اخبار حاشیه ای

سریال Iron Fist و ۷ سوالی که بعد از دیدن آن پیش می آید؟!

خب بالاخره Iron Fist هم پخش شد . همکاری Netflix و Marvel و آخرین تلاش های Defender ـه سر سخت Netflix هم به جایی نرسید و خود این سریال هم در بخش فیلم نامه مشکلات زیادی داشت، اگرچه هیچ مشکلی به اندازه خود Danny Rand بزرگ نبود. کسی که مثلا قرار بود نقش ابر قهرمان رو بازی کنه و در این بین خیلی ناشیانه باعث می شد بلاهایی سر کسایی بیاد که دوستشون داره. شخصیت Danny یه آدم احمق و نادون و خیلی صاف و ساده و بزرگترین احمقی که توی زندگیتون دیدید و یه جورایی منفورترین شخصیت این سریاله ولی خوب  البته موهای خیلی قشنگی هم داره!

خب اما در این بین شخصیت های خوب خیلی زیادی هم وجود دارند. حتی بهتر از خوب. شگفت انگیز. مثل Colleen Wing, Ward Meachum و Davos. خیلی هاشون قرار شده در آینده هم توی سریال های Netflix نقش داشته باشند. درسته که «مشت آهنین» خیلی خوب شروع نکرد، اما قطعا بخش هایی از کار خیلی جالب توجه بوده. مثل قطعه پایانی که به داستان «مدافعان» ختم می شه و سؤالای خیلی زیادی رو توی ذهن تماشاگراش باقی گذاشت.

من همیشه نظرمو در مورد Danny گفتم، واسه همین نمی خوام با سؤالای مسخره اذیتش کنم. سؤالایی مثل این که «آیا قراره شخصیت Danny رو دوست داشته باشیم» یا مثلا «منظورش از اون همه خرابکاری و دزدی و آدم ربایی و حمله چی بوده؟ نشون دادن شخصیت واقعی اش؟» یا «به چه دلیل احمقانه ای « K’un-Lun» رو کاملا تنها گذاشت؟ همه این سؤالا رو بازم میشه پرسید، اما من بیشتر قصد دارم از رازهای داستان بفهمم و سؤالای آزار دهنده رو میزارم برای وقتش.

سؤال: Harold Meachum واقعا مُرده؟

جواب: یعنی میخوام بگم Pappa Meachum مشکلات زیادی داشته، اما مردن جزوشون نبوده. می دونیم که چیزی که به عنوان «رستاخیز» (به یکی از آشناهای خیلی نزدیکمون) می تونیم دستی هدیه بدیم یه نوع معیار منفرده که برای آدمی خوبه که داره از سرطان می میره. این آدمه فقط از مرگ طبیعی رهایی پیدا نمیکنه، یه بار دیگه بعد از این که Ward پدرشو با یه ضربه به قتل می رسونه (که البته کار خیلی خشنی هم بود، که این خشونته شاید منشأ همه مشکلات سریالمون هم بوده) بر می گرده. اما تو همه سریال این طوری وانمود می شه که تمایل Ward به کشتن پدرش مثلا غریزی بوده. شاید.

یعنی بزارید از اول براتون بگم. قبل از همه Ward میاد و Bakudo رو استخدام میکنه که باباشو ببره بیرون که خوش بگذرونن. وقتی نقشه شون نقش بر آب میشه، Ward به راز بزرگ قتل Harold  پی میبره: این که برای کشتن کاملش باید سرشو از بدنش جداکنه. این راز خیلی مهمه، چون وقتی Ward به پدرش شلیک میکنه، یادش میره که سرشو ببره و در قسمت پایانی پدرش دوباره زنده میشه. شاید.

راستش ما اصلا Harold رو در حال زنده شدن نمی بینیم، ما فقط یه جعبه فلزی می بینیم و هیچ وقت هم نمی بینیم که Harold توی اون جعبه هه باشه. یعنی وقتی داستان به مرگ Harold Meachum میرسه، ما تا وقتی که «مشت آهنین» خودش رازشو فاش نکرده، چیزی از اون اتفاقه نمی دونیم. این که چرا  Ward چند بار پدری رو که میدونه قراره زنده بشه رو می کُشه توی روند داستان خیلی منطقی نیست، اما خب ما می دونیم که «مشت آهنین» سناریوی خیلی منطقی هم نداره.

به هر حال اگه Harold به صورت قوی تری برگرده یا برنگرده تبدیل شدنش از «مرده به زنده» بیشتر هدیه Hand جاودانگی و این که چطوری باید اون هدیه رو داد رو فاش میکنه. چیزی که بدون شک مثل تبدیل Elektra توی Black Sky بوده. Meachum هر دفعه شکسته تر بر میگرده و یه خرده بیشتر از پستی ها و زشتی هاش رو آشکار می کنه.

چیزای خیلی کوچیکی هم این وسط وجود داشتند. مثل عوض کردن آبمیوه سبزش با ویسکی بوربون و یه چیزای بزرگتری هم بودند مثل تلاش واسه کشتن یه نفر به خاطر بستنی. اما این وسط یه چیزی هست که وارد هی بهش مدام تأکید میکنه (حتی بیشتر از نشانگر IDتلفن مسخره Harold که فرانکنشتاین بوده) و اون هم این بوده که هر بار بعد کشته شدن Harold مثلا یه هیولا از مرگ بر میگرده (اگر چه با در نظرگرفتن قتل Rands توسط اون، به نظر می یاد که اون اصلا ابر قهرمانی نبوده که از ابتدای داستان باید می بود.) بدون شک Elektra که اون هم از آدم خوبای داستان نبود، شکسته تر از دفعه قبل به دنیا بر میگرده که خیلی شبیه داستان کمیک استریپ کتابش در میاد و وقتی ما همه میدونیم «دست» عنصر کلیدی سریال های MCU بوده، می تونیم امیدوار باشیم نقش بهتری ازش توی سری «مدافعان» ببینیم.

سؤال: چرا Claire به Matt Murdock زنگ نمی زنه؟

جواب: خب این یکی خیلی روی اعصابه. به هر دلیل مزخرفی که داشته، مدیرای Netflix تصمیم گرفتند قهرماناشونو تا وقتی که در آینده و در «مدافعان» به هم می پیوندند، جدا از هم نگه دارند. مثلا ممکنه در طول سریال ببینی که Rosario Dawson و Carrie-Anne Moss ظاهر می شن و یا اوباش دیگه ای هم در سطح شهر هستند، اما اونا تأثیراتشون رو بر قسمت های دیگه ای از سریال می زارن. در واقع یه فرصتیه که از دست میره تا این که به طرز ابلهانه ای تا مرز تحمل پیش بره.یه جورایی چاره ای برای انتخاب نداشتیم وقتی Luke Cage همه رشته های Jessica Jones  رو پنبه می کنه و با همه اونا به عنوان عناصر مبهمی که بهتره به خاطر سپرده نشن رفتار میکنه. خوب اما قابل درکه که Luke نمی خواد چنان رویدادهای خشن و دلهره آوری دوباره تکرار بشن. به هر حال «مشت آهنین» تونسته روایت داستانی صحیح و ساختار درستی رو نشون بده و این خیلی رضایت بخشه.

Claire به سختی از پس زندگیش بعد فصل دوم Daredevil  بر اومده که این موضوع  Daredevil و Elektra وStick رو علیه Nobu و Hand در میاره. اون دوستش رو توی نبرد از دست داده و میدونه که Matt در یک جنگ سخت و کُشنده با یک سازمان مخوف گیر افتاده. پس واسه چی این لعنتی یه خط پیامک و از این چیزا نمی فرسته که بگه Hand برگشته و این دفعه حتی مخوف ترهم شده و یه رهبر تازه مواد مخدر هم شده که نقشه های خطرناک بزرگی برای تسخیر دنیا توی کله اش داره. خب این خاصیت داستانه که Claire یا یه احمق به تمام معنا باشه، یا یه آدم باهوش و اون حد وسط نداره. اینطوریاس.

چی تو سر مادام Gao داره می گذره؟

مادام Gao زن باهوش و مکاریه. اول داستان به عنوان یه خلاف کار ثانویه معرفی شد که با Wilson Fisk در فصل اول Daredevil کار میکرد. تو سری های Netflix مادام Gao یه استاد بازی های ذهنی و تبادل کننده مواد  مخدر ظاهر شده. اما توی مشت آهنین ما جنبه های تازه ای از شخصیتشو می بینیم که خیلی قوی تر از اون چیزیه که ما می تونستیم تصورشم بکنیم. واسه همین اون یه روباه پیره به تمام معناست.

مادام Gao از قرن ۱۷ باقی مونده و یعنی الان حدود ۴۰۰ سال سن داره. اون تونست Danny رو با یه چیزی شبیه ابر مشت تله کینتیک ناکار کنه. همه اینا یه جور تئوری طرفداری پیشرفته است. مادام Gao ممکنه اصلا Crane Mother و حاکم K’un-Zi  باشه که یکی از پایتخت های بهشته و البته این شخص دشمن قسم خورده «مشت آهنین» هم هست.

غیر از جاودانگی و مهارت های مبارزه حیرت آورش، یه چیز دیگه ای توی آستینش داره که مشت آهنین رو توی قسمت آخر گیر میندازه. بعد از رویارویی Danny با Harold Meachum میبینیم که Davos و Joy با هم توی یه جایی شبیه یه کافی اروپایی ملاقات می کنند. Davos میخواد با Joy یه قراری بزاره که Danny رو بکُشه. چون به نظرش Danny باعث و بانی همه مشکلات Joy بوده، Joy هم همینو میخواد. و کسی زیر پای Joy نمیشینه مگه مادام Gao که وقتی داره چایشو کم کم میخوره، زیرجِّلکی می خنده. وقتی به حیله های قدیمی مادام Gao می رسیم، میبینیم که مثل کتاب کمیک استریپش، یه رابطه خاص با Steel Serpent که همون Davos باشه (توی کتاب به اسم heroin می شناسیمش) داره و اصلا استخدامش کرده که «مشت آهنین» رو ناکار کنه. به علاوه تو فصل اول Daredevil مادام Gao میگه خونه اش فاصله قابل توجهی داره و مثلا از چین هم دورتره و Harold مستقیما از Crane Mother تو فصل اول «مشت آهنین» اسم می بره. درسته که هنوز اثبات نشده، اما همه نشونه ها میگن که مادام Gao همون Crane Mother هستش.

مادام Gao تا حالا دو دفعه از شهر نیویورک اخراج شده و دلیلشم ارتباطش با دو تا از خلافکارای مشهور – Kingpin و Bakudo بوده. اما مادام Gao نم پس نمیده و همیشه نقشه ای تو چنته داره. الان مغز متفکر قراره چی کار کنه؟ خب اگه مادام Gao همون Crane Mother باشه، پس یعنی میخواد از «مشت آهنین» انتقامشو بگیره. از اونجایی که Sacha Dhawan گفته Davos قرار نیست بخشی از «مدافعان» باشه، می تونم شرط ببندم که صحنه «کافه» برای فصل دوم «مشت آهنین» طراحی شده و اونجا شاید کمی از شخصیت و نقش Crane Mother رمز گشایی بشه.

Bakuto کجاست؟

Bakuto. با این سؤالت حسابی ناامیدم کردی. Colleen Wing که یه آدم باهوش و کمک کننده و خوش قلب به نظر میرسه، در واقع یه آدم دروغگو، دورو، بی رحم و حساب گره که فقط هم رهبر Hand نیست، بلکه میتونه مادام Gao و Meachums رو هم از میدون به در کنه و براش نقشه کشیده. Bakuto در واقع عمق تاریکی واقعی این رنگ های پنهان شده است، وقتی که Colleen رو به «سر بریده شدن» محکوم می کنه. (احتمالا به عنوان بخشی از رستاخیز Elektra اگر هدیه اش همانی باشد که Bakuto  می خواست.)

خب اون گروه Hand رو ترک نکرده و فقط موفق نشده جای Danny رو به گروه گزارش بده. کارش شیطانیه. شاید خیلی ساده باشه که بفهیم چرا Davos تنها دلیل خوب بودنشه. خیلی بده که بهش نچسبیده، یا این طور به نظر می یاد.

همه این گروه خلافکار غرق اتفاقی شدند که بین Davos و Danny در جریانه و کسی متوجه نشده که چه بلایی سر جسدش اومده، تا این که سرشو بر میگردونن و می بینن رفته. Colleen فرض میکنه که آدم های Bakuto اومدن و جسدو با خودشون بردن و در واقع شاید اونا این کار رو کردن، اما یه خرده احمقانه به نظر میاد که رهبرای Hand فرصت زندگی دوباره رو از خودشون دریغ کرده باشند. برای Harold Meachumمدت زمان بیشتری طول میکشه که به زندگی برگرده، مدتی بیشتر از طول یه مبارزه، اما قوانین رستاخیز و زندگی دوباره تو این مرحله انعطاف پذیرند، و باعث میشن که Bakuto فرصت بیشتری برای تجربه شون داشته باشه. یا شاید هم آدماش جسدشو بردن یه جای امن که خودش باعث میشه سؤالای زیادی تو ذهن تماشاگر بیاد. مثلا این که اگه اون آدم قبلا دوباره زنده شده، چرا هنوز شیطانیه؟ یعنی میشه که اون یه زمانی آدم خوبی بوده و مثلا Colleen هم به این باور داشته؟ شاید اون هم مثل یکی از اشخاص قدرتمند داستان، به طرز شگفت انگیزی جوون بوده و فقط به دلیل چندبار زنده شدن های متوالی پیر به نظر می آد؟ و اگه الان قراره دوباره زنده بشه، چقدر شیطانی تر به زندگی بر میگرده؟ فقط یه بخشی از این تئوری می تونه روشن باشه و اونم اینه که Bakuto به Ward گفته باشه که چطوری کسی رو بکشه که اگه زنده بشه، آدم خوبی بشه. خب پس چرا باید اطلاعاتی رو در اختیار Ward بزاره که به ضرر خودشه؟ یا مثلا شاید Bakuto قبلا خودش تو این مراحل بوده ولی آدماش اونو در مقابل عمل انجام شده قرار دادند. البته شرط می بندم که شاید اصلا چنین چیزی نبینیم.

آیا Davos و Joy کاملا شیطانی می شن؟

خب ما باید Davos رو به مجموعه شخصیت هایی اضافه کنیم که بهتر از Danny هستند. اون دوست بچگی Danny و همرزمشه که توی K’un-Lun با هم آموزش دیدند. Danny قابلیت داشتن لقب «مشت آهنین» رو نداره و با ترک کردن موقعیت و پستش خیانت بزرگی رو مرتکب میشه. Davos اساسا یه آدم زود باور و بومی K’un-Lun و خیلی راحته که بخوایم طرفشو بگیریم. اون حتی Danny رو تعیقب میکنه و بهش کمک میکنه دشمناشو شکست بده، اما در شرایطی که Danny برگشته تا وظایف عقب افتادشو پیگیری کنه. اون ممکنه کمی خشن و غیرعادی به نظر برسه، اما واقعا بدی نیست. تا وقتی که یه چاقو به قلب Bakudo فرو میکنه. قاتل خونسرد بودن نقطه عطف همه شخصیت های داستانه و با یه بازی فریبنده، با یه جدال زشت با Danny و نشون دادن یه صورت وسوسه انگیز به Joy Meachum بالاخره سرنوشت خودشو به عنوان Steel Serpent  کامل میکنه. و همونطوری که قبلا توضیح دادم، به نظر میاد داره با مادام Gao وارد یه همکاری میشه. آیا از این که اتفاقی برای K’un-Lun میفته که کم کاری Danny و قصورش در انجام وظیفه باعث بلایی سرش بیاد که همیشه ازش می ترسید؟ اگه این طوریه، شاید همین باعث و بانی خشم و عصبانیتش و انگیزه اش برای انتقام گرفتن از Danny یک بار برای همیشه بوده باشه.

اما در مورد Joy شخصیت و نقش اون کمتر تأثیرگذاره. اون این فصل رو با به عنوان یه زن کاری و بیزنسی قاتل شروع کرده و با همون عنوان هم به پایان می بره، فقط الان یه سری مشکل با پدرش، چند تا رد زخم روی تنش و یه چیپ بزرگ ol روی شونه اش داره. شاید به نظر بیاد که اون Danny رو به خاطر همه اتفاقات نادرستی که توی زندگیش افتاده مقصر بدونه که منطق گیج کننده ایه. برای من این که از Danny به هر دلیلی دفاع می کنه، فقط شاید به این دلیل باشه که پدرش آدم وحشتناکیه که شاید یه نگاه آبکی به این قضیه باشه. اگه قراره در به قتل رسوندن Danny کمک کنه، باید دید که چقدر درونش تیره شده و چه حریف قدرتمندی شده که الان توی شرکت Rand یه مهره تعیین کننده است.

بالاخره کی Colleen Wing خودش رو نشون میده؟

 

مشت آهنین نمایش اختصاصی Colleen Wing هستش. Jessica Henwick که نقش Sand Snake و خلبان X-Wing رو بازی کرده و خب میدونید که خیلی آدم جالبیه این جا یه نمایش شگفت انگیز دیگه ارائه می کنه و به عنوان Sensei قسم خورده گروه Hand دوست و عاشق «مشت آهنین» میشه. Wing بهتر مبارزه میکنه و خب قطعا شخصیت بهتری هم هست و ذهنیت قهرمانیش قوی تره، یعنی همیشه سعی میکنه منطقی و عقلانی رفتار کنه و کار درست رو انجام بده؛ اگر چه اشتباهاتی هم در طول مسیر داره. صادقانه اگه بگم، بدترین اتفاقی که میشد بیفته همین بود که عاشق Danny شده باشه.

به عنوان یه شخصیت فیلم، اون داره به نوعی از قهرمانی تبدیل میشه که قرار بود Danny توی فصل اول بهش تبدیل بشه که البته Wing به شخصیت بهتر و مبارز عاقل تری و حتی انسان بهتری تبدیل میشه. Henwick شخصیت کاریزماتیکیه که میتونه ببینده رو پای تلویزیون میخکوب کنه. زیبایی، حساسیت و شکنندگی و مهربونیش اونو به یه شخصیت عالی برای «درام» تبدیل می کنه. فقط کافیه به این زنه یه فرصتی داده بشه. Punisher بعد فصل دوم Daredevil میخواستش، ولی Netflix سریع این موضوع رو فهمید و روش دست گذاشت و باعث شد یه سری اولیه خوب از چرخش فرآیند داستان به «مدافعان» ایجاد بشه.

حتی برای این پیش زمینه و منبع خوبی هم وجود داره: Daughters of the Dragon که یه سری کمیک استریپ که داستانی بین Wing و شوالیه تاریکی Simone Missick که یه کاراگاه توی هارلمه روایت میکنه و با Luke Cage به دنیای داستان معرفی میشه و خوب بعضی وقت ها بازی رو به خاطر عنوانش می دزده که انصافا عنوان و داستان در موردش خیلی بد نوشته شده. Colleen Wing خودش رو «دختر اژدها» میخونه و همین خودش برای هیجانزده کردن شخص کافیه. Netflix هم به خوبی داره این کارو انجام میده. یه ابر قهرمان خیابونی که با دو زن اقلیت در راه خوبی برای پاسخ دادن به تلاش برای تنوع افتاده و هیچ چیزی مثل این نیست که یه حرکت شجاعانه در حد Jessica Jones بوده. این یکی از نمایش هایی تحسین شده تا به امروز بوده که پخش شده. من میگم باید بزرگ باشه. حلقه معبد Claire که نویسنده به روشنی به عنوان یه جای خطرناک معرفی کرده و خیلی عمدی در میانه دعوا چنگک های مبارزه اون گیر میکنه. این شخصیت ها اساسا خودشون رو در طول فصل نشون دادند. Rosario Dawson ستون فقرات Netflix تو این مدت بوده و فقط کافیه بهش یه فرصت بدی و با خیال راحت بشینی و درخشش اون رو ببینی.

K’un-Lun کجاست؟

شکست های Danny Rand یادتون میاد؟ به عنوان «مشت آهنین» وظیفه مقدس Danny اینه که از K’un-Lun که یکی از هفت پایتخت بهشته و به صورت دوره ای روی زمین ظاهر میشه محافظت کنه. این محافظت با دفاع از ورودی K’un-Lun از دسته ای از دشمنان که همون گروه Hand باشند انجام میشه. خب وقتی که Danny تو نیویورک گند میزنه و پستش رو به خاطر علاقش ترک میکنه و شهر در مقابل حملات بدون دفاع میمونه. اون تجسم این ایده است که «تو فقط بلدی یه کار بکنی»

در آخرین لحظات پایانی فصل، Danny با Colleen دوتایی به K’un-Lun بر می گردند. (حتی اگه حس کنم که مثل یه زن قسم خورده گروه Hand خیلی استقبال گرمی ازش نمیشه) و قصدشون از برگشت فقط اینه که شهر اسرارآمیزی که توی نوک قله کوه توی ابرها ناپدید شده پیدا کنند. علاوه بر چند نفر از سرسپردگان به قتل رسیده گروه Hand که جلوی ورودی رو بستند (و خب میدونید که کی قرار بوده ازش حفاظت کنه) همه شهر ناپدید شده. Danny میگه این تقصیر من بوده، درست در آخرین لحظات فصل سریال. درسته Danny. تو گند زدی و باید هم پشیمون باشی.

طبیعتا بزرگترین سؤالی که به ذهن همه میاد، و اون سؤالی که ما دوست داریم در فصل های بعدی «مشت آهنین» ببینیم اینه که بالاخره چی به سر K’un-Lun اومده؟ خیلیا فکر میکنن که این شهره نابود شده، البته این به Bakudo هم ربطی نداره (البته توی کمیک استریپ این طوری بوده) چون Bakudo کینه شو نسبت به «مشت آهنین» در ابتدای فصل ابراز کرده و به عنوان رهبر گروه Hand اون قطعا میخواد یه راهی به داخل شهر پیدا کنه، خب منطقی نیست که برای مقابله با قدرت «مشت آهنین» بخواد شهرو نابود کنه. یعنی شهر با یه نیروی جادویی غیب شده؟ یا مثلا درست و حسابی ناپدید نشده؟ یا درست و حسابی ناپدید شده؟ و اگه این طوریه، این برای شهرهای دیگه چه معنایی خواهد داشت؟

 

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

‫۳ نظرها

  1. مرسی از اخباری که گذاشته بودین و اما میتونستین کلمات بهتری هم بعضی جا ها قرار بدین بعضی جا ها از لغات متینی استفاده نکرده بودین موفق باشید

    1. درست میفرمایید
      چون ترجمه شده است ، بیشتر کلماتی است که خود نویسنده اصلی استفاده کرده و میشه کمی ویرایش کرد
      البته اگر دقت کرده باشید به تازگی داریم از این متنهای طولانی میذاریم و کم کم نگارش بهتر میشه

  2. دوست عزیز ما مجبوریم کلماتی رو استفاده کنیم که جنبه «محاوره ای» دارند. در اصل انگلیسی مقاله هم کلمات اینطوری نوشته شده بودند و من برای حفظ اصالت از کلماتی استفاده کرده ام که به طور دقیق «منظور محاوره ای» رو برسونند. تازه در مواقع بسیاری اصل کلماتی که در انگلیسی مقاله بسیار «رکیک» هم بودند با کلمات مناسب تر جایگزین کردم تا بار منفی شون کاهش پیدا کنه.

    متشکرم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن