
اینبار درباره فیلم ها نه، درباره خودمان صحبت کنیم.
لیست فروش فیلمها منتشر میشود. عناوینی به مانند “کاتیوشا“، “کلمبوس “،”میلیونر میامی” و … صفرهایی که به سرعت درمقابل ارقام قبلی مینشینند. میلیونهایی که به میلیارد تبدیل میشوند.
به راستی چرا ؟ چرا چنین عناوینی، چنین فیلمهایی باید جزو پرفروش های کشور ما باشند ؟ آیا کمی هم مشکل از ما، مشکل از بینندگان نیست ؟
تصور کنید کارگردانی ایرانی؛ روزی از خواب بیدار میشود و تصمیم میگیرد که در ایران فیلم بسازد. در وهله اول او میداند که برای پرفروش بودن فیلماش؛ ژانری جز کمدی را انتخاب نکند. پس از مشخص بودن ژانر کمدی؛ قطعا بازیگرانش هم مشخص میباشند. تلفنی که شماره حمید فرخ نژاد را میگیرد و پس از آن با سام درخشانی یا پژمان جمشیدی یا حتی مستر تستر! ارتباط برقرار میشود. برای جذاب تر بودن فیلم برای بیننده ایرانی؛ چه بهتر که محل فیلمبرداری ما ایران نباشد و چه بهتر که ۲ یا چند بازیگر زن خارجی زبان هم در فیلم ایفای نقش کنند. خب، زیاد داستان و گیرایی آن، مهم نیست؛ فیلم ما آمادهست و در مملکت ما بدون شک بیش از ۱ میلیارد فروش دارد!
شدهست یک بار از خود بپرسیم چرا؟ بله؛ نقدها به کارگردان ها یا بازیگرها زیاد است اما شده که یک بار به خود بگوییم چرا بینندگان چنین فیلمهایی باید فروشی به مانند میلیارد را رقم بزنند ؟
هرکدام از ما در برابر جامعه فرهنگی خود نیز مسئولیم و سینما و فیلمهای آن هم بخشی از این جامعه است. آیا بهتر نیست که سطح فیلمشناسی و فیلمدیدن خودمان و اطرافیانمان را با دیدن آثار خوب، بالا ببریم ؟ یکی از اهداف مهم فیلم دیدن و بیش از ۱ ساعت به تماشای تصاویر نشستن یادگیریست، به راستی از فیلمهای کمدی اکران شده در کشور که بیش از میلیاردها فروش دارند، چه یادگیری رخ میدهد ؟ یادگیریای که در نیمی از سریالها و فیلمهای هالیوودی حداقل وجود دارد؛ اگر که کل فیلم را تحتالشعاع قرار ندهد! نقد اصلی در این قضیه، به سمت ما و مردم ماست. مردمی که گویا فیلمهای این سبک را قبول کردیم و خوشحالیم و مطالبات بیشتری در زمینه سینما نداریم. شاید باید بیشتر در نوع فیلمدیدن خود و هدفمان تامل کنیم.
- محمدرضا معتمدی
حرف دل فراستsbی رو زدی
مرسی