نقد فیلم

نقد و بررسی ۳ فیلم Marriage Story

هرگز میتوانی مرا ببخشی؟...

نوا بامباک (Noah Baumbach) ، کارگردان و فیلمنامه نویس سینمای مستقل و آزاد این بار هم مانند همیشه به سراغ ساخت فیلمی بر مبنای روابط انسانی رفته است ، فیلمی که موضوع آن به وضوح از نامش مشخص است.  داستان ازدواج (Marriage Story) فیلم کمدی‌-درام جدید اوست که در آن نگاهی تیزبین ، دقیق و دلسوزانه به ازدواجی می‌اندازد که در آستانه‌ی فروپاشی‌ ست و اعضای خانواده در حال تلاش و تقالا برای کنار هم ماندن هستند.

اکثر فیلم های بامبک شخصی هستند. او در سال ۲۰۰۵ برای فیلم ماهی مرکب و نهنگ ( The Squid and the Whale ) ، نامزد اسکار بهترین فیلم‌نامه‌ غیراقتباسی شد ، فیلمی که تاثیر پذیرفته بود از ، خاطرات مربوط به طلاق پدر و مادر ، بامبک. در سال ۲۰۱۳ ، نوا بامبک از همسرش ( جنیفر جیسن لی ) جدا شد ، حدس و گمانه هایی مطرح بود ، که این فیلم به جدایی این زوج اشاره دارد.هر چند بامبک این موضوع را رد کرده اما میتوان رگه هایی از تجربیات شخصی آزار دهنده را در Marriage Story دید. فیلم ، زوجی را با بازی آدام درایور (Adam Driver) و اسکارلت جوهانسون (Scarlett Johansson) ، به ما نشان میدهد.

نخستین همکاری بامبک و جوهانسون در این فیلم رقم‌خورده است.اسکارلت جوهانسونی که این روز ها لقب پر در آمد ترین بازیگر زن جهان را با خود به یدک میکشد در حالی در این فیلم حاضر شده است که که خود قبلا ۲ بار طعم تلخ طلاق را تجربه کرده است.این طلاق ، شاید مهمترین دلیلی باشد که بامبک او را برای نقش مناسب دانسته است و مایل بوده است او در این فیلم ، حضور داشته باشد. چشیدن طعم طلاق آن هم ۲ بار بدون شک در نقش آفرینی احساسی جوهانسون در این فیلم بی تاثیر نبوده است. در مقابل جوهانسون ، آدام درایور قرار دارد که دیگر کم‌ کم‌ دارد در سینما خودش را اثبات میکند.او در فیلم های قبلی خود مانند سکوت ، پترسون و بلکککلنزمن به طور کم و بیش دیده شده است.و قطعا میتوان گفت بهترین بازی ادوار بازیگریش در چهارمین همکاری او با بامبک (Marriage Story) رقم خورده است که شایسته تحسین فراوان است.

همانطور که گفته شد ،  داستان درباره زوجی جوان به نام نیکول ( جوهانسون ) و چارلی ( درایور ) است.این زوج هنرمند پس از سالها زندگی مشترک و داشتن پسری ۸ ساله ، دیگر نمیتوانند با یکدیگر زندگی کنند برای همین تصمیم به طلاق میگیرند.اما آنها برخلاف پیشبینی قبلی خود از طلاق ، که طلاق امری ساده است و به سهولت انجام میشود ، می فهمند که طلاق آنقدر ها هم ساده و راحت نیست.آنها وارد موقعیتی میشوند که بر روی فرزندشان هم تاثیر گذاشته میشود… با شنیدن صحبت های ابتدایی نیکول و چارلی در توصیف ویژگی های خوب یکدیگر به همراه تصاویری بسیار زیبا و دیدنی که همراه این صحبت ها نشان داده میشود بنظر میرسد ، این زوج زندگی رویایی در کنار همدیگر ساخته‌اند ،  و  همه چیز بینشان به خوبی پیش میرود و درست در زمانی تقضای جدایی از یکدیگر دارند که این موضوع برای مخاطب کمی باور نکردنی به نظر میرسد و این سوال در ذهن او ایجاد میشود که مشکل چیست ؟

وقتی این سوال در ذهن مخاطب ایجاد شد ، او کاملا با فیلم همراه و جذب فیلم میشود. Marriage Story فارغ از فیلمنامه بی نقص خود از نقش آفرینی های بی نظیری بهره مند است. آدام درایور بهترین نقش آفرینی خود را در این فیلم تجربه کرده است. او توانسته احساسات عمیق چارلی را به بهترین نحو به تصویر بکشد و بیننده را تحت تاثیر قرار دهد. اسکارلت جوهانسون هم وضعیت مشابهی دارد. او مخصوصا در سکانس نفس گیر ابتدای فیلم که وضعیت زندگی اش را برای وکیل توضیح میدهد مونولوگ طولانی ای را تجربه کرده و هنر خود را به نمایش می گذارد. بازی هر دو سرشار از احساسات و شوخ طبعی است.

کلیدی ترین سکانس فیلم جایی است که نیکول برای ایجاد توافق و کاهش آتش درگیری ها به منزل چارلی میرود. آپارتمان چارلی فضای ساده ای  دارد. دیوارهایش بدون تابلو هستند. بامباک سعی دارد تمام توجه را بر روی کلماتی که بین چارلی و نیکول رد و بدل میشود بگذارد. (البته فضای ساده آپارتمان چارلی نشان دهنده خو نگرفتن وی با لس آنجلس هم هست). این سکانس یادآور تئاتر است و بنوعی چارلی و نیکول درحال بازی کردن نمایش زندگی خودشان هستند. آنها اول تلاش میکنند تا پس از دعوای بیرحمانه شان در دادگاه باهم به توافق برسند ولی به مرور رنجش های قدیمی به نقطه جوش رسیده و حرفهایی رد و بدل میشود که غیرقابل بازگشت هستند. این جایی است که اسکارلت جوهانسون و آدام درایور طوری ترکیبی ناب از هنر بازیگری را در معرض نمایش می گذارند که نگاه نکردن به آن غیرممکن است. فیلمبرداری این صحنه حالت پرتره مانند دارد و روی صورت بازیگرها ثابت می ماند تا فوران احساسات را بشکلی عالی نشان دهد. در این صحنه ما شاهد فروریختن واقعی یک رابطه هستیم. درایور و جوهانسون باید طوری بازی کنند که هم نباید احساسات خود را بروز دهند.

و هم اینکه درمقابل انجام اینکار ناتوان باشند. آنها قطعا از پس این کار برآمده اند. بامباک این سکانس را پنجاه بار گرفته که دو روز طول کشیده و و کلش در یک برداشت (ولی در چندین پلان) ضبط شده است. نکته جالب اینکه هربار درایور و جوهانسون باید از اول این سکانس بازی میکردند.  اما از نقش آفرینی عالی شخصیت های فرعی نباید غافل شد. ازی رابرتسون در نقش هنری و جولی هگرتی در نقش مادر نیکول هرکدام به زیبایی شخصیت خود را به نمایش میگذارند. لورا درن در نقش وکیل نیکول در این بین از شخصیت پردازی عمیق تری برخوردار است و بخوبی آن را ارائه میدهد. از نکاتی که به خوبی در فیلم پرداخت شده وکیل ها هستند. شعار آنها ”بخور، بنوش، تجدید فراش کن” نشان دهنده این است که تا چه حد موضوع طلاق برایشان ساده است. در ابتدا نیکول سراغ یک وکیل رفته تا از او مشاوره بگیرد. وکیل نیکول به اسم ”نورا فنشاو” با بازی لورا درن در اینجا با مهربانی به حرفهایش گوش میدهد. جلوتر چارلی هم وکیل میگیرد. او مجبور است بخاطر شرایطش وکیل ارزان تری بگیرد. فرانک یک پیرمرد بامزه است و دوست دارد داستان تعریف کند. در جایی چارلی به تمسخر میگوید ”باید بخاطر این داستان هایی تو تعریف میکنی هم باید پول بدم؟” پس چارلی مجبور میشود که سراغ وکیل بهتری برود. یعنی وکیلی که بیشتر پول میگیرد. شخصیت نورا و جی ماروتا (وکیل دوم چارلی) بیانگر این موضوع است که وکلا تا چه حد از به هم ریختن روابط افراد و حتی کمک کردن به آن پول زیادی به جیب می زنند. در سکانس دادگاه آنها با دخالت بیش از حد در زندگی موکل هایشان سعی بر پیروز شدن خود و گرفتن رای قاضی هستند بی آنکه کوچک ترین اهمیتی به نابودی رابطه چارلی و نیکول بدهند. اینجا هم دوربین با تمرکز زیاد روی صورت درایور و جوهانسون سعی دارد هردو را به خاطر فاش کردن رازهای خود تحقیر کند.

توجه دقیق و موشکافانه کارگردان به شخصیت پردازی از نکات قوت ”Marriage Story” است. این توجه تا جایی است که فیلم با معرفی ریزبیانه دو شخصیت اصلی قصه از دید یکدیگر شروع میشود. این سکانس که با عبارت ” چیزی که درمورد او دوست دارم…” آغاز میشود برخلاف بقیه فیلم شامل مونتاژهای سریعی است که دستی گرفته شده اند. چارلی و نیکول از خصوصیات مثبت، زیبایی ها و پاکی ها و اخلاقیات یکدیگر تعریف میکنند. این توجه زیاد حتی در پوسترهای فیلم هم مشهود است.

کارگردان بشکل جالبی، تفاوت های بین چارلی و نیکول را به تفاوتهای زندگی در دو دو شهر نیویورک و لس آنجلس تشبیه کرده. نیکول یک لس آنجلسی ست. او تعریف میکند که کار در نیویورک چقدر برایش سخت بوده. در لس آنجلس او مقابل دوربین بازی میکرده ولی در نیویورک باید وارد صحنه تئاتر میشده. در لس آنجلس او را در تلویزیون نشان میدادند و ممکن بود تبدیل به یک ستاره هالیوود بشود ولی در نیویورک به تئاترهایی می رفته که تماشاگران کمی برای تشویق او حاضر بودند. چارلی هم ابدا به این موضوع اهمیتی نمی داده. او بعنوان به یک کارگردان تئاتر با آداب و فرهنگ مردم نیویورک معرفی میشود. شاید اینطور گمان شود که بامباک، بیشتر طرف چارلی را میگیرد. به هرحال ما نیکول را داریم که بدون اطلاع قبلی، اوراق طلاق را گرفته و آن حس دوستی و احترام بینشان را نادیده میگیرد. نیکول قول های گذشته اش درمورد سکونت موقت در لس آنجلس را هم فراموش کرده و حتی از راه قانون سعی میکند حضانت کامل هنری را بگیرد. آدام درایور بشکل چشمگیری این احساسات آشفته و حس خیانت را بشکل بی نقصی با استفاده از تیک های عصبی روی صورت و حرکات سریع دستها بروز میدهد. اوج این حملات عصبی را میتوانیم در سکانس دعوا و نیز صحنه ای که با جاکلیدی دستش را عمیق می برد ببینیم. نیکول ناتوانی مالی چارلی برای نقل مکان کردن به لس آنجلس و گرفتن یک وکیل حرفه ای را نادیده میگیرد. نورا چارلی را وادار میکند تا وارد این بازی شود.

اما چارلی هم مقصر است. او با خیانت به همسر خود و اهمیت ندادن به زندگی کاری او عامل اصلی برهم خوردن این رابطه است. از نکات جذاب ”Marriage Story” همین نگرش بی طرفانه به هر دو طرف است. بامباک در جایی ما را در مقام قضاوت شخصیتها قرار میدهد و در جایی ما را با درد آنها شریک میکند.از موارد دیگری که ارزش فیلم را بالا میبرد ، طنز غیرقابل وصف آن بود. بامباک با هوشمندی از نقش های فرعی شخصیت های عجیب و غریبی ساخته است تا فیلم را از حال و هوای سرد و اندوهناکش دور کند و به نوعی فیلم را متعادل کند. بخشی از این طنز هم با روایت پیچیدگی مسخره فرایند طلاق انجام شده است.

حرف آخر: Marriage Story از شانس های اصلی نتفلیکس برای درو کردن اسکار امسال است چرا که کاملا بی‌طرفانه به موضوع طلاق می‌پردازد و بازیگران آن نیز به خوبی توانسته‌اند مواجه شدن‌ خود را با فراز و نشیب‌های این مسیر دشوار نشان دهند.

به قلم آرین و امیرحسین

10

10
برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن