نقد سریال
نقد و بررسی فصل دوم سریال The Chilling Adventures of Sabrina: بازگشتی نسبتا جادویی

فصل اول سریال The Chilling Adventures of Sabrina «ماجراجوییهای هراسانگیز سابرینا» محصول نتفلیکس داستان نبرد قدیمی خیر و شر را بررسی کرد. سابرینا اسپلمن (با بازی کرنان شیپکا (Kiernan Shipka)) به عنوان یک نیمهجادوگر کشمکش بین دنیای فانی و ماورایی را به نمایش میگذاشت. بنابراین سریال با تصمیم او برای اینکه غسل تعمید تاریک را انجام دهد یا خیر آغاز شد، یکی از اعمال مذهبی معکوس که سریال آن را برای خلق کلیسای شب خودش انجام میدهد. اما بیشتر تنش و شوخیهای اپیزودهای اول از کشمکش سابرینا بین این دو دنیا به وجود آمد: دوستان فانی او در مقابل خانوادهی جادوگرش، و مسیر روشنایی و غسل تعمید مسیحی او در برابر مسیر تاریکی و تصمیم برای تبدیل شدن به بردهی شیطان. سابرینا در نهایت گزینهی دوم را انتخاب کرد، و پیوستن به دنیای جادوگری را سرنوشت خودش و به عنوان روشی برای کمک به دوستان و خانوادهاش در نظر گرفت. پیامدهای آن کار برای سریال هنوز مشخص نیست.
تصمیم سابرینا برای پیروی از کلیسای شب خیلی زود یکی از قویترین جنبههای دوگانگی سریال را از بین برد. حالا سابرینا در فصل دوم کاملا زندگی فانی و میل خودش برای کمک به دیگران را رها کرده است. پنج اپیزود اول که در اختیار منتقدان قرار گرفتهاند چرخهی تعهد خطرناک سابرینا به جادویی که نمیتواند آن را کنترل کند را میشکند، اما به نظر میآید او شایستگی سواد جادوگریای که به دست آورده را ندارد. مثل خیلی از سریالهای نوجوانانه، The Chilling Adventures of Sabrina دچار این اشتباه میشود که هرگز دانشآموزان را در حال یادگیری چیزی نشان نمیدهد. وقتی او خودش را برای جایگاه افتخاری بهترین شاگرد جلو میاندازد تا مزیت جنسیتی آکادمی را به چالش میکشد، اصلا قابل باور نیست. نه به این دلیل که انگیزهی او خوب و درست است، بلکه چون او شایستهی حضور در چنین جایگاهی نیست و فقط همیشه میخواهد به دیگران بگوید او سابرینا اسپلمن، دختر کشیش اعظم سابق است.

پیشرفت شخصیتی فصل اول دیگر در این فصل دیده نمیشود، جایی که اپیزودی با حضور یک شیطان خیالی منجر به آشکارسازی مهمی دربارهی روابط بین شخصیتها میشد (مخصوصا بین زلدا با بازی میراندا اتو (Miranda Otto) و هیلدا با بازی لوسی دیویس (Lucy Davis)). کشمکشهایی که در آن کارهای تکاندهندهی سابرینا منجر به اشتباهات بزرگی میشد، پیامدهای مهمی داشت که طی اپیزودهای بعدی هم آثار آن مشاهده میشد. حالا این آشکارسازیها خیلی زود لو میروند، یا معرفی شده و خیلی زود رها میشوند. برای مثال، هیلدا بالاخره راز دکتر سی (با بازی الساندرو جولیانی (Alessandro Juliani)) را میفهمد – که بینندگان آن را در فصل اول متوجه شدند – اما خیلی ساده بیان میشود و سپس دیگر اثری از آن راز دیده نمیشود. در جایی دیگر، سوزی (با بازی لاشلان واتسون (Lachlan Watson)) که در این فصل متحمل دگرگونی شخصیتی مهمی میشود، تلاش میکند وارد تیم بسکتبال پسران شود اما شکست بدی میخورد تا اینکه سابرینا طلسمی انجام میدهد تا توپهای او وارد سبد شوند. سوزی بدون سابرینا یک بسکتبالیست افتضاح است، اما در صحنههای بعدی شاهد اشاراتی به ستاره شدن ناگهانی او دیده میشود. در مورد سابرینا، اشارهی جالبی به این نکته میشود که او فکر میکند ذات شیطانیاش واگیردار است، اما در آینده به این مسئلهی اخلاقی اشارهای نمیشود.
شبیه اپیزود مخصوص کریسمس این سریال به نام A Mid-Winter’s Tale، اپیزودهای فصل دوم همچنان دنیای جادویی جذاب و خاصی برای ما فراهم میکنند، اما دنیایی که در آن ضربانهای داستانی خیلی عجولانه و آشفته به نظر میآیند. سابرینا به رفاقت پیچیدهاش با هاروی (با بازی راس لینچ (Ross Lynch)) ادامه میدهد، اما شدیدا شیفتهی نیک اسکرچ (با بازی گوین لدروود (Gavin Leatherwood)) میشود. اما نیک برای تبدیل شدن به یک شخصیت سهبُعدی تقلا میکند، در حالی که پرودنس (با بازی تاتی گابریل (Tati Gabrielle)) نیز به همین شکل از تناقضاتی شخصیتی رنج میبرد.

یکی از بهترین شخصیتهای سریال یعنی مری واردول (با بازی میشل گومز (Michelle Gomez)) ملقب به خانم شیطان یا لیلیث نیز در این فصل کار زیادی برای انجام دادن ندارد چون سابرینا حالا به آکادمی پناه برده است. این به دلایل زیادی باعث تاسف است، که یکی از دلایلش این است که شخصیت او چرخش کاملی در رابطهاش با سابرینا داشته است. واردول در فصل اول به نوعی مربی سابرینا بود، که به عنوان بخشی از نقشهی شیطان برای سابرینا، او را به سمت مسیر تاریکی هدایت میکرد. اما واردول حالا میداند شیطان برای سابرینا نقشههای مهم و بزرگی دارد، نقشههایی که ممکن است جایگاه او در کنار ارباب تاریکی را تهدید کند. به همین دلیل، واردول سابرینا را به پذیرفتن مسیر روشنایی و نپذیرفتن دعوت ارباب تاریکی تشویق میکند، که این کار مبارزهطلبی سابرینا در فصل اول را بیاثر میکند. این باید خط داستانی بامزه و جالبی باشد، اما توجه یا زمان مناسبی به آن اختصاص داده نمیشود، و به جای اینکه جایگاه واردول به عنوان مدیر جدید Baxter High مورد بررسی قرار بگیرد او به سمت داستانی عاشقانه کشیده میشود. مخصوصا وقتی نوبت به استفادهی گاه به گاه از جادو میرسد – چیزی که سریال تقربیا آن را رها کرده است.
در این فصل واقعا هیچ چیزی به شکل مناسبی بررسی نمیشود، که شامل کشمکش اصلی سابرینا به منظور برقراری تعادل بین دو ذات متفاوت خودش میشود. این باز هم باعث میشود فصل جدید کمی آشفته به نظر بیاید. دنیایی که این سریال خلق کرده ارزش تماشا کردن دارد، و بازیگران عالی سریال باعث شدهاند پتانسیلهای نامحدودی در داستان وجود داشته باشند. اما این بار، این پتانسیل خیلی توخالی به نظر میآید. این کاملا باعث تاسف است چون The Chilling Adventures of Sabrina همیشه سریالی بوده که زنان را قدرتمند نشان داده، که شاید دلیل اصلی آن داشتن شخصیتهای زن متنوع باشد. و در حالی که تفسیرهای مربوط به جنسیت در فصل جدید وجود دارند (شامل زلدا که جاهطلبی خودش را به منظور کسب قدرت بیشتر در آینده کنار میگذارد که البته این کارش نتیجهی منفی میدهد)، اما این تفسیرها مرتبط با یکدیگر به نظر نمیآیند. در ابتدای مسیر ماموریت سابرینا برای تبدیل شدن به بهترین شاگرد کلاس، خواهران عجیب به او کمک میکنند. شکل گرفتن انجمن خواهری بین آنها جالب است، مخصوصا چون سابرینا همیشه رابطهی پرتنشی با آنها داشته است. و با این حال، این جنبه تلاش سابرینا برای به دست آوردن جایگاه بهترین شاگرد را تضعیف میکند، و نشان میدهد او لیاقت این جایگاه را ندارد.

حتی در اپیزودی که تمرکزش روی یک فالگیر در حال عبور از شهر است که به شخصیتهای اصلی پیامد کارهای آنها را نشان میدهد، این اپیزود مثل تقلیدی ضعیف از اپیزود شیطان خیالی در فصل اول است. The Chilling Adventures of Sabrina هنوز به جایگاهی نرسیده تا اجازه داشته باشد خودش را تقلید و تکرار کند، اما به نظر میآید در این مسیر قرار گرفته است. به علاوه، یکپارچهسازی افراد فانی با جادوگران – کاری که ادوارد اسپلمن قصد انجام آن را داشت – چیزی نیست که سریال بتواند از آن به خوبی بهره ببرد. سابرینا خیلی کمتر دوستان قدیمی خودش را میبیند، و به جای آن هیلدا اطلاعاتی دربارهی دوستانش در اختیار او قرار میدهد. اما حتی دگرگونیهای مذهبی که فصل اول را تسخیر کرده بودند حالا جذابیت کمتری دارند چون دیگر چیزی برای دگرگونی وجود ندارد؛ حالا کل داستان شیطانی شده، و خود شیطان به صورت متوالی به شکل ترکیبی از انسان و بز در سریال ظاهر میشود. این دیگر یک افسانهی عجیب و جذاب نیست، بلکه داستانی گوتیک است که در داستانی شیطانی غرق شده است.
مدت زمان زیاد اپیزودها (مخصوصا آنهایی که از یک ساعت هم بیشتر میشوند) هم به The Chilling Adventures of Sabrina کمکی نمیکند. البته در این سریال احساس بیهدفی بیشتر از توخالی بودن حس میشود. The Chilling Adventures of Sabrina ممکن است مجموعهای از داستانها با حضور شیاطین باشد، اما ارتباطی جامع و کامل بین آنها وجود ندارد. خود سابرینا هم در فصل جدید ماجراجویی خاصی ندارد، چه برسد به اینکه این ماجراجویی هراسانگیز هم باشد. جایی در امتداد مسیر تاریکی، سریال هم راه خودش را گم کرده و به سمت یک تاریکی نامشخص منحرف شده است.
تمام اپیزودهای فصل دوم سریال The Chilling Adventures of Sabrina در تاریخ ۵ آوریل (۱۶ فروردین) از شبکه نتفلیکس پخش خواهند شد.



انقدم بد نبود بابا من عاشق فصل اول و دوم شدم ولی فصل سوم به اندازه اونا جذابیت نداشت