معرفی سریالنقد سریال

چرا باید Evil بهترین سریال ترسناک تلویزیون پس از Hannibal را تماشا کنید

این نقد تا حدودی داستان سریال Evil محصول CBS را لو می‌دهد

ایجاد ترس و وحشت در تلویزیون کار راحتی نیست. وحشت درباره لحن و تنش است و حفظ این موارد در طول یک داستان کار چالش برانگیزی است، که شاید ارائه آن به شبکه‌ها و مخاطبان را سخت‌تر کند. اگرچه در گذشته شاهد این همه سریال ترسناک که امروزه پخش می‌شوند نبوده‌ایم – هم‌اکنون سه سریال ترسناک براساس آثار استفن کینگ (Stephen King) در حال پخش هستند – این سریال‌ها بیشتر متعلق به سرویس‌های استریم هستند، جایی که سازندگان با محدودیت‌های زیادی روبرو نیستند. بنابراین شوکه‌کننده و لذت‌بخش است که می‌بینیم سریالی به نام Evil «شیطان» محصول شبکه CBS محدودیت‌ها را کنار زده و با روی باز از ژانر وحشت استقبال می‌کند. این سریال که بخشی از آن شامل فرآیندهای جنایی و بخشی از آن شبیه The X-Files «پرونده‌های مجهول» اما با حضور اهریمنان است، بهترین اثر در ژانر وحشت است که از زمان به پایان رسیدن Hannibal «هانیبال» شاهد آن هستیم.

اپیزود اول Evil با بازجویی روانشناس کریستن بوشار (با بازی کاتیا هربرس (Katja Herbers)) از مردی متهم به قتل چندین نفر آغاز می‌شود. این چیزی است که مخاطبان شبکه CBS کاملا با آن آشنایی دارند، یک فرآیند تحقیقات جنایی دیگر که می‌توان حین پخش آن کارهای عقب افتاده خود را انجام داد. اما سپس سازندگان میشل و رابرت کینگ (Michelle and Robert King) که سابقه ساختن سریال‌های The Good Wife «همسر خوب» و The Good Fight «دعوای خوب» را دارند بیننده را شوکه کرده و کریستن با خواندن یک دعا باعث می‌شود قاتل از حالت عادی خودش خارج شود. آیا او تسخیر شده؟ یا تحت تاثیر دعا قرار گرفته؟ این سوالی است که کارآموز کریستن یعنی دیوید آکوستا (با بازی مایک کولتر (Mike Colter)) و متخصص فنی او بن (با بازی آصف مندوی (Aasif Mandvi)) وظیفه دارند آن را پاسخ دهند، آن هم در حالی که پرونده‌های مرموز کلیسای کاتولیک را بررسی می‌کنند.

جایی که بیشتر نمایشات از شیطان و تسخیر شدن توسط اهریمنان روی اتفاقاتی که حین فرآیند جن‌گیری رخ می‌دهد تمرکز می‌کنند، تمرکز اصلی Evil روی تلاش‌ برای پیدا کردن مدارک معتبر تسخیر شدن توسط اهریمن قبل از انجام جن‌گیری است. این باعث می‌شود سریال بتواند بین حالت فرآیند جنایی که مخاطبان این شبکه آن را دوست دارند و عناصر ژانر وحشت که مخاطبان جدیدی را به این شبکه جذب خواهد کرد تعادل برقرار کند. هر اپیزود با یک پرونده جدید آغاز می‌شود، جایی که کسی ادعا می‌کند اتفاقاتی ماورایی در اطراف او اتفاق افتاده، چه یک معجزه باشد یا رویدادی شیطانی. سپس تیم این ادعا را بررسی می‌کنند، کریستن و دیوید موارد روانی پشت ماجرا را بررسی می‌کنند و بن تلاش می‌کند توضیحی علمی و منطقی از آن اتفاق ارائه دهد.

چه برای نمایش آسیب‌پذیری تکنولوژی نسبت به دخالت‌های بیرونی یا نشان دادن ناآگاهی کاربران از در خطر بودن همیشگی آن‌ها در دنیای مجازی، Evil با تمام توانش از تکنولوژی به عنوان ابزاری برای بررسی ماهیت شیطان استفاده می‌کند. در حالی که هر اپیزود Evil درباره یک پرونده است که در پایان اپیزود حل می‌شود، همچنین شاهد یک داستان کلی هستیم که شخصیت‌ها را به شدت درگیر خودش کرده است.

نزدیک‌ترین مورد مشابه به Evil حداقل از نظر ساختار روایتی سریال The X-Files است. در اینجا دیوید نقش معتقد را بازی می‌کند که همیشه آماده است تا مسائل را از دید ماورایی بررسی کند، در حالی که کریستن در این پرونده‌ها به دنبال توضیحات علمی است. با وجود مستقل بودن اپیزودها، در سریال شاهد یک داستان کلی هستیم که نشانگر اسطوره‌ای بزرگ است و کاملا وارد محدوده داستان The Exorcist «جن‌گیری» می‌شود. دلیل آن هم تصاویر ترسناکی تکراری است که در آن شخصی شیطانی را می‌بینیم که خودش را جرج می‌نامد و وقتی کریستن در خواب توان حرکت کردن ندارد او را می‌ترساند. اگرچه سریال رویکردی منطقی و علمی به اساطیر خودش دارد – سریال افشا نمی‌کند این‌ یک شیطان است یا فقط یک کابوس – اما با اشاره به اینکه دختر کریستن هم خواب جرج را می‌بیند شوک دیگری به مخاطب وارد می‌کند. همچنین دکتر لیلاند تاوسند (با بازی مایکل امرسون (Michael Emerson)) را داریم که ممکن است اصلا یک انسان نباشد بلکه یک اهریمن باشد. او شروری جذاب و شگفت‌انگیز است و مثل همان کاری که در Lost «لاست» انجام داد، خیلی خوب نقش اشخاص فریبکار و حیله‌گر را با نگاه‌های شیطانی ظریفش بازی می‌کند. او در حرفه روانشناسی یک تهدید برای کریستن است،‌ اما همچنین نقشی در اسطوره بزرگ داستان دارد که طی آن قرار است ۶۰ اهریمن به زمین بیایند.

نکته جالب Evil این است که با کافران و افراد معتقد کاملا بااحترام برخورد می‌کند. پرونده‌های هر هفته حتی اگر حل شوند اما به پاسخ کاملی نمی‌رسند، بلکه بخش‌هایی از معما را بی‌پاسخ باقی می‌گذارند تا نشان دهند شاید نیروهای والاتری در این اتفاقات نقش دارند. شاید در این مورد که چرا یک دختر پس از اینکه چندین ساعت مُرده بوده دوباره زنده می‌شود به پاسخی برسیم، اما منبع تصویر مبهم در دوربین‌های مداربسته مشخص نمی‌شود. جرج خیلی در سریال حضور ندارد، اما حضور کوتاه او برای ایجاد ترس و وحشت کافی است. همچنین در سریال شاهد بازی کردن دختربچه‌ها با تخته‌های احضار روح هستیم که ممکن است باعث شود بدنتان مورمور شود. این صحنه‌ها مثل فیلم‌های ترسناک فیلمبرداری شده‌اند و گاهی اوقات خیلی تاثیرگذار ظاهر می‌شوند.

در حالی که دو شخصیت اصلی یادآور فاکس مولدر و دینا اسکالی سریال The X-Files هستند، اما رابطه بین کریستن و دیوید چیزی بیشتر از بدبین در مقابل معتقد بوده و درباره منشا خود شیطان است. شاید Evil از نظر موضوعی بیشتر شبیه سریال Mindhunter «شکارچی ذهن» باشد، چون بررسی می‌کند چرا مردم دست به کارهای وحشتناک می‌زنند: آیا شرارت حاصل تفکرات ذهن‌های پیچیده است که کارهای ترسناک انجام می‌دهند؟ یا منشا آن در جامعه و تربیت است؟ یا چیزی شیطانی و شرور وجود دارد که روی ما تاثیر می‌گذارد تا کارهای بد انجام دهیم؟ Evil پاسخ درستی به این سوال نمی‌دهد، و گاهی اوقات اصلا هیچ پاسخی به مخاطب نمی‌دهد. اپیزود چهارم درباره یک زوج سابقا عادی است که معتقدند پسر ۹ ساله سابقا عادی آن‌ها توسط شیاطین تسخیر شده است. این بچه حالت تهاجمی به خودش گرفته و خواهر نوزاد خودش را اذیت می‌کند و هیچ روانشناسی نتوانسته این مشکل را حل کند. این تیم بررسی می‌کنند آیا این بچه یک جامعه‌ستیز ذاتی، تسخیر شده توسط شیطان یا فقط قربانی محیط جامعه است. اما سپس تیم متوجه می‌شود بچه گم شده و پلیس در حال بازجویی از والدین او است. آن‌ها فقط با چند نگاه مختصر می‌توانند متوجه شوند چه اتفاقات وحشتناکی در آن خانه رخ داده است. در حالی که هرگز ریشه این رفتار پسربچه را نمی‌فهمیم، Evil با نمایش تیتراژ پایانی اپیزود ما را معلق در هوا رها می‌کند.

بخشی از جذابیت Evil به خاطر شبکه‌ای است که آن را پخش می‌کند. کمتر شاهد یک سریال تلویزیونی از چنین شبکه‌هایی هستیم که وارد ژانر وحشت شوند.  The Exorcist و Hannibal نشان دادند می‌توان با وجود کنار زدن محدودیت‌ها یک داستان عالی هم روایت کرد، اما آ‌ن‌ها در این زمینه کاملا استثنایی بودند. اینکه Evil از همان شبکه‌ای پخش می‌شود که همچنان پس از سال‌ها در حال پخش سریال‌های جنایی CSI و NCIS است و موفق می‌شود قوانین آن سریال‌ها را دنبال کند و همچنین صحنه‌های وحشتناکی از جن‌گیری و تسخیر توسط شیاطین را به خوبی به تصویر بکشد، این معجزه واقعی است.

 

8

8
برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن