نقد سریال
نقد و بررسی سریال NOS4A2: گم شدن ماشینی ترسناک در جادهای جادویی

به محض اینکه متوجه میشوید چطور عنوان سریال NOS4A2 «نوسفراتو» را بخوانید، شاید انتظار داستانی خونآشامی از این سریال ترسناک جدید شبکهی AMC داشته باشید. البته نوعی از خونآشام در سریال وجود دارد، اما این سریال جدید براساس رمانی به همین نام نوشتهی جو هیل (Joe Hill) از خطوط داستانی کلاسیک و هیولاهای آشنای این ژانر دوری میکند، و به جای آن مردی فناناپذیر به نام چارلی منکس (با بازی زکری کینتو (Zachary Quinto)) را به ما معرفی میکند که از روح بچههای جوان تغذیه میکند و پوستهی روح آنها را در دهکدهی کریسمسی وحشتناکی به نام کریسمسلند رها میکند. قطعا او مثل دیگر خونآشامها نیست!
این داستان غیرعادی و متفاوت در این ژانر نشان از قدرت هیل به عنوان یک نویسندهی ژانر وحشت دارد، و این اصلا باعث تعجب نیست. به هر حال، هیل به عنوان پسر استفن کینگ (Stephen King) تجربهی درس گرفتن از بهترین نویسندهی این ژانر را در زندگی داشته است. اما هیل از خیلی وقت پیش خودش را به عنوان یکی از بهترین نویسندگان این ژانر به همگان اثبات کرده، و رمان NOS4A2 از نظر عدهی زیادی بهترین اثر او تاکنون بوده است. همین باعث میشود سریال اقتباسی شبکهی AMC در خوب نمایش دادن داستان رمان خوب عمل نکند. مقدار زیادی از جادوی تاریک هیل و لحظاتی مخاطره آمیز همچنان در سریال وجود دارند، اما بیشتر مواقع در لحظات راکد و ساکن داستان گم میشوند.

مانند کتاب، عنوان NOS4A2 به خودروی رولز رویس ریس ۱۹۳۸ چارلی منکس اشاره میکند، خودرویی که او در آن وعدههای تغذیهی انسانی خودش را جابجا میکند. در نهایت، این خودرو و کارهای بیرحمانهی چارلی مورد توجه ویک مککویین (با بازی اشلی کامینگز (Ashleigh Cummings)) دختر نوجوانی از قشر کارگر قرار میگیرد که در شهری کوچک در ماساچوست زندگی کرده و قدرت پیدا کردن اشیای گمشده را دارد. در قسمت ابتدایی، ویک را میبینیم که از دعوای خانوادگی در خانه فرار میکند، جایی که پدر الکلی و مادر بداخلاقش مدام در حال دعوا هستند، و او با پل شورتوی که خیلی وقت پیش تخریب شده روبرو میشود. خیلی زود، ویک متوجه میشود وقتی سوار دوچرخه شده و به سمت جادهای که باید خراب شده باشد میرود، مثل یک پورتال عمل کرده و او را دقیقا به سمت اشیای گمشدهای میبرد که او به دنبال آنهاست – و این شامل بچههای گمشده هم میشود، حقیقتی که باعث میشود ویک ارتباط ذهنی خطرناکی با چارلی منکس خونخوار برقرار کند.
جایی که رمان هیل داستان بچگی ویک تا بزرگسالیاش به عنوان یک مادر را روایت میکند، سریال ساخته شده توسط جیمی اوبرایان (Jami O’Brien) داستان را ساده کرده، و فقط سالهای نوجوانی ویک و تمام خطوط داستانی اجتماعی و خانوادگی که همراه آن هستند را به نمایش میگذارد. این تصمیم قابل درکی برای نحوهی روایت داستان با توجه به فرمت تلویزیونی است، اما نمیتوان انکار کرد این باعث میشود داستان از بافت غنی و ظریفتری محروم شود. متاسفانه، این همچنین سریال را به داستان نوجوانانهی آشنایی تبدیل میکند، از تلاشهای ویک برای رفتن به دانشگاه تا مثلث عشقی بین او و دو تا از همکلاسیهای خودش. وقتی یک قاتل بچهی خونآشام در داستان حضور دارد نمیتوان به چنین مسائل پیشپا افتادهای توجه کرد.

بخشهای خانگی داستان ویک، اگرچه به جذابیت جنبهی ماورایی داستان نیستند اما بهتر از آن مثلث عشقی هستند، که با هنرنماییهای قدرتمندی توسط بازیگران نقش والدین همراه شده است. ابن ماس بچراک (Ebon Moss-Bachrach) بازیگر سریال The Punisher «مجازاتگر» خیلی خوب نقش پدری با انگیزههای خوب اما غیرقابل اعتماد را بازی میکند و در نقش پدر ناامیدکننده عالی عمل کرده است. ویرجینیا کول (Virginia Kull) بازیگر سریال Sneaky Pete «پیت موذی» شخصیت خستهکنندهی خودش به عنوان مادری که در شرایط بدی قرار گرفته را با مخالفت با خیالپردازی تقویت میکند. البته کامینگز در تمام صحنهها شخصیت پرانرژی صحنه است. این بازیگر استرالیایی در فیلم درام آدمربایی Hounds of Love محصول ۲۰۱۶ نقشآفرینی فوقالعادهای داشت که مورد توجه قرار نگرفت، و در اینجا کاملا به یک قهرمان نوجوان و باهوش تبدیل شده، و ویک را با قدرتی جذاب و کاریزمایی ذاتی به نمایش میگذارد. جاهکارا اسمیت (Jahkara Smith) از چیزی که در نقش مگی در اختیارش قرار داده شده به بهترین شکل بهره میبرد؛ شخصیتی دوستداشتنی که درگیر ماجراهای چارلی منکس شده اما متاسفانه همان پیچشهای داستانی کلیشهای را دارد.
نقشآفرینیهای خوب فقط میتوانند شما را تا حدی جذب سریال کند، و در نهایت NOS4A2 خودش را با تکانههای ضعیف داستانی و روایت غیرمنسجم زمینگیر میکند که باعث میشود مخاطب نتواند با شخصیتها ارتباط برقرار کرده و حتی از سریال زده شود. لحظاتی از تصاویر جذاب و دنیاسازی شگفتانگیز در سریال وجود دارند – گورستان داستان به بهترین شکل ترسناک و جذاب است، و آرامش بین چارلی و دوست قدیمی لاغر و چروکیدهاش آزاردهنده و ترسناک است – اما اولویتهای ناهماهنگ سریال زمان کافی به مخاطب برای غرق شدن در داستان اصلی را نمیدهند.
وقتی صحبت از مشکلات NOS4A2 میشود، یکنواخت و خستهکننده کاملا کلمات مناسبی هستند. در دنیایی از ترسهای احتمالی که سرزمین کریسمسی دیوانهواری را به وجود آورده، فرصتهای فراوانی برای تصورات چشمنواز و عجایب وحشتناک وجود دارد، اما NOS4A2 وارد فضای بصری تیره و تاری میشود که اغلب ساده و سطحی به نظر میآید.

به همین ترتیب، در حالی که جوئل هارلو (Joel Harlow) گریمور برنده اسکار کار فوقالعادهای در گریم صورت پیرشدهی کینتو داشته – منکس حین تغذیهی خونآشامی خودش بین دهههای مختلف جابجا میشود – اما بازی کینتو آنقدر ضعیف است که این گریم عالی بیثمر میماند. کینتو عجیب بودن جالبی به شخصیت منکس آورده، و اغلب مواقع تصمیمات قابل درک و جالبی به عنوان این شخصیت میگیرد، اما بیشتر مواقع به نظر میآید فقط گریم او در حال نقش بازی کردن است. نتیجهی این کار یک شرور غیرمنتظره و لطیفتر از چیزی است که انتظارش را دارید، و معمولا باعث میشود وحشتناکی شخصیت منکس کاهش یابد.
اما NOS4A2 پتانسیلهای زیادی دارد. نقشآفرینیها برای جذب مخاطب مخصوصا در دو اپیزود کند اول کافی هستند، و در شش اپیزودی که در اختیار منتقدان قرار گرفته، سریال در هر اپیزود نسبت به اپیزود قبلی پیشرفت میکند. وقتی شخصیتها در شرف برخورد با یکدیگر قرار میگیرند ریتم سریال کمی تندتر میشود و ظرافتهای روابط بین شخصیتها به صورت قابل درکی بیان میشود. همچنین نمیتوان جذابیت و مرموز بودن دنیایی که هیل خلق کرده را نادیده گرفت. بله این داستان میتوانست از پتانسیلهای خودش بهتر از اینها استفاده کند، و امیدوارم حین پیشرفت داستان سریال جلوههای بصری آن جذابتر شوند.
در راستای عنوان جالب سریال، من هم این نقد را با یک استعاره به پایان میبرم. NOS4A2 شما را وارد یک جادهی جادویی، پر از احتمالاتی از وحشت و شگفتی میکند، اما حین رفتن به سمت قلمروی اصلی وارد مسیرهای انحرافی زیادی شده و باعث میشود به این فکر کنید که داستان قرار نیست به سمت خاصی پیش برود. اما اگر قرار باشد مسیر مناسب خودش را پیدا کند، به اندازهی کافی بنزین در باکش دارد.


