نقد فیلم

نقد و بررسی فیلم جوکر (Joker)

هیولایی متولد میشود...

مقدمه : داستان فیلم در دهه ۸۰ میلادی در شهر گاتهام روایت میشود.در این شهر مردی به نام آرتور فلک که دچار نوعی بیماری روانی-ذهنی است با مادر خود زندگی را میگذارنند.این بیماری باعث شده که او خنده های عجیب و شیطانی را به لب داشته باشد،همین مسئله (بیماری) برای او در جامعه مشکلات فروانی درست کرده است.لحظه به لحظه زندگی آرتور از درون فرو پاشیده می شود.در این بین ، اجتماعی که آرتور در آن زندگی میکند نقش مهمی در فروپاشی درونی زندگی آرتور دارد…

از همان نما آغازین فیلم که دوربین به آرامی به طرفی آینه ای می رود که آرتور فلک با داست هایش گوشه های دهانش را به بالا میکشاند طی نمایی کلوزآپ چهره ای وهم انگیز ، شکننده و پر التهاب را به تصویر میکشد ، التهاب و دردی که طی دقایق بعد بیشتر برایمان آشکار تر میشود . جوکر اثر جدید تاد فیلیپس ، کارگردانی که آثار بلند بالا و مطرحی در کارنامه ندارد و فقط کمدی را در فیلم هایش به تصویر کشیده است ، این بار با تغییر قلم خود دست به نقاشی تیره و تار ، آزار دهنده ، تاریک و بی رحمانه زده است. در همان ابتدای فیلم ما کاملا از شخصیت رنج کشیده آرتور شناخت پیدا میکنیم.او اصلا قصد نابودی،آسیب زدن و… را در ابتدای فیلم ندارد (همین که نوشته ای با خود دارد که میگوید من بیمارم از خنده های من ناراحت نشوید همین خودش نشان از مهربانی آرتور دارد) تنها هدفش ستاره شدن و خنداندن مردم در جامعه ای که تاریکی بر آن سایه انداخته است.اما بیماری که دارد باعث میشود او مانند دیگران نتواند با جامعه همراه شود. آرتور اصلا نمی تواند با مردم ارتباط موثری برقرار کند.همین باعث میشود به نه تنها به هدف خود نرسد بلکه نزدیک هم نشود.

تنها چیزی که نصیب آرتور و امثال آرتور در جامعه تاریکی همچون شهر گاتهام میشود،خشم دیگران است که اصلا چنین انسان هایی را به آدمی زاد حساب نمیکنند.
همین که کاملا ما با شخصیت شکست خورده آرتور آشنا شدیم،این نکات همگی دست به دست هم دادند که آرتور که شخصیتی مهربان بود به یک جانی وحشتناک تبدیل شود.نحوه تبدیل آرتور فلک به جوکر به درستی نمایش داده میشود و بدون شک اصلی ترین دلیل تبدیل شدن او به جوکر جامعه کثیفی است که در آن زندگی میکند. در واقع گاتهام همان جامعه کثیف،جهان وسیعی که است که ما در آن زندگی میکنیم.جهانی که نمی تواند یک فرد بیچاره را به آرزویش برساند،و حتی با او به بدترین شکل ممکن رفتار میکند همان بهتر که همگی به هلاکت بنشینند. شهر گاتهام در فیلم کاملا مانند فیلم های نولان، پرداخت درستی دارد به گونه ای،مانند شخصیتی که در فیلم به آن پرداخته میشود.

فیلم بر تنهایی و انزوا آرتور با قاب های چشمگیر و زیبای لارنس فیشر فیلمبردار فیلم به خوبی تاکید میکند ، از میزانسن های تاریک از شهر زخم خورده ، کثیف ، پر آشوب و بی احساس گاتهام تا لوکیشن های مربوط به خانه آرتور که تاریکی بر آن سلطه دارد ؛ صد البته نباید تاثیر دکوپاژ حیرت آور فیلم را هم فراموش کرد . واکین فینیکس تاثیرش در فیلم بیشتر از هر عنصر دیگر است و به راستی در تمام مدت اثر، اجرای مستحکم و بی نظیری از خود نشان میدهد ، از حالت چهره اش تا حرکات بدن و خنده های شیطانی که به لطف فیلمنامه خوب آن پشت آن خنده ها هم دلایلی وجود دارد. فیلم در بحث شخصیت پردازی تبحر خاصی در به نمایش گذاشتن فینیکس دارد اما شخصیت های فرعی به دلیل حضور کوتاه فرصت شخصیت پردازی مناسب را نداشته و شاید رابرت دنیرو با بازی بسیار خوبش به عنوان یک مجری تاک شو شبانه از پرداخت مناسبی برخوردار باشد ، مهم ترین ضعف فیلم هم در همین پرداخت کم به شخصیت های دیگر است ، عامل انحطاط جوکر جامعه بود و جامعه هم یعنی شخصیت های مختلف ، که متاسفانه پرداخت درستی به آن ها نمیشود و در حد تیپ سازی می مانند و به نوعی شخصیت منفی داستان که خود جامعه و اعضای آن هستند پرداخت لازم را نمیابند . ارتور آن قدر در زندگیش از فقدان دوستی رنج برده که ناچار است دوست داشته شدن و عشق و تشویق از دیگران را در توهمات و رویاهایش سیطره کند هر چند رویا ها میتوانند رنگ واقعیت بگیرند اما این واقعیت در فیلم جوکر مسیر شر را برای این کاراکتر ترسیم میکند شری که آرتور علاقه نداشت حتی به آن فکر کند چه برسد به آن که آن را در عمل پیاده کند . موسیقی زیبای هیلدور گودنادوتیر هم در اغلب سکانس های فیلم یک حس همدردی و غم انگیزی را به مخاطب میدهد ، ریتمش آرام است اما زننده و منزجر کننده .

دکوپاژ فیلم هماهنگی مناسبی با میزانسن دارد ، موسیقی متن با روند فیلم و روند تغیر شخصیت جوکر تغیر میکند. جوکر اثری واقع گرا و تقریبا دور از لایه های کمیک بوک ها و بهتر از همه چیز بسیار نزدیک به دنیای خودمان است . دنیایی که شاید دیگر آن زیبایی که تصورش میکنیم را نداشته باشد و پر است از تنش و خواسته های مادی . اثری که با ارجاعات آشکار خود چه در داستان و نما ها شباهت چشم گیری به آثار کلاسیک راننده تاکسی و سلطان کمدی داشته که با داستان مستقل و تازه فیلیپس و اسکات سیلور در هم تنیده شده و به هم گره خورده و روایت در خور و مناسبی را خلق کرده است . داستان جوکر برایمان غریبه نیست ، روایتی است دردناک و آشنا از تبدیل شدن انسانی آرام و بی آزار به دلقکی قاتل و بی رحم . فیلم دیوانگی و جنونی را به تصویر میکشد که بدون این که خودمان بفهمیم میتواند به راحتی در وجودمان رخنه کند و قدرت عقل و منطق را از ما سلب کند و به پوچی جوکر اثری واقع گرا و تقریبا دور از لایه های کمیک بوک ها و بهتر از همه چیز بسیار نزدیک به دنیای خودمان است . دنیایی که شاید دیگر آن زیبایی که تصورش میکنیم را نداشته باشد و پر است از تنش و خواسته های مادی . اثری که با ارجاعات آشکار خود چه در داستان و نما ها شباهت چشم گیری به آثار کلاسیک راننده تاکسی و سلطان کمدی داشته که با داستان مستقل و تازه فیلیپس و اسکات سیلور در هم تنیده شده و به هم گره خورده و روایت در خور و مناسبی را خلق کرده است . داستان جوکر برایمان غریبه نیست ، روایتی است دردناک و آشنا از تبدیل شدن انسانی آرام و بی آزار به دلقکی قاتل و بی رحم . فیلم دیوانگی و جنونی را به تصویر میکشد که بدون این که خودمان بفهمیم میتواند به راحتی در وجودمان رخنه کند و قدرت عقل و منطق را از ما سلب کند و به پوچی برساند .

جوکر در ابعاد روان شناختی چیز زیادی برای گفتن دارد ؛ از نشان دادن تاثیرات جامعه و اقتصاد بر مسیر تحولات شخصیتی انسان و به چالش کشیدن ذهن و افتادن به باتلاق نومیدی و بدبختی . از نقد به نظام سرمایه داری تا تنفر از رهبرانی که قدرت و داشتن پول را همه چیز میدانند و افسار مردم را به دست گرفته و از آنها آشوبگرانی میسازند که خودشان ( مردم ) نمیخواستند . جوکر قصه ما دغدغه هایش سیاست نیست ، او از چیزی مهم تر و تاثیر گذار تر گله میکند ، از دنیایی که در آن محبت ، عشق ، و دلسوزی در میان انسان کمرنگ شده و حتی یافت نمیشود . فیلم از کنش هایی میگوید که حرص و طمع و دروغ جای رفاقت و محبت واقعی را گرفته و تنها لذایذ دنیوی را نشان میگیرد. جوکر از همان هیولایی میگوید که انسان ها خودشان آن را ساخته اند ، هیولایی که هیولا ، زاده نشده بود و فقط یک زندگی آرام و دوست داشتنی میخواست . فیلم مرز دیوانگی و انسانیت را بسیار نزدیک و همانند لبه پرتگاهی نزدیک نشان میدهد جایی که دیوانگی فقط یک هل کوچک میخواهد .

(ایراد های منتقدین به خشونت فیلم،اشتباه بوده، خشونت فیلم زیاد نیست و اگر هم باشد فیلم درجه R است و نشان دادن خشونت در راستای هدف فیلم را نمی توان به عنوان ایراد در نظر گرفت)

نویسندگان:جک مورفی و جک تورنس
مهران محمدی: Midoria (@Mehra_kilva)
آرین شجاعی (@film_baz_bash)

با تشکر از @FOURSTARGENERALALIREZA
بخاطر حضور افتخاری (و ادیتور)

نمره:۹ از ۱۰

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن