نقد فیلم

نقد و بررسی فیلم Ford v Ferrari – شماره ۲

دست های نامرئی سرکوب خلاقیت

داستان در شهر دیترویت شکل می‌گیرد. رئیس شرکت خودروسازی آمریکایی، هنری فورد دوم (با نقش‌آفرینی تریسی لتس) که از ناراحتی قلبی غیرقابل‌تحملی رنج می‌برد، از اوضاع نابسامان و رو به ورشستگی شرکت خود ناراضی بود. لی لاکوکا (با بازی جان برنتال) ایده ای مطرح کرد که طبق آن بخشی از سهام شرکت فراری ایتالیایی را بخرد. انزو فراری این پیشنهاد را رد کرد و درکنارش به شخص هنری فورد هم توهین کرد. این باعث جریحه‌دار شدن غرور فورد می‌شود. تصمیم می‌گیرد که در مسابقه اتومبیل‌رانی ۲۴ ساعته له مانز شرکت کند تا از فراری انتقام بگیرد. کارول شلبی و کن مایلز، افرادی بودند که در تحقق این خواسته به کمک فورد آمدند و توانستند این رویا را به حقیقت تبدیل کنند و نام فورد را برجسته نمایند. از این مسابقه به عنوان یکی از مهیج ترین مسابقه های تاریخ اتوموبیل رانی نام برده میشود.

جیمز منگولد کارگردان آثار خوبی چون لوگان ، شوالیه و روز ، راه رفتن روی خط و… حالا به سراغ فیلمی در مورد ماشین های مسابقه ای و رقابتی که میان شخصیت ها و ماشین ها غالب میگیرد رفته که به ندرت پیش میاید که کمپانی پیدا شود و بودجه هنگفتی صرف چنین فیلمی کند. اما کمپانی فاکس چنین ریسکی را پذیرفته و چیزی حدود ۱۰۰ میلیون دلار صرف این فیلم کرده است. باید گفت ، تصمیم فاکس کاملا درست بوده و نتیجه آن یک فیلم مسابقه‌ای جذاب، سرگرم کننده و عالی است.

جیمز منگولد به خوبی با قوانین ژانر بیوگرافی آشنا بوده و از این موضوع که این قصه قرار است ، ناکامی و پیروزی را حکایت کند ، آگاه بوده است. فرم قصه گویی جیمز منگولد ( فورد برای ساختن ماشینی که بتواند فراری را در مسابقات ۲۴ ساعته لمانز شکست دهد ) تا حد زیادی قابل پیشبینی ظاهر شده ، طوری که بتوان فیلمنامه آن را از اول تا آخر حدس زد ، و مطابق قاعده های قدیمی و کلیشه ای است. اما‌ جیمز مگنولد کار بلد ، آنقدر استادانه و با مهارت و قدرت ، کارش را انجام داده ، که به جای اینکه انتظارات را بالا ببرد ، سکانس هایی از این فیلم‌ها را بزرگتر نمایش می‌دهد که باعث شده آن‌ ها موفق عمل کنند و البته با مهارت بالایی با آن‌ ها برخورد می‌کند.

صحنه‌های مسابقه ای فراوانی در این فیلم هستند که اگر بهترین سکانس های مسابقه ای تاریخ سینما نباشند ، قطعا از بهترین صحنه‌ های مسابقه‌ ای در تاریخ سینما هستند. استفاده درست از چشم انداز های دیدنی و زیبا در کارگردانی منگولد بی‌ عیب و نقص است.

فیلمبردار اثر یعنی فدون پاپامیکائیل باتجربه که در فیلم ۳:۱۰ به یوما هم با منگولد همکاری داشته بود (از قضا کریستین بیل هم در آن فیلم حضور داشت.) ، با فیلمبرداری جسورانه خود کوشیده تا هیجان زیادی به به بیننده منتقل کند. فیلمبرداری او در این فیلم بسیار شگفت انگیز و عالی است به همین دلیل این فیلم از فیلمبرداری و بافت بصری فاخری بهره میبرد. تنوع نماها و مهم تر ، کارکرد درست و به جا هرکدام ،قاب بندی های متناسب با رویداد ها و فضای های مسابقه ای فیلم بسیار تاثیر گذار است و همچنین طراحی لباس ها ، جلوه های ویژه ، پیرنگ کلی و رنگ بندی ها و … به بهترین و واقعی گرایانه ترین شکل ممکن ساخته شده بودند و به بهترین شکل ممکن در هم‌تنیده شده بودند و با تمرکز بر یک بخش باعث ضعیف عمل کردن بخش های دیگر نمی شدند. البته این فیلمبرداری بینظیر فقط به سکانس های مسابقه ختم نشده. بخش های از فیلم وجود دارد که شخصیت ها پشت به طلوع و غروب خورشید قرار گرفته اند و این رنگ بندی و کادربندی مناسب پاپامایکل به فیلم جلوه های زیبایی بخشیده است.

صدا گذاری در فیلم عالی و شایسته تحسین فراوان است. بخصوص صدای بلند موتور ماشین ها و لاستیک هایی که روی جاده ها کشیده میشوند.

در آثار مسابقه ای-اتومبیل رانی عمدتا تمرکز و پرداخت بر روی روند مسابقه و اتفاقات درون مسابقه بوده ، اما مگنولد در این زمینه کلیشه ها را کنار گذشته و با پرداخت به جریانات خارج از مسابقه باعث شده بیننده کاملا و عینا با شیوه و تشکیل مسابقات اتومبیل رانی و رقابت میان شخصیت ها و خودرو ها را سال ۱۹۶۶ را ببینند برای مثال پرداخت به مسائل پشت پرده شرکت فورد و فراری‌.

در فیلم فورد دربرابر فراری بازی های درخشانی هم دیده میشود. در راس همه کریستین بیل قرار دارد که بار دیگر استعداد بالای خود را نشان داد. کریستین بیل برای ایفای هرچه بهتر نقش خود، رانندگی با خودروهای اسپورت را در آموزشگاهی که متعلق به دوست واقعی کن مایلز بود، آموزش دیده. همچنین گفته شده که بیل برای این نقش هفده پوند از وزن خود را کم کرده است. او توانسته ظرافت های رفتاری کن مایلز را نمایش دهد و جذابیت خاصی به شخصیت خود بخشیده است. مت دیمون هم همان شخصیت مهربان همیشگی خود را ارائه داده و با لهجه تگزاسی تندش، بار کمدی فیلم را هم بر دوش گرفته است.

بازیگران توانمند و نام دار دیگری دیگری چون جان برنثال ، ری مک‌کینون و تریسی لتس و نیز بازیگر نوجوانی چون نوا جوپ در فیلم حضور موثری دارند.

این فیلم نتوانسته به شکل عمیقی به پرداخت شخصیت هایش بپردازد ولی این نکته ابدا باعث غیرقابل تحمل شدن فیلم نمیشود. مت دیمون نقش کرول شلبی، یک قهرمان مسابقه اتومبیل‌رانی را ایفا می‌کند که فشار خون بالا او را به سمت بازنشستگی سوق داده است. بخش زیادی از ۱۵۲ دقیقه فیلم صرف طراحی و ساخت فورد جی تی ۴۰ بدست او گذرانده میشود. دیمون همواره با یک کلاه روی سر و یک آدامس در دهانش شخصیت شوخ و دوست داشتنی را خلق کرده است. دیالوگ های او سرشار از طعنه و کنایه های طنزآمیز است. قرارگرفتن لئو بیبی (با بازی جاش لوکاس) بعنوان شخصیتی که با لجبازی های خود همواره سنگ جلوی پای شلبی می اندازد صحنه های مهیج زیادی را در فیلم ایجاد می کند و همچنین به پرداخت شخصیت او هم کمک کرده است.

کن مایلز (با بازی کریستین بیل) یک راننده و خودروساز مغرور، زودجوش، از خود راضی و البته مستعد است که همیشه دوست دارد از دستورات سرپیچی کند. اما او بعنوان مردی که عاشق همسر و پسرش بوده و البته نقش آفرینی خوب کریستین بیل، در ذهن مخاطب تبدیل به یک قهرمان میشود. همچنین طرز فکر شلبی و مایلز تا حد زیادی نزدیک به هم بوده و همین باعث دوستی بینشان می شود. همین رابطه دوستی عجیب بین این دو نفر قدرت درام اثر را تا حدی (به قدری که کافی نیست) بالا برده است. همسر او با بازی کاتریونا بالفه با اینکه زمان حضور او در فیلم بالاست اما کمترین نقش را هم دارد و همچنین شخصیت او از همسر همیشه نگران کن فراتر نمیرود. رابطه مایلز با پسرش در فیلم بسیار تاثیر گذار است و دیدن صحنه های رابطه پدر و پسری لذت بخش است

موسیقی متن فیلم جذاب و گیراست و مطابق و هماهنگ با صحنه ها و فضای فیلم‌ است ، برای مثال با اوج گرفتن داستان و واکنش شدید شخصیت های موسیقی هم جذاب تر و مهیج تر میشود.

جیمز منگولد با این بازسازی تاریخی برخی از مهیج ترین صحنه هایی که امسال دیده ایم را خلق میکند. او ما را در جایگاه صندلی راننده قرار داده و سرعت ماشین را تا ۷۰۰۰ دور در دقیقه افزایش میدهد.

فورد در مقابل فراری ، اثری با زمان ۲ساعت و نیمه است ولی اصلا خسته کننده نیست. در طول فیلم مواقعی صبر بیننده را محک میزند اما درکل از نفس نمیفتد فیلم تقریبا ریتم آرامی دارد. با این حال فیلمساز اثر با شخصیت پردازی موثر و جذابی که به اجرا در آورده به روایت داستان میپردازد و تمام سعی اش را کرده در این راه کلیشه ها را رها کند اما خوب وجود یک همسر همیشه نگران ، یک معاون بد جنس و روسای دهن بین ، کمی مانع از این هدف شده است.

@Film_Baz_Bash (Arian)
@Amir7hs (Amir Hossein)

به قلم Arian و Amir Hossein

8.5

8.5
برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن