نقد سریال

نقد و بررسی فصل پنجم سریال انیمیشنی BoJack Horseman

به بهانه یک فصل شگفت انگیز تازه:ارمغان تاریکی

این همان مسیری است که سازندگان انیمیشن بوجک هورسمن (BoJack Horseman) ازپنج سال پیش خواسته یا ناخواسته،آگاهانه یا ناآگاهانه سنگ بنای آن را پی ریزی کردند و با نمایش این فصل به خود و مخاطبان این نمایش درسراسر دنیا با صدای بلند اعلام کردند گویا قرار نیست شخصیت لجباز. خودویرانگر و بی ثبات این سریال روی خوش هستی راتجربه کند!!احتمال میدهم سازندگان این سریال درروزهای نخست نگارش فیلمنامه باخود گفته اند همین که یک سریال کمدی پرجنب و جوش و مملو ازشوخی های کلامی/موقعیتی خلق کنیم و درکنارش چندباری هم به مخاطب تلنگر بزنیم و فکرش رامشغول کنیم تا اثر پیش رو را جدی بگیرد کافی و مناسب است (همچون اپیزودهای آغازین فصل اول) اما از جایی به بعد گویا خودشان هم به این نتیجه رسیده اند که وجه تاریک و تلخ ماجرا میتواند نسبت به وجه شاد اثر سنگینی کند! به همین دلیل بوجک هورسمن اپیزود به اپیزود و فصل به فصل بی رحم تر و ویرانگرتر شد تا فصل پنجم که ضدقهرمانش را تا مرز انجام عمل(قتل) هم پیش برد!

شخصیت بوجک هورسمن همانطور که در یکی از اپیزودها نیز به آن اشاره میشود همچون بادکنکی است که بیش از ظرفیتش باد شده و هرلحظه آماده انفجار است. فردی که مدام سعی در آن دارد تا گناهان و بی مسئولیتهای خود راگردن دیگران انداخته و گویا تنها با این کار آرامش می یابد(همچون همان پلیس توهمی و جنایتکاری که خودش هم نقشش را ایفا میکرد) پس او باکی از آن ندارد که تا جای ممکن از قرصهای توهم زا اعتیاد آور استفاده کند.بوجک از نظر سلامت روح و روان مدتهاست دروضعیت اضطراری به سر میبرد همانطور که در اپیزود یازدهم وحشیانه و سنگدلانه برای خفه کردن همکار و معشوقه خود تلاش میکند و میبینیم اگر تلاش عوامل صحنه نبود بوجک (که قبل تر به شکل غیر مستقیم مسئول مرگ سارالین بود) اینبار مستقیم و آشکارا جان یکنفر را میگرفت. سازندگان اثر برای نشان دادن پوچی و بی معنایی زندگی انسان تنها به زوال و سقوط بوجک اکتفا نکرده و دراین فصل هم همچون گذشته(دایان.پرنسس کارولین.تادو آقای کره بادام زمینی) هم به هر دری میزنند شکست میخورند. در بوجک هورسمن هرفرد و با هر جایگاهی که دارد گویا درحال دست و پا زدن درباتلاق زندگیست. شغل.وضعیت مالی.شهرت.قدرت و… همگی نمیتوانند برای نجات هیچکدام از شخصیتهای سریال کارگشا واقع شوند.

BoJack Horseman

 

هرچند سریال در نمایش هرکدام از آنها برای فرار از بحران و رسیدن به نقطه آرامش کم کاری نمیکند و هریک از شخصیتهای مکمل داستانهای فرعی خود رادارند اما انگار قرار نیست به کامیابی برسند. تمام این شواهد باعث شد تا وقتی در پایان این فصل بوجک هورسمن را آماده ترک اعتیاد دیدم ناخودآگاه یاد ضرب المثل(توبه گرگ مرگ است) بیفتم و اگرچه از دیدن تلاشش برای بازگشت به زندگی خشنود شدم اما حسی در قلبم گفت : نه… او بازهم گند خواهد زد! جالبترین بخش کار در این نکته نهفته است که سریال ازهمان ابتدا خفقان و تاثیر مهیبی که روی مخاطب میگذارد را علنا و با جزییات بصری اعلام نمیکند. به عنوان مثال دراین اثر تلاش نشده با استفاده از دفرمه کردن چهره شخصیتها. استفاده از فیلترهای رنگی تیره. موسیقی دلهره آور یا هرعنصر دیداری و شنیداری اینچنینی دیگر دل مخاطب را به لرزه درآورد بلعکس تنوع بافت رنگی. چهره های خندان و انواع موسیقی های شاد پیش چشمانتان ردیف میشوند و با همین ظاهر خوش رنگ ولعاب کارش راپیش میبرد! بوجک هورسمن حالا دیگر باواژه(افسردگی) یکی شده است و نمیتوان این دو راازهم تفکیک کرد. اگر با این توصیفها هنوز هم جز آن دسته از افرادی هستید که تماشای انیمیشن رامخصوص کودکان و نوجوانان میدانید شک نکنید با ندیدن این سریال سرخود راکلاه گذاشته اید… تصمیمش باخودتان  (امید سلیمی)

برچسب ها
نمایش بیشتر

یک نظر

  1. بوجک انیمیشن خوبیه منتها مفهومی که داره القا میکنه به قدری منفیه که به شخصه توصیه نمیکنم هر کسی ببیندش

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن