نقد فیلم

یادداشتی بر فیلم جوکر (Joker)

جامعه فاسد...

بعد از بازی تکرار نشدنی هیث لجر مرحوم در فیلم شوالیه تاریکی در نقش پادشاه جرم،جنایات و شرارت،برای سالها کسی به این نقش نزدیک نشد.تا اینکه در سال ۲۰۱۶ جرد لتو این نقش را اهدا کرد که با بازخورد بسیار بدی مواجه شد،حال پس از ۳ سال کمپانی برادران وارنر،فیلمی با محوریت شخصیت جوکر در خورد این شخصیت را ساخته است که توانست بهترین فیلم جشنواره ونیز امسال شود.جوکر به اولین فیلم‌ کمیک بوکی تبدیل شد که این مقام را به دست آورد…

داستان فیلم در دهه ۸۰ میلادی در شهر گاتهام روایت میشود.در این شهر مردی به نام آرتور فلک که دچار نوعی بیماری روانی-ذهنی است با مادر خود زندگی را میگذارنند.این بیماری باعث شده که او خنده های عجیب و شیطانی را به لب داشته باشد،همین مسئله (بیماری) برای او در جامعه مشکلات فروانی درست کرده است.لحظه به لحظه زندگی آرتور از درون فرو پاشیده می شود.در این بین اجتماعی که،آرتور در آن زندگی میکند نقش مهمی در فروپاشی درونی زندگی آرتور دارد…

در همان ابتدای فیلم ما کاملا از شخصیت رنج کشیده آرتور شناخت پیدا میکنیم.او اصلا قصد نابودی،آسیب زدن و… را در ابتدای فیلم ندارد (همین که نوشته ای با خود دارد که میگوید من بیمارم از خنده های من ناراحت نشوید همین خودش نشان از مهربانی آرتور دارد) تنها هدفش ستاره شدن و خنداندن مردم در جامعه ای که تاریکی بر آن سایه انداخته است.اما بیماری که دارد باعث میشود او مانند دیگران نتواند با جامعه همراه شود.آرتور اصلا نمی تواند با مردم ارتباط موثری برقرار کند.همین باعث میشود حتی به هدف خود هم نه تنها نرسد بلکه نزدیک هم نشود. تنها چیزی که نصیب آرتور و امثال آرتور در جامعه تاریکی همچون شهر گاتهام میشود،خشم دیگران است که اصلا چنین انسان هایی را به آدمی زاد حساب نمیکنند.

همین که کاملا ما با شخصیت شکست خورده آرتور آشنا شدیم،این نکات همگی دست به دست هم دادند که آرتور که شخصیتی مهربان بود به یک جانی وحشتناک تبدیل شود.نحوه تبدیل آرتور فلک به جوکر به درستی نمایش داده میشود و بدون شک اصلی ترین دلیل تبدیل شدن او به جوکر جامعه کثیفی است که در آن زندگی میکند. در واقع گاتهام همان جامعه کثیف،جهان وسیعی که است که ما در آن زندگی میکنیم.جهانی که نمی تواند یک فرد بیچاره را به آرزویش برساند،و حتی با او به بدترین شکل ممکن رفتار میکند همان بهتر که همگی به هلاکت بنشینند. شهر گاتهام در فیلم کاملا مانند فیلم های نولان، پرداخت درستی دارد به گونه ای،مانند شخصیتی که در فیلم به آن پرداخته میشود.


تاد فیلیپس همانند کریستوفر نولان فیلمی ابرقهرمانی را چنان به پای دوربین برده است که واقعا جای تحسین دارد.در روزگاری که انتقام جویان مارول که فقط و فقط جنبه سرگرمی دارد و یکبار مصرف است،پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما میشود،امثال تاد فیلیپس و کریستوفر نولان،فیلم هایی را میسازند که علاوه بر سرگرمی،از منظر روانشناختی و هنری بسیار بهره بردند و حتی باید گفت شاهکاری فراموش نشدنی را ساختند.

شخصیت پردازی در فیلم به گونه ای به پیش میرود که با اینکه جوکر به یک جنایتکار وحشتناک تبدیل میشود،باز هم شما آن را به شدت دوست دارید.با او میخندید،اشک میریزید، ناراحت میشوید،عصبی و شوکه میشوید…

آقای تاد فیلیپس فرموده جوکر به هیچ عنوان ادامه ای برایش ساخته نخواهد شد.در همین فیلم،جوکر چنان شخصیت پردازی دارد که آیرون منی که در بیش از ۱۰ فیلم مارول حضور داشته،چنین شخصیت پردازی نداشته است.البته همین تمرکز بیش از اندازه بر روی شخصیت جوکر شاید کمی باعث شده با شخصیت های مکمل دیگر،ارتباط زیادی برقرار نشود.اما همین که جوکر در تک تک صحنه ها حضور دارد بسیار به جذابیت فیلم اضافه شده است. تاد فیلیپس گفته بود که فیلم جوکر از ۲ فیلم اسکورسیزی یعنی سلطان کمدی و راننده تاکسی، تاثیر پذیرفته است و جالب است،فیلیپس از بازیگر اصلی آن ۲ فیلم یعنی رابرت دنیرو استفاده کرده است.رابرت دنیرو در فیلم نقش بسیار جالبی دارد(مجری برنامه) و بازی اش را واقعا باید تحسین کرد.الهام گیری فیلیپس بر ۲ فیلم اسکورسیزی،کاملا در فیلم آشکار است و اگر هم این خبر را نشنیده باشید در هنگام دیدن فیلم‌ متوجه خواهید شد.

جوکر در فیلم‌ دارک نایت اگر چه به بهترین طریقه ممکن شخصیت جوکر را به تصویر کشیده شد،در این فیلم‌ باید آن بهترین طریقه ممکن را ضریب ۲ کرد.قبل از فیلم کاملا انتظار میرفت که از ما از زیر و بم زندگی،جوکر با خبر شویم که کاملا به این موضوع پاسخ داده شده است

موسیقی فیلم چنان با فیلم هماهنگ جلو میرود،که بر جذابیت فیلم به شدت میفزاید.موسیقی مناسب با شرایط آرتور پخش میشود.هنگام ناراحتی موسیقی غمگین.هنگام خوشی و خنده موسیقی شاد.فیلمبرداری هم کاملا شخصیت از هم پاشیده جوکر را در جای درست به ما نشان میدهد.

و اما آخرین نکته بازی واکین فینیکس در نقش پادشاه فساد یعنی جوکر است که باید به شدت از آن تحسین شود.بازیگری که در سال های گذشته با بدشانسی موفق به دریافت جایزه نشده،با این فیلم بسیار بسیار به اسکار بهترین بازیگری نزدیک شده است.فینیکس چنان در نقش خود غرق شده که بیننده به شدت حیرت زده میشود.فینیکس با خلق صحنه هایی ماندگار برای شخصیت جوکر،باعث شد که فیلم‌ جوکر کاملا درخور با شخصیت جوکر باشد.تا به اینجا بدون شک از فینیکس به عنوان شانس اول اسکار یاد میشود.درمورد مقایسه دو بازیگر خوب جوکر یعنی فینیکس و لجر،باید بگویم این یک چیز سلیقه ای است.سلیقه بنده به عنوان نویسنده،آقای هیث لجر فقید است.اگر فیلمی مستقل برای شخصیت جوکر با بازی لجر ساخته میشد(خدایا چه میشد،فکرش را بکنید)…

اما باز هم همین فیلم به لطف کارگردان خلاق و بازیگران عالی و هزاران نکته دیگر فیلمی به شدت دیدنی است.

(در مورد خشونت فیلم هم باید بگویم که کاملا منتقد ها الکی گیر داده اند.خشونت کاملا به جا و بدون مشکل است و چندان زیاد هم نیست.)

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن