نقد فیلم
نقد و بررسی فیلم Luce: برداشتن لقمهای بزرگتر از دهان!

فیلم Luce «لوس» ساخته ژولیوس اونا (Julius Onah) درامی جاهطلبانه است که ظرفیت درون مایه اصلی خودش را ندارد، جایی که تمام شخصیتها به عنوان داستانی الهام بخش از تحول دیده میشوند: یتیم اهل منطقه جنگی در اریتره (با بازی کلوین هریسون جونیور (Kelvin Harrison Jr)) پس از اینکه توسط زوج آمریکایی (نائومی واتس (Naomi Watts) و تیم راث (Tim Roth)) به سرپرستی گرفته میشود، به یک پسر دبیرستانی جذاب و موفق تبدیل میشود. این فیلم با وجود اینکه مشکلاتی دارد و سعی میکند مسائل زیادی را بررسی کند، اما گام بلندی نسبت به اثر قبلی اونا یعنی The Cloverfield Paradox «پارادوکس کلوورفیلد» است؛ اما مثل همان فیلم، کارگردان در اینجا هم از برخی بازیگران خیلی خوبش به درستی استفاده نکرده است. اگرچه این فیلم در برخی جشنوارهها مورد توجه قرار گرفته، اما در جنبههای مختلفی ضعیف عمل کرده است.
شخصیت اصلی با بازی هریسون در صحنههای ابتدایی، نوعی پاکدامنی اصیل و ساده را به نمایش میگذارد که در آثار داستانی معمولا واقعیت ندارند. او طی سخنرانی خودش در گردهمایی دانشآموزان از کسانی که او را بزرگ کرده و به او درس زندگی دادهاند تشکر میکند، که همگی آنجا حضور دارند. سپس اعضای مدرسه به سمت ایمی و پیتر ادگار رفته و به آنها بابت بزرگ کردن چنین پسر موفقی تبریک میگویند.
البته یکی از معلمان با بقیه متفاوت است: هریت ویلسون با بازی اکتاویا اسپنسر (Octavia Spencer) آنقدر سختگیر است که گاهی به او لقب عوضی میدهند، و همیشه از شاگردانش انتظارات زیادی دارد و انتظارش از کسانی که در گروههای اجتماعی حاشیهای هستند هم بیشتر است. در ادامه داستان متوجه میشویم که او از یک دختر به نام استفانی (با بازی آندرهآ بنگ (Andrea Bang)) که ممکن است مورد تجاوز قرار گرفته باشد به عنوان مثالی در این مورد استفاده میکند که زنان باید روی پای خودشان بایستند و اجازه ندهند دیگران به آنها تعرض کنند.

هریت از ایمی میخواهد او را ملاقات کند و یک راز بزرگ را برای او فاش میکند: هریت که نگران مقالهای بوده که لوس درباره فیلسوف انقلابی فرانتس فانون نوشته، یواشکی کمد لوس را بازرسی کرده است. او در آنجا یک بسته مواد آتشبازی غیرقانونی پیدا کرده که معتقد است شاید نشانه خشونت احتمالی در مدرسه باشد.
اینکه یک معلم بتواند بدون اجازه کمد دانش آموز را بگردد و اخراج نشود (هریت قبلا هم این کار را کرده و همه این را میدانند) کاملا باعث تعجب است، مخصوصا در مدرسهای که بچههای ممتاز در آن درس میخوانند. فیلمنامه در صحنههای بعدی در خانه ادگار به شکل محسوسی کش پیدا میکند، جایی که ایمی و پیتر درباره این اتهامات با هم بحث میکنند، اما چیزی به لوس در این باره نمیگویند – آنها اجازه میدهند رفتار عجیبشان روابط لوس با آنها را مسموم کند اما این مشکل را به شکل اساسی حل نکنند.
همینطور که فیلم باعث میشود سوالات بیشتری در ذهن ما ایجاد شده و دلایلی برای زیر سوال بردن انگیزههای شخصیتها پیدا کنیم، وارد فضایی شبیه فیلم Doubt «تردید» میشود، که در آن یک سوال دروازهای به درام روانشناختی عمیق است. البته فیلم Luce ریشه در نمایشی از جیسی لی (JC Lee) دارد که در نوشتن فیلمنامه هم نقش داشته است. اما به جای اینکه این سوال آزاردهنده را بررسی کند – آیا اختلالات جوانی لوس در حال تبدیل کردن او به یک تروریست هستند یا هریت میخواهد عقده خودش را روی بچههای بیگناه خالی کند؟ – فیلمنامه خیلی زود مسائل و مشکلات دیگری را وارد داستان میکند.

فیلم با معرفی چندین شخصیت دیگر و مشکلات آنها، نه تنها موضوعش درباره نژاد و گناهکار بودن سفیدپوستها را فراموش میکند بلکه رفتار ورزشکاران متجاوز و سکوت در برابر آزار و اذیت؛ مجازات استفاده از مواد مخدر؛ سوءاستفاده از بیماران ذهنی؛ به شک و تردید انداختن دیگران درباره عقلانیت خود؛ سرپرستی نوعدوستانه در برابر غریزه انسان برای به دنیا آوردن فرزند بیولوژیکی خودش و مسائل دیگری را هدف قرار میدهد.
تمام اینها به علاوه استرسی که لوس در این زمینه دارد که همه به عنوان یک الگوی الهام بخش با او رفتار میکنند و نه یک انسان عادی. او چندین بار از دیگران خواهش میکند درباره او صحبت نکنند: “من دوست ندارم الگوی کسی باشم.” اما او در این فیلم دقیقا همین نقش را دارد، یک الگو که دیگران آرزوی رسیدن به موفقیتهای او را دارند.
میان این همه حواس پرتی، کاوش Luce در معمای اصلی خودش هرگز مخاطب را راضی نمیکند viagra cena. اونا و لی مدارک جذابی را افشا کرده و سرنخهای مختلفی را به هم ربط میدهند، اما کارگردان مطمئن نیست از هریسون چه میخواهد. در برخی صحنهها لوس یک شخصیت کلاهبردار به تصویر کشیده میشود که انبوهی از شکایت را زیر یک لبخند پنهان میکند؛ در دیگر صحنهها یک مرد جوان دلسوز را میبینیم که تلاش میکند در حد انتظارات دیگران ظاهر شود. نمایش مدارک مبهم و دوپهلو به مخاطب شاید جالب باشد، اما انگار خود فیلم هم نمیداند پشت پرده چه خبر است. لوس شخصیت اصلی داستان همچنان ناشناخته باقی مانده و فیلم Luce به یک فرصت از دست رفته تبدیل میشود.

