نقد فیلم

نقد و بررسی فیلم Aladdin: ای کاش این فیلم بهتر از این‌ها بود!

پس از کسب موفقیتی شگفت‌انگیز با اقتباس‌های لایواکشن Cinderella «سیندرلا» و The Jungle Book «کتاب جنگل»، دیزنی حالا با فیلم‌ Aladdin «علاءالدین» به مشکل خورده است. این فیلم اقتباسی از یک انیمیشن کلاسیک موفق در عصر طلایی دوم دیزنی است، و تبدیل آن به فیلم لایواکشن سود زیادی را به سمت دیزنی سرازیر می‌کند. اما وقتی انیمیشن اصلی آن‌قدر عالی بوده معلوم نیست چرا باید نسخه‌ی لایواکشن آن ساخته شود، که پاسخ آن هم احتمالا این باشد: خب این فیلم لزوما بهتر از انیمیشن نیست، اما جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری پرهزینه و حداقل یک ترانه‌ی جدید دارد. همچنین انتقادات زیاد نسبت به تریلرهای فیلم برای آغاز به کار آن خوب نیستند، و این در فیلمی مثل Aladdin که قطعا یک فاجعه نیست اما همچنین خیلی فیلم پرقدرتی هم نیست کاملا مشخص است. ترانه‌ها تنظیم جدیدی دارند که به خوبی ترانه‌های انیمیشن اصلی نیستند، فیلم ۳۸ دقیقه طولانی‌تر است اما مقدار کمی از آن پیشرفت به حساب می‌آید، و آن‌قدری جادو در این فیلم وجود ندارد که باعث شده بود انیمیشن اصلی به محبوبیت برسد. این فقط حاصل تلاش دیزنی برای پول پارو کردن از بازسازی یک محصول خودش است که امید دارد مخاطبان به جای اینکه در خانه بنشینند و انیمیشن اصلی را تماشا کنند، برای تماشای این فیلم به سینماها می‌روند.

نقاط مهم و اصلی داستان همچنان مثل قبل هستند: علاءالدین (با بازی مینا مسعود (Mena Massoud)) یک دزد خیابانی است که وقتی شاهدخت یاسمین (با بازی نیومی اسکات (Naomi Scott)) با لباس مبدل در خیابان‌های عقربه پرسه می‌زند با او روبرو می‌شود. وقتی علاءالدین می‌خواهد به او ابراز علاقه کند، توسط وزیر بدنام جعفر (با بازی مروان کنزاری (Marwan Kenzari)) دستگیر شده و در ازای آزادی و مقدار زیادی پول، موافقت می‌کند چراغی را از غار عجایب برای جعفر بیاورد. وقتی جعفر به او خیانت می‌کند، علاءالدین موفق می‌شود چراغ را از او بدزدد و سپس متوجه می‌شود درون آن یک غول چراغ جادو (با بازی ویل اسمیت (Will Smith)) وجود دارد که سه آرزوی او را برآورده می‌کند. علاءالدین که می‌داند یاسمین فقط می‌تواند با یک شاهزاده ازدواج کند، آرزو می‌کند شاهزاده شود، اما ارزش خودش بودن را متوجه می‌شود. نسخه‌ی لایواکشن سپس تلاش می‌کند داستان را با حرف زدن شخصیت‌ها درباره‌ی انگیزه‌هایشان گسترش دهد، مثل یاسمین که می‌خواهد سلطان شود اما نمی‌تواند چون قانون این اجازه را به او نمی‌دهد، و جعفر که به همه نشان می‌دهد عقده‌ی حقارت و کوچک شمرده شدن دارد.

یک سوم ابتدایی Aladdin واقعا لنگ می‌زند مخصوصا وقتی ترانه‌ای مثل One Jump Ahead هم آن جذابیت لازم را برای مخاطب ندارد، حتی با اینکه حین آن علاءالدین کل عقربه را با پارکور طی می‌کند. زمانی که علاءالدین با غول چراغ جادو ملاقات می‌کند فیلم ریتم خودش را پیدا می‌کند، و آن ریتم این است که «چه می‌شد اگر شخصیت هیچ از فیلم Hitch «هیچ» (با بازی ویل اسمیت) جادوگری بلد بود؟» علاءالدین آدم دست‌وپا چلفتی‌ای است که طرز برخورد با زنان زیبا را بلد نیست، و در این زمینه از همکار جادوگرش کمک می‌گیرد. این به طرز شگفت‌آوری موفق عمل می‌کند و باعث می‌شود فیلم لایواکشن Aladdin هویت مخصوص خودش را به دست آورد.

نکته‌ی شگفت‌انگیزتر نحوه‌ی استفاده‌ی درست از غول چراغ جادو است. بله نسخه‌ی آبی و کامپیوتری این شخصیت ظاهر جالبی ندارد. او لاستیکی و غیرطبیعی و کارتونی به نظر می‌آید که اصلا جذاب و دلگرم کننده نیست. و این باعث تاسف است چون شخصیت واقعی غول چراغ جادو کار غیرممکنی را ممکن کرده و زندگی جدیدی به این شخصیت فراتر از صدای فراموش نشدنی رابین ویلیامز (Robin Williams) می‌بخشد. غول چراغ جادو در انیمیشن خود واقعی ویلیامز است، و آن‌ها موفق شده‌اند آن انرژی عالی را تحت کنترل درآورده و آن را توسط اسمیت به نمایش بگذارند تا او امضای خودش را پای این شخصیت بزند.

با اینکه Aladdin موفق می‌شود رویکرد جدیدی نسبت به غول چراغ جادو داشته باشد، بقیه‌ی فیلم آن‌قدر موفق ظاهر نمی‌شود. نقش‌آفرینی بقیه‌ی بازیگران تا حد زیادی خوب است، اما هیچکس عالی عمل نمی‌کند. گاهی اوقات به نظر می‌آید در حال تماشای یک فیلم ساخته‌ی شبکه‌ی تلویزیونی دیزنی هستیم که هیچکدام از بازیگرانش نمی‌دانند چطور بازی خود را هدایت کنند. آیا این فیلمی برای بچه‌های جوان است، یا برای بزرگسالانی که وقتی بچه بودند انیمیشن اصلی را دیده بودند؟ با وجود انرژی زیادی که در فیلم‌های قبلی گای ریچی (Guy Ritchie) دیده بودیم، اما فیلم Aladdin او خیلی محدود و بی‌حال است، پس حتی وقتی ترانه‌ای مثل شاهزاده علی (Prince Ali) دارید که روی پرده‌ی آیمکس خیلی بزرگ و رنگارنگ است، ساخت و اجرای آن ترانه همچنان کوچک و کم‌ارزش به نظر می‌آید.

وقتی فیلم لنگ لنگان وارد یک سوم پایانی می‌شود، کاملا احساس می‌کنید چقدر نسبت به ابتدای خودش افت کرده است. یاسمین ترانه‌ی جدیدی به نام Speechless «مبهوت» دارد، اما به طرز مسخره‌ای در نقطه اوج یک سوم میانی قرار گرفته، انگار آن‌ها مطمئن نبوده‌اند باید این ترانه را کجای فیلم قرار دهند. و همچنین لحظات مسخره و بدی در فیلم وجود دارند که در آن‌ شخصیت‌ها درباره‌ی وفاداری شخصیت‌ مکمل بی‌اهمیت حکیم، رئیس گارد سلطان صحبت می‌کنند، که فیلم را تا حد زیادی کُند می‌کند. برای فیلمی که باید به بانشاطی و جذابیت غول چراغ جادو باشد، این انرژی اصلا در بقیه‌ی بخش‌های فیلم احساس نمی‌شود، مخصوصا وقتی اسمیت در صحنه حاضر نباشد.

به دلیل علاقه‌ی زیادی که به نسخه‌ی انیمیشنی Aladdin دارم، امیدوار بودم نسخه‌ی لایواکشن خاطره‌ی ما را از آن فیلم کلاسیک خراب نکند. این را درک می‌کنم که فیلمسازان نمی‌خواهند یک کپی برابر اصل از آن فیلم‌های انیمیشنی اصلی بسازند. اما نکته‌ی تاسف‌بار این است که لحظات آشکاری در فیلم وجود دارند که سازندگان رویکرد جدیدی به داستان پیدا کرده‌اند و سپس فیلم به دلیل توضیح بیش از حد انگیزه‌های شخصیت‌ها یا تلاش بیهوده برای اضافه کردن عناصر اضافی به داستان دوباره با مشکل مواجه می‌شود و زمین می‌خورد. Aladdin به عنوان محصولی که دیزنی به راحتی می‌تواند از آن پول دربیاورد کاملا موفق است، اما به عنوان یک اقتباس فاخر از یک انیمیشن کلاسیک یا حتی یک فیلم خانوادگی شایسته، اصلا موفق ظاهر نمی‌شود.

 

7.5

7.5

7.5
برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن