نقد فیلم
نقد و بررسی فیلم Death Wish

ریبوت فیلم آرزوی مرگ (Death Wish ) به حدی چاله های عمیقی در فیلمنامه دارد که بازی خوب ویلیس (Bruce Willis) و کارگردانی الی راث (Eli Roth) هم نتوانسته آن را پوشش بدهد…
آرزوی مرگ داستان دکتر پال کرزی (بروس ویلیس)، جراح زبردستی میباشد که تنها در اتاق عمل شاهد زشتی ها و خشونت های شهر خود بوده است. اما با حمله به خانه حومه شهر وی و حمله به همسر و دختر جوانش، کرزی خود دست به کار میشود تا انتقام واقعی را از مجرمان گرفته و عدالت را برقرار کند.
فیلمنامه جو کارناهان (Joe Carnahan) به حدی بد به نگارش در آمده است که ما در طول فیلم شاهد اتفاقات بسیار مهمی هستیم که به شکلی بد و سرد از جلوی چشم بیننده عبور میکنند. بدون شک همه ما با بی عدالتی و کندی در دستگاه های اجرایی مواجه شده ایم و شلاق سرنوشت بر پیکر ما نیز برخورد کرده است، و ما را با چنان درگیری ذهنی دشواری رو به رو کرده که گاهی هیچ راهی برای مقابله با آن نداریم.

چنین موضوعی که دارای وزن سنگینی از احساسات و بار روانیست با چنان سطحی نگری بدی بدل به فیلمنامه و شخصیت در فیلم گشته اند که به هیچ شکلی قابل باور نیست و از واقعیت به دور است. فیلم بدون هیچ تمرکزی بر بی عدالتی مستقیم به سراغ انتقام میرود با وجودی که کمترین تلاش را برای ایجاد این حس بی عدالتی و انتقام در شخصیت هایش داشته باشد، ناسلامتی قهرمان فیلم دچار چنان شوکی شده که تصور آن برای هر موجودی سخت است. اما سازندگان با چنان سرعتی به دنبال رفتن به سمت انتقام هستند که این جزئیات مهم را فراموش کرده اند.

فیلم در فاز دوم و بخش انتقامی و اکشن اثر هم از چنان ریتم یکنواختی بهره میبرد که بیننده تا انتها انتظار نقطه عطفی را میکشد که هرگز رخ نمیدهد.ایرادات فیلمنامه در بخش انتقامی از همان ابتدا روی اعصاب بیننده میروند کاراکتر پزشک به حدی خنده دار صاحب سلاح میشود که باور این میزان ساده لوحی برای بیننده دشوار است. پردازش ضعیف شخصیت قهرمان قصه مزید بر علت شده است که بازی خوب ویلیس نیز تحت شعاع این پرداخت ضعیف قرار بگیرد . اما دیدن ویلیس انتقام جو با ترکیبی خونین و فانتزی در سبک انتقام جویی که به لطف علاقه ذاتی الی راث کارگردان در نمایش خشونت گرافیکی به جشنی خونین بدل گشته است، به خودی خود جذاب است. سازندگان با دست گذاشتن بر حس مسئولیت پذیری شخصیت پزشک نسبت به خانواده و جامعه دست به توالی ایجاد صحنه هایی تکراری و بی هیجان میکنند که هیچ پیشبردی در قصه حاصل نمیکند.

الی راث در نقش کارگردان به واسطه علاقه زیاد به ژانر هیجانی و ترسناک توانسته سکانس های خوبی نیز در فیلم بگنجاند مانند صحنه حمله به خانه دکتر کرزی، که این سکانس از حس پارانویایی خوبی بهره میبرد، همچنین وجود خشونت گرافیکی زیاد نیز از نکات مثبت اندک آرزوی مرگ به شمار میرود. این اثر فیلمی بد با ریتمی آرام است که گاهی دیدن ویلیس در قامت قهرمانی انتقام جو را جذاب به نمایش در آورده است. بازسازی فیلم آرزوی مرگ که روزی ستاره آن چارلز برانسون بود چیزی شبیه به فانتزی انتاقمجویانه پر خونی گشته است که اوج خاصی ندارد و تا آخر با دنده ای یکنواخت به سوی هدفش میتازد. ۵از۱۰ امیرپریمی