انتخاب سردبیرنقد سریال

نقد و بررسی سریال Lovecraft Country: داستان علمی تخیلی ترسناک و مرموز اما ضروری

سریال درام ترسناک Lovecraft Country «سرزمین لاوکرفتی» ساخته میشا گرین (Misha Green) براساس رمانی به همین نام نوشته مت راف (Matt Ruff) رازها، میراث‌ها و خشونتی را طی ماموریت یک خانواده برای پیدا کردن حقیقت به تصویر می‌کشد. جاناتان میجرز (Jonathan Majors) نقش کهنه‌سرباز آتیکوس، ملقب به تیک را بازی می‌کند، که دلیل بازگشتش به خانه پس از پنهان شدن در فلوریدا، پیدا کردن پدر سرسخت و لجبازش مونتروز فریمن (مایکل کنت ویلیامز (Michael Kenneth Williams)) است. در حالی که اتفاقات پیرامون ناپدید شدن پدرش گیج‌کننده هستند، نامه‌ای که تیک از مونتروز دریافت می‌کند، او، عمویش جورج فریمن (کورتنی بی ونس (Courtney B. Vance)) و دوست دوران کودکی‌اش لتیشیا لتی لوئیس (جرنی اسمالت بل (Jurnee Smollett Bell)) را وارد مسیر تاریکی می‌کند که اصلا تصورش را نمی‌کردند. در نقد و بررسی سریال Lovecraft Country با آریامووی همراه باشید …

به عنوان یک مخاطب ژانر وحشت، به خاطر ترس از کم‌خوابی و دیوانه شدن از وحشت محض، عمدا با اطلاعات کمی به تماشای Lovecraft Country نشستم، به‌جز اینکه یک زن سیاهپوست شورانر آن است و در آن شاهد عناصر علمی‌تخیلی پیرامون یک خانواده سیاهپوست خواهم بود. با توجه به اینکه ژانر موردعلاقه من چیزی بین داستان‌هایی درباره سیاهپوستان و علمی‌تخیلی/فانتزی است، این دقیقا همان چیزی بود که آرزویش را داشتم. برای من، Lovecraft Country یک سریال آنتولوژی با عناصری است که من را نه تنها به یاد Fringe «فرینج» بلکه به یاد National Treasure «گنجینه ملی»، Pirates of the Caribbean «دزدان دریایی کاراییب»، Alien «بیگانه» و The Skulls «جمجمه‌ها» می‌اندازد. هر اپیزود اکشن و مهیج این سریال، با جزئیات دقیق که ماجرای بزرگتری را به تصویر می‌کشند، مثل یک داستان مستقل است، با این حال، تم‌های مختلف در کنار یکدیگر یک خط داستانی اصلی را تشکیل می‌دهند. Lovecraft Country یک اثر هنری دلگرم‌کننده، تاریک، جذاب و میخکوب‌کننده است. حتی وقتی عناصر وحشت من را غافلگیر کردند، هنوز نتوانستم بیخیال این ماجراجویی جذاب شوم.

Lovecraft Country گناهان پدرانی را آشکار کرده که زندگی وارثان خود را وارد مسیرهای پیش‌بینی‌نشده کرده و آن‌ها را وارد ابعاد دیگری کرده‌اند. تیک با مقابله با پیچیدگی‌های خانواده از دیدگاه نفرین‌های خانوادگی، متوجه می‌شود کلید حل سال‌ها تناقضات و پیچیدگی‌های خانوادگی‌اش خود اوست. تیک باهوش، کتاب‌خوان، اما خیلی پیچیده است – هرگز اتفاقاتی که در زمان جنگ رخ داده را افشا نمی‌کند اما همیشه به گذشته مرموزش در کره‌جنوبی اشاره می‌کند. هدف زندگی تیک این است که مرد بهتری نسبت به مونتروز باشد، یک الکلی که اغلب نظم و انضباط را به پسرش ترجیح می‌دهد. تیک که از بچگی شاهد چالش‌های خانوادگی زیادی بوده، به کتاب‌های علمی‌تخیلی پناه آورده تا از زمان کودکی سرگرم رمان‌ها باشد. ذات کنجکاو تیک و عطش او برای دانش است که باعث ایجاد ارتباط خاصی بین او و عمویش جورج، برادر بزرگ‌تر مونتروز می‌شود. جورج صاحب یک کسب‌وکار مسافرتی است که شامل کتابچه راهنمای منتشرشده از رستوران‌ها و اقامتگاه‌ها می‌شود. به دستور نامه پدرش و اطلاعاتی مبهم درباره میراث، تیک مصمم است که خودش را به زادگاه مادر فوت شده‌اش در آردهام ماساچوست برساند، تا نه تنها به دنبال مونتروز بگردد، بلکه چیزی که متعلق به خودش است را پیدا کند. جورج بدون هیچ تردیدی در این جستجو به برادرزاده خودش ملحق می‌شود.

دیگر عضو این گروه لتی، یک عکاس مستقل و فعال اجتماعی است که به ندرت به خانه خودش در شیکاگو می‌رود. لتی قوی و انعطاف‌پذیر، بدون هیچ احساس مسئولیتی در تمام آزادی‌های زندگی افراط می‌کند که خواهر و برادران ناتنی‌اش از این ویژگی او بدشان می‌آید. آن‌ها او را نصیحت می‌کنند تا از پول مردم مخصوصا خودشان سوءاستفاده نکند. هنگامی که او از مسافتی طولانی به خانه برمی‌گردد، امیدوار است که این روابط خانوادگی که بیش‌ترین اهمیت را برای او دارند، مخصوصا با خواهر بزرگ‌تر و خواننده‌اش روبی (وونمی موساکو (Wunmi Mosaku)) را بازسازی کند. او باهوش، سرسخت، مهربان، و در اعتقاداتش لجباز است، اما همچنین خودخواه است، ترس زیادی از رها شدن دارد و به آسانی عاشق نمی‌شود. او بدون دلیل خاصی به تیک و جورج می‌پیوندد و ذهنیاتش را به شکل متفاوتی گسترش می‌دهد. اگرچه این داستان با لتی شروع نمی‌شود، اما او به طور یکپارچه برای آزادی و برابری خودش مبارزه می‌کند، تا از دست سیستم‌هایی که او را در طول زندگی آزار داده‌اند رها شود.

این سریال با برجسته کردن عشق سیاهپوستی، پدر و مادر شدن، طمع، ثروت، هیولاها، جادو، اسطوره، و پیشگویی، موضوع نژادپرستی و چگونگی ادامه پیدا کردن آن از نسل به نسل را بررسی می‌کند. وقتی این ماموریت باعث می‌شود خانواده فریمن با ساموئل بریث‌وایت (تونی گلدوین (Tony Goldwyn)) و دختر حیله‌گرش کریستینا (ابی لی (Abbey Lee)) آشنا شوند، همه‌چیز دگرگون می‌شود. کریستینا اوضاع را به هم می‌ریزد اما در تلاش برای منصرف کردن مخاطبان از باور اینکه او بزرگ‌ترین تهدید است شکست می‌خورد، اما شاید هدف تیم سازنده همین است. در حالی که خیلی زود متوجه شدم که بزرگ‌ترین تهدید سریال یک زن سفیدپوست تحقیرشده است، ممکن است اتفاقاتی در پنج قسمت آخر رخ دهد که کاملا شرایط را تغییر دهد. در حالی که کریستینا برای ارسال هشدار درباره سایر تهدیدهای احتمالی در داستان گنجانده شده، اما از هر شخصیت دیگری به عنوان سرباز خودش در بازی شطرنجش استفاده می‌کند، اما هدف نهایی او هنوز مشخص نیست. امیدوارم خط داستانی کریستینا مختصر باشد، اما تمرکزش به رستگاری و همذات‌پنداری سفیدپوستی تغییر نکند، تا ماجراجویی خانواده فریمن زیرسایه آن قرار نگیرد.

البته چندین شخصیت دیگر با اهداف یا داستان‌های مخفی وجود دارند که در دنیای تیک جای می‌گیرند، از خاله‌اش هیپولیتا (Aunjanue Ellis)، تا دخترخاله‌اش دایانا (Jada Harris) که هنرمند بااستعدادی است و ممکن است پیشگو باشد. همچنین ویلیام (جردن پاتریک اسمیت (Jordan Patrick Smith)، تنها دوست کریستینا، که از او مراقبت می‌کند و هر چیزی بخواهد در اختیارش قرار می‌دهد.

البته هر اپیزود عالی نیست – بعضی اوقات باید تا پایان اپیزود منتظر بمانید تا به قطعه جدیدی از این پازل برسید – اما Lovecraft Country لایه‌های عمیق زیادی دارد. رویکرد عالی گرین باعث نقش‌آفرینی‌های چند لایه و چندبعدی شده، و او از بیان موضوعات ناراحت‌کننده اجتناب نمی‌کند، و یک سریال معتبر ساخته که همچنین به این گروه بازیگران اجازه می‌دهد داستان‌های عجیب، آزاردهنده، محبوب، بی‌رحمانه، غیرعادی و دردناک Lovecraft Country را با روش‌های متمایز و لطیف به تصویر بکشند. از به کار بردن موسیقی‌های انجیلی، تا به تصویر کشیدن زن سیاهپوستی که می‌خواهد قدرت خود را از کسانی که آن را از او دزدیده‌اند پس بگیرد، تا بررسی صلح و آزادی‌های اجدادی، تا واقعیت‌های متناوب که فرصت‌های ماورایی به وجود می‌آورند، Lovecraft Country اثری تلویزیونی است که حتما باید آن را ببینید – سریالی که سوالات عمیقی را می‌پرسد اما می‌داند بزرگترین تهدیدی که همیشه باید با آن مبارزه کنیم نژادپرستی و جنگ برای برابری است.

ترجمه از سایت Collider نوشته Kay B

9.5

9.5

9.5

9.5

9.5

9.5

9.5

9.5
برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن