نقد سریال

نقد و بررسی سریال Too Old To Die Young: سریالی درخشان اما یکنواخت و خسته کننده

ظهور سرویس‌های استریم باعث خلق تجربیاتی در داستان‌سرایی اپیزودیک به روش‌هایی شده که حتی تا یک دهه قبل قابل تصور نبودند. به تازگی نتفلیکس سریال‌هایی با اپیزودهای ۱۵ دقیقه‌ای و همچنین اپیزود تعاملی Black Mirror: Bandersnatch «آینه سیاه: باندراسنچ» را منتشر کرده است. فیلمسازان بزرگی مثل دیوید فینچر (David Fincher)، اسپایک لی (Spike Lee) و جین چمپیون (Jane Champion) که قبلا تقریبا هیچ تجربه‌ای در تلویزیون نداشتند، استعداد خود را در دوران اوج‌گیری تلویزیون وارد این مدیوم کردند. و بالاخره پس از دو سال تدوین، نیکلاس ویندینگ رفن (Nicolas Winding Refn) دو اپیزود از سریال Too Old To Die Young «برای جوان مردن خیلی پیر است» را در جشنواره فیلم کن منتشر کرد. این سریال که رفن آن را فیلمی ۱۳ ساعته خطاب می‌کند، جاه‌طلبانه، و گاهی اوقات درخشان است، اما قطعا صبر و تحمل حتی صبورترین مخاطبان تلویزیون را لبریز می‌کند.

رفن به جای اینکه این سریال را با دو ساعت اول شروع کند، اپیزودهای چهارم و پنجم آن را منتشر کرد که اگر لازم باشد می‌توان آن‌ها را به صورت یک فیلم مستقل هم منتشر کرد. سریال Too Old To Die Young داستان مارتین (با بازی مایلز تلر (Miles Teller)) یک کارآگاه کلانتری لس‌آنجلس را دنبال می‌کند که در واقع یک قاتل قراردادی برای یک سازمان خلافکاری است. هدف مارتین این است که از این اشخاص زیرزمینی و خلافکار برای نابود کردن انسان‌های بد واقعی مثل متجاوزان و بچه‌بازها استفاده کند. وقتی از او می‌خواهند مردی را بکشد که به شخص دیگری ۸۰۰۰ دلار بدهکار است، او با این کار مخالفت می‌کند. او خط قرمزهایی دارد.

دنیایی که مارتین در آن زندگی می‌کند حالت عادی و نرمالی ندارد. رئیس او در کلانتری زیردستان خودش را در خواندن آواز فاشیسم! فاشیسم! فاشیسم! رهبری می‌کند، و یکی از دوستان قدیمی مارتین به نام ویگو (با بازی جان هاوکس (John Hawkes)) معتقد است دنیایی که ما می‌شناسیم در حال پایان یافتن است و عصر تاریک به زودی فرا خواهد رسید. در سکانسی، او و مارتین نگاهی به لس‌آنجلس می‌کنند و او از این می‌گوید که چطور شهرها اسیر سیلاب شده و با خاک یکسان خواهند شد. این دو آدم‌های شاد و خوشحالی نیستند. در همین حین، ویگو تحت‌تاثیر پیامبری امروزی به نام دایانا (با بازی جنا مالون (Jenna Malone)) قرار گرفته که ماجراهای خاص خودش را دارد. همچنین مارتین با دختری دبیرستانی به نام جینی (با بازی نل تایگر فری (Nell Tiger Free)) رابطه دارد، که سن دقیق او مشخص نیست. این نکات زیادی برای سریالی است که به اندازه‌ای که خودش فکر می‌کند عمیق نیست.

فیلمنامه‌ی نوشته شده توسط رفن، اد بروبیکر (Ed Brubaker) و هلی وگرین گروس (Halley Wegryn Gross) ذاتا مرموز نیست، اما مثل همان کاری که رفن با فیلم‌های Only God Forgives «فقط خدا می‌بخشد» و The Neon Demon «شیطانی نئونی» انجام داد، در اینجا هم بازیگران را مجبور کرده دیالوگ‌‌ها را عمدا با ریتمی غیرطبیعی بیان کنند. بازیگران معمولا این روش را مخصوصا در لحظات احساسی دور می‌زنند، اما رفن و تدوینگرش متیو نیومن صحنه‌ها را به طرز رنج‌آوری طولانی کرده‌اند. آن‌ها عاشق سکوت هستند. سکوت چیزی است که رفن در آن مهارت دارد. شاید این فیلم در سینما به دلیل فضای صمیمی اجباری‌اش قابل تحمل باشد، که البته در مورد این فیلم صدق نمی‌کند، اما اینکه مخاطبان تلویزیونی چنین صبری را داشته باشند به نظر غیرممکن می‌آید.

البته رفن ویژگی‌های جالبی وارد سریال کرده است. طی اپیزود پنجم یک سکانس تعقیب ماشینی وجود دارد که در آن یکی از هدف‌های مارتین درباره‌ی اینکه کدام ترانه از ضبط ماشین پخش شود بحث می‌کند. آن‌ها بالاخره تصمیم می‌گیرند ترانه‌ی Mandy از بری منیلو (Barry Manilow) پخش شود و این ترانه آن‌قدر با بقیه‌ی فضای آن اپیزود فرق دارد که باعث می‌شود از آن لذت ببرید.

همچنین صحنه‌هایی وجود دارند که در آن‌ها مهارت زیبایی شناسی رفن به کارش می‌آید. وقتی مارتین و مردی که ۸۰۰۰ دلار به شخص دیگری بدهکار است برای قرض گرفتن پول با گانگستری ژاپنی ملاقات می‌کنند، اوضاع طبق نقشه پیش نمی‌رود. ما همراه با مارتین که از پشت دیواری شیشه‌ای شاهد ماجراست، مرد مقروض را می‌بینیم که برای به دست آوردن آن پول یک فداکاری وحشتناک انجام می‌دهد. جای ریتم‌های الکترونیکی کلیف مارتینز (Cliff Martinez) آهنگساز سریال در بقیه‌ی اپیزودها خالی است اما این از لحظاتی است که سکوت در آن موفق‌تر ظاهر می‌شود. ترکیب‌بندی جذاب سکانس‌ها هرگز تغییر نمی‌کند. مشکل اینجاست که دو اپیزودی که در کن به نمایش درآمد شامل مقدار کافی از این صحنه‌های جذاب نیست تا به کُندی سریال غلبه کند.

طی کنفرانس رسانه‌ای رسمی Too Old To Die Young، رفن به این نکته اشاره کرد که زنان امید سریال و مردان مفاسد آن هستند. شاید این نکته در اپیزودهای بعدی واضح‌تر باشد، اما نمی‌شد این را از اپیزودهای منتشر شده در کن متوجه شد. به جز جینی، که به عنوان نابغه‌ای تحت حمایت معرفی شده، دیگر شخصیت‌های زن سریال به عنوان اشیایی نشان داده شده‌اند که توسط مردان مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند. محتوای ابتدایی اپیزود پنجم کهنه و خسته‌کننده است و از رفن بعید بود مرتکب چنین اشتباهی شود. اما با توجه به اینکه او می‌دانسته قرار است به زودی دوباره فیلمی بلند بسازد، احتمالا متوجه شده حتی او هم در پلتفرم استریم محدودیت‌هایی دارد.

7.5

7.5
برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن