انتخاب سردبیرنقد فیلم
نقد و بررسی فیلم Men in Black: International: هنرنمایی دو بازیگر جذاب در دنبالهای نه چندان جذاب

چقدر کت و شلوار به کریس همسورث (Chris Hemsworth) و تسا تامپسون (Tessa Thompson) میاد! این راه درستی برای آغاز این نقد نیست، اما باید از همین ابتدا بدانید که کل بار فیلم Men in Black: International «مردان سیاهپوش: بینالمللی» ساختهی اف گری گری (F. Gary Gray) روی دوش دو شخصیت اصلی به شدت جذاب است که آن کت و شلوارهایی که گفتم را تقریبا در ۹۰٪ فیلم بر تن دارند. برخلاف سنتی بنا شده در فیلمهای علمی تخیلی بد توسط افرادی مثل ایوان مکگرگور (Ewan McGregor) در پیش درآمدهای Star Wars «جنگ ستارگان» و مایکل فاسبندر (Michael Fassbender) در Alien: Covenant «بیگانه: کاوننت»، استعداد، زمانبندی و جذابیت همسورث و تامپسون باعث شده فیلمنامهی نصفه و نیمهی مت هالووی (Matt Holloway) و آرت مارکوم (Art Marcum) از سر راه کنار زده شود، فیلمنامهای که شامل شوخیها و بخشهای داستانی زیادی میشود که در جذب مخاطب موفق عمل نمیکنند.
مالی (با بازی تامپسون) به این دلیل از وجود بیگانههای فضایی خبر دارد که وقتی بچه بوده شاهد پاک شدن ذهن پدر و مادرش توسط دو مرد با کت و شلوار سیاه بوده است، یک شیفتگی طولانیمدت که در نهایت او را به سمت مردان سیاهپوش هدایت میکند. مالی به عنوان اولین غیرنظامی که این آژانس محافظت از کهکشان را به تنهایی کشف میکند، توسط مامور O – با بازی عالی اما تامپسون (Emma Thompson) که دیالوگهایش را مصمم و خندهدار بیان میکند – استخدام میشود، نام مامور M برای او انتخاب شده و به شعبهی لندن به رهبری High T (با بازی لیام نیسون (Liam Neeson)) فرستاده میشود. آنجاست که او با مامور H جذاب (با بازی همسورث) همتیمی میشود، که زمانی دنیا را از دست گروه Hive نجات داده، اما پس از آن دچار غرور و تکبر شده است. طی یک جلسه با بیگانهها که طبق نقشه پیش نمیرود، ماموران M و H قدرتمندترین سلاح کهکشان را به دست میآورند، وسیلهای که هر کسی حاضر است برای به دست آوردن آن آدم بکشد، حتی یک جاسوس درون سازمان مردان سیاهپوش.

Men in Black: International از نظر داستانی از همان مشکلی رنج میبرد که دیگر بلاک باسترهای چند سال اخیر دچار آن شدهاند: یک مکگافین توضیح داده نشده (سرنخ یا ابزاری که بدون اهمیت ذاتی، به پیشبرد داستان کمک میکند) و شروری بیهویت که قهرمانان دنبال او هستند. در اینجا قطعا با پیچش جذابی مثل شخصیت مرد سوسکی با بازی وینسنت دن آفریو (Vincent D’Onofrio) در فیلم Men in Black اصلی روبرو نمیشویم. البته پیچشهای داستانی در فیلم وجود دارند که احتمالا خیلی زودتر از موعد متوجه آنها خواهید شد. به جای آن، نقش شخصیتهای منفی بیگانه را زوجی از موجودات فضایی تغییرشکل دهنده با بازی لری و لورن بورژوا (Larry and Laurent Bourgeois) دوقلوهای مشابه که بیشتر به عنوان مدل و رقاص فعالیت دارند بازی میکنند. این دو برادر در رقص مهارت بالایی دارند – استعدادی که فیلم خیلی کم از آن بهره میبرد، چه در آن صحنه به چنین مهارتی نیاز باشد یا خیر – اما شخصیتهای قابل قبولی برای بازی کردن ندارند. آنها تقریبا هیچ دیالوگی ندارند، و فقط از صحنهای به صحنهی دیگر میروند تا به دنبال سلاحی باشند که تقریبا هیچ چیزی دربارهی آن نمیدانیم. این لزوما چیز بدی نیست، اما پس از تسارکتها (مارول) و جعبههای مادر (دیسی)، این همان چیز بیاهمیتی است که سالها در فیلمهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته است.
تنها قولی که Men in Black: International میتواند آن را عملی کند گسترش دنیای مردان سیاهپوش است. در حالی که سه فیلم قبلی شامل نبردهای بین کهکشانی بودند که فقط در نیویورک رخ میدادند، در این فیلم شاهد لوکیشنهای مختلفی از انگلستان تا مراکش تا ایتالیا تا فرانسه هستیم. واقعا از تلاشی که این فیلم برای عمق بخشیدن به شخصیتهای انسانی خودش کرده خوشحالم؛ این مرا یاد سری فیلمهای John Wick «جان ویک» انداخت که مدام به افسانههای دنیای خودش اضافه میکند تا نشان دهد هنوز لایههای بیشتری برای کاوش وجود دارند. ای کاش بیگانههای فضایی این فیلم هم به همان اندازه جذاب بودند. واقعا شخصیت بیگانهای به یاد ماندنی مثل فیلمهای قبل در اینجا وجود ندارد و برخی از آنها حتی باعث میشوند از فیلم زده شوید، به جز پاونی بادیگارد کوچولو با صدای کمیل نانجیانی (Kumail Nanjiani) که خندهترین دیالوگها متعلق به اوست.

اما باز هم در مرکز این هرجومرج، همسورث و تامپسون قرار دارند که فقط با حضورشان باعث میشوند برخی سکانسهای اکشن فیلم جذابیت بیشتری به خود بگیرند. این مثل استفاده از یک موتور جت در یک تویوتا پریوس است. هردوی این بازیگران کیفیت ستارگی خاصی دارند، که باعث شده از پس هر نقشی به خوبی بربیایند، و هردو خیلی خوب میدانند چطور از این جذابیت به بهترین شکل استفاده کنند. همسورث در نقش مامور H جنبههای عوضی شخصیت ثور را وارد این فیلم کرده، اما لحظات بامزه و جذابی را هم رقم میزند تا از او خوشمان بیاید. تامپسون نقش سختتری دارد؛ مامور M کاملا شایسته و تا حدودی شیفتهی مردان سیاهپوش است. تامپسون این دو ویژگی را با انرژی خالص و جذابی ترکیب کرده است.
نکتهی جالب اینجاست که به لطف ترکیب همسورث + تامپسون + خلق و گسترش دنیای فیلم، با وجود اینکه به صورت کلی از این فیلم خوشم نیامد اما اگر دنبالهای برای آن ساخته شود قطعا آن را تماشا خواهم کرد. قطعا دوست دارم چیزهای بیشتری دربارهی شخصیت ربکا فرگوسن (Rebecca Ferguson) بدانم، یک دلال اسلحهی بین کهکشانی که در اینجا فقط نقش کوتاهی بازی میکند. Men in Black: International خوب است، اما به بهترین شکل از پتانسیلهای این دنیای بین کهکشانی بهره نمیبرد.


