نقد سریال
نقد و بررسی فصل چهارم Better Call Saul: روند تبدیل Jimmy به Saul

Better Call Saul به عنوان یک پیش درآمد، همیشه با این سوال مواجه بوده که بالاخره کِی خط زمانیاش با سریال Breaking Bad یکی می شود. در بیشتر مواقع وقتی صحبتی از Breaking Bad نباشد Better Call Saul عملکرد خیلی خوبی داشته است. تجربیات Jimmy McGill (با بازی Bob Odenkirk) به عنوان وکیلی دون پایه، که مشکلات زیادی با برادر بزرگترش Chuck (با بازی Michael McKean) دارد، استحکام خاصی به این سریال بخشیده است، چیزی که با حضور دوستان، همکاران و شریک عشقی او Kim Wexler (با بازی Rhea Seehorn) تکمیل شده است. اما درست نیست که بگوییم هیچ تنشی در کارهای Jimmy وجود ندارد، چون ما می دانیم او بالاخره به Saul Goodman سریال Breaking Bad تبدیل خواهد شد.
به نوعی Better Call Saul بازتاب دهنده ی ایده اصلی تبدیل آدم خوب به آدم بد در Breaking Bad است. البته که Jimmy هم مثل Walter White انسان کاملا پاک و معصومی نبود. او همیشه آدم کلاهبرداری بوده، البته گاهی به اقتضای مشکلات این کار را کرده، اما بیشتر به این خاطر بوده که استعداد زیادی در کلاهبرداری دارد. یکی از اولین سکانس های فصل چهارم، Jimmy را نشان می دهد که به دنبال شغلی به عنوان فروشنده است، و اعتراف می کند با اینکه تجربه مستقیمی در این زمینه نداشته، اما به عنوان یک وکیل سابق، کار او همیشه فروختن بوده است. او قاضی، ژوری و گاهی موکل خودش را می فروخته تا خودش سودی ببرد. همینطور که Jimmy در حال گفتن این جملات است، دارد خودش را هم به کسانی که می خواهند او را استخدام کنند می فروشد، که آن ها هم از این کار او غافلگیر می شوند. کمی بعد، او آن ها را مواخذه می کند، و آن ها را آدم های احمقی خطاب می کند که داستان دروغین او را خیلی راحت قبول می کنند. یک آشکارسازی شوکه کننده در انظار عمومی.

یکی از مهمترین تصاویر پخش شده از فصل چهارم Better Call Saul، عکسی است که Jimmy خیلی موقر با رنگ بندی خاکستری پشت تصویری رنگارنگ و خندان از خودش ایستاده است. تفسیر این عکس سخت نیست، چون مرگ دردناک برادرش در پایان فصل سوم، Jimmy را برای همیشه تغییر داد: حالا چهره واقعی او در حال نمایان شدن است. او می داند مرگ Chuck نتیجه ی نقشه ای است که او برنامه ریزی کرده بود. او باعث این اتفاق نشد، اما کارهای او به دلیل فضای انتقامی بین این دو و بیماری روانی Chuck نقش مهمی در این اتفاق داشت. این اتفاقات همزمان با اداره زندگی یک پیرزن توسط Jimmy و دور کردن او از دوستانش با روش های عجیبش است. او یک آدم خوب نیست، و دیگر هم نمی تواند وانمود کند آدم خوبی است.
در فصل چهارم هم Jimmy سعی می کند تقصیرش در مرگ Chuck را با نادیده گرفتن احساساتش فراموش کند، که این باعث نگرانی Kim می شود. اما غم و اندوه موضوع پیچیده ای است، پس Kim او را به حال خودش می گذارد، کمی نوشیدنی به او تعارف می کند، و نگاه های نگرانی به او می کند. اما کاملا مشخص است Jimmy به هم ریخته است. او که حالا دوباره ورشکست شده (چون قرارداد Sandpiper منتفی شد)، برای پول درآوردن به دنبال کلاهبرداری رفته است. او دوباره به همان Jimmy سابق تبدیل شده که تفاوت چندانی با Saul ندارد.

یکی از مهمترین ویژگی های Better Call Saul بررسی وجودیت شخصیت ها و اینکه آن ها می خواهند به چه کسی تبدیل شوند بوده است. Nacho Varga (با بازی Michael Mando) نسبت به شغلش خیلی باهوش تر است، اما وقتی در فصل سوم متوجه شد خانواده اش در خطر است، تمام تلاشش را کرد تا علت این کار (Hector Salamanca با بازی Mark Margolis) را از بین ببرد. اما مثل Breaking Bad در Better Call Saul هم اعمال شخصیت ها عواقبی دارد، و حتی کارهای محتاطانه ی Nacho هم توجه Gus Fring (با بازی Giancarlo Esposito) را به خودش جلب کرد. در فصل چهارم صحنه فوق العاده ای بین Nacho و پدرش، که از شغل پسرش به عنوان دلال مواد مخدر ناراضی است وجود دارد، جایی که او از Nacho می خواهد این نوع زندگی را ترک کند. Nacho فکر می کند می تواند این کار را بکند، اما ما می دانیم که او نمی تواند.
داستان مشابهی هم برای Mike Ehrmantraut با بازی فوق العاده Jonathan Banks اتفاق می افتد. او خودش را وقف عروس و نوه اش کرده، و فقط می خواهد مطمئن شود آن ها زندگی راحتی دارند، بنابراین مشغول کار برای Gus Fring می شود. اما وقتی اولین چک حقوق برای مشاوره امنیتی را از شرکت Madrigal (شرکتی مهم در Breaking Bad) دریافت می کند، به یکی از انبارهای آن ها می رود تا به آن ها مشاوره بدهد! این کار باعث عصبانیت Lydia Rodarte-Quayle (با بازی Laura Fraser) می شود، که فکر می کند Mike عمدا خودش را در معرض خطر قرار داده است. اما Mike به او توضیح می دهد که، اگر قرار باشد پول یک مشاور امنیتی را بگیرد، باید کار یک مشاور امنیتی نیز به او محول شود. او کمی احمقانه رفتار می کند، اما برای اینکه خودش احساس کند کارش قانونی است این کار را می کند. این همان کشمکش درونی Nacho و Jimmy است که همچنان هم ادامه دارد.

یکی از مهمترین دستاوردهای Better Call Saul این است که با اینکه ما می دانیم آخر داستان چه می شود، اما هنوز هم خیلی مشتاقیم این سریال را تماشا کنیم. شخصیت های سریال فوق العاده اند، آن هم به لطف هنرنمایی بازیگران و ساخت این دنیا با جزییات زیاد حاصل می شود. Better Call Saul در این فصل از نظر تدوین، صداگذاری، فیلمبرداری و روایت داستان از همیشه بهتر و دقیق تر عمل می کند و بیشتر روی نقش آفرینی بازیگران و فیلمبرداری تکیه می کند تا گفتن فقط چند دیالوگ. البته دیالوگ ها هم کاملا کلیدی هستند، مخصوصا وقتی توسط Odenkirk گفته می شوند، که همچنان یکی از پیچیده ترین، احساسی ترین و فوق العاده ترین بازی های تاریخ تلویزیون را به نمایش می گذارد.
فصل جدید Better Call Saul خیلی آرام و غم انگیز (البته در ۳ قسمت اولش که در دسترس منتقدین قرار گرفته) و پر از سکوت و تنش آغاز می شود. Jimmy، Mike و Nacho همگی درگیر عواقب کارهای قبلی خود که فکر می کردند درست بوده هستند، با اینکه کارهایشان از نظر اخلاقی درست نبوده اند. شخصیت های بیشتری از Breaking Bad وارد این دنیا می شوند، اما حضور آن ها کاملا به موقع و درست اتفاق می افتد. Jimmy همچنان درگیر گذشته اش است و نمی تواند از سرنوشتش فرار کند.
پخش فصل چهارم Better Call Saul از ۶ آگوست از شبکه AMC آغاز می شود.



