مصاحبه

ترجمه اختصاصی و مصاحبه با Claire Foy بازیگر Girl in the Spider’s Web

شخصیت Lisbeth Salander یکی از شخصیت های نمادین در ادبیات است که در ذهن هر خواننده ای باقی می ماند. پس از اولین حضورش در رمان معمایی The Girl with the Dragon Tattoo نوشته ی Stieg Larsson، این شخصیت توسط دو بازیگر مختلف به پرده ی سینماها آمده است، Noomi Rapace در سه گانه ی اقتباسی محبوب سوئدی و Rooney Mara در فیلم سال ۲۰۱۱ ساخته ی David Fincher، و حالا Claire Foy برنده ی گلدن گلوب و بازیگر فوق العاده ی سریال The Crown نیز قرار است نقش این هکر که حالا کارآگاه شده را به تصویر بکشد.

البته این نسخه از Salander با چیزی که از قبل می شناسیم کمی متفاوت است. کارگردانی این فیلم را Fede Alvarez که پیش از این Don’t Breathe را ساخته بود برعهده دارد. او برای ساخت این فیلم از کتاب چهارم سری Millenium اقتباس خواهد کرد. کتابی که پس از مرگ Larsson توسط David Lagercrantz نوشته شده و هنوز فیلمی از روی آن ساخته نشده است. در این کتاب با نسخه ی پخته تری از Lisbeth روبرو می شویم، که کمی از بی قانونی و افراطی گری هایش کاسته و نقش اصلی معمای پیچیده ای است که در نهایت به گذشته ی تاریک خودش گره می خورد.

در مصاحبه ای با این بازیگر توانمند از او پرسیدیم چطور می خواهد این شخصیت نمادین را بازسازی کند. در زمان مصاحبه او برای اولین حضورش جلوی دوربین این فیلم آماده می شد. یادآور اینکه Salander کیست و چطور رفتارهای افراطی‌اش را اداره می کند. او در مورد جنبه های مختلف شخصیت با ما صحبت کرد،‌ از طراحی لباس تا تیپ سازی خودش از این شخصیت، روابط اجتماعی Lisbeth در این فیلم، و اینکه چرا او یک ضدقهرمان است.

Lisbeth Salander (Claire Foy) in Columbia Pictures' THE GIRL IN THE SPIDER'S WEB.

اول از همه تو خیلی تغییر کردی و این قیافه خیلی بهت میاد. میخوام اول ازت بپرسم با این قیافه زندگی کردن چطوره؟ و دوم اینکه گریمت خیلی ابرقهرمانانه به نظر میاد. آیا میخواید این جنبه رو از شخصیت نشون بدید یا موضوع چیز دیگه ای بوده؟

CLAIRE FOY: نه اون یه ابرقهرمان نیست. فکر می کنم بهترین نکته در مورد Lisbeth Salander اینه که هیچ قدرت خاصی نداره. اون یه جورایی توسری خوره و کل زندگیش همینطور بوده. مهمترین قدرتی که اون داره اینه که هیچوقت تسلیم نمیشه و تا آخرین لحظه برای رسیدن به هدفش مبارزه میکنه. به همین دلیل اون انسانی ترین شخصیتیه که تا حالا بازی کردم. گریم خیلی خاص کار شده، البته در تمام فیلم با این قیافه ظاهر نمیشم، بخشی از فیلم برای تغییر دادن صورتم این کارو می کنم ولی کاریه که Lisbeth خیلی اونو انجام میده، یعنی با اینکار میخواد آدما رو بترسونه تا اون رو دست کم نگیرن.

برخلاف ظاهر ظریفش، اون شخصیتی خیلی قوی و باهوش و یجورایی قدرتمنده، و در عین حال خیلی آسیب پذیره و در طول زندگیش آسیب های خیلی زیادی بهش وارد شده. او به صورت هوشیارانه عمل نمیکنه میدونین چی میگم؟ به خاطر اتفاقاتی که در گذشته براش افتاده خیلی منزوی شده و در بیشتر اوقات گاردشو حفظ میکنه و این فیلم نشون میده که چقدر عاقل تر شده.

اون هنوزم مثل فیلم های قبلی از اون کارای افراطی انجام میده؟

FOY: منظورتون کارهاییه که نشون میده او در مقابل مشکلاتش وایمیسته؟‌ یا اینکه با قانون مخالفه؟ البته اون هیچ احترامی برای مقامات قائل نیست، چون اونا هیچوقت بهش کمکی نکردن. پس چرا اون باید بهشون احترام بذاره؟ اونا در کل زندگیش Lisbeth رو ناامید کردن.

پس به نظرم اون یه افراطی گر و مخالف قانونه. و من منظورم فقط این Lisbeth نیست بلکه شخصیت توی کتاب هام همینطوره و این نکته که در اونجا هم خودشو از هویتی که براش ساخته شده آزاد می کنه. اینکه او با بقیه فرق داشته و تهدیدی برای جامعه به حساب می اومده. درک و فهمی که دیگران دارن رو نداره و از بقیه آدما کمتر و کوچکتره. حالا دیگه اون اینطور نیست و از شر این چیزا خلاص شده. حالا باید دنبال این باشه که بفهمه واقعا کیه و در ابتدای فیلم او رو در حالی می بینیم که قراره به دنبال هویت گمشده ی خودش بگرده. او به دلیل بی عدالتی هایی که در حقش شده و کسانی که ازش سوء استفاده کردن مجبور به این کار میشه. به نظر من اون شخصیتیه که همیشه با خودش میگه : ٬٬ این منم که باید این اشتباهات رو درست کنم٬٬

او مصمم به انجام این کاره، نه اینکه با خودش بگه: ٬٬حالا برای چی بجنگم، حالا باید چکار کنم٬٬ بلکه دقیقا میدونه قراره چکار کنه. چیزای آزاردهنده رو از پیش رو برداره و اشتباهات رو درست کنه.

Claire Foy on the set of Columbia Pictures' THE GIRL IN THE SPIDER'S WEB"

قیافه اون خیلی خشنه و وقتی کسی چنین گریمی داره و چنین لباسی میپوشه معمولا بازی خوبی رو شاهد نیستیم. تو چطور با این قضیه کنار اومدی؟

FOY: برای من خیلی مهم بود که خودم نقش رو بازی کنم، نمیشه که لباس رو بپوشم و بگم خب ٬٬ این شخصیت منه٬٬ چون این دروغه. همه ی ما همیشه از خودمون می پرسیم: ٬٬ آیا این درسته؟‌ این قیافه چطوره، خیلی کلیشه ای شده یا اصلا به این شخصیت میاد یا نه؟٬٬

من همیشه از ابتدای قبول نقش از موارد پایه ای شروع می کنم. هیچوقت نمیخوام لباسی رو بپوشم چون مردم انتظار دارن اون رو بپوشم. اول به این فکر می کنم که کاری که می کنم درسته یا نه؟ و این کار رو با همه ی اعضای گروه انجام میدیم. من Lisbethی که ساختیم رو خیلی دوست دارم چون شخصیت خیلی خونسردیه و بیشتر مواقع خودشو کنترل میکنه ولی گاهی اوقات هم مثل یک دختر ۱۲ ساله عمل میکنه که در طول زندگیش همیشه قربانی بوده و همیشه داره با خودش میگه:‌ نه اینطور نیست من یه قربانی نیستم …

چیزی که موقع خوندن کتاب ها خیلی درکش کردم این بود که مخصوصا در مورد کسانی که آزار جنسی می بینند، فرد متجاوز شخصی که میخواد رو پیدا میکنه نه اینکه قربانی منتظر این باشه که یکی بهش تجاوز کنه. درمورد Lisbeth هم او در ظاهر خیلی آسیب پذیر به نظر میاد ولی وقتی کسی قصد تعرض به او رو داشته باشه میبینید که چه بلاهایی سر طرف میاد!

Lisbeth نسبت به فیلم های قبلی خیلی عوض شده. چطور با این قضیه کنار میای، تو بیشتر در مورد کتاب ها صحبت می کنی ولی منظور من فیلم های قبلیه. قطعا اونا رو دیدی ولی آیا در اینجا قراره یه داستان متفاوت رو روایت کنید؟

FOY: نه. درسته که داستان این شخصیت قبلا هم نشون داده شده، ولی این نسخه از شخصیت از روی کتاب چهارم ساخته شده، بنابراین نمیشه گفت داستان خیلی تغییر کرده. ما داستان کتاب اول رو با قتل و المان های هیجانیش بازگو نمی کنیم. چون همه اون رو دیدن و میدونن آخرش چی میشه.

ولی چون شخص دیگه ای این نقش رو بازی میکنه، داستان هم کمی عوض میشه. البته ما سعی نکردیم کلیت داستان رو عوض کنیم، چون اگر چنین کاری کنیم بیننده متوجه میشه که شما میخواید یه کار احمقانه و متفاوت بکنید. Lisbeth باید دنیایی که در اون زندگی میکنه رو قبول کنه و بیننده هم این رو درک میکنه. اونا بدون توجه به ظاهرش با او همذات پنداری میکنن.

به نظرم نسخه های سوئدی فوق العاده بودن، نسخه ی David Fincher هم همینطور، و Rooney و Noomi هم فوق العاده عالین. ولی این دفعه من قراره نقش رو بازی کنم، که یکم برام عجیبه ولی در کل همین باعث میشه برای این کار مصمم تر بشم. به نظرم کارگردان عالیه، اون یه نابغه‌اس. فیلمبردارمون هم همینطور. به همین دلیل از کار با اونا خیلی هیجان زده ام.

روابط Lisbeth با خواهرش چطوره؟ به نظر خیلی وقته از هم دور شدن، فکر نمی کنی این قضیه اون رو آزار میده؟ آیا با خواهرش ارتباط برقرار میکنه یا کلا اون رو فراموش کرده؟

FOY: فکر می کنم Lisbeth از وقتی بیمارستان کودکان رو ترک کرد، گذشته رو فراموش کرده. هر چیزی قبل از اون زمان اتفاق افتاده دیگه وجود نداره، چون براش خیلی دردآور و ناخوشایند بوده و اون دیگه بهش فکر نمیکنه. به نظرم اون هر چیزی که باعث میشه احساسی نسبت به گذشته داشته باشه رو از ذهنش پاک کرده. این یکی از ویژگی های فوق العاده ی اونه. اینجور تغییرات در شخصیت اونه که نشون میده فیلم کارش رو درست انجام داده.

رابطه ای که هر کس با خواهر و برادرانش داره دست آدم نیست و جزئی از ناخودآگاه آدم به حساب میاد. شاید Lisbeth پیش خودش میگه: ٬٬ نه من میتونم اون اصلا برام مهم نیست٬٬ ولی در اعماق قلبش همیشه به خواهرش فکر میکنه.

STOCKHOLM - April 13, 2018: Director Fede Álvarez with Claire Foy, Sverrir Gudnason, Lakeith Stanfield, and Stephen Merchant of “The Girl in the Spider’s Web” in Stockholm on April 13, 2018, upon completion of principal photography. Lisbeth Salander, the cult figure from the acclaimed Millennium book series, returns to the screen in a new story.  The film will be released in cinemas globally by Columbia Pictures this fall.

این شخصیت طوریه که به دلیل اغراق در ظاهرش، شاید بعضی ها اون رو از نظر باطنی سطحی بدونن. تو در مورد این گفتی که ابتدا درباره ی مسائل اولیه و پایه ای شخصیت فکر میکنی. چه چیزهایی بهت کمک کرد این شخصیت رو بیشتر درک کنی؟

FOY: به نظرم وقتی در مورد نقشی که بازی میکنی کتاب نوشته شده باشه خیلی شانس آوردی. چون بینش خوبی درباره ی نقش بهت میده. ولی موارد دیگه ای در مورد اون بود که به نظرم عالی بودن و اون رو به خاطرشون ستایش می کنم. از اینکه او کسی رو قضاوت نمیکنه خوشم میاد. برای اون آدما جالب و یکمی عجیب غریبن. جزئیات زیادی توی کتابا هست در مورد اینکه وقتی کامپیوترهای مردم رو هک میکنه چه چیزهایی پیدا میکنه و چقدر این چیزا براش جالبن. مهم نیست آدما چطور باشن یا جنسیتشون چی باشه کلا برای اون جالب به نظر میان. مردم هم برای این کتاب ها رو دوست دارن که Lisbeth کسی رو قضاوت نمیکنه. اصلا این چیزا براش مهم نیست. او با قوانین جامعه زندگی نمیکنه که بهمون میگن: باید ازدواج کنی، باید بچه دار بشی یا باید این کارو بکنی یا اون کار رو نکنی.

او لازم نمیبینه با جامعه همرنگ بشه پس ایده های خاص خودشو داره. او در حاشیه قرار گرفته و میتونه جامعه رو به شکلی که واقعا هست ببینه. او همیشه گاردش رو حفظ میکنه و میدونه داره چکار میکنه. او به راحتی نقطه ضعف های خودش و چیزهایی که آزارش میدن رو پیدا میکنه. و همیشه سعی میکنه از اون شرایط دوری کنه.

ظاهر عجیبش یه مکانیزم دفاعیه، نه اینکه بخواد بگه:‌ ٬٬ من خیلی باحال و خفنم٬٬. اون مثل یک جوجه تیغی میخواد بگه ٬٬طرف من نیاید و بهم دست نزنید وگرنه بد میبینید.

Lisbeth Salander (Claire Foy) in Columbia Pictures' THE GIRL IN THE SPIDER'S WEB.

یه اتفاق جالب توی کتاب وقتیه که NSA رو هک میکنه و پیامی برای Ed Needum قرار میده. توی اون لحظه خیلی حس از خود راضی بودن بهش دست میده ولی بعدش احساس پوچی میکنه. به نظرت این شخصیت اینطوره که همیشه باید در حال انجام یه کار خاص باشه؟

FOY: برای همینه که میگم اول داستان انگار حوصلش سر رفته. این همه مدت جنگیده و دوام آورده ولی وقتی پول داره با خودش میگه: ٬٬ خب بعدش چی؟ حالا باید چکار کنم؟٬٬‌ اینطور میشه که همیشه دنبال شغل جدیده و میخواد یه کار دیگه انجام بده. نکته ی جالب درباره ی Lisbeth وقتیه که اون هیچ کاری برای انجام دادن نداره. چیزی که در کتاب دوم خیلی منو جذب کرد این بود که وقتی بعد از حل اون پرونده ی پیچیده عاشق Michel شد و او هم دلشو شکست، بدون هیچ احساسی به گرانادا رفت تا درسش رو ادامه بده. او همیشه باید ذهنش رو درگیر کاری کنه تا چیزی که در باطنش هست و آزارش میده، یعنی گذشته اش رو فراموش کنه.

متاسفانه یا خوشبختانه، هر طور که به قضیه نگاه کنید به همین نکته می رسید. دیالوگی در کتاب هست که میگه: ٬٬‌ تو نمی تونی از تاریکی فرار کنی٬٬‌ یا ٬٬ تو توی تاریکی قرار گرفتی٬٬. در کل نمی تونی از گذشته ات فرار کنی چون همیشه پیدات میکنه. Lisbeth هم داره سعی میکنه از همین گذشته ی تاریکش فرار کنه.

گفتی کارگردان فیلم Fede Alvarez یه نابغه اس، میشه بیشتر در موردش توضیح بدی؟

FOY: اون واقعا نابغه اس و از لحظه ای که دیدمش این موضوع رو فهمیدم. اون مثل یک پیانیست حرفه ایه. اون فوق العاده اس. درک خیلی بالایی نسبت به فیلم و داستانش داره که این قضیه از هر کسی برنمیاد. ریتم فیلم رو به خوبی میشناسه و میدونه الان باید این کارو کرد و یا اون کارو.

او و فیلمبردارمون Pedro تیم فوق العاده ای هستن و ایده های زیبایی برای فیلم دارن. تا حالا نشده صحنه ای رو فیلمبرداری کنیم بعدش بگن: خب این خوب نبود بذار از این نما دوباره بگیریم. Fede انسان خوش قلبیه، و از صمیم قلبش به داستان فیلم اهمیت میده که توی این حرفه خیلی کم پیش میاد. فیلم ابزاری برای رسیدن به هدف هاش نیست، بلکه خودشو جزئی از فیلم میدونه.

Lisbeth Salander (Claire Foy) in Columbia Pictures' THE GIRL IN THE SPIDER'S WEB.

میشه درباره ی رابطه ی Lisbeth با Michel برامون بگی و اینکه چقدراین رابطه تغییر کرده، به عنوان کسانی که قبلا عاشق هم بودن ولی حالا با هم همکار شدن، تنش یا صمیمیتی بین اونا وجود داره؟

FOY: فکر می کنم همه نظرشون اینه که:‌ یالا! دوباره با هم باشید! با هم دیگه شاد باشید٬٬. ولی اینکار جذاب بودن شخصیت های این دو نفر رو کاهش میده. نمیشه گفت به خاطر تفاوت سنی هست که این دو نفر دارن. بلکه درک متقابلیه که این دو نفر از همدیگه دارن. حتی به افراطی بودن Lisbeth هم مربوط نمیشه، بلکه این سوال پیش میاد که چطور میشه این دو با این همه تفاوت با هم کنار بیان و کنار هم شاد باشن؟

آخر کتاب سومه که Michel اومده جلوی در خونه ی Lisbeth و میگه: میتونم بیام داخل؟ و او این اجازه رو میده و Michel رو دوباره وارد زندگی خودش میکنه. ولی در فیلم اونا ۳ ساله که همدیگه رو ندیدن. پس دیگه هم رو فراموش کردن و به گذشته ای که با هم داشتن فکر نمی کنن.

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن