انتخاب سردبیرنقد فیلم
نقد و بررسی فیلم Good Boys: کمدی نوجوانانهای زننده با مقدار مناسبی احساسات | جشنواره SXSW

من عاشق فیلمهای دربارهی بلوغ (coming of age) خوب هستم، و منظورم فیلمهای دربارهی بلوغ واقعی است، نه فیلمی که در آن جوانان ۲۰ و چندسالهی جذاب نقش نوجوانانی را بازی میکنند که برای اولین بار عاشق یکدیگر شدهاند. منظورم فیلمهایی است که در آنها بچههای کوچک وارد اولین مرحلهی بلوغ در زندگی خودشان میشوند. منظور من فیلمهایی مثل Stand By Me «کنار من بمان»، Bridge to Terabithia «پلی به سوی ترابیتیا»، My Girl و The 400 Blows «چهارصد ضربه» و جدیدترین آنها یعنی Eighth Grade «کلاس هشتم» است. شاید آن مرحلهی تغییر از کودک به نوجوان زمانی است که بسیاری از ما متوجه میشویم میخواهیم در آینده چکار کنیم و اینکه آن دوران برای ما نوستالژی خاصی دارد، اما به هرحال نمایش این دوران در یک فیلم خیلی جذاب و تماشایی است.
من همچنین عاشق کمدیهای زننده ریت R هستم. من هر فیلمی که برای خنداندن مخاطب محدودیتها را کنار میزند مورد تحسین قرار میدهم، چه بیادبانه این کار را بکند یا خیر. و اگرچه هردوی این زیرژانرها را دوست دارم، اما تاکنون به ترکیبی از این دو فکر نکرده بودم. اما به لطف کمپانی پوینت گری پیکچرز متعلق به سث روگن (Seth Rogen) و ایوان گلدبرگ (Evan Goldberg)، حالا فیلم Good Boys «پسران خوب» به عنوان ترکیبی از این دو زیرژانر ساخته شده و نتیجهی آن هم چیزی غیرمنتظره است.
بله، در این فیلم جیکوب ترمبلی (Jacob Tremblay) پسر محبوب آمریکا در حال تمرین بوسیدن روی چیزی است که فکر میکند آدمک احیای قلبی پدرش است (اما نیست). بله، در این فیلم از وسایلی عجیب و غریب (!) به جای نانچیکو استفاده میشود. همهی اینها درست است، اما وقتی گروه سه نفرهای از نوجوانان در مقابل گروهی از جوانانی که قبلا در چنین فیلمهایی آنها را به عنوان نوجوان دیده بودیم قرار میگیرند اتفاقات جالبی رخ میدهد. معصومیتی در شوخیهای زنندهی فیلم وجود دارد که اگر پسرهای جوان نقشهای اصلی فیلم را بازی میکردند نمیشد آن را احساس کرد.

فیلم Good Boys شباهتهای زیادی به فیلم کمدی Superbad «خیلی بد» دارد، اما تمام این شباهتها با تمرکز فیلم روی بچهها تغییر کردهاند. برای مثال، انتظار دارید اختلافاتی بین این گروه دوستانه وجود داشته باشد، کینهای که آنها را از هم دور میکند. و در این فیلم شاهد این قضیه هستیم، اما به جای لجبازی مردانهی همیشگی که وقتی نوجوانها با هم درگیر میشوند به وجود میآید، اینجا با حضور بچهها شاهد چیز متفاوتی هستیم. در این سن، آنها همه چیز را ۱۰۰٪ خالصانه احساس میکنند و حفاظهای احساسی آنها هنوز راه نیفتادهاند. دعوای آنها در اینجا شاید پر از احساس حسادت و استرس حذف شدن از گروه باشد، اما جذابیت اصلی ناشی از یک خوب و مثبت بودن خاص است. یکی از بچهها احساس میکند دوستش از تمام پتانسیل خودش استفاده نمیکند، و آن زندگی که خودش میخواهد را انکار میکند تا بیشتر مطابق هنجارهای جامعه باشد.
این مثبت بودن کل فیلم را تحت تاثیر قرار داده است. این یک کمدی زننده است که سه پسر نقش اصلی آن حتی تحمل بوسیدن یک دختر را ندارند. اگر فیلم Blockers «بازدارندگان» پیشرفتی در کمدی زناشویی بود، به نظرم Good Boys پیشرفتی در کمدی پیش از زناشویی است. در این فیلم هیچکس قصد برقراری ارتباط با دیگران را ندارد. ترمبلی اولین عضو گروهش است که نسبت به دختران احساساتی دارد، اما مثل دیگر جنبههای فیلم، این ابراز احساسات کاملا معصومانه است. او آرزو دارد بتواند کسی را ببوسد. خیلی مهم است که لحنی که در اینجا وجود دارد میتوانست وارد محدودهی جبرانناپذیر چندشآور بودن شود. خوشبختانه لی آیزنبرگ (Lee Eisenberg) نویسنده و جین استوپینسکی (Gene Stupnitsky) نویسنده و کارگردان فیلم میدانستهاند چطور بین شوخیهای بزرگسالانه و ابراز احساسات خالصانه تعادل برقرار کنند، و نتیجهی این کار فیلمی پر از فحش و بددهنی به همراه احساسات جذاب و شوکه کننده است.
این سه بچه کنار هم عالی هستند. مکس با بازی جیکوب ترمبلی، پسری دوستداشتنی با هیولایی هورمونی که درونش در حال رشد کردن است؛ ثور با بازی بریدی نون (Brady Noon)، عضو غیرقابل کنترل گروه با تمایل زیادی برای عملگرا بودن؛ و لوکاس با بازی کیث ال ویلیامز (Keith L. Williams)، عضو حیران و سرگشتهی گروه که انگار از نظر فیزیکی قادر نیست دروغ بگوید.

ترمبلی اثبات میکند در کمدیهای احمقانه عالی است و امیدوارم باز هم در چنین فیلمهایی حضور داشته باشد. همچنین امیدوارم آیندهی خوبی در انتظار بریدی نون و کیث ویلیامز باشد. هردوی آنها بامزه هستند و در این فیلم از تمام وجود خود مایه میگذارند. دینامیک بین آنها به اندازهی دینامیک بین جونا هیل (Jonah Hill) و مایکل سرا (Michael Cera) در فیلم Superbad قوی است، با وجود اینکه Good Boys نسبت به Superbad فیلم ضعیفتری است. در بخش اول فیلم توجه من به مشکلاتی در تدوین جلب شد. بعضی از بخشهای فیلم با هم همخوانی نداشتند و ریتم فیلم کمی غیرموزون به نظر میآمد، مثل اینکه بخشهایی از فیلم گم شدهاند و آنها سعی کردهاند توجهی به آن نکنند. البته این بخشها خیلی مهم نیستند، اما چیزی بود که نظر مرا به خودش جلب کرد.
البته این مشکل بزرگی برای Good Boys نیست. اتفاقا این باعث میشود این فیلم به چیزی شبیه سبک کمدی جود آپاتویی (Judd Apatow) تبدیل شود. میدانیم که آنها شوخیهای مختلف و نسخههای متفاوتی از سکانسها فیلمبرداری کردهاند، و انتخاب لحظهای خوب گاهی اوقات باعث میشود کلیت فیلم کمی ناهماهنگ شود. نکتهی مهم این نیست که پس از تغییر دوربین، یکی از بازیگران در نمای جدید در جایگاهی که در نمای قبلی بود حضور ندارد. نکتهی مهم این است که شوخیها خندهدار و بامزه هستند و اینکه شخصیتها برای ما اهمیت دارند.
خلاصه اینکه، اگر فیلمی احساسی دربارهی دوستی که شامل فحش دادن بچهها میشود برای شما جالب و جذاب است، پس فیلم Good Boys آن چیزی است که به دنبالش هستید.

