نقد فیلمویژه برنامه
نقد و بررسی فیلم Lady Bird + ویژه برنامه ویدیویی

نقد و بررسی فیلم Lady Bird
#امروز_چی_دیدم
#نقدهای_سوپرگروه_آریافیلم ارسالی از @Amirparimi94
لیدی برد، جدیدترین اثر درام و کمدی کمپانی عرضهکننده A24 بوده که توسط یک کارگردان زن جوان به نام گرتا گرویگ ساخته شده است.
▪کارگردان : Greta Gerwig
▪بازیگران : Saoirse Ronan, Laurie Metcalf, Tracy Letts
⭐ IMDB : 7.8
Ⓜ Metacritic : 94
🍅 Rotten Tomatoes : 99
در فیلم لیدی برد بازیگران و هنرمندان بااستعداد و محبوبی همچون سیرشا رونان، لاری میت کالف، تریسی لتس، لوکاس هجز، تیموتی شلمی، استیون هندرسون، لوئیس اسمیت، لورا مارانو، جوردن رودریگز، اودیا راش و چند تن دیگر حضور داشته و به ایفای نقش پرداختهاند.کریستین مک فرسون ملقب به لیدی برد (با بازی سیرشا رونان) درست همانند مادر سختکوش و دوستداشتنی، خودرأی و خودسرش به نام ماریون مک فرسون (با بازی لاری میت کالف) که بسیار هم دخترش را دوست دارد، با مشکلاتش مبارزه میکند. ماریو مک فرسون پرستاری سختکوش و خستگیناپذیر است که بعد از اینکه پدر خانواده یعنی لری مک فرسون (با بازی تریسی لتس) کار خود را از دست داده، مجبور است بهشدت کار کند تا بتواند خانواده را همانند گذشته سرپا نگه دارد.

اتفاقات این فیلم در شهر ساکرامنتو ایالت کالیفرنیا و در سال ۲۰۰۲ رخ میدهد؛ در وضعیتی که چشمانداز و شرایط اقتصادی آمریکا بهشدت در حال تغییر و تحول است.گرتا گرویگ بهعنوان کارگردان و نویسنده مستقل پروژه برای اولین بار، کاری بسیار عاقلانه، جسورانه و کمی خندهدار بود و به نظر میرسد که این بازیگر تازهکار در حرفه کارگردانی بهخوبی از پس این مسئولیت برآمده و جدیدترین فیلم خود را به طرز عجیبی زیبا و تکاندهنده ساخته است.دختر نوجوانی سال آخر دبیرستانش را در یک مدرسه کاتولیک میگذراند. اهل خانوادهای با دستان تنگ و ساکن محلهای کسالتآور در ساکرامنتو است.

تمام هم و غم دختر که به خودش میگوید «لیدی برد» یک چیز است: همان جوری باشد که خودش میخواهد، نه چیزی که بقیه ازش انتظار دارند و تمام تلاشاش را میکند تا برای تحصیل برود نیویورک. همین. دنبال چیز بیشتری نگردید، خبری از خرد پیرانه یا مکاشفهی غریبی در باب هستی نیست. ولی همهی ما چنین سالی را از سر گذراندهایم یا میگذارنیم، بلوغ مثل آدامس به لباسمان چسبیده و کنده هم نمیشود. پس معلوم است که چرا «لیدی برد» تبدیل شده به یکی از مهمترین فیلمهای سال. گرچه نباید قرار گرفتن در زمان و مکان درست و تاثیر موقعیت و زمانه را هم در دیده شدن فیلم نادیده گرفت.به سختی میشود مفهوم بلوغ را از سینما و درام جدا کرد.

به غیر از فیلمهایی که اصطلاحا بهشان میگویند Coming of Age، بلوغ مفهومی قدیمی است که با اسطوره و تمدن گره خورده؛ داستان خروج از غار و ورود به جهانی تازه. یک داستان قدیمی که به تعداد تک تک آدمهای روی زمین تکرار شده.ممکن است تصور کنید که داستان این فیلم خیلی برای شما آشنا بوده و احتمالا در اثر دیگری هم این داستان را دیده باشید. شاید هم واقعا این اتفاق افتاده باشد، اما امکان ندارد که اثری درست مانند فیلم لیدی برد دیده باشید. کاری که خانم گرتا گرویگ کرده این است که تازگی و سورپرایز را به یکی از دیکته شدهترین ژانرهای آمریکا تزریق میکند.در فیلم لیدی برد صحنهها و سکانسهایی وجود داشت که به طرز عجیبی بهشدت خندهدار بودند، اما علی رغم این موضوع، این اثر روح خیلی عمیق و بزرگی در خود نهفته دارد که باعث میشود تمامی عیب و نقص و نقطه ضعفهایی را که شخصیتها و بازیگران دارند در خود فرو ببرد و تا حد خیلی زیادی بپوشاند.

شاید بعد از تماشای فیلم شما هم مانند خیلیهای دیگر از خودتان بپرسید «لیدی برد» در مقایسه با کارهای امثال جیسون رایتمن، نوا بامبک و ریچارد لینکلیتر چه حرف تازهای دارد که اینقدر تحویل گرفته شده؟ داستان این بار برخلاف اکثر فیلمها با دختر نوجوانی جلو میرود که فقط یک دختر بچه است. نه استعداد ویژهای دارد و نه حرف عجیبی میزند، نه میخواهد دنیا را عوض کند و نه رویاهای دور و درازی دارد. مثل تمام بچههایی که تا به حال دور و برمان دیدهایم. اتفاق محیرالعقولی هم برایش نمیافتد، مثل همه شیطنت میکند، سرش به سنگ میخورد و آخر سر خون دماغ میشود! قلب تپندهی فیلم رابطهی پرفراز و نشیب مادر و دختر قصه است؛ کلنجارهای همیشگی بالغ و نابالغ برای کشف و پیمودن یک مسیر تازه.
مادری که نمیخواهد دخترش را از دست بدهد و به دنبال نسخهای کامل و بینقصتر از خودش میگردد، دختری که نمیخواهد شبیه مادرش باشد و به فکر فرار از سایههای سنگین روی سر خودش است. گرتا گرویگ بهطرز غافلگیرکنندهای موفق شده میان دو نگاه جاری در فیلم تعادل برقرار کند. جی.کی رولینگ زمانی گفته بود بزرگترین امتیازش در نوشتن کتابهای «هری پاتر» این است که میتواند مثل یک پسربچه سیزده ساله فکر کند و دنیا را به تصویر بکشد. گرویگ در «لیدی برد» همانقدر یک مادر بالغ میانسال نگران است که یک دختر هفده سالهی بازیگوشِ خیرهسر و برای نزدیک شدن به هیچکدام آن یکی را فدا نمیکند.

پاندول احساسی تماشاگر هم براساس موقعیت درونی خودش به یکی از این دو قطب متمایل میشود و یکی از دو سویهی داستان را در آغوش میکشد.«لیدی برد» فیلمی است که برای دوست داشته شدن ساخته شده و مانند مادر و دختر قصه میان ور بالغ و نابالغ آدم صلح ایجاد میکند، بدون ادا و اطوار و بدون فیل هوا کردن.فیلم لیدی برد پر است از بینشهای کوچک اما دقیق که با استفاده از آنها تصمیم دارد اشتیاق سرکشانه خفیف تا محدودیتهای مدرسه و خانههای کاتولیکها را به تصویر بکشد و علاوه بر آن خرد شدن چنین افرادی در زندگی مستقلشان را به بینندگان نشان دهد. البته لازم به ذکر است که داستان فیلم این کارها را با رعایت کامل جزییات انجام میدهد.نتیجه:گول نقدهای مثبت و امتیازات بالای فیلم را نخورید و به شعارهایی مانند زنانهترین فیلم سال، یک اثر دخترانه یا شاهکار فمنیستی هم توجه نکنید. «لیدی برد» انسانیتر از آن است که بخواهد بهزور چنین تقسیمبندیهایی مهم جلوه کند و ژست بگیرد. البته بهتر است که در کنار «انسانی» به اهمیتِ صفتِ سادگی هم دقت داشته باشید.ساده ترین فیلم سال! امیر پریمی ۸٫۸از۱۰
