نقد فیلم
نقد و بررسی فیلم The Current War: تقابل تاجران بر سر جریان الکتریسیته

حدود ۲ سال پیش فیلم The Current War «جنگ جریان» را در جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۱۷ تماشا کردم. آن زمان به نظر فیلم خوبی نبود و با وجود تحسین برانگیز بودن فضای فیلم، داستان در تلاش برای بیان تمام موضوعاتش اصلا به خط داستانی منسجمی نرسید. وقتی منتشرکننده فیلم یعنی کمپانی واینستاین به دلیل اتهامات اخلاقی از هم پاشید، کارگردان آلفونسو گومز رخون (Alfonso Gomez-Rejon) توانست فیلمش را دوباره تدوین کند. اگرچه فیلمی که دو سال پیش دیدم را به صورت کامل به یاد نمیآورم، به نظرم The Current War: Director’s Cut «جنگ جریان: نسخه کارگردان» بهتر از نسخه قبلی است. انگار گومز رخون فقط با کم کردن شش دقیقه از کل فیلم راهی برای منسجم کردن آن پیدا کرده است. هرکاری او با فیلم کرده باعث شده داستان به شکل رقابت تجاری بهتری به تصویر کشیده شود. اگرچه فیلم هنوز مشکلاتی دارد، اما سنگینی این مشکلات در نسخه جدید کمتر حس میشود، فیلمی که هرگز انرژی خودش را از دست نمیدهد.
داستان از سال ۱۸۸۰ شروع میشود جایی که توماس ادیسون (با بازی بندیکت کامبربچ (Benedict Cumberbatch)) بالاخره لامپ حبابی خودش را تکمیل کرده و قصد دارد با استفاده از جریان مستقیم تمام خانههای شهر را روشن کند، که نیازمند سرمایهگذاری زیادی برای قرار دادن سیمهای مسی زیر زمین است. رقیب تجاری او جرج وستینگهاوس (با بازی مایکل شنون (Michael Shannon)) معتقد است آینده در اختیار جریان متناوب است، که قدرتمندتر و ارزانتر بوده و میتواند محدوده بیشتری را تحت پوشش قرار دهد که برای کشوری مثل آمریکا کاملا سودمند خواهد بود. او امیدوار است بتواند یک همکاری مفید با ادیسون راه بیاندازد، جایی که ادیسون لامپهای حبابی و وستینگهاوس جریان برق را تامین کند، اما ادیسون از انجام چنین کاری خودداری میکند و نبردی به راه میاندازد که یادآور جنگ جریان در قرن ۱۹ است.

بزرگترین مشکل نسخه اصلی The Current War گستردگی بیش از حد آن بود. بخشی از این مشکل به دلیل تماشای یک فیلم در جشنواره است که قبل از آن چندین اثر دیگر تماشا کردهاید و کاملا خسته هستید. پس نسخه کارگردان این مزیت را داشت که من آن را در آرامش کامل تماشا کردم. اما بدون در نظر گرفتن این نکته، نسخه جدید بهتر میداند چه داستانی برای روایت دارد و آن یک نبرد تجاری است. آنطور که به یاد دارم، نسخه اصلی خیلی تلاش کرد ادیسون را به شکل شخصی مخترع و همچنین تاجر نشان دهد، در حالی که او واقعا یک تاجر بود. با قرار دادن تمرکز داستان روی نمایش او به عنوان یک تاجر بیرحم به جای یک مخترع بزرگ، شاهد تصویر واضحی از نبرد بین ادیسون و وستینگهاوس هستیم که خیلی خوشبینانه فکر میکند شخصی مثل ادیسون شریک خوبی برای اوست.
وقتی تصویر واضحی از نبرد تجاری ببینید، همه چیز در جای خودش قرار میگیرد. در نسخه اصلی، فیلم اصلا نمیدانست نسبت به نیکولا تسلای آیندهنگر و مخترع (با بازی نیکولاس هولت (Nicholas Hoult)) چه رویکردی داشته باشد، کسی که گاه و بیگاه در فیلم حضور داشت و نقش مهمی هم در داستان نداشت. اما اگر The Current War را یک نبرد تجاری در نظر بگیرید، نقش تسلا واضحتر میشود چون فیلم نشان میدهد اعتقاد وستینگهاوس درباره جریان متناوب متعلق به گذشته و دورویی ادیسون متعلق به آینده است و تسلا به عنوان باهوشترین فرد داستان نقشی در این نبرد تجاری ندارد.

بزرگترین مشکل من با The Current War این است که به اندازه کافی به داستان عمق نمیدهد. برخلاف فضای مدرن فیلم که تلاش میکند مثل یک داستان تاریخی سنگین نباشد، گومز رخون هنوز در ارتباط دادن هسته اصلی فیلم – خلق تجارت مدرن – با پایانبندی فیلم خوب عمل نمیکند، که روی اختراعات و نوآوریها متمرکز است. پایان ناامیدکننده فیلم هنوز در تحت تاثیر قرار دادن مخاطب شکست میخورد. پایان فیلم فراموش میکند داستان فیلم نبردی در جنگ بزرگتری از نظام سرمایهداری آمریکا و نحوه عملکرد آن است، پس ناامیدکننده است که گومز رخون و نویسنده مایکل میتنیک (Michael Mitnick) در این زمینه درست عمل نمیکنند.
اما نمیتوان انکار کرد کل فیلم بهتر از نسخه اصلی عمل میکند. این فیلم مثل درام تاریخی جذاب و درگیرکنندهای است که قرار بود باشد، آن هم بدون اینکه داستانش به شاخههای زیادی گسترش پیدا کند. این فیلم همچنان درباره این است که کدام مرد سفیدپوست پولدار به ثروت بیشتری میرسد و به نظرم گومز رخون در این زمینه خوب عمل نمیکند، اما نمیتوانم انکار کنم این بار از تماشای The Current War بیشتر لذت بردم. همه چیز از ریتم داستان تا هنرنمایی بازیگران بهتر از نسخه قبلی است. این یک فیلم کاملا متفاوت از نسخه قبلی نیست، اما برایم جالب بود که چطور بدون تغییرات زیاد موفق شد عملکرد خیلی بهتری از نسخه اصلی داشته باشد.


