اخبار روز فیلمهاتریلر فیلمنقد فیلم
پرونده ویژه : نقد ، بررسی ، پشت صحنه و تریلر فیلم The Hateful Eight (هشت نفرت انگیز)

به بهانه پرونده ویژه نقد و بررسی فیلم The Hateful Eight در روزنامه سینما که نقد کاملی هست برای دوستان کویینتین تارانتینو ، در این پست نسخه pdf این نقد رو همراه با نقد از سوی سایت مووی مگ و یک منتقد خارجی یعنی جیمز براردینلی برای شما آماده کردیم که در زیر ملاحظه میفرمایید :
نقد اولی که در این پست قرار میدیم به نقل از سایت نقد فارسی است و منتقد: جیمز براردینلی
تقدیر و تحسینها از فیلم «هشت نفرت انگیز»(The Hateful Eight) با افتخار این فیلم را به عنوان «هشتمین فیلم» کوئنتین تارانتینوی نویسنده و کارگردان معرفی میکنند. از زمان غافلگیر کردن دنیا با نخستین فیلم قدرتمند خود، «سگهای انباری»(Reservoir Dogs) ، حدود ۲۳ سال قبل، تاکنون تارانتینو بر اساس برنامه ریزیها خود فعالیت کرده است و هرگز سعی نکرده با تولید سریع فیلمهای پشت سرهم نام خود را بر سر زبانها بیندازد. در نتیجه تا به الآن یک فیلم الکی و بی مصرف نساخته است. حتی کم فروغ ترین کارهایش (مانند بیل را بکش ۱ و ۲) حداقل جالب بودهاند. از میان کارگردانهایی که امروز فعال هستند، شاید فقط اسکورسیزی و نولان را بتوان به ثبات رویهی او دانست.
البته، تارانتینو برای همه افراد جذاب نیست و وقتی که کارهایش را در نظر میگیریم، این امر به خوبی مشخص میشود. فیلمهای تارانتینو دارای درجه hard-R هستند: و کلمات رکیک و خشونت گرافیکی در آنها موج میزنند. افرادی که نمیتوانند چنین چیزهایی را تحمل کنند قطعاً همچون هفت فیلم سینمایی قبلی او قادر به تماشای «هشت نفرت انگیز» نیز نخواهند بود. با این حال، برای هر فرد دیگری این یک فیلم هیجانی پر جنب و جوش، پر از پیچشهای استادانه، دیالوگهای درگیر کننده و یک داستان به شدت سرگرم کننده هستند که باعث میشوند سه ساعت فیلم در لحظه ای برایشان به پایان برسد. بهترین فیلم سال؟ بله.
«هشت نفرت انگیز» ادای دینی است به وسترنهای دهه ۱۹۶۰ میلادی. این فیلم که با دوربین ۷۰ میلیمتری بههمراه یک موسیقی ارکسترایی از انیو موریکونه، یک پیش درآمد کامل و یک تنفس ساخته شده است، ساختاری شبیه به برخی از بزرگترین فیلمهای استودیویی اواسط قرن بیستم دارد. با این حال شباهتها به همین جا ختم میشوند، چون محتوای «هشت نفرت انگیز» برای فیلمهایی که در طول این دوره ساخته شدهاند بیش از حد سنگین است؛ حتی در مقایسه با زمانی که کدهای سانسوری[۱] در آن دوره کنار گذاشته شده بود. به رسم تارانتینو فیلم در خون، کثافت، خشونت و بی حرمتی غوطه ور است. این فیلم قشنگی نیست اما به طرز وحشتناکی سرگرم کننده است. شوخیهای رکیک در فیلم الا ماشاالله زیاد است- به قدری زیاد که برخی منتقدان که در مراسم مختلف جایزه میدهند این را یک کمدی تصور میکنند. من نمیخواهم تا بدانجا پیش بروم اما در فیلم صحنههایی وجود دارند که علیرغم جدی بودن تارانتینو دارد شوخی میکند.
«هشت نفرت انگیز» به شش فصل تقسیم میشود. فیلم با دیدار دو جایزه بگیر معروف اواخر قرن نوزدهم در جاده ای در ویومینگ شروع میشود. سرگرد مارکیز وارن (ساموئل ال جکسون)، که از میان دو گزینه «زنده یا مرده» اعلامیه ها گزینه دوم را ترجیح میدهد، به دنبال سرپناهی است تا از کولاکی که هر آن ممکن است رخ دهد فرار کند. او جلوی کالسکه ای که توسط جان هنگمن روث (کرت راسل) کرایه شده است را میگیرد و درباره اجازه عبور با او مذاکره میکند. روث تنها نیست. او با خود یک زندانی دارد: دیزی دامرگ (جنیفر جیسون لی) که برای سرش ۱۰ هزار دلار جایزه تعیین شده است. بر خلاف وارن، روث ترجیح میدهد که زندانیهایش را زنده تحویل دهد. دلیلش هم این است که میخواهد خودش آنها را دار بزند. قبل از رسیدن به ایستگاه بعدی در مینی هابرداشری، چهارمین مسافر سوار کالسکه میشود: سرباز یاغی و نماینده جدید کلانتر کریس مانیکس (والتر گاگینز) که چندان تمایل چندانی به نشستن کنار یک سیاهپوست در کالسکه ندارد. در مینی، تازه واردها با چهار عضو دیگر هشت نفرت انگیز: باب مکزیکی (دمین بیچیر)، که موقتاً آنجا را می گرداند؛ جلاد اسووالدو موبری (تیم راث)؛ جو گاج (مایکل مدسن)، مردی کم حرف؛ و قهرمان جنگ ائتلاف ژنرال سندی اسمیترز (بروس درن) آشنا میشوند. اینها که برای فرار از طبیعت خشمگین به این مکان بسته روی آوردهاند هر آن ممکن است با هم درگیر شوند. بخش عمده ای از «هشت نفرت انگیز» به بیان داستان تعامل بین این هشت تن، که همه آنها خود واقعی خود را نشان نمیدهند، میپردازد.
اگر در فیلمهای تارانتینو یک چیز وجود داشته باشد که بیننده انتظارش را دارد این است که در فیلم هیچ چیز قابل پیش بینی رخ نخواهد داد. غیرقابل پیش بینی بودن مهمترین داشته مشهود در این شاهکار این کارگردان است. مهم نیست که قبلاً چقدر فیلم دیدهاید یا چقدر با دیالوگهای این ژانر آشنا باشید، تارانتینو همیشه چیزی برای غافلگیر ساختن شما دارد و این بیش از یک بار در «هشت نفرت انگیز» رخ میدهد. این فیلم ظاهری وسترن گونه دارد، المانهای نژاد پرستی دوران بعد از جنگ داخلی و عواقب آن را با هم ترکیب میکند، صحنه های خشن توام با شوخی سیاه مختص تارانتینو را ارائه میدهد و از دیالوگهای عجیب و غریب و گاهاً ناغافل هوشمندانه ای برای گره زدن همه چیز به هم استفاده میکند. در فیلم یک خیانت، یک معمای پلیسی، و یک تعلیق بسیار غلیظ وجود دارد.
تریلر فیلم
————————
مانند تمام کارهای تارانتینو، اینجا نیز بازیگران انرژی زیادی صرف میکنند. بازیگران عالی هستند- ترکیبی از تازه واردها و بازیگرانی که قبلاً با این کارگردان همکاری کردهاند. ساموئل ال جکسون در صدر گروه قرار دارد، این ششمین باری است که او با تارانتینو همکاری میکند [او تنها در «سگهای انباری» و «بیل را بکش ۱»(Kill Bill Volume 1) غایب بوده است]. بازیاش در این فیلم عمیق و همراه با بی حرمتی است، البته به حلاوت بازی اش در «پالپ فیکشن»( Pulp Fiction) نمیرسد. کرت راسل در بهترین نقش خود در کفشهای جان وین ظاهر شده است و این دومین همکاری او بعد از بازی در قسمت «ضد مرگ» Grindhouse با تارانتینو است. بروس درن کهنه کار برای فیلم بینهای قدیمی جذاب است. جنیفر جیسون لی تنها زن فیلم است، البته هیچ کس این اشتباه را نمیکند که دیزی را «ضعیفه» خطاب کند. چانینگ تاتوم نقشی کوچک اما به یاد ماندنی فردی که گرچه یکی از هشت نفر نیست را بازی میکند اما نباید نادیده گرفته شود.
تارانتینو «هشت نفرت انگیز» را با وسترنهای وایداسکرین یک دوران قدیمی در ذهن ساخته است. نسخه «رودشو»، که تنها به صورت ۷۰ میلی متری در طول دو هفته اول نمایش فیلم موجود است، نشان دهنده عشق کارگردان به گرفتن نماهای لنداسکیپ و بهترین استفاده از موسیقی دلنشین موریکونه است [که ما را به یاد موسیقی او برای سرجیو لئونه و موسیقی المر برنشتاین برای «هفت دلاور»( The Magnificent Seven) میاندازد]. ادیت اکران عمومی «هشت نفرت انگیز» آهنگ سریعتر تنگاترسی دارد و برخی از نماهای گرند ویستا را محدود میکند و تنفس را حذف کرده است.
از نظر لحن و رویکرد کلی، «هشت نفرت انگیز» بیشتر به «جانگوی رها شده»( Django Unchained) شبیه است تا به هر یک از فیلمهای دیگری که تارانتینو ساخته است. با این حال، سطح خشونت و شوخی سیاه فیلم به «پالپ فیکشن» نزدیکتر است. و در حالی که هیچیک از فیلمهای تارانتینو از نظر بی باکی بالاتر از «پست فطرت های لعنتی»( Inglourious Basterds) قرار نمیگیرند، اما «هشت نفرت انگیز» به آن نزدیک میشود. درست وقتی که فکر میکنید میدانید که دارید به کجا میروید….. احتمالاً دارید اشتباه میکنید. هیچ فیلمی در سال ۲۰۱۵ به اندازه این فیلم به من انرژی نداد و گرچه اعتراف میکنم که برخی تابوشکنی های فیلم ممکن است برای برخی بیننده ها مناسب نباشد، اما آنهایی که از فیلمهای قبلی تارانتینو لذت بردهاند امسال را با یک سور به پایان میبرند.
نقد دوم این پست از میثم کریمی و سایت مووی مگ است.
ساخت فیلم جدید توسط کویینتین تارانتینو همواره با حواشی بسیاری همراه بوده است که در آخرین ساخته اش به نام « هشت نفرت انگیز » این حواشی بیش از هر زمان دیگری بوده است. تارانتینو پس از نگارش فیلمنامه « هشت نفرت انگیز » ، شاهد به سرقت رفتن نسخه اولیه و انتشار آن بر روی اینترنت بود که باعث شد وی حتی برای مدتی اعلام کند تصمیم به عدم ساختن این فیلم گرفته است. با اینحال، پس از مدتی با میانجیگری چندین کمپانی و افراد مشهور، تارانتینو از تصمیمش صرف نظر کرد و با تشکیل تیم بازیگری، ساخت فیلم را آغاز کرد. اما این پایان کار نبود چراکه فیلم جدید او چند روز پیش از اکران اولیه از طریق افراد نامعلومی به سرقت رفت و بر روی اینترنت قرار داده شد! با اینحال « هشت نفرت انگیز » به اکران درآمد.
داستان « هشت نفرت انگیز » چند سال پس از پایان جنگ های داخلی در آمریکا رخ می دهد. مارکیوس ( ساموئل ال جکسون ) جایزه بگیری است که در برف شدید گرفتار شده و بطور اتفاقی به یک جایزه بگیر دیگر به نام جان روث ( کرت راسل ) برخورد می کند که در حال حمل یک قربانی زنده به نام دیزی ( جنیفر جیسون لی ) به شهر رد راک برای گرفتن جایزه 10 هزار دلاری اش می باشد. اما این دو به همراه کلانتر جدید شهر به نام کریس ( والتون گاگینز ) که او هم در برف گرفتار شده و به آنها ملحق می شود، در یک فروشگاه در میانه راه توقف می کنند تا برف آرام بگیرد. آنها در این محل با افراد جدیدی مواجه می شوند که…
تارانتینو همواره در نگارش فیلمنامه، یکی از برجسته ترین های هالیوود تا به امروز بوده است. وی در « هشت نفرت انگیز » آمیزه ای از طنز و کنایه های اجتماعی را در مدت زمان تقریبا 3 ساعته فیلم به کار گرفته و نکته قابل ستایش اینجاست که هرگز کیفیت این دیالوگ نویسی ها در طول فیلم کاسته نمی شود. تارانتینو با هوشمندی، داستان فیلم را به وقایع پس از جنگ های داخلی مرتبط کرده تا از این طریق بتواند طبیعت جامعه آمریکا را در دوران پساجنگ داخلی مورد حمله قرار دهد و می توان گفت در این مورد کاملا هم موفق بوده است. در « هشت نفرت انگیز » ما با شخصیت های متعددی مواجه هستیم که هرکدام از آنها به نوعی ارتباط مشخصی با فرهنگ پس از دوران جنگ های داخلی در آمریکا دارند.
شاید بسیاری گمان کنند که اثر وسترنی جدید تارانتینو در ادامه اثر قبلی اش « جانگوی آزاد شده » ساخته شده است اما باید گفت که « هشت نفرت انگیز » حتی در رعایت مولفه های ژانر ” وسترن ” نیز پایبندی چندانی به آن نداشته و برخلاف رویه معمول، فضایی معمایی که با خشونت بسیار بالایی نیز همراه می شود را به کار می گیرد. در واقع فیلم جدید تارانتینو را باید تلفیقی از وسترن های کلاسیک سینما با درون مایه هایی از سینمای معمایی هیچکاک برشمرد که در اینجا شباهت هایی هم به « سگ های انباری » خودِ تارانتینو پیدا کرده است. ویژگی اثر جدید تارانتینو این است که به مخاطب ثابت می کند تارانتینو توانایی پرورش یک داستان معمایی کم نقص را به بهترین شکل ممکن دارد؛ استعدادی که تا پیش از این کمتر با این کیفیت در آثار ساخته شده توسط او شاهد بوده ایم.
مصاحبه و پشت صحنه
——————————
« هشت نفرت انگیز » در فضای محدود داخل یک فروشگاه موقت، تبلور جامعه آمریکایی دوران پس از جنگ است. فضایی که در آن بی اعتمادی جریان دارد و تهدید و ارعاب و همچنین تحقیر نژادی. ماریوس و جان روث کسانی هستند که انسانها را براساس قیمت زنده یا مرده شان دسته بندی می کنند و کوچکترین نشانی از اخلاق در رفتارشان به چشم نمی خورد. این وضعیت درباره دیگر نفرات حاضر در فروشگاه نیز به چشم می خورد با این تفاوت که هرکدام از آنان نقاب متفاوتی بر صورت دارند و رفتار ظاهری متفاوت در پیش گرفته اند اما در باطن، تفاوت چندانی با جایزه بگیرها ندارند. تارانتینو به خوبی موفق شده در این فضای ناامن، تعلیقی فوق العاده ایجاد نماید. تعلیقی که در یک فضای محدود ایجاد شده و نتیجه پرداخت بسیار مناسب شخصیت و موقعیت ها می باشد.
« هشت نفرت انگیز » در یک سوم پایانی و پس از مشخص شدن انگیزه شخصیت ها ( در اینجا خیلی نمی توان به جزئیات داستان اشاره ای کرد ) ، فضای معمایی را کنار می گذارد و به سینمای اختصاصی شخصِ تارانتینو نزدیک می شود. در این مقطع، تارانتینو خشونت قابل توجهی به داستان اضافه می کند و با به تصور کشیدن جزئیات این خشونت- که البته مانند همیشه حال و هوایی فانتزی بر آن حاکم است – مهر و امضای خودش را پای اثر می گذارد. اما شاید ذکر این نکته ضروری باشد که خشونت موجود در « هشت نفرت انگیز » احتمالا یکی از معدود خشونت های اگزجر شده ای است که کاملا در اختیار داستان بوده و بر قامت آن می نشیند. شاید تماشای این حجم از خون مخاطبین زیادی را از فیلم دور کند، اما نمی توان انکار کرد که این خشونت ها حساب شده و در خدمت داستان بوده اند.
ویژگی جالب توجه دیگر « هشت نفرت انگیز » که حس نوستالژیکی هم به اثر اضافه کرده، استفاده از لنزهای دوربین پاناویژن می باشد که سابقا در برای ساخت وسترن های کلاسیک کاربرد داشته و حال تارانتینو برای ادای دین به ژانر محبوبش، بار دیگر از تکنیک تصویربرداری عریض استفاده کرده که تماشایش می تواند تماشاگر را با یک اثر کلاسیک وسترن واقعی روبرو کند. به این تصویربرداری جذاب، باید موسیقی شنیدنی آهنگسار تمام نشدنی ایتالیایی یعنی انیو موریکونه را هم اضافه کرد که پس از همکاری های ماندگارش با سرجیو لئونه، بار دیگر تصمیم گرفته برای یک اثر وسترن موسیقی متن بسازد. موسیقی که مخصوصا در لحظات پایانی فیلم و غافلگیری انتهایی بسیار لذت بخش است.
تارانتینو همچنین موفق شده بازیهای بسیار خوبی از بازیگران فیلمش بگیرد و مانند همیشه ثابت کند که در این ارتباط یکی از بهترین کارگردانان تاریخ سینما محسوب می شود. در « هشت نفرت انگیز » تارانتینو به ترکیبی از بازیگران محبوبش و چند بازیگر جدید رسیده که موفق شده از همگی آنها بازیهای یکدستی بگیرد. درخشان ترین بازیگران فیلم ساموئل ال جکسون و همچنین جنیفر جیسون لی هستند. جکسون که یار قدیمی تارانتینو از اولین ساخته اش تا به امروز بوده، نمایشی قابل توجه در فیلم داشته است و نفرت انگیزترین شخصیت فیلم به شمار می رود. جیسون لی نیز در نقش دیزی، تلفیقی از کمدی و خباثت را در تمام دقایق فیلم به تصویر کشیده که احتمالا در فصل اسکار می تواند یک نامزدی برایش به همراه داشته باشد. کرت راسل هم که در سینما کم کم در حال فراموش شدن هست، با « هشت نفرت انگیز » نقش آفرینی خوبی از خود به نمایش گذاشته است. شاید در این میان مایکل مدسن و چنینگ تاتم کم فروغ ترین بازیگران فیلم به شمار بروند.
« هشت نفرت انگیز » را در مجموع می توان سینمایی ترین اثر سال لقب داد. فیلمی که تمامی عناصر آن به درستی در کنار یکدیگر چیده شده اند و در مدت زمان نزدیک به 3 ساعت، مخاطب را شیفته خود می کند. مسلما « هشت نفرت انگیز » در مقایسه با آثر جاودانه تارانتینو یعنی « پالپ فیکشن » اثر محدودتری محسوب می شود، با اینحال تارانتینو در خلق آنچه که می خواسته به بهترین نتیجه ممکن دست پیدا کرده است. « هشت نفرت انگیز » فیلمنامه طناز و دقیقی دارد،کارگردانی هوشمندانه ای دارد، بازیهای یکدستی دارد و در بخش های فنی اعم از موسیقی، تدوین و فیلمبرداری نیز یکی از درخشان ترین آثار سال به شمار می رود. « هشت نفرت انگیز » به اندازه کافی نکات برجسته دارد که بتواند هر مخاطبی را به وجد بیاورد. فیلم جدید تارانتینو قطعا یکی از بهترین آثار سال است.
نقد و بررسی پایانی مربوط به روزنامه سینماست که در چند صفحه pdf آماده است :
دانلود pdf
————-