نقد سریال
نقد و بررسی سریال Jack Ryan: تحلیلگر CIA باید به کار پشت میزی ادامه می داد!

همین ابتدا بگویم انتخاب John Krasinski برای بازی در نقش Jack Ryan توسط سازندگان Carlton Cuse و Graham Roland کار هوشمندانه ای بود. John Krasinski مدتی است از پسر سریال Office به یک فعال در عرصه سینما و یک شخص جذاب تبدیل شده است، اما شخصیت Jack Ryan این طور نیست. در ۴ قسمت اول سریال جاسوسی هیجانی محصول Amazon، ساخته شده براساس شخصیت خلق شده توسط Tom Clancy، تنها نقطه قوت اصلی Jack Ryan این است که John Krasinski نقش او را بازی کرده است. Cuse و Roland آن قدر به سریال Office علاقه داشتند که به سازنده آن یعنی Greg Daniels نیز اعتبار نویسندگی این سریال را دادند. نتیجه آن سریالی خوب و پرزرق و برق شده که شخصیت اصلی آن کمترین جذابیت را بین بخش های مختلفش دارد.
این سریال داستان Jack Ryan یک مامور CIA، در واقع یک تحلیل گر CIA را روایت می کند که بیشتر کارهایش را از پشت یک میز انجام می دهد. Ryan در حین پیگیری یک مدرک به شخصی ناشناس با لقب Suleiman می رسد؛ یک رهبر تروریستی مرموز که Jack Ryan معتقد است Osama bin Laden جدید است. این کشف او مجبورش می کند از پشت میز جدا شده و خودش وارد عملیات شود. او به همراه رییسش James Greer (با بازی Wendell Pierce) وارد یک درگیری بین المللی می شود که خیلی زود به یک قضیه شخصی برای او تبدیل می گردد.

این یک داستان آشناست، اما شاید بتواند آن هیجان های شبیه سریال ۲۴ را برای ما تداعی کند. اما به نظر می آید Cuse و Roland درست نمی دانند چطور می خواهند داستان را پیش ببرند. Jack Ryan بین یک سریال هیجانی سایبری و یک نمایش پرزرق و برق شبیه کارهای Michael Bay جابجا می شود و نتیجه اش یک داستان شلخته و به هم ریخته است (البته با حضور Bay به عنوان تهیه کننده باید هم انتظار چنین اتفاقی را داشت). قسمت اول به شدت روی قضیه تحلیلگر بودن یک تحلیلگر CIA تکیه می کند، با نگاه های Jack به حساب های بانکی و چسباندن یادداشت هایی به مانیتورش. اما همان قسمت با یک درگیری خونین و دلسردکننده در یک محوطه متعلق به ارتش آمریکا به پایان می رسد، و کسانی که به دنبال یک سریال اکشن بوده اند را بیدار می کند و به بقیه هم یادآوری می کند چقدر برای ساخت این سریال هزینه شده است.
خیلی عجیب است که در میانه سریال می فهمید چنین سریالی با این حجم از انفجار و با حمله های تروریستی تکراری هم می تواند خیلی کسل کننده باشد. البته همه این ها به دلیل خود شخصیت اصلی سریال است، دلیلی وجود دارد که بازیگران بزرگی مثل Harrison Ford, Ben Affleck, Chris Pine نتوانسته اند Jack Ryan را به یک فرنچایز تبدیل کنند. Krasinski فقط با حضورش به این شخصیت کاریزمایی می دهد که متعلق به شخصیت نیست، اما طبیعت خود شخصیت او را در پس زمینهی بیشتر اتفاقات قرار می دهد و به نظر می آید او بیشتر دوست دارد Minesweeper بازی کند. بیشتر تبلیغ های این سریال که در آن ها Krasinski را با جلیقه های ضدگلوله خفن می بینیم، کاملا گمراه کننده و سرکاری هستند.

ضعف به وجود آمده به خاطر شخصیت اصلی با داستان های فرعی بدتر هم می شود: سریال زمان زیادی را به Suleiman (با بازی Ali Suliman) اختصاص می دهد، اما چیز خاصی به بیننده ارائه نمی دهد. البته از نویسندگان تشکر می کنم که به شخصیت منفی سریال، داستان و انگیزه خاصی برای مخالفت با آمریکا داده اند، نه اینکه مثل همه تروریست های دیگر فقط شعارش مرگ بر آمریکا باشد. در واقع همین قضیه یکی از نقاط قوت سریال Jack Ryan است. سریال وقتی وارد جنگ های خاورمیانه می شود، هیچ کس را کامل و عالی و قهرمان و ناجی دنیا به حساب نمی آورد. در Jack Ryan سربازان آمریکایی وارد بازارهای شلوغ شده و آدم می کشند و با فشار دادن یک دکمه روی سر مردم بمب می ریزند.
اما این هم یکی از مشکلات Jack Ryan است؛ این سریال می خواهد از همه طرف راوی داستان باشد. محتوای سریال این است که درست است که جنگ چیز بدی است، اما در عین حال چیز خفن و باحالی هم هست. سریال Jack Ryan به طرز عجیبی از صحنه های خشونت بار حملات تروریستی خودش لذت می برد، و آن ها را تقویت کنندهی مردی قوی و خوش قیافه می داند که می خواهد انتقام آمریکا را از دنیا بگیرد.
دلیل اصلی نارضایتی من از Jack Ryan در پایان قسمت ۴ اتفاق می افتد. وقتی مردانی با لباس کشیش ها در یک کلیسای شلوغ در حال حمل گاز سمی هستند. این صحنه ای است که تنش ایجاد می کند و آن قدر ادامه می یابد تا بالاخره حمله اتفاق می افتد. سپس فقط شاهد جیغ و مرگ و وحشت هستیم. درنهایت اینکه Jack Ryan با همه خوبی ها و بدی هایش، چیز زیادی برای گفتن ندارد، آن هم وقتی چنین هزینه های سرسام آوری برای ساخت آن صورت گرفته است.
Jack Ryan در تاریخ ۳۱ آگوست از Amazon پخش می شود.


