بررسی اپیزودی سریالها

بررسی اپیزودیک فصل سوم True Detective: قسمت پنجم – هر کسی در حال فرار از دیگران

در هر سریال تلویزیونی زمانی وجود دارد که متوجه می شویم آیا داستان سریال نیاز به زمان بیشتری برای بیان شدن دارد، یا اینکه می شد همین داستان را در زمانی کوتاهتر و اپیزودهای کمتر روایت کرد. مثلا درباره ی سریال های مارولی نتفلیکس این زمان خیلی زود فرا می رسد، یعنی حدودا در اپیزود سوم متوجه می شویم داستان در حال کش داده شدن بیش از حد است. متاسفانه در اپیزود پنجم فصل سوم سریال True Detective (کارآگاه حقیقی) هم به این نقطه رسیده ایم. این اپیزود از True Detective داستان را بین لحظاتی از رشد شخصیت ها تقسیم کرده و این کار یا به اندازه کافی خوب عمل نمی کند یا فقط در حال تماشای لحظاتی هستیم که قبلا آن ها را دیده ایم.

همچنین شاهد طرح داستان جدیدی هستیم که اصلا انتظارش را نداشتیم، اما بدتر از همه اینکه این اپیزود کاملا برای کش دادن به داستان اضافه شده است. ما از قبل می دانیم که شخص اشتباهی برای پرونده ی قتل و آدم ربایی سال ۱۹۸۰ مقصر شناخته شده است. البته نمی دانستیم آن شخص وودارد بوده است، که در اپیزود قبلی تحت تعقیب گروهی از خلافکارها قرار گرفت و به خانه اش پناه برد که آن را با مین های ضدنفر تجهیز کرده بود. وودارد کاملا و مسلما بی گناه به نظر می آید، البته در میان مدارکی که بعدا در خانه ی او پیدا شد لوازمی وجود داشته که متعلق به بچه های پرسل بوده. اما وین در سال ۱۹۹۰ متوجه می شود احتمالا کسی آن ها را در خانه ی وودارد جاسازی کرده است.

 

قضایا آنطور که به نظر می آیند نیستند، یا افراد درگیر در پرونده معتقدند قضایا آنطور که به نظر می آیند نیستند، که در این اپیزود به تکرار شاهد این نکته هستیم. در سال ۱۹۹۰، وقتی تام ناگهان وارد اتاق مدارک شده و متوجه می شود جولی زنده است، در کنفرانسی تلویزیونی از او درخواست می کند پیش خانواده اش برگردد. وقتی جولی بالاخره تماس می گیرد، مدام به این نکته اشاره می کند که «مردی که توی تلویزیون ادعا می کرد پدر منه» و می گوید می داند او (تام) چکار کرده است. اگر آن پسر فراری که وین و رولند از او بازجویی می کنند راست بگوید، زنی که آن ها او را به عنوان جولی می شناسند حالا نام مری جولای را برای خودش انتخاب کرده و دنیای فانتزی ای برای خودش ساخته که در آنجا او شاهزاده ای متعلق به اتاق صورتی است. آیا جولی پرسل/ مری جولای شستشوی مغزی داده شده تا باور کند تام پدرش نیست؟ یا قضیه چیز دیگری است؟ هیچ چیزی از True Detective بعید نیست!

همچنین به لطف تجدید دیدار وین با رولند در سال ۲۰۱۵ که او را برای اولین بار در این خط زمانی می بینیم، می دانیم که اتفاقاتی در سال ۱۹۹۰ افتاده اند که آن ها ترجیح می دهند ناگفته باقی بماند، چیزی که مربوط به گم شدن دن اوبرایان پسرعموی لوسی مادر بچه ها می شود. جسد او در یک معدن پیدا شده و وین رولند قطعا بیشتر از آن چیزی که سریال ارائه می کند از این ماجرا خبر دارند. مسئله ی مرتبط دیگر ناپدید شدن هریس جیمز یکی از افسرانی است که سرپرستی جمع آوری مدارک در صحنه ی جرم تیراندازی در خانه ی وودارد را برعهده داشته است. همانطور که الیسا مونتگامری طی مصاحبه برای برنامه ی مستند True Criminal به وین می گوید او در سال ۱۹۹۰ ناپدید شده است. وین از او می پرسد: کی؟ اما ممکن است او خودش را به ندانستن زده باشد یا شاید هم به دلیل ابتلای او به فراموشی این قضیه را از یاد برده باشد. همانطور که الایسا می گوید: عده ی زیادی که درگیر این پرونده بوده اند حالا مرده اند، که شاید نشان دهنده ی این باشد که این جنایت خیلی بزرگتر از آن چیزی است که ما فکر می کنیم.

همه ی این ها جذاب هستند، اما نمی شود از کش داده شدن به این فصل True Detective هم صرف نظر کرد. نقش آفرینی علی، دورف و اجوگو همچنان عالی است، اما خیلی از اطلاعاتی که به ما داده می شود به نظر اضافی می آید، مخصوصا خط زمانی ۱۹۹۰ که موضوعات و لحظاتی که قبلا در داستان دیده ایم را تکرار می کند. وین و رولند از فِردی که حالا بزرگ شده و همچنان شخصی عوضی و از خودراضی است بازجویی می کنند. فردی به آن ها می گوید: اگر فکر می کنید می تونید کار دیگه ای برای من انجام بدید، بهتره نگاهی به زندگیم بندازید. البته زندگی او آنچنان بد و ویران هم به نظر نمی آید. وین پس از این ملاقات به رولند می گوید: لطفا برای من همه ی رنج و سختی های یک مرد سفیدپوست بودن رو توضیح بده، و در ادامه می گوید: بچه های این نسل همه یه مشت ترسو هستن.

جلوتر، سر میز شام در خانه ی رولند (با حضور لوری زنی که در اپیزود قبلی و در سال ۱۹۸۰ با رولند آشنا شد)، وین دوباره با آملیا مشاجره می کند، و این بحث تا زمانی که به خانه می روند هم ادامه دارد و وین می گوید از اینکه زندگی به او روی خوش نشان نداده خسته شده است. ما هم واقعا از مشاجرات بی هدف این دو نفر خسته شده ایم. آملیا به وین می گوید: شاید این شگفت زدت کنه، اما من آرزوهای بزرگتری دارم تا اینکه همش توی خونه منتظر باشم تا تو بالاخره بیای.

اما هنوز هم لحظاتی که موفق ظاهر می شوند ارزش تماشا دارند. فصل سوم True Detective از ابتدا با جریان بین گذشته و آینده بازی کرده است. گاهی اوقات این کار ناشیانه انجام می شود. در بقیه ی اوقات این روش خیلی خوب جواب می دهد، مثل زمانی که وین در سال ۲۰۱۵ در خانه اش به دنبال همسری می گردد که دیگر آنجا نیست و بچه هایی که دیگر بزرگ شده اند و از آنجا رفته اند، تا وارد خاطره ای از دورهمی خانوادگی آن ها می شود که در آن در حال خواندن داستان کتاب جنگل در کنار یکدیگر هستند. چنین لحظاتی باعث می شوند مشکلات سریال را کمی فراموش کنیم و اگر راه حل نهایی معما ارزشش را داشته باشد، باعث می شود کل مشکلات این فصل را فراموش کنیم. اما ما به عنوان مخاطب تا همین جا هم راه زیادی طی کرده ایم و به نظر می آید در ادامه ی راه هم کار سختی در پیش داشته باشیم.

نکات جالب قسمت پنجم:

۱. اگرچه این باعث پریشانی وین می شود، اما زندگی تنهایی رولند در حومه ی شهر، نوشیدن زیاد و سروکله زدن با سگ ها کاملا منطقی به نظر می آید. او هر چقدر هم در عملیات پلیسی مهارت داشته باشد، و هر چقدر در کنار لوری به نظر اهل معاشرت بیاید، اما از آن دست آدم هایی نیست که بتواند زندگی آرامی برای خودش مهیا کند.

۲. علاوه بر این، کاری که او و وین قبلا انجام داده اند باعث شده آرامش او برهم زده شود. اگر مدارک را به هم ارتباط دهیم، به نظر می آید آن ها دن اوبرایان را کشته اند. و روز بعدش وین با هویت صاحب کارخانه ی Hoyt Foods صحبت کرده، اما هرگز به رولند درباره ی گفتگویش با هویت چیزی نگفته است.

۳. آیا این قضیه ربطی به این دارد که وین و رولند ۲۴ سال است با هم صحبت نکرده اند؟ شاید. اما وین نمی تواند به یاد بیاورد، و سکانسی که در آن هنری در حال آماده کردن رولند است و به او می گوید پدرش چیزی را به خاطر نمی آورد آن را به لحظه ی خاصی تبدیل کرده است.

۴. وین که بالاخره کتاب آملیا را می خواند متوجه می شود لوسی آن نامه را درباره ی زنده بودن جولی نوشته بود. همانطور که در قسمت قبل دیدیم او از اینکه روح یک زن هرزه را دارد شرمسار است.

۵. اپیزود پنجم هم توسط نیک پیزولاتو (همه کاره ی True Detective) کارگردانی شده،‌ اما به نظر می آید دنیل سکهایم کارگردان اپیزود سوم، کارگردانی بقیه ی قسمت های این فصل True Detective را برعهده داشته است.

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن