نقد فیلم

نقد و بررسی فیلم The Gentlemen: بازگشت ناموفق گای ریچی به ژانر کمدی جنایی

نقد من از فیلم The Gentlemen «آقایان» به نویسندگی و کارگردانی گای ریچی (Guy Ritchie) با بقیه نقدهای کولایدر فرق دارد. من این فیلم را دوبار تماشا کردم، یکبار در سینما که طی آن یادداشت‌های زیادی از فیلم نوشتم، و یکبار در یک مراسم شام رسمی به میزبانی استودیوی منتشرکننده یعنی STXEntertainment. بنابراین من این فیلم را دوبار و در دو شرایط کاملا مختلف دیده‌ام. بازگشت ریچی به ژانر کمدی جنایی فیلمی درباره ماده مخدر ماریجوانا شامل کاشت، برداشت و فروش آن، دزدیدن آن و قدردانی از آن به عنوان چیزی بیشتر از یک ماده مخدر است. The Gentlemen به عنوان فیلمی ساخته ریچی مثل آثار قبلی او جذابیت سطحی خودش را دارد؛ یک فیلم دلپذیر با حضور مردهای خوش‌لباس که مشغول جرم و جنایت هستند در حالی که سیگار می‌کشند و مشروب می‌خورند. اما همچنین از مخاطب انتظار دارد با آرامش آن را تماشا کند و به این نکته توجهی نکند که زیر این کت و شلوارهای جذاب، شخصیت‌های نژادپرست تکراری و سطحی‌ای حضور دارند که روش داستان‌گویی پینگ‌پنگی ریچی هم به بهتر شدن داستان آن‌ها کمکی نمی‌کند. در نقد و بررسی فیلم The Gentlemen با آریامووی همراه باشید …

متیو مک‌کانهی (Matthew McConaughey) نقش میکی پیرسون یک آمریکایی خودساخته را بازی می‌کند که امپراطوری مواد مخدر بزرگی ساخته و حالا می‌خواهد تمام آن را به فروش برساند. متیو برگر میلیاردر (با بازی جرمی استرانگ (Jeremy Strong)) پیشنهادی ۴۰۰ میلیونی برای کل این امپراطوری می‌دهد، اما این پیشنهاد با هرج و مرج در تشکیلات میکی همزمان می‌شود. مافیای چینی به نام درای آی (با بازی هنری گلدینگ (Henry Golding)) برای تصاحب این قلمرو روش‌های خاص خودش را دارد. او گروهی از مبارزان کله‌گنده را به کارخانه میکی می‌فرستد و قبل از اینکه معامله میکی با متیو سر بگیرد همه چیز بهم می‌ریزد. تا زمان تیتراژ ابتدایی فیلم متوجه می‌شویم همه این اتفاقات در گذشته افتاده‌اند، و ما این قضایا را توسط یک کارآگاه خصوصی به نام فلچر (با بازی هیو گرنت (Hugh Grant)) می‌فهمیم که در حال گفتن آن‌ها برای مشاور میکی یعنی ری (با بازی چارلی هانم (Charlie Hunnam)) است و از او ۲۰ میلیون دلار طلب می‌کند تا دانسته‌های خودش را به روزنامه‌ها لو ندهد.

هر کسی که از فیلم‌های Lock, Stock and Two Smoking Barrels «قفل، انبار و دو بشکه باروت» و Snatch «قاپ‌زنی» خوشش آمده، از این فیلم هم لذت خواهد برد. یکی از نکاتی که کاملا درباره The Gentlemen مشخص است تمایل شدید ریچی برای بازگشت به ریشه‌های فیلمسازی خودش است. او این پروژه شخصی را پس از این ساخت که توانست با فیلم Aladdin «علاءالدین» محصول دیزنی به فروش بالای ۱ میلیارد دلار دست پیدا کند. The Gentlemen بیشتر از اینکه یک فیلم باشد، یک رویداد اجتماعی سرگرم‌کننده است. روش داستان‌گویی با پرش‌های زمانی – مثل یک پیچش داستانی فیلم درون فیلم که انگار فقط برای شوخی انجام شده – اصلا خوب اجرا نشده، اما فیلمی با حضور این گروه بازیگران به هر حال جذاب خواهد بود. هیو گرنت در نقش آدم عوضی و شوخ‌طبع، سکانس‌هایی که در آن‌ها حضور دارد را مال خودش می‌کند. کالین فارل (Colin Farrell) در نقش گنگستری دیوانه به نام کوچ و میشل داکری (Michelle Dockery) در نقش رُزالیند همسر میکی هم نقش‌آفرینی خیلی خوبی دارند. تنها بازیگری که نسبت به بقیه عملکرد بدتری دارد جرمی استرانگ است، که تعهد زیادی نسبت به نقش خودش نداشته است.

بخشی از مشکل استفاده از روش داستانی بی‌خیالی اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی این است که ریچی اصلا آن را با شرایط امروزی تطبیق نداده است. فیلم پیچ و تاب‌های زیادی می‌خورد تا دوباره حالتی نژادپرستانه به خودش می‌گیرد، مثلا اینکه امپراطورهای مواد مخدر سفیدپوست همه جنتلمن هستند، در حالی که دلالان مواد مخدر چینی همگی عوضی و کثافت هستند. مشکل دیگر این است که ریچی اصلا در این فیلم قصد ریسک کردن ندارد. فیلمسازانی مثل ریچی اگر بتوانند از داستان خوبی در فیلم خودشان استفاده کنند می‌توانند از زیر این مشکلات قسر در بروند، اما او در اینجا روی مسائلی تمرکز کرده که خیلی کهنه و قدیمی به نظر می‌رسند. ریچی این قضیه را زمانی آشکارا نشان می‌دهد که شخصیت کوچ از حرف‌های نژادپرستانه به عنوان شوخی یاد می‌کند، بنابراین شخص مقابل نباید از آن‌ حرف‌ها ناراحت شود.

به همین دلیل تماشای The Gentlemen با دو حالت روحی کاملا متفاوت این‌قدر در روشنگرانه بود. در اینجا با فیلمی سرگرم‌کننده روبرو هستیم، البته اگر مشکلاتش را نادیده بگیرید. اما این مشکلات آن‌قدر بد و زیاد هستند که نمی‌توان کاملا از آن‌ها چشم‌پوشی کرد. هر کسی باید پس از مستی، هوشیاری خودش را به دست بیاورد، اما The Gentlemen این کار را نمی‌کند. به جای آن، این فیلم در اشتیاقی مبهم برای ادای احترام به گذشته گم می‌شود و خیلی از نکاتی که باعث جذابیت آن روزهای خوب شده بود را نادیده می‌گیرد.

ترجمه از سایت Collider نوشته Vinnie Mancuso

7.8

7.8

7.8
برچسب ها
نمایش بیشتر

یک نظر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن