نقد سریال

نگاهي به سريال Orange is the New Black

موضوع زندان و زندانيان ذاتا سوژه ايست جذاب حال اگر زندان زنان دست مايه ساخت سريال يا فيلمي قرار گيرد انتظارات زيادي را از خود موجب ميشود و البته سريال Orange is the New Black تا اينجا انتظارات را برآورده کرده و آنگونه که در متن ذيل دليل آن شرح داده خواهد شد توانسته اين سوژه جذاب رو در قالب داستاني با تم طنز که گاه به تلخي مي گرايد بسط و گسترش دهد .

سريال Orange is the New Black در مورد زني به نام چپمن است که شخصي به ظاهر ساده و بي آزار است که بواسطه اشتباهي که در گذشته مرتکب شده بعد از چندين سال ، هم اکنون به زندان محکوم شده در شرايطي که نامزد کرده و در آستانه ازدواج قرار دارد .

محور اصلي داستان اين سريال نسبتا جذاب نحوه مواجهه چپمن با زندانيان و اتفاقاتيست که براي وي در محيط زندان مي افتد .

مشخصه اصلي سريال Orange is the New Black و در حقيقت نقطه قوت آن شخصيت پردازي و نحوه معرفي کاراکترهاي سريال به مخاطب است همچنان که شاهد چگونگي نحوه همزيستي چپمن با ديگر زندانيان و اتفاقات پيرامونش و عکس العمل وي در قبال آن اتفاقات هستيم شخصيتهاي ديگر به فراخور داستان معرفي ميشوند و همچنين در طول سريال از طريق فلش بک علت زنداني شدن هريک از زندانيان و گذري از زندگي گذشته آنها به مخاطب نشان داده ميشود .

27-orange-is-the-new-black-ep12

خصوصيت برجسته در شخصيت پردازي سريال پرهيز از سياه و سفيد نمايي کاراکترهاست به گونه اي که همچنان که مخاطب شخصيتها را باور پذير ميپندارد و در مقاطع مختلف سريال با هريک از شخصيتها همراه ميشود ولي از نزديکي بيش از حد به آنها اجتناب ميکند چرا که در سريال شخصيت مثبت يا منفي مطلق به جز موارد معدودي وجود ندارد . ضمن اينکه بستر طنز موجود در سريال که گاه به طنز سياهي گرايش پيدا ميکند از منفي شدن شخصيتها جلوگيري ميکند . سريال بر خوبي و بدي کاراکتر ها متمرکز نيست بلکه هرشخصيتي را در بستر محيط و شرايط پيرامونش معرفي ميکند و به همين دليل مخاطب حتي در مقابل رفتار نامناسب آنها قضاوت نميکند که البته همانگونه که پيش تر اشاره شد بستر طنز سريال نيز درين مهم موثر است . بعنوان نمونه در فصل سوم در يکي از قسمتها شاهد معرفي تيفاني هستيم که دوران کودکي و نوجواني نابساماني همراه با تجاوز جنسي رو پشت سر گذاشته است اين فلش بکها که در طول سريال شاهد آنيم به شخصيتها عمق ميبخشد و آنها را از تک بعدي شدن دور ميسازد .بدين جهت مخاطبي که با پس زمينه زندگي کاراکترها آشنا شده است بجاي قضاوت در طول سريال با ايشان همراه و حتي همدرد ميشود ( مسئله اي که در بستر زندگي اجتماعي بعلت عدم وجود چنين بينشي در نزد عموم مردم که هر علتي را معلوليست ، به دفعات شاهد قضاوتهاي نابجا هستيم )

البته در کنار اين نکات مثبت بايد اشاره کرد که متاسفانه سريال در مقاطعي ريتم خود را از دست ميدهد و متناسب با زمان ، داستان پيش نميرود ولي آنقدر اين موضوع ادامه نميابد که مخاطب را از ادامه سريال دلزده کند خصوصا که پيگيري سرنوشت چپمن آنقدر جذابيت دارد که مخاطب را تشنه قسمتهاي آتي نگه دارد نکته ديگري که سريال Orange is the New Black را به يک سريال خوب مبدل ميکند بازيها خوب بازيگران آن است که علي رغم تعداد نسبتا زيادشان و محوري نبودن هيچيک از آنها ، بازيهاي خوب و يکدست و باور پذيري ارائه دادند که از آن جمله ميتوان به بازي خوب Uzo Aduba در نقش سوزان اشاره کرد .

FILE - This image released by Netflix shows Taylor Schilling, left, and Uzo Aduba in a scene from "Orange Is the New Black." Season two debuts on Netflix on June 6, 2014. (AP Photo/Netflix, Paul Schiraldi, file)

متاسفانه سريال در ادامه و خصوصا در فصل سوم به تدريج از خط و سير اصلي خود که همانا حول چپمن و روابط و شرايطش بود خارج ميشود و چپمن تا اندازه زيادي در جايگاهي همتراز ديگر شخصيتها قرار ميگيرد و آن محوريت قبلي بر شخصيت وي کمرنگ تر از گذشته ميشود . البته ميتوان گفت در فصل سوم هنوز هم شخصيت اصلي چپمن است منتهي با قطع رابطه وي با نامزدش و همرنگ شدن وي با جماعت زندانيان ، ديگر جايي براي تمرکز بيشتر روي شخصيت وي وجود ندارد

از اشتباهات ديگري که ميتوان در دنباله سريال بدان اشاره کرد خروج مندز از سريال بود که بار طنز سريال تا حدودي به اعمال و رفتار وي متکي بود و سريال به تدريج آن طنز بدبع فصل اول را ندارد هرچند در مقاطعي با شکل گيري خرده داستانها طنزي به سريال تزريق ميشود تا سريال از يکنواختي خارج شود ولي در طول سريال آنقدر زياد نيست که در فصل سوم آن را به ديد طنز بنگيريم و بجاي طنز بيشتر بار درام دارد .

در کل Orange is the New Black سريالي است خوش ساخت با موضوعي جذاب که علي رغم پردازش خوب شخصيتها ، بازيهاي خوب و روان و باور پذير ، در بخش فيلمنامه گاه در پيشبرد داستان از شخصيتهاي سريال عقب مي افتد و اين شخصيتها هستند که به سريال هويت ميبخشند نه داستان چرا که در مقاطعي داستان جلو نميرود البته فيلمنامه در بخش معرفي شخصيتها بسيار خوب عمل ميکند ولي برخلاف فصل اول که داستاني با موضوعي مشخصي داشت که همانا پيرامون نحوه مواجهه چپمن با محيط جديد بود در فصل سوم خط داستاني مشخصي را روايت نميکند و تنها به اتفاقات روزمره کفايت ميکند و بخاطر کمرنگ تر شدن بار طنز خصوصا در مقاطعي از فصل سوم اين عدم پيشرفت داستان بيشتر به چشم ميخورد .

در نهايت بايد گفت نقاط قوت سريال همچنان در فصل سوم ميتواند مخاطب را علاقه مند به پيگيري در فصلهاي بعد نگه دارد و مسلما تماشاي آن براي علاقه مندان سريالهاي آمريکايي خالي از لطف نيست .

دست نوشته پدرام

orange-is-the-new-black-10

برچسب ها
نمایش بیشتر

یک نظر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن