاید مهم ترین رکن داستانی این اثر باشد. جایی که اکثر افراد ژانر روایی کمیک را ساده‌انگارانه و حتی کودکانه می پندارند، گیمن انواع شیوه‌های روایی را در داستانش جای داده و در هفتاد و پنج جلد داستان، هفتاد و پنج تجربه‌ی متفاوت خلق کرده است. یکی از دلچسب‌ترین این موارد لحظه‌ی خلق متافیکشنی شیکسپیرگونه با حضور شخص شیکسپیر است. در طول ۳ مجلد از سندمن، مورفیوس با ویلیام شکسپیر برخورد دارد؛ اولین برخورد آنها وقتی است که در مهمانخانه‌ای مورفیوس حرف‌های مردی به نام شکسپیر را می‌شنود که آرزویش این است که به رویاهای آدمی جان ببخشد، بنابراین مورفیوس با شکسپیر قراردادی می‌بندد که چنین قدرتی را داشته باشد به شرط اینکه ۳ نمایشنامه برای مورفیوس بنویسد. در این بین شکسپیر به خواسته‌اش می‌رسد ولی بهای آن را هم می‌پردازد به طوری که پسرش همنت درجایی اشاره می‌کند که او هرگز در این دنیا زندگی نکرد و من که پسرش بودم با یکی از کارکترهای نمایشنامه‌هایش در نظر او تفاوتی نداشتم. (منبع توضیحات)

برچسب ها
نمایش بیشتر

‫۲ نظرها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن