نقد فیلم
نقد و بررسی فیلم Richard Jewell: یک قهرمان شایسته در برابر شروران نالایق

ریچارد جول داستان شگفتانگیزی دارد. یک نگهبان امنیتی که در المپیک تابستانی ۱۹۹۶ مشغول به کار بود و در پارک سنتنیال بمبی پیدا کرد و تصمیم درستش باعث نجات جان چندین نفر شد. جول به این دلیل به مرکز توجهات پرونده تبدیل شد که با خصوصیات یک قهرمان بمبگذار همخوانی داشت. زندگی جول توسط افبیآی و رسانهها دگرگون شد و در واقع این دو سازمان بودند که باید مورد بازخواست قرار میگرفتند. مشکل فیلم Richard Jewell «ریچارد جول» ساخته کلینت ایستوود (Clint Eastwood) این است که با وجود اینکه به لطف نقشآفرینی قابل تحسین پل والتر هاوزر (Paul Walter Hauser) در نمایش قهرمان بودن جول عالی عمل میکند، اما ایستوود همیشه دوست دارد در فیلمهایش شرورانی در مقابل قهرمانان قرار بگیرند و Richard Jewell اصلا شخصیتهای منفی خوبی ندارد. مثل فیلم Sully «سالی» ساخته ایستوود، آدم بدهای این فیلم هم کاریکاتورهای مسخرهای هستند تا فقط باعث همذاتپنداری بیننده با قهرمان داستان شوند. اگر فیلمی ابرقهرمانی برای بچهها ساخته باشید چنین رویکردی ایراد ندارد، اما نه وقتی که فیلم شما مخصوص بزرگسالان باشد. این نکات در کنار کارگردانی سرد و بیروح ایستوود باعث شده Richard Jewell داستانی مناسب برای گفتن باشد، اما داستانی که به گوینده بهتری از ایستوود نیاز داشت.
در سال ۱۹۸۵ در آتلانتا، ریچارد جول (با بازی هاوزر) با وکیلی به نام واتسون برایانت (با بازی سم راکول (Sam Rockwell)) دوست میشود، اما پس از اینکه ریچارد دفتر این وکیل را برای تبدیل شدن به مامور امنیتی ترک میکند رابطه آنها با هم قطع میشود. ۱۰ سال بعد ریچارد طی المپیک تابستانی ۱۹۹۶ در حال کار در پارک سنتنیال به عنوان نگهبان است که یک بمب پیدا میکند. ریچارد با همکاری چند مامور دیگر موفق میشود جان صدها نفر را نجات دهد. اما افبیآی به رهبری ماموری به نام تام شاو (با بازی جان هم (Jon Hamm)) به ریچارد مشکوک است و سپس این تردیدها را با خبرنگاری به نام کتی اسکراگز (با بازی اولیویا وایلد (Olivia Wilde)) در میان میگذارد که برای به دست آوردن اطلاعات دست به هر کاری میزند. وقتی افبیآی و رسانهها برای سرنگونی ریچارد با هم متحد میشوند، او از واتسون کمک میخواهد و این دو باید در مقابل سیستمی بایستند که قصد دارد یک مرد بیگناه را نابود کند.

در فیلم Richard Jewell شاهد روایت دو داستان هستیم، اما فقط یکی از آنها موفق عمل میکند. این داستان خوب درباره مردی است که کاملا به قوانین پایبند است و میخواهد به همان سیستمی ملحق شود که در آینده او را مورد بازخواست قرار میدهد. ناامید شدن توسط قهرمانان و تلاش آنها برای سرنگونی شماست که همراه با بازی عالی هاوزر باعث شده Richard Jewell دیدگاه خیلی خوبی نسبت به این داستان داشته باشد. فیلم قصد ندارد شخصیت اصلی خودش را به عنوان یک قربانی/قدیس نشان دهد، بلکه او را به شکل مردی عیب و نقصدار نشان میدهد که مهربان و سادهلوح است، تا جایی که حتی نمیداند در چه دردسر بزرگی افتاده است. این تراژدی به لطف هنرنمایی هاوزر خیلی خوب به تصویر کشیده شده، جایی که او برای نمایش درد و رنجهای شخصیت نیازی به اغراق در بازی خودش ندارد. کاملا مشخص است هاوزر میخواهد به بهترین شکل جول را به تصویر بکشد نه تنها چون او شخص کاملی بود، بلکه چون آدم خوبی هم بود که به دلیل اشتباهات دیگران به دردسر افتاد.
متاسفانه این منجر به دومین داستان فیلم میشود که درباره بیعدالتی است و Richard Jewell اصلا نمیداند چطور این داستان را اداره کند. اگر به دنبال داستانی درباره بیعدالتی هستید، قطعا اتفاقی که برای ریچارد جول افتاد بیعدالتی محض بود. اما چیزی که فیلم ایستوود نشان میدهد پیرامون روابط بین اشخاص و حذف برخی اشخاص داستان است که باعث میشود این بیعدالتی مثل بدشانسی به نظر بیاید. از نظر فیلم مشکل اصلی افبیآی نیست؛ بلکه تام شاو مامور بدی است. همه خبرنگاران بد نیستند، اما کتی اسکراگز فردی جاهطلب و بیدقت است که بیشتر از انتشار حقیقت به دنبال تحسین شدن است. شخصیتهای مکمل داستان آنقدر توخالی و تکبعدی به تصویر کشیده میشوند که حضور آنها خیلی مسخره و بیارزش است. جدیت این وضعیت با حضور اشخاصی پوشالی از بین رفته، آن هم به جای اینکه فیلم دلیل عملکرد ضعیف سازمانها و دستگاههای قانونی را بررسی کند.
نمیدانم ایستوود به این فیلم در قاب بزرگتری توجه کرده یا نه، اما در چنین دورانی و چنین شرایط سیاسی پرتنشی، Richard Jewell داستانی درباره اتحاد ماموران بد افبیآی و خبرنگاران بد برای سرنگون کردن یک مرد سفیدپوست را روایت میکند. نمیدانم ایستوود با افبیآی و رسانهها دشمنی دارد یا فیلمنامه بیلی ری (Billy Ray) این سازمانها را مثل شخصیتهای تام شاو و کتی اسکراگز سطحی نشان میدهد. اما چیزی که میدانم این است که اگر قصد دارید داستانی درباره سازمانهای پرعیب و نقص روایت کنید، این فیلم قدرت نمایش چنین چیزی را ندارد. اگر هم میخواهید داستانی درباره بیعدالتی بگویید، این فیلم مثل نسخه همگانی When They See Us «وقتی آنها ما را میبینند» است که قصد دارد بگوید مشکل نژادپرستی از تعدادی آدم بد نیست، بلکه یک سیستم بزرگتر آن را هدایت میکند.

فارغ از مسائل سیاسی، این مشکلات در یک داستان زمانی به وجود میآیند که کارگردان اهمیت زیادی به محتوای داستانش نمیدهد. فیلم Richard Jewell طی شش ماه ساخته شد، و اگرچه این پروژه از چند سال قبل در دست توسعه قرار داشته، رویکرد ایستوود به داستان خیلی عجولانه و بیفکر به نظر میآید. برخی انتخابهای او به تقویت فیلم کمک میکنند، مثل استفاده از خانه جول برای نمایش تنگناهراسی و شرایط بد ریچارد، اما بخش زیادی از فیلمبرداری و موسیقی متن خیلی سطحی و آشکار به نظر میرسند. هاوزر تنها عضو فیلم است که یک تنه کل بار آن را به دوش میکشد، اما دیگر بخشهای فیلم خیلی بد کنار هم قرار داده شدهاند. مثلا در صحنههای قبل از پیدا شدن بمب هیچ تنش و هیجانی وجود ندارد.
Richard Jewell کاملا نشانگر مشکل بزرگ ایستوود در این دوران از کارگردانی خودش است، جایی که او داستانهای قهرمانی خیلی ساده را برای سرگرمی خودش میسازد. در بهترین حالت ممکن است با هنرنماییهای عالی مثل شخصیت اصلی این فیلم و American Sniper «تیرانداز آمریکایی» روبرو باشید، اما به احتمال زیاد شاهد چیزی مثل Sully باشید که قهرمانی را نشان میدهد که توسط سیستم قضایی مورد بازخواست قرار گرفته اما به دلیل قهرمان بودن در مقابل این سیستم مقاومت میکند. فیلمهای ایستوود واقعا انتظار زیادی از مخاطب ندارند، و قطعا انتظار نمیرود کارگردانی مثل ایستوود مخاطب را سورپرایز کند. در نهایت به نظر میرسد Richard Jewell یک فرصت از دست رفته است که قصد ندارد کشمکشهای درونی شخصیت اصلی یا دلیل مشکلات سازمانها را بررسی کند، بلکه فقط میخواهد یک سرگرمی شخصی برای ایستوود در سالهای بد دوران کارگردانیاش باشد.


