نقد فیلم

نقد و بررسی فیلم Dolittle: هیچ دکتری نمی‌تواند این فیلم را درمان کند!

هیچ دکتری نمی‌تواند بیماری فیلم Dolittle «دولیتل» را درمان کند. از همان سکانس اول مشخص است این تلاش بد و تجملاتی برای محبوب کردن داستانی درباره حیوانات که ۱۰۰ سال پیش نوشته شده مشکل خیلی بزرگی دارد. بازیگر و تهیه‌کننده رابرت داونی جونیور (Robert Downey Jr) هرگز روش مناسبی برای انرژی بخشیدن به این داستان پیدا نمی‌کند و نمی‌تواند آن را به شکل یک داستان واقعی بازگو کند؛ قطعا بچه‌های زیادی حین تماشای فیلم از والدین خود خواهش کرده‌اند هرچه زودتر سالن سینما را ترک کنند. پس از افتضاحی که فیلم Cats «گربه‌ها» به بار آورد، این آخرین چیزی بود که یونیورسال به آن نیاز داشت، اما حالا این استودیو یاد می‌گیرد دیگر سفارش ساخت فیلمی موزیکال با حضور حیوانات را صادر نکند. در نقد و بررسی فیلم Dolittle با آریامووی همراه باشید…

فیلم Dolittle براساس موضوعی که شاید در دوران کنونی فقط مورد رضایت سلطنت‌طلبان قرار بگیرد، درباره نجات جان ملکه جوان ویکتوریا است که باعث می‌شود وقایع داستان در قرن ۱۹ روایت شوند. دکتر خوب داستان اسیر مسائل مادی که دیگر مردم را تحت تاثیر قرار داده نیست؛ این بیوه از توانایی ارتباط متقابل و صحبت کردن با حیوانات لذت می‌برد. یک سوم ابتدایی فیلم کاملا درباره به تصویر کشیدن مهارت‌های ارتباطی او با حیوانات است، اما خیلی زود مشخص می‌شود شوخ‌طبعی و جذابیتی که قرار بوده توسط این ارتباطات متقابل به تصویر کشیده شود اصلا جذابیتی ندارد. با وجود اقدامات زیادی که برای زیبا نشان دادن حیوانات در این فیلم صورت گرفته، سکانس‌های مهم فیلم خیلی بد و مسخره به نظر می‌آیند. در این فیلم شاهد پسرفت قابل توجهی در بازیگری داونی هستیم، که باعث شده تعامل او با حیوانات خیلی مصنوعی به نظر بیاید.

بالاخره دکتر دولیتل و دوستانش یک ماجراجویی طولانی در سراسر دنیا آغاز می‌کنند تا دارویی برای درمان ملکه جوان پیدا کنند. این شامل جلوه‌های ویژه و مناظر مختلفی می‌شود، اما مناظری که هرگز مخاطب را تحت تاثیر خود قرار نمی‌دهند. علاوه بر این حس که به نظر می‌آید داونی از بازی در نقش این شخصیت اصلا لذت نمی‌برد – شخصیت دولیتل او اصلا بامزه نیست – مشکل دیگر اینجاست که کارگردان استیون گیگان (Stephen Gaghan) اصلا برای ساخت چنین فیلمی مناسب نبوده است. او قبلا با نوشتن فیلمنامه Traffic «ترافیک» و نویسندگی و کارگردانی Syriana «سیریانا» نشان داده استعدادش در روایت داستان‌های درام خشن و مطابق با دوران است، نه یک داستان فانتزی که در اینجا با آن روبرو هستیم.

در واقع روش کاری این کارگردان اصلا با حیوانات سخنگو همخوانی ندارد، و همچنین نمی‌تواند دوران اوج امپراطوری بریتانیا را به خوبی به تصویر بکشد. علاوه بر بازی توخالی و مبهم بازیگر اصلی، ریتم دیوانه‌وار Dolittle به آن اجازه نمی‌دهد به چیزی که قصد دارد تبدیل شود – اینکه فیلمی جذاب و خیره‌کننده باشد که مورد توجه تمام سنین قرار می‌گیرد. اینکه چطور این همه انتخاب‌های اشتباه در جلو و پشت دوربین برای تیم سازنده مشهود نبوده معمای بزرگی است که پاسخ آشکاری ندارد.

به هر حال، دولیتل و دوستانش به آن‌طرف دنیا می‌روند جایی که شاه رسولی (با بازی آنتونیو باندراس (Antonio Banderas)) پدر همسر درگذشته دکتر در آنجا زندگی می‌کند و اصلا نتوانسته با غم از دست دادن دخترش کنار بیاید. در فیلم شاهد حضور یک شرور کارتونی و مسخره با بازی مایکل شین (Michael Sheen) هستیم، اما این فیلمی است که فقط قصد دارد جلوه‌های خودش را به رخ بکشد و خطرات داستانی اصلا برایش اهمیتی ندارند. این داستان هیچ عمق و محتوایی ندارد و هیچ تاثیری روی مخاطب نمی‌گذارد.

البته نباید از این حقیقت غافل شد که کار فنی صورت گرفته در فیلم واقعا بی‌عیب و نقص است؛ اگر نیمی از این تلاش در بخش داستان‌سرایی و فیلمنامه به کار گرفته می‌شد قطعا با اثر بهتری روبرو بودیم. فیلم اصلی Doctor Dolittle «دکتر دولیتل» محصول ۱۹۶۷ همچنان یکی از بدترین فیلم‌هایی است که تاکنون نامزد بهترین فیلم اسکار شده است. ادی مورفی (Eddie Murphy) در فیلم محصول ۱۹۹۸ شرایط بهتری را تجربه کرد که دنباله آن هم ساخته شد، اما انتظار نداشته باشید دنباله فیلم Dolittle هم ساخته شود.

 

ترجمه از سایت Hollywood Reporter نوشته Todd McCarthy

2

2

2

2
برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن