نقد فیلم

نقد و بررسی فیلم بیوه ها (Widows) – شماره ۲

قاعده ای کثیف

چهارمین ساخته بلند استیو مک کویین.کارگردان سیه چرده آمریکایی فیلم های دوازده سال بردگی و شرم و گرسنه، در ژانر درام،جنایی و مهیج در سال ۲۰۱۸ اکران شد که با بازی بازیگران مطرحی همچون لیام نیسون،کالین فارل توانست با استقبال نسبتا خوب مخاطبان و منتقدان مواجه شود.

داستان راجب سرقت گروهی مردانی از یکی از افراد نامزد شده در انتخابات سیاسی و کنگره آمریکا است که سرقت آنها مشکلات و تبعاتی در پی دارد که گرینبار گیر همسران آن شخصیت ها میشود و آنها…

فیلم در هر پلان اول و انگل و زاویه دوربین از بالا شخصیت اصلی مارا در مدیوم شا بخش شخصی و هنگام رابطه با همسرش نشان میدهد و نشان از تمرکز اصلی داستان روی آن است.سپس تدوین موازی در طول اوپنینگ و فصل ابتدایی کار داریم که مخاطب را هم وارد موقعیتی تنش زا و نقطه عطف اول داستان یعنی. سرقت میکند و هم فلش بک کوتاهی به زندگی شخصی سایر اون افراد سارق میزند تا مخاطب پیش فرض و شناختی نسبی از شخصیت های داستان داشته باشد و پس از درج اسم فیلم و تایتل وارد پلات مرکزی و ماجرای اصلی کار پس از معرفی شخصیت های خاکستری و آنتاگونیست قصه میشویم.

Widows

مک کویین باز در این فیلم خود را کامل تر کارگردانی نشان داده و از آن اسلوب های استاندار کارگردانی برای خلق موقعیتی و صحنه ای فرمیک و حسی و معنایی برخوردار است،نظیر آن فصل سالن بسکتبال که به نوعی شخصیت بد داستان ما معرفی میشود دوربین در تمام فضای سالن لانگ تیک عمل میکند و شخصیت داستان حتی میگذارد افراد خطاکار مرثیه آخر خود را بخوانند و سپس مجازات.چرخش ۳۶۰ درجه دوربین حول کاراکتر ها و فضاسازی خوبی که همراه با بازی خوب بازیگرا است بخوبی آنتاگونیست قصه را معرفی میکند و در نمودار شخصیتی او نگاهی به تمام بخش ها دارد،یا آن فصل سخنرانی فارل و سپس ورود آن به ماشین تا رسیدن به مقصد.دوربین تماما زوایه ای مرکزی و روی کاپوت داره که باز بصورت لانگ تیک محیط اطراف را نشان میدهد و فقط ظبط کننده سخنان فارل و منشی اش است.به مثابه اینکه این همیشه مردم حاضر در فضای پر از اغتشاش بیرون هستند که بی خبر از تمام آن دسیسه های سیاسی و اهداف کثیف ذهن سیاستمداران هستند و به نوعی اجازه ورود به فضای ماشین.یا همان محفل آنها را ندارند.صداگذاری های فیلم هوشمندانه بوده و در صدابرداری و بخوصص موسیقی متن در فصل های پر از کنش واکنش شخصیت ها حسی بوده و مونتاژ و قرار دهی پلان های مختلف کنار هم حس تنش در فضا هم ساخته.مک کویین با نماهای کرین هم که در نماهایی خارجی میگیرد همراه با نماهای کلی هم خط فرضی را رعایت کرده هم بخوبی فضاسازی میکند،طراحی صحنه،لباس و نورپردازی فیلم در بعضی سکانس ها از بعد زیبا شناختی هم قابل قبول است.و فیلمبرداری هایی که فیلم از بالا به پایین و تیلت که دارد به نوعی همون پیام فراز و فرود شخصیت ها در فیلم را دارد.و نکته حائز اهمیت که کویین برای ایجاد درام بهتر و تأثیر گذار در یک پلان یک نمای سوبژه ایجاد میکند که زن تصویر همسرش را در شیشه جلو میبیند و اورا به آغوش میگیرد که شاید کمی از اون تم اصلی کار بدور بوده است.برخی قاب هارا مک کویین درست میبست و تصویر برداری هایی صرفا زیبا داشت فقط.در مجموع فیلمیلری مک کویین در بیوه ها باز میشه گفت که یک گام رو به جلو بوده و در شناخت تصویر دهی قابل تر میشود.

Widows

اما بیوه ها در فیلمنامه در درام و تعاملات کمی ساده و حتی به سانتی مانتال روی آورده است که رابطه ها و کلا شخصیت پردازی ها در بعضی کاراکتر ها مانند اون آرایشگر تیپیکال است.و حضور برخی شخصیت های سیاسی دیگر جز تحقق دادن به اون ایدئولوژی فیلمساز نقش دیگری در پیرنگ اصلی نداشتن،در شخصیت پردازی کاراکتر های تأثیر گذار قصه بهتر عمل شده و ریتم دیداری و چه قصه در فیلمنامه با فصل بندی و نقاط عطف بموقع خوب است و فیلم از نیمه دوم خود به بعد تعلیقی مطلوب را در فضا میسازد.مک کویین در فیلمنامه از پرسوناژ در تمام طول قصه به عنوان استعاره هایی از سیاست تا فمینیسم استفاده کرده است است.و بخش گره گشایی کار هم قابل حدس و خوب به اتمام میرسد. بیوه های داستان ما در سیر روایت پردازی که فیلمنامه دارد دقیقا کاریو کردند که شوهرانشان در ابتدا انجامش میدادند، اما اینبار با احساسات و خلقیاتی زنانه که تحت تأثیر فشار های جامع شناسی و محرک های شخصیتی آنها در زیستشان حال به مردانه تبدیل شده است.و مک کویین باز همان روحیه نژاد پرستی خود را در زیرمتن های فیلمش دارد که هرچند اینبار پروپاگاندایی نیس قصه اما باز دید شخصی کارگردان زننده است‌.و اما فیلم در فضای داستانی کاراکتر بلوند خود باز تلاش به کنکاش و واکاوی مسائل سکسیستی و زناشویی میکند.مسعله ای که از مولفه های سینمای مک کویین است و در شرم در خود متن شاهد آن بودیم.

Widows

و شعار های فمنیستی که فیلم اینبار در فرم روایی کار و تمام پلات های فیلمنامه دارد بخوبی به بار نشسته است از مطرح کردن خشونت علیه زنان تا روحیه ترسی که زن زیر سایه شوهرش اما وقتی به خود واقعی آن پی میبرد.زن هم بر اون حس ترس غلبه میکند.و میکوشد تا خود و امر واقع خود را ثابت کند.فیلم مثل همیشه کنایه های مارکسیستی و نگاهی جانبدارانه علیه سیاستمداران و شعار های آنها دارد که همگی فقط برای گول زدن مردم است و آنها نمیدانند که پشت این مناظره ها چه توطئه و خیانت هایی در حال وقوع است که همگی از تشنه بودن انسان برای قدرت و پول است.قدرت و پول که باعث میشه با عکس العمل هایتان همان هارا نزدیکانمان از ما بدزدند و این قاعده کثیف سیاست و قدرته.بیوه ها مضامین زیادی در فیلمنامه خود جای داده بود که تا حد قابل قبولی ولی نه کامل،آن را شرح داده است.کاراکتر ورونیکا سعی میکنند تا بدهی شوهرش را بپردازد اما وقتی به حقیقت پنهان او پی میبرد دیگر فقط جون خودش و سگش برایش مهم است.کنایه ای به اهداف کینه دوزانه مردان که این زنان و و عشق آنهاست که همیشه قربانی میشود.مسئله خانواده دوستی و وفای به عهد نیز در کاراکتر ریچل رودریگز دیده از طرفی دیده میشود که حاضر به ادامه رابطه با مردی نمیشود و تمام تلاشش را میکند تا برای خود و بچه هایش دوباره زندگی خوب سرپا کند.و از طرفی دیگر بیوه ها تمام دیدش به تمام ذات و روانکاوی جنس مرد است.از تعاملاتی که بین آن مرد متقاضی و کاراکتر بلوند داستان شکل میگیرد تا سیاستمداران داستان.او راجب به تمام رابطه مرد و زن در قصه صحبت میکند اما زمانی میخواهد به خانه آن مرد برود.آن فقط رابطه را در گروی پول دید.و همین شخصیت زن است که باز قربانی و تنها آن هوس ها میشود اما از طرفی پول را قبول هم میکند و در سکانس آخر باز سره کار خودش است به نوعی از ذاتش شکل گرفته و دگر چاره ای ندارد.اما ورونیکا سراخر با ادای دین به عزیز از دست رفته اش.به سراغ آن دختر میرود تا بلکه اینبار اورا دوست بدارد در کنار خود تا به ناچار دست به کارهای دیگری نزند.
بیوه ها در کنار خرده محتوای حسی آن.پیام های اخلاقی زیادی دارد که سراخر خطاکار و طمع کار همه مجازات میشوند.

Viola DavisMichelle RodriguezElizabeth Debicki

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن