نقد فیلم
نقد و بررسی فیلم برادران سیسترز (The Sisters Brothers)

این فیلم با عنوان جالب برادران سیسترز (The Sisters Brothers) به نظر نسخه اصلاح شدهی فیلم های وسترن دهه ۷۰ است. اینکه مخاطبان ۴۰ سال آینده درباره این فیلم چه نظری دارند بحث دیگری است. «برادران سیسترز»، اولین فیلم انگلیسی زبان کارگردان ماجراجوی فرانسوی ژاک اودیار (Jacques Audiard کارگران فیلم های یک پیامبر(A Prophet)، زنگار و استخوان (Rust and Bone)) اثری لذتبخش است، به شکلی که به کوچک ترین جزییات هم توجه کرده است. گروه بازیگری تمام عیار، به رهبری جان سی ریلی (John C. Reilly) در نقشی که کل دوران حرفه ای خودش منتظر آن بوده، به «برادران سیسترز» اعتباری بخشیده که در سینماها به شدت به نفع فیلم خواهد بود.
مانند خیلی از فیلم های وسترن کلاسیک، این فیلم هم داستان تعقیب، صبر و سفری طولانی با تهدیدهای آشنا و ناشناخته است. البته در فیلم خون هم به پا خواهد شد، و همچنین مباحث بخت برگشتگی و شانس و جرات نیز وجود دارند.
«برادران سیسترز» همه مسائل بالا را دربر دارد، به علاوهی کنجکاوی فیلمسازی که شوق و ذوق زیادی در کاوش کشوری دارد که خیلی شبیه کشور خودش، اما از آن دور است.

برای اودیار که معمولا به ژانر خودش وفادار است، خیلی جالب است که می تواند از پس ساخت یک فیلم کلاسیک هم بربیاید. اودیار، «برادران سیسترز» را براساس رمانی به همین نام نوشته Patrick deWitt ساخته، و آن قدر این داستان را جذاب روایت می کند که گویا خودش دنیای آن را خلق کرده است. با اشاره به فیلم های وسترن خلاقانه ای مثل مککیب و خانم میلر (McCabe & Mrs. Miller) و بد کمپانی (Bad Company)، می توان اشتیاق فیلمساز به ایجاد ارتباط با وسترن های قدیمی از طریق گذرگاه سینما را متوجه شد. این فیلم ها معمولا مورد توجه عموم مردم قرار نمی گیرند، حتی با اینکه می توان از تماشای آن ها لذت برد.
مانند بیشتر فیلم های وسترن، داستان این فیلم هم ساده است: یک آدم کله گنده به نام The Commodor (با بازی روتخر هاور (Rutger Hauer)) می خواهد یک بیگانه مکتشف به نام Hermann Kermit Warm (با بازی ریز احمد (Riz Ahmed)) را به دلیل دزدی بکشد. او برای این کار از برادران قاتل Eli و Charlie Sisters (با بازی ریلی (Reilly) و خواکین فینیکس (Joaquin Phoenix)) درخواست کمک می کند.

Warm از این خطر آگاه شده و تحت حمایت کارآگاه John Morris (با بازی جیک جیلنهال (Jake Gyllenhal)) قرار می گیرد، و باعث ایجاد تعقیب و گریزی چند کیلومتری می شود. چنین داستانی بهانهی خوبی برای استفاده از سرزمین های بکر زیادی است، همان چیزی که یک فیلم وسترن به آن احتیاج دارد، به طوری که این فیلم، تب طلا را از جنگل های اورگن تا سواحل کالیفرنیا و درنهایت سان فرانسیسکو دنبال می کند.
دو جبهه مخالف در فیلم، خیلی با هم فرق دارند. Warm تازه پایش به غرب باز شده و یک مکتشف اهل خاورمیانه و در واقع یک دندانپزشک است. در حالی که Morris به طرز عجیبی سخنور است، که احتمالا به خاطر آموزش بیش از اندازه باشد. برادران سیسترز از سطوح پایین تر جامعه هستند، افرادی تندخو و سرخورده که عاشق خوش گذرانی هستند.
فیلم در یک ساعت ابتدایی خیلی متوسط عمل می کند، که البته با مناظر دلپذیری از لوکیشن های مختلف و واکنش های دو طرف قضیه نسبت به یکدیگر همراه است. برخلاف خیلی از وسترن های قدیمی، شخصیت های اصلی فیلم، مرد عمل نیستند؛ آن ها طرز فکر خاصی دارند و حتی برخی از آن ها در سخنوری هم ماهرند، که نشان از هوش بالای نویسندگان در خلق این شخصیت ها دارد.

مشخص نیست این تعقیب می خواهد چقدر طول بکشد، اما در میانهی فیلم، برادران سیسترز به اقیانوس رسیده و سپس در دوره جنون و شکوه تب طلا به سان فرانسیسکو می رسند. وقتی آن ها به یک هتل پرزرق و برق می روند، یکی از برادران می گوید: اینجا مثل بهشته!
در اینجاست که برادران و فیلم یک چرخش سرنوشت ساز دارند، جایی که Eli پیشنهاد می دهد دیگر برای Commodore کار نکنند، و اینکه خودشان دو نفر خیلی بهتر از عهده کارها برمی آیند. او به برادرش می گوید: “ما شانس اینو داریم که از این قضیه خودمونو بیرون بکشیم” که همین اختلاف نظر باعث ایجاد خشونت در فیلم می شود. نتیجه این قضیه، ناامید کننده و در عین حال راضی کننده است.
ریلی گسترده ترین شخصیت فیلم را در اختیار دارد و خیلی هم خوب از پس آن برمی آید، و به آن رگه هایی از خشونت و تندخویی را وارد می کند. فینیکس یک برادر مشتاق اما کمی متظاهر را ارائه می کند که به دلیل کوچک بودن از نظر سنی، مجبور است به حرف برادر بزرگترش گوش کند. در حالی که جیلنهال و احمد با وجود جذابیت، نسبت به برادران سیسترز کمتر مورد توجه قرار می گیرند.
از نظر ظاهری، فیلم اثر خوبی است، با هنرنمایی Michel Barthelemy طراح تولید و Milena Canonero طراح لباس که عناصر پرجزییاتی در فیلم به وجود آورده اند. و موسیقی متن Alexandre Desplat نیز گل سرسبد فیلم است.

