نقد فیلم

نقد و بررسی ۲ فیلم The Irishman

هیچکس نمی میرد مگر آنکه کشته شود!

فیلم The Irishman جدید ترین ساخته کارگردان محبوب هالییود.مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) با بازی ستارگانی همچون رابرت دنیرو (Robert De Niro)،آلپاچینو (Al Pacino) و جو پشی (Joe Pesci).کستی از بهترین های دوران سینما را در فیلم خود جای داده است و فیلم در ژانر درام جنایی و بیوگرافی در سال ۲۰۱۹ از استریم نتفلیکس پخش و اکران شد که با استقبال بسیار خوب منتقدین و مخاطبین مواجه شد.

فیلم راجب مردی بنام فرانک شیران ایرلندی آمریکایی است که راننده کامیون حمل گوشت است و پس از آشنایی با چند تن از سران مافیا زندگی اش دستخوش تغییراتی میشود…

فیلم The Irishman در پلان اول خود در فصل خانه سالمندان و حرکت ترکینگ دوربین به فضاهای مختلف خانه سالمندان شکل فضاسازی خود را مشخص میکند، و در همان خانه به نوعی از کهن بودن و قدمت قصه خود میگوید.سپس با صدای خارج از قاب و شخصیت اصلی قصه و راوی قصه روبرو شویم.زمانی که فرانک در پیری به دوربین یعنی برای مخاطب قصش را شرح میدهد و این شیوه قصه گویی کلاسیک هم بخوبی ارتباط مخاطب با فیلم را در چند دقیقه اول برقرار میکند و هم فلش بک های اسکورسیزی برای تعریف قصه با تدوین دقیق.نشان از قصه ای پر از ماجرا و جنب و جوش میدهد.و زمانی که فرانک از برنامه سفرش با راسل میگوید در نریشن های خوب فرانک.سفر به مثابه همان قصه فیلم است که مخاطب هم همراه با آن میشود.سفر میکنیم به دوران چهل سالگی و اوج انرژی فرانک در همان کلوزاپ اول در کامیونی که شخصیت پردازی را از بخش کاری شخصیت شروع کرده بدلیل ارتباط فیلم با کار و اعمال پرسوناژ خود در طول قصه.و زمانی که راسل ماشین اورا تعمیر میکند.خودش یه نشانه از دخالت بزودی راسل در زندگی فرانک است.فرانک شیفته درآمد بیشتر و نشست و برخواست با آدم های بزرگ است.به همین دلیل سریع در کارش پیشرفت میکند.سکانس عالی که اسکورسیزی در فول شات دنیرو را در داخل سردخانه و کنار گوشت ها و لاشه های یخ زده نشان میدهد.دقیقا جایی است که قوس شخصیتی فرانک شروع میشود و در ادامه جسد گاوها تبدیل میشود به جسد انسانها در کار فرانک.

اسکورسیزی بخوبی با بلوغ درجه یک خود در کارگردانی از هر اشاره سینمایی بصورت عینی و عالی استفاده میکند.کادر بندی هایی که فرانک همیشه و سوژه همیشه در گوشه یا مرکز آن است به عنوان یک شاهد تا فیلمبرداری های عالی اسکورسیزی.نظیر فصل قتل در آرایشگاه با یه لانگ تیک و حرکت دوربین که بدنبال آدم ها است.تمام حس قتل و آن فضای ترور و کشتار را میسازد بدون اینکه یک کات اضافه یا پلان زیادی داشته باشد.دوربین اسکورسیزی به مانند یک انسان در زاویه ای لول در فضای داستانی آن قدم میزند.نظیر فصلی که فرانک برای کشتن فردی وارد رستوران میشود و در کسری از ثانیه از در دیگر آن خارج میشود.در اینجا حرکت دوربین تا نمای خارجی از ساختمان به مانند یک نظاره گر قصه واقعی و فیلمنامه است.و آن اسکورسیزی است.از دگر موتیف های تکنیکی و بصری اسکورسیزی آن حرکت کرین دوربین در دادگاه از یه لانگ شات ابتدا و به سرعت حرکت کرده و تبدیل شده به مدیوم شات است که در چند سکانس شاهدش هستیم.این نوع تصویر دهی اسکورسیزی از دور به شکل یک نمای ژورنالیستی و خبری است و از نزدیک تبدیل به همان پلان سینمایی فیلم میشود برای همراهی با شخصیت.و بنظر من اسکورسیزی با این حرکت به نوعی هم نمای کلی برای خط فرضی داده و هم حس موقعیتی که شخصیت در آن است را میسازد که انگار جیمی هافا در ابتدا با این جمع قاضی و شاکی طرف هست و سپس به او نزدیک میشویم تا ری اکشن او را به این آدما ببینیم.

هرچه از کارگردانی قوی اسکورسیزی برای خلق ابژه داستانی و یک روایت تصویری خوب از واقعه واقعی بگیم کم است اما اگر بخواهیم تعریف درستی از دکوپاژ اسکورسیزی بگویم.آن پلانی که فرانک برای اولین بار وارد خانه ای میشود که قرار است جیمی در آنجا کشته شود را به یاد آورید.فرانک از در وارد میشود و با میزانسن خوب کارگردان.وارد فضای نشیمن شده و دوربین با او به راست پن میشود سپس وارد غذاخوری شده و با یه عمق میدان خوب فضای آشپزخانه هم سرک میشود.به همین راحتی و خلاقانه اسکورسیزی از سه پلان یک پلان درآورده و مفهوم میزانسن و فضاسازی را به ما یاد میدهد.مونتاژ خوب فیلم و بخوصص میکس صداها و موسیقی متن فوقالعاده آن تمپوی سکانس و حس و حال هر فصل را میدهد و زمانی که فرانک بین یک دو راهی سخت قرار میگیرد فیلمساز کات میزند به تلوزیون برفکی و همین برای مخدوش بودن ذهن و افکار فرانک کافیست.صدابرداری های دقیق.نماهای فرمیک و زیبا شناختی.نورپردازی های زاویه دار اسکورسیزی که به نوعی وامدار از همان فیلمای نوآر و کلاسیک قدیم سینماست.رنگ بندی های جذاب و طراحی لباس و تیپ سازی خوب کاراکتر ها هیچ یک بی علت و خارج از فضای پلات نیس.بازی خوب اسکورسیزی با وسایل صحنه و اکسسوار نیز در نوع خود جالب هست.

ماشین های کلاسیک آن زمان.هجو خوبی از یادگار دوران گانگستری آمریکاس.شراب ها و بار های مختلف آن.خیابان های شهر و نوع دکور و صحنه سازی ها.همگی نشان از شناخت کامل فیلمساز از فضای داستانی خود است که از تجربه او میاید.مرد ایرلندی در کارگردانی از استاندارد های بالایی برخوردار است که بی شک میتواند از شانس های اصلی اسکار باشد.

و اما فیلمنامه اقتباسی آنکه اسکورسیزی بدلیل تجربه و نزدیکی خود با آن فضا انتخاب کرده است،بخوبی با بهره گیری از عناصر قصه گوی سینما چه در تصویر چه روایت.سعی کرده فیلم را صرفا از یک داستان خبری و مقاله ای به داستانی پر جنب و جوش و هدفدار تبدیل کند که تا حد بالایی نیز موفق شده است با فصل سازی های خوب.فلش بک های بجا و شخصیت پردازی عالی فیلم The Irishman که اسکورسیزی وجه سمپاتیک شخصیت هارا به هیچ وجه در کار آنها قرار نداده و به مخاطب اجازه خو گرفتن با جنایات را نمیدهد.اسکورسیزی با دست گذاشتن روی عنصر درام و تعاملات آدما با یکدیگر از دیالوگ نویسی ها خوب تا خانواده سعی بر همراهی مخاطب با آنها دارد.بطوریکه که در سکانس های قتل دوربین با فاصله و در جای ثابت است اما در سکانس های دیگر نظیر رقص جیمی با پگی و ارتباط این دو خود به تنهایی مخاطب را به جیمی نزدیک میکند اما کارکتر راسل را نه.و خود کاراکتر پگی.یک نگاه معنی دار به پدر که به نوعی از اعمال او آگاه است اما مانند مخاطب هیچ کاری جز نظاره کردن نمیتواند انجام دهد.نظیر همان سکانس کتک خوردن مرد مغازه دار توسط فرانک جلوی چشمان دخترش.دقیقا جایی که دختر متوجه تغییر در ذات پدر میشود.همگی این تمهیدات از بستنی خوردن جیمی تا نگاه راسل به دوربین.مخاطب را به کاراکتر ها نزدیک میکند نه اعمال جنایتکارانه آنها.

اما فیلم The Irishman در اواسط خود بدلیل قرارگیری در بازی های پیچیده سیاست کمی از ریتم میوفتد و موسیقی های خوب و نریشن فرانک سعی بر یکنواخت کردن این ریتم دارند اما مخاطب کمی از ادامه داستان عقب میماند اما بعد از ورود جیمی به زندان دوباره به ریتم اولیه خود باز میگردد، و فیلمنامه در بخش گره گشایی خود به مانند یک داستان واقعی و مستند سرنوشت و فرجام کاراکتر هارا میگوید.راسل به کلیسا میرود برای پاکی خود و تطهیر و سپس به آغوش مرگ.و فیلم دگر با همان پایان فرانک همراه میشود.شخصیتی که او مارا وارد قصش کرده است و حال باید برود.فیلم حتی شوخی سازی هایی هوشمندانه دارد که در موقعیت های جدی مخاطب را می خنداند.نظیر سکانسی که فرانک فکر میکند وکیل او هم کشته اند درحالی که بر اثر مرگ طبیعی مرده.همین گمان او کل تم و فضایی که فرانک در آن زندگی میکرد را نشان میدهد که در دنیایی مافیایی آمریکا.کسی نمیمیرد مگر آنکه کشته شود!اسکورسیزی در مرد ایرلندی بخوبی خط باریک خشونت و انزجار را حفظ میکند و با گریم های خوب.و صحنه سازی های قشنگ.فقط و فقط خشونت را مناسب با تم داستانش ساخته و تبلیغی نمیکند.فیلمنامه تعلیقی نیم ساعته نیز حتی دارد که مخاطب را حتی پشت پرده ترور ها و تاثیرات روانی آن قرار میدهد.و سکانسی که جیمی کشته میشود همه چی ساکت است و در یک نمای ساده.روی زمین دراز کشیده و اسلحه نیز به مانند تفنگداران ارتش آمریکا روی آن است.و این عاقبت زیاده خواهی در مافیا است.هرچند که آدم مهمی بوده باشید.و پلان آخر فرانک فرسوده شده ما نیز که از گوشه در همچنان اورا نگاه میکنیم و فیلمساز همچنان اورا در تصویر برای ما زنده نگه میدارد تا اورا با گناهان و خطاهای زندگی اش تنها بگذاریم و به نوعی عاقبت اورا نیز هم از خرید تابوت میدانیم تا بی رحمی هم نکرده باشیم.

اسکورسیزی در مرد ایرلندی یک دنیای مافیایی و گنگستری عالی میسازد بدور از کلیشه های کاریکاتور گونه این ژانر.در فیلم The Irishman هیچ نمای اعجاب انگیزی از سیگار کشیدن ،مشروب خوردن یا مونولوگ های با پرستیژ نمی‌بینم.اسکورسیزی مافیا را با این قصه برای ما کالبد شکافی میکند.از دستای پشت پرده و زدو بند های سودجویانه آنها تا جرم ها و دخالت های سوسیالیست ها.اسکورسیزی بخوبی به ما می‌فهماند که مافیا چیست و تا چه حد میتواند پیشرفت کند.و اما سوای این اهداف متنی فیلم.

اسکورسیزی از تأثیر طمع و زیاده خواهی انسان میگوید که باعث میشود در لحظه آخر هیچکس کنار ما نباشد.اسکورسیزی از تأثیر قدرت روی سبک زندگی انسان ها میگوید.از جزای جرم و خطا میگوید.اسکورسیزی با شخصیت و مخاطب هایش رو راست است.هم گناهان انسانی که تا چه حد میتواند بشر را به تهی بودن و منفور بودن میشکاند میگوید و هم ساختار مافیا را از کوچک ترین تا بزرگ ترین کارهایشان نشان میدهد.اسکورسیزی حتی با گفتن سرنوشت شخصیت ها در حین فیلم The Irishman.تمام سرنوشت این انسان های خلافکار را بازگو میکند.انسان هایی که با رویای پول و قدرت دست به هرکاری میزنند اما سراخر در تنها ترین موقعیت زندگی شان میمیرند.

شروین

به قلم شروین

7

7
برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن