انتخاب سردبیرنقد فیلمکامیک
نقد و بررسی فیلم Spider-Man: Far From Home: بامزه، شاداب و ضروری برای MCU

این نقد یک بخش مهم از داستان فیلم Avengers: Endgame را لو میدهد، اما داستان Far From Home را اسپویل نمیکند.
بدترین چیز درباره نوشتن نقدی برای فیلم Spider-Man: Far From Home «مرد عنکبوتی: دور از خانه» این است که به درخواست مارول، اجازه صحبت کردن دربارهی جالبترین لحظات فیلم را در این نقد ندارم. چون این نقد چند روز قبل از اکران فیلم منتشر میشود، واقعا هم نباید این سورپرایزهای فیلم را لو داد. پس بدون لو دادن چیزی، میتوانم بگویم Spider-Man: Far From Home خیلی بامزه است! به همان بامزگی Spider-Man: Homecoming «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه»! هر چیزی که در آن فیلم دوست داشتید در اینجا تقویت شده و بافت بیشتری به شخصیتهایی مثل پیتر پارکر و امجی اضافه شده در حالی که در آن شاهد رویکرد خاصی هم به MCU (دنیای سینمایی مارول) هستیم – دنیا در حالت عادی خودش چگونه است – که هیچ فیلم مارولی دیگری آن را نشان نداده بود. این بار هم پیتر با مسئولیت بزرگی دستوپنجه نرم میکند، اما Spider-Man: Far From Home به این نبرد چاشنی خاصی وارد کرده که در هیچکدام از فیلمهای مرد عنکبوتی ندیده بودیم. اگرچه این فیلم گاهی اوقات لنگ میزند، اما نمیتوان آیندهی MCU را بدون حضور این شخصیت متصور شد.
هشت ماه پس از وقایع Avengers: Endgame «انتقامجویان: آخر بازی»، پیتر پارکر (با بازی تام هالند (Tom Holland)) میخواهد مدتی بیخیال مرد عنکبوتی بودن شده و استراحت کند. او فقط میخواهد همراه دوستانش به سفری اروپایی رفته و به امجی (با بازی زندیا (Zendaya)) بگوید از او خوشش میآید. متاسفانه، وقتی المنتالها این خوشگذرانی را به هم میزنند این سفر از مسیرش منحرف میشود و نیک فیوری (با بازی ساموئل ال جکسون (Samuel L. Jackson)) پیتر را برای مبارزه با این موجودات در کنار کوئنتین بک (با بازی جیک جیلنهال (Jake Gyllenhaal)) قهرمانی از بُعدی دیگر استخدام میکند. پیتر نه تنها باید دنیا را نجات دهد، بلکه باید با این مسئولیت که جانشین تونی استارک است هم کنار بیاید.

در فیلمهای Spider-Man قبلی، کشمکش پیتر با مسئولیت درباره مسئولیت ناپذیری بود. اگر به کاری که باید انجام دهید بیتوجهی کنید و فقط به فکر خودتان باشید، عمو بن میمیرد. در اینجا، این کشمکش درباره بیمسئولیتی پیتر و این نکته است که او دوست دارد دیگران با او مثل یک نوجوان رفتار کنند، و اینکه بزرگسال نبودن او به رسمیت شناخته شود. او بچهای ۱۶ ساله است که مردم از او انتظار دارند مرد آهنی بعدی باشد. این باعث میشود ماهیت مرد عنکبوتی تازه و جدید به نظر بیاید حتی با اینکه این بخش از داستان تم اصلی این شخصیت است. این را تحسین میکنم که این فیلمها روشهای جدیدی برای بیان «قدرت زیاد مسئولیت زیاد به همراه دارد» پیدا میکنند، آن هم بدون اینکه این کلمات را به زبان بیاورند.
اما کارگردان جان واتس (Jon Watts) خیلی خوب میداند چطور آن تم سنگین را با یک ماجراجویی بامزه و ساده ترکیب کند. در حالی که برخی فیلمهای مارولی مثل Ant-Man and the Wasp «مرد مورچهای و زنبورک» و تا حدودی Thor: Ragnarok «ثور: رگنراک» کلا درباره شوخی هستند آن هم تا حدی که مفهوم اصلی را به نفع بیان جوک رها میکنند، Spider-Man: Far From Home در این مهارت دارد که در یک لحظه کاملا احمقانه و در لحظه بعد کاملا درباره ماجراجویی دشوار پیتر باشد. همچنین مثل Homecoming، داستان فیلم چیز بیشتری از دعوای ابرقهرمانها با خلافکارها است و تمهایی در آن وجود دارند که با دنیای واقعی ارتباط دارند. چون Spider-Man: Far From Home شخصیت را در اولویت قرار داده و بازیگر مستعد و خوبی مثل هالند دارد، اما هنوز هم در آن جایی برای شوخی با فضا رفتن مرد عنکبوتی وجود دارد.

واقعا هم به چنین فیلمهایی در MCU نیاز است. شما به شخصیتی نیاز دارید که با مردم عادی که سروکاری با نجات دنیا ندارند و فقط در حال گذراندن زندگی خودشان هستند ارتباط متقابل برقرار کند. Spider-Man: Far From Home پس از شروعی بیمقدمه، صحنهای عالی دارد که شرایط پسا Endgame را بررسی میکند، و این صحنه به شدت برای فرنچایز مهم و ضروری است! Spider-Man: Far From Home زمان زیادی را برای بررسی شرایط پس از مرگ تونی استارک تلف نمیکند، اما حداقل زمان این را دارد که بگوید «زندگی آدمهایی که قدرت ابرقهرمانی ندارند چگونه است». این برای واقعی نشان دادن MCU و ایجاد خطرات قابل باور مهم است و نشان میدهد یک انسان عادی چطور نسبت به این وقایع عجیب واکنش نشان میدهد.
بزرگترین مشکل Spider-Man: Far From Home این است که احساس میشود داستان میخواهد ریتم سریعتری از چیزی که فیلم اجازه میدهد داشته باشد. منظورم این است که برخی صحنهها با وجود اینکه محتوایشان از نظر داستانی مشکلی ندارد خیلی طولانی میشوند. این فیلمی است که برای جذابیت بیشتر به حذف و اضافه کردن چند صحنهی دیگر نیاز داشت. بعضی وقتها ساعت را چک میکردم، نه برای اینکه این فیلم بد بود، بلکه چون احساس میکردم ریتم کمی کند شده و من آمادهی دیدن بخش بعدی فیلم هستم. این برای فیلم مشکل زیادی به وجود نمیآورد، و تماشای صحنههای بیشتری با حضور امجی همیشه لذتبخش است مخصوصا وقتی زندیا اینقدر عالی است، اما صحنههای دیگری هم وجود داشتند که بامزه بودند اما دوست داشتم هر چه زودتر صحنهی بعدی آنها را تماشا کنم.
با اینکه نمیتوانم چیزی از داستان فیلم لو بدهم اما شدیدا توصیه میکنم در اخبار مرد عنکبوتی سرک نکشید، چون سورپرایزهای بزرگی در فیلم هستند که نباید لو بروند. چیزی که میتوانم بگویم این است که Spider-Man: Far From Home هیچ افت کیفیتی نسبت به Homecoming ندارد. هردوی آنها بامزه هستند، هالند همچنان در نقش مرد عنکبوتی عالی است، و مارول میداند چطور داستان Spider-Man را اریجینال و خاص نشان دهد. من هم امیدوارم مرد عنکبوتی، مرد آهنی جدید باشد. این یعنی حداقل تا ده سال آینده شاهد فیلمهایی با حضور او خواهیم بود.


