نقد انیمیشن

نقد و بررسی (۲) انیمیشن Toy Story 4

چهارمین قسمت از انیمیشن داستان اسباب بازی در سال ۲۰۱۹ در ژانر درام،کمدی،مهیج،ماجراجویی به کارگردانی جاش کولی و حضور صداپیشگانی نظیر تام هنکس و کیانو ریوز اکران شد که با استقبال بسیار خوب منتقدین و مخاطبین مواجه شد. داستان این قسمت از جایی شروع میشود که بچه جدید شخصیت های داستان اسباب بازی روانه مهد کودک میشود و وودی و دوستانش در پی کمک به او هستند اما با ورود اسباب بازی جدید ماجراهایی برای آنها رقم میخورد…

فیلم در همان پلان اول و اوپنینگ داستان با رعد و برقی آغاز میشود و همین نشان دهنده داستانی ملتهب و دوباره پر جنب و جوش در طول روایت است و کارگردان با فلش بکی ابتدا نشان میدهد یک پیش فرض و یکی از ارکان نقاط عطف فیلمنامه را به یاد مخاطب میسپارد.سپس با سفری به تمام نسخه های انیمیشن و مچ کات ها میرسیم به حال و فضای داستانی الان شخصیت های ما.تک تک پلان های ابتدایی کاملا در خدمت داستان و جوی که در آینده پیدا میکند بوده و کاملا عملکرد فرمیک داشته.از انتخاب نکردن وودی برای بازی تا میل قلبی که آن به بچه دارد و اورا یادآور روزهای خوش با بچه اولش میندازد و همین احساس مسئولیت و انگیزه است که میتوان از درون مایه این کاراکتر برداشت.

فیلمبرداری ها،تقطیع نما و تصویر دهی های کارگردان از تمام موقعیت ها به نحو احسن بوده و مخاطب کاملا از تمام کنش و درام های لحظه آگاه میشود و با شخصیت ها همراه میشود.جلوه های گرافیکی و بصری فیلم.طراحی های صحنه،میزانسن اسباب بازی ها در کادر و رنگ بندی ها و اتالوناژ های فیلم کاملا با جزئیات و دقیق و حرفه ای کار شده است بطوریکه انگار در نماهای بسته و اینسرت های کارگردان از اکسسوار و سایر نقاط تصویر.از روی نسخه واقعی فیلمبرداری شده است.آنقدر که این تصاویر انیمیشن مملوس و باور پذیر است.تیپ سازی های کاراکتر ها،موسیقی متن متناسب با فضا و نورهای موجود در صحنه همگی نشان دهنده پختگی کامل کارگردان این قسمت در بهره گیری درست از فضا ها و پردازش آنها بوده است بطوریکه انگار روی دکوپاژ هر فصل از فیلمنامه جداگانه کار شده است.انتخاب لوکیشن های جذاب و بهره برداری درست از آنها برای ایجاد درام و برخورد ها و طراحی هایی که در هر اسلاید انجام شده پر از جزئیات و ایستراگ ها است.اکت شخصیت ها بخوبی هماهنگ با صداپیشگان و لحن آنان بوده و صداگذاری های انیمیشن با کیفیت بالا بوده.تمامی این تمهیدات فرمیک اعم از وجود رنگ هایی که در موقعیت های مختلف است تمام مقصود و حس صحنه را به مخاطب میرساند.نظیر نورهای سبز و زرد در پایان تا آبی در سکانس های پرتنش.و تدوین خوب و کات های بموقع کارگردانی قسمت چهارم از داستان اسباب بازی را یک سرو گردن از سایر قسمتا بالاتر نگه داشته است.
اما آیا داستان اسباب بازی ۴ در فیلمنامه نیز خوب و جذاب است؟

باید گفت که کار گروه نویسندگی فیلم در این چندساله اعم از جان لستر بی ثمر نبوده و آنها با ایجاد یک روایت پردازی کلاسیک خوب و حوادث و نقاط عطف مختلف داستان و خورده پیرنگ ها که با تدوین موازی همراه است سراخر به نقطه نهایی و شاه پیرنگ اصلی می‌رسانند. و فصل بندی های مختلف داستان که هرکدام مخاطب را در لحظه سمپات میکند و صحنه سازی های بشدت کار شده ای که دارد سطح فیلمنامه را از دو قسمت قبلی بالاتر قرار میدهد.چینش درست نقاط عطف و درام سازی ها و نکته حائز اهمیت فیلمنامه نویسان بهره گیری درست داستانی از تمام پرسوناژ یا کاراکتر های فیلم بوده است چه جدید و چه ماندگار که حضور هیچکدام را بی فایده نشان نمیدهد و قاب های کارگردان هر لحظه پر است از اسباب بازی های قصه ما .شخصیت پردازی های خوب و کمی دارای زیرمتن در فیلم نیز وجود دارد.و فیلمنامه نویسان در پی ریزی شوخی ها و لحظات کمیک آنقدر خوب و استاندارد بوده که حتی به شکل مینی مالیستی هم خنده را از مخاطب میگیرد.
داستان اسباب بازی ۴ در ایجاد نیاز نمایشی شخصیت ها هم ماهیت انسان دوستانه و پر از لطافت خود را نشان میدهد.زیرا حتی در نیاز نمایشی کاراکتر عروسک داستان که به نوعی آنتاگونیست قصه بود.قصد و نیت او هم خیر بوده و هیچ هدف زشت و پلشتی پشت هیچکدام از اعمال شخصیت ها نیست.زیرا اسباب بازی تنها شی های بی جانی هستند که با روح و ذات بچگی آمیخته شده اند و اثری از بدی در آنها نیس.شخصیت فورکی یا چنگالی قصه ما آنقدر حسی و در عین سادگی عمیق است که باید یک تحلیل سایکولوژیستی فقط از تمام شخصیت های جدید انیمیشن کرد.فورکی میتواند استعاره از آدم های مختلف اطراف ما باشد که آنقدر بی توجهی به آنها شده که حس بی مصرف بودن به آنها دست داده و انقدر دنیای آنها خشک بوده است که معنی محبت را نمیدانند.

یکی عناصر مهم در بعد سمپاتیک با این شخصیت طریقه ورود و شکل گیری آن است که یک مسأله انسانی و روانشناسی است.زیرا ما آدم ها همه در کودکی میل به ابداع و ساخت چیز هایی داریم که شاید در دنیای رئال بی ارزش است اما در دنیای آن کودک تبدیل به با ارزش ترین دارایی و نمادی از ذهن و قلب آن کودک است.پس فورکی میتواند کودک درون و میل به بازگشت به دوران بچگی را در همه ی ما بیدار کند.از دیگر شخصیت های جدید فیلم که معرفی شد کاراکتر موتور سوار با صداپیشگی کیانور ریوز بود که سرگذشت این شخصیت نقدی در زیرمتن به رسانه و ارتباطات تلویزیونی و تبلیغاتی جهان دارد که یک کالا ابتدا برای فروش در تبلیغ آن مبالغه میشود و پس از آشکار شدن کلک رسانه آن کالا بی مصرف و ترویج مصرف گرایی میشود و حتی میتواند دل اسباب بازی های قصه مارا بشکاند.سایر شخصیت ها مانند خرگوش و اردک بسیار نقش مهمی بر بار طنز قصه داشته اند و حتی یک ویژگی درهمه آنها این است که آنها تشنه یک بچه داشتن و خوشحال کردن آن هستند.و انگار عضو جدا ناپذیر دنیای بچگی هستند.از نکات جالب توجه دیگه هنوز بعد از گذشت ۲۹ سال از اولین قسمت انیمیشن.سازندگان هیچ‌گاه در دنیای حقیقی و در حضور آدم ها اسباب بازی های مارا زنده نشان نمیدهند تا همچنان این قصه یک قصه رویایی و سوبژکتیو بماند.و اما وودی دوست داشتنی ما در این قسمت از ندای وظیفه تا عشق کلی محرک در داستان داشت که باعث شد در گره گشایی داستان یکی از بهترین سکانس های حسی سال ۲۰۱۹ را داشته باشیم.

وودی که از یک طرف همچنان باتوجه به بی اهمیتی بچه جدیدش خاطراتش با اندی زنده است و بچه جدید را همچون او دوست دارد و از طرفی دیگر تصمیمی میگیرد که دیگر وقتش رسیده بود اینبار طعم عشق و دوست داشته شدن را بچشد.طبق همان دیالوگ دوست های وودی او هست که خودش را گم کرده است و اینبار برمیگردد به جایی که تعلق داشت.یعنی شهری پر از اسباب بازی و بچه.که وودی میلش به خوشحال کردن بچه هارا به نهایت برساند و طبق گفته آخر فیلم و باز:پیش به سوی بی نهایت و فرا تر از آن! داستان اسباب بازی به ما نشان میدهد که میتوان حسی را در خود پروراند که آنرا به دیگران هدیه دهیم تا کسانی که عاری از احساسات هستند را به راه درست هدایت کنیم تا یوقت احساس زباله بودن نکنند!
و در پلان پایانی فیلم با نگاهی از فورکی که یکی از پاک ترین ذات هارا در قصه ما داشت تمام میشود.

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن