نقد فیلم

معرفی ۱۰ فیلم همراه با کاربران : Lady Bird , Darkest Hour , Call Me By Your Name و …

با بخش جدیدی از سایت در خدمت شما هستیم که قراره در اون دل نوشته های شما کاربران عزیز آریافیلم در سوپرگروه آریافیلم رو منعکس کنیم ، چرا میگیم دل نوشته ، چون قرار نیست همه منتقد دانشگاهِ سینما رفته و کارگردان و نویسنده باشن ، ولی شروع خوبی خواهد بود برای تبدیل شدن به یه منتقد قوی و باعث افتخارمونه که بتونیم در این راه و انتشار نوشته ها و متن های شما قدمی برداشته باشیم.

متنهای نسبتا بلند در پستهایی جداگانه بررسی خواهند شد و متن های کوتاه در پست هایی شبیه به این پست قرار خواهند گرفت که شما هم میتونید با عضویت در سوپروگروه تلگرامی آریافیلم و انتشار متن هاتون با هشتگ #امروز_چی_دیدم به جمع منتقدین آینده اضافه شید…


معرفی و نگاهی به فیلم Lady Bird ارسالی از کاربر @Frd99

Lady Bird

داستان دختری به نام لیدی برد که برخلاف خواسته مادرش علاقه مند به زندگی و تحصیل در نیویورک است

فیلمی که در ظاهر ادعای عمیق بودن داره اما پوچی بیش نیست ، یه فیلم گنگ و سر در هوا ، داستانی با ضعیف ترین پس زمینه و پیش زمینه داستانی ، از شروع تا پایان داستان اصلا معلوم نیست باید به چی یا به باید اهمیت داد ، داستان اصلا چه هدفی داره و ما باید به چی اهمیت بدیم ، همجنس بازی ، عشق ، سکس ، دین ، بیکاری ، تحصیل ، رفاقت ، وجود خدا … همه و همه رو کارگردان و نویسنده میخواد تو یه فیلم ۹۰ دقیقه ای جا کنه و خیلی فلسفی ظاهر بشه که پیداست تا رسیدن به استاندارد یه فیلم‌ خوب سال ها فاصله داره … موسیقی فیلم چیز جالبی نبود ، و وحشتناک تر ازون اینکه بازی مک دورمند در فیلم عالی سه بیلبورد جایزه بهترین بازیگر زن رو به بازی عادی این فیلم باخته ، حتی لارنس در مادر بازیش بارها و بارها ازین فیلم بهتره …. ناتوانی در شخصیت پردازی هم اونجا که لیدی اون مجله رو از فروشگاه میدزده اما در ادامه هیچ اشاره ای بهش نمیشه ، پیداست … در پایان فیلم هم یه پایان بندی بدون نقطه اوج تکان دهنده ….. همه و همه این نکته ها جمع شده تا امسال هم شاهد یه فیلم مزخرف در مراسم اسکار باشیم …. نمره من ۴ از ۱۰


Mimic معرفی و نگاهی به فیلم Mimic ارسالی از کاربر @Amirparimi94

میمیک یا تقلید فیلمی در ژانر علمی تخیلی، ترسناک به کارگردانی و نویسندگی گیلرمو دل تورو -یک حس وجود داره که “Mimic” دقیقا مشابه فیلم “Horizon Event” هستش، که اون دقیقا مشابه فیلم “The Relic” هست که مانند بسیاری از فیلم های دیگه از “بیگانه”، که پدر همه بود،تقلید شده! اما فیلم خوبیه/تمام این فیلم ها و صدها فیلم دیگه به دنبال فرمول هایی هستند که در اون یک پدیده شناختی در عمل مربوط به خودش یه جوری پیش میره که منجر به مجموعه ای از صحنه هایی می شود که قهرمانان (در سیستم مترو، سفینه فضایی، تونل و غیره) به دام میفتن و پای یک هیولا هم در میان است.”Mimic” بیشتر از بسیاری از این تقلیدهای بیگانه محور برتره و توسط Guillermo Del Toro به طرز شکیلی هدایت شده که حس بصری اون بافت خاصی رو ایجاد میکنه که همه چیز رو ترسناک و موثرتر کرده.”Mimic” یک فیلم وفاداربه این سبک ژانره. اما بازم کامل نیست . ۷از۱۰


معرفی و نگاهی به فیلم The Relic ارسالی از کاربر @Amirparimi94

The Relic

جسد عنوان فیلمی ترسناک به کارگردانی پیتر هایمز است که براساس نولی به همین نام در سال ۱۹۹۶ تولید و در سال ۱۹۹۷ اکران عمومی شد. “Relic” با یک دیگ جوش عمیق در جنگل آمازون آغاز می شود و دارای فضای به شدت خوفناکی است.همه چیز به موزه ای در میشیگان وصل میشود. در فیلم با هیولایی سرو کار داریم که محصول جهش تکاملی است دو برابر اندازه یک رپتور، به نظر می رسد یک چیزی بین کانگورو و گودزیلا باشد.هیولا به نظر میرسد قادر به هماهنگ کردن شهردار و دوستانش در پایین تونل، ترور کردن دانشمندان در زیرزمین موزه و جویدن پلیسانی است که در حال تلاش برای حمله به آن از آسمانخراش هستند است که هوش هیولا را میرساند.

همه اینها در واقع بسیار سرگرم کننده است، اگر شما جلوه های ویژه و شاخ زدن موجودی جذاب را میخواهید فیلم به شما این امتیاز را میدهد.Peter Hyams یک کارگردان اکشن ساز ماهر است وباز هم در این اثر کارش به چشم میاید. همکاری کارگردان با استاد تکرار نشدنی جلوه های بصری Stan Winston فقید (به شخصه من ایشون رو مغز متفکر پشت جیمزکامرون-استیون اسپیلبرگ-رابرت زمکیس-جان کارپنتر-جان فاورئو و تیم برتون میدونم و البته خیلی های دیگه -خالق فیزیک ادوارد دست قیچی برای جانی دپ – سازنده لحظات فراموش نشدنی فیلم نابودگر روز قضاوت و بیگانه ها کسی که دنیای جادویی آواتار با عمق نگاه او خلق شد سازنده موجود عجیب الخلقه فیلم The Thing و خالق Starman کسی مردآهنی را به رابرت دونی جونیور تبدیل کرد و زاتورا و سفر کلبه به فضا را برای مان تصویر کرد و اما کسی که بزرگترین دایناسور ها را در پارک ژوراسیک ساخت و تی رکس و رپتور را به سینمای جهان هدیه کرد تا نامش تا پایان هنر هفتم جاودان بماند) نتیجه بسیار جذابی را خلق کرده است.

فیلم ترکیبات ژانرهای وحشت و فاجعه را باهم ادغام می کند. اگرچه این فیلم از لحاظ فنی یک داستان علمی تخیلی درباره یک هیولای جهش یافته است. سطح وحشت و خشونت در “Relic” یک یا دو درجه بالاتر از میانگین صنعت سینما در سال ۹۷ میلادی بوده است. The Relic ثابت می کند که کلیشه های سرحال، زمانی که با پول کافی همراه می شوند، به شدت تکان می خورند و به طرز شگفت انگیزی روشن می شوند، و باعث افزایش آدرنالین میشوند. نورپردازی خوب در فضا های مناسب جلوه های بصری عالی با معیار سال ۹۷ میلادی و هیجان زیاد جسد را به فیلم هیولایی خوبی تبدیل کرده است. ۷٫۵از۱۰ امیر پریمی


معرفی و نگاهی به فیلم Darkest Hour ارسالی از کاربر @Siavash3268

Darkest Hour

داستان این فیلم بیوگرافی در مورد وینستون چرچیل نخست وزیر بریتانیا که پس از استعفای نویل چمبرلین در سالهای ابتدایی جنگ جهانی دوم و روی کار اومدنش است .چرچیل یکی از کسانی بود که قصد مماشات با هیتلر رو نداشت و در این راه باید پارلمان سرسخت رو قانع میکرد.
این اثر بیوگرافی به کارگردانی جو رایت در وهله اول باید بگم که برگ برنده اش بازی بی نقص و بی نظیر گری اولدمن در نقش چرچیل رو داشت.اولدمن با اون گریم سنگین به خوبی تونسته بود از عهده نقشش بر بیاد و یکی از بیاد ماندنی ترین نقشهایی که داشته رو به نمایش بگزاره و بنظرم شانس اصلی کسب اسکار بهترین بازیگر مرد خواهد بود.اما تاریکترین ساعت ایراداتی در فیلمنامه دارد که بطور مثال هیچ جزئیات کمی به مخاطب از وقایع جنگ داده میشود همچنین این فیلم میتونست به وضعیت مردم بریتانیا در آن زمان بپردازه یا نیروهایی که در حال جنگ بودند.
اما فیلم غیر از بازی گری اولدمن در نقش چرچیل نقاط قوت دیگری هم داره که میشه به فیلمبرداری اشاره کرد که نوعی ساخته که کلا کم کات داده بود .طراحی صحنه و فضاسازی اون زمان بریتانیا عالی شکل گرفته بود گریم بازیگرا هم باز یه دیگه از اون نقاط خوب فیلم بود. نمره من ۷‌


معرفی و نگاهی به فیلم Love Actually ارسالی از کاربر @salar99m

Love Actually

یلم بسیار آرامش بخش… کمدی شیرین .. طوری که نیمه ی دوم فیلم ناخود آگاه لبخند میزدم 🙄☺ خیلی خیلی پرمفهوم و زیبا… درباره ی ۸ زوج مختلف و داستان عاطفی و عشق بینشون رو قبل از کریسمس تا لحظه ی کریسمس بیان میکرد… من منتقد نیستم و سعی میکنم از هر فیلمی که میبینم ..در لحظه لذت ببرم و دنبال ایراد و اشکال نگردم… ولی این فیلم واقعا به بهترین و با احساس ترین حالت ممکن ساخته شده بود…کرکتر ها خیلی دوست داشتنی بودن.. مطمعنا حس شیرین دیدن این فیلم تا چن روز میمونه واسم تا یه فیلم ترسناک ببینم که بپره☹️😂😐 …در کل پیشنهاد ۱۰۰ درصدی میدم ببینید.


معرفی و نگاهی به فیلم Kickboxer: Retaliation ارسالی از کاربر @Amirparimi94

Kickboxer: Retaliation

یک سال پس از اتفاقات فیلم “Kickboxer: Vengeance”، “کورت” به خود قول داده دیگر به تایلند بازنگردد، زمانی که او خود را برای مسابقات “MMA” حاضر می‌کند خود را در شرایطی میبیند که مجبور به بازگشت است… هنرهای رزمی فوق العاده سرگرم کننده و جذاب است .”Kickboxer: Retaliation” یکی از فیلم های مخصوص هنر های رزمیست.در واقع، این فیلم نوعی غذای راحت سینمایی است که مخصوص همان نمایش خانگیست که سابق به شدت طرف دار داشت.”مجازات” ممکن است رسما خیره کننده و یا حتی فکری و تکان دهنده نباشد. اما جدای این مسائل بعضی از هنر های موجود در شخصیت ها بیننده را مجذوب قاب میکند .

طرفداران این ژانر با دیدن فیلم با جیغ و سروصدا به تشویق کاراکتر ها میپردازند.درک طرح “Kickboxer: Retaliation” برای لذت بردن از فیلم بسیار مهم نیست.اما شایان ذکر است که این اولین دنباله ای است که بعد از ریبوت ژان کلود وندام در سال ۱۹۸۹ به داستان آن فیلم مربوط میشود و از آن استفاده میکند .هر سکانس جدید دارای حداقل دو یا سه چیز هیجان انگیز و یا غیر معمول است که مخاطبان هدف آن را دوست دارند. سکانس های مبارزه شلاقی و سرعتی کار شده اند و با فرم جالب. برای نمونه سکانس مبارزه موسسی و مایک تایسون در زندان واقعا جالب است.قبل تر تایسون در مردی به نام ایپ ۳ هم مبارزه جالبی را تشکیل داده بود.لمبرت ، به طرز شگفتآوری خود را به نقش یک تبه کار تبدیل میکند که وظایف اصلی او شامل نشستن در صندلی، ایجاد تهدید و کشتن خشونت است!

لامبرت همواره در این نوع نقش عملکرد فوق العاده ای داشته است.Retaliation دقیقا همان چیزی است که هر فیلم مبارزه ای قابل قبول باید داشته باشد. حضور یک هیولا عضلانی با بازی (کوه از بازی تاج و تخت)Hafūur Júlíus Björnsson در مبارزه پایانی شدت هیجان را بی اندازه بالا میبرد.فیلمبرداری خاص هم به مبارزات جان داده اند.مبارزات فیلم از نظر کیفیت اجرا با Atomic Blonde درسال ۲۰۱۷ رقابت میکند . Kickboxer: Retaliation با مشارکت Van Damme و Lambert دو ارتباط معنوی با Street Fighter و Mortal Kombat برقرار کرده است.نتیحه: در حالی که Kickboxer: Retaliation به یک اثر سینمایی نمیخورد اما یک حماسه مبارزه ای لذت بخش با برخی از مبارزات بسیار جذاب، پر هیجان و چشمگیر است. ۷از۱۰


معرفی و نگاهی به فیلم Avatar ارسالی از کاربر @anti_foolishness

Avatar

آواتار،بلک باستری که علاوه بر هیجان انگیز بودن و سرگرم کردن ارزش هنری و معنایی بسیار خوبی نیز دارد.آواتار یک بلاک باستر با ارزش است که حتی میتواند نظر مخالفین بلاک باستر را نیز به خود جلب کند؛همچنان که در طول ۳ ساعته فیلم هورمون هایتان ترشح میشود مغزتان نیز درگیر مسائلی می شود؛و همین که این ۲ در فیلم آواتار به خوبی در کنار یکدیگر قرار گرفته اند اثر پیش رو را به یک اثر با ارزش تبدیل میکند.داستان توسط کامرون به خوبی پیش میرود و بخش های مختلف به درستی و به هنگامِ مناسب کنار یکدیگر قرار میگیرند؛به بیانی دیگر کامرون به طرز شگفت انگیزی محتوا را در قالب فرم مورد نظرش بیان میکند و به تصویر میکشد و این موضوع که در فیلم همه چیز در جای خودش به درستی قرار گرفته بسیار تحسین برانگیز و حائز اهمیت است.جمیز کامرون درفضا سازی نیز موفق عمل کرده و به خوبی، به محل روایت داستانش پرداخته و شاخ برگ داده؛ازلحاظ بصری فیلم چیزی کم ندارد و جیمز کامرون این بخش فیلم را به خوبی هدایت کرده است و به کمک فیلم برداری ۳D این بخش را تحکیم بخشیده.

همچنان که شاهد جلوه های ویژه و فیلمبرداری چشم نواز هستیم موسیقی متن James Horner نقشش را ایفا میکند و و در اثر گذاری به کمک تصویر می آید.بعد از دیدن فیلم تنها این نتیجه به ذهنم خطور کرد که الحق پرفروش ترین فیلم تاریخ سینماست. امتیاز من ۹ از۱۰


معرفی و نگاهی به فیلم Call Me By Your Name ارسالی از کاربر @Sadegh_sha22

Call Me By Your Name

مرا به نامت صدا کن یک فیلم آروم و مستحکم از لحاظ روایت داستان و شخصیت پردازی است.فیلمبرداری عالی و البته بازی بازیگران به خصوص تیموتی شلمی فوق العاده ست و مسلما در آینده از اون بیشتر می شنویم خصوصا که ایشون در یه فیلم دیگه ی اسکاری یعنی لیدی برد هم حضور داشت!همچنین از این نکته نباید گذشت که هنر هم در تار و پود فیلم به زیبایی به تصویر کشیده شد.مرا به نامت صدا کن با همین نام زیبا فیلم ارزشمند اما خیلی سلیقه ای هستش و مسلما شاید افراد زیادی باشن که فقط به عنوان یک اثر یکبار مصرف اونو ببینن و فراموش کنن چون از نظر خودم هم همینطور بود و فیلم فیلمی نیست که در یادها باقی بمونه اما اثری باارزش و مورد احترام هست. نمره ۷ از ۱۰


معرفی و نگاهی به فیلم The Red Turtle ارسالی از کاربر @mh_tab

The Red Turtle

انمیشین بدون دیالوگ ولی یکی از مفهومی ترین و پرنماد ترین انیمیشنایی ک تاحالا دیدم فضای انیمیشن لاکپشت قرمز با انمیشینای دیزنی و پیکسار و ‌‌.. و همه انمیشنای پر زرق و برق و شلوغ پلوغ جدیدی ک ادم میبینه فرق داره و البته چون مخاطبش بزرگساله کاملن عادیه.مردی تو یه جزیره دور افتاده گیر کرده تلاش میکنه و از جزیره خارج بشه ولی لاکپشتی بزرگ قوی و قرمز اجازه انجام این کارو نمیده لاکپشت و میکشه و زنی زیبا از لاکپشت میاد بیرون و …. بقیه شو اسپویل نمیکنم.در کل میشه گفت ک وقتی ادم با لاکپشت وجودش کنار میاد میبینه ک چقد زندگی زیبا میشه لاکپشتی ک اول خیلی ترسناک بزرگ زشت قوی به نظر میرسه ولی وقتی شکستش میدیم وقتی باترسا ناامیدامون ناراحتیامون کنار میایم و اونا رو میپذیریم.کابوسامون تموم میشه زندگی زیبا میشه. ۸٫۵/۱۰


معرفی و نگاهی به فیلم Fullmetal Alchemist ارسالی از کاربر @Amirparimi94

Fullmetal Alchemist

داستان فیلم درباره‌ی دو برادر به‌ نام‌های ادوارد و آلفونسو الریک است که پس از مردن مادرشان، قصد دارند به‌ کمک دست نوشته‌های پدر خود از علم کیمیاگری استفاده کرده و وی را زنده کنند. اما اتفاقات مطابق میل این دو برادر پیش‌ نرفته و حال ماجراجویی بزرگتری در انتظار ادوارد و آلفونسو است و…

در زندگی، برخی از حقیقت های غیر قابل انکار وجود دارد. جزر و مد جریان دارد! من برای دیدن چیزی شیک و فوق العاده آماده بودم، با لحظات خنده دار برای کاهش جدی بودن. یک فضای جادویی دو برادر نابغه و پر از کیمیاگری . داستان بی شباهت به هری پاتر نیست. کارگردان کار با وجود توجه و تلاش زیاد در فضا سازی و خلق جهان خاص و استفاده از افکت های مناسب تصویری نتوانسته یک انسجام مناسب بین موضوعات برقرارکند.روایت اغلب از عدم انسجام و تجزیه پیوسته رنج می برد. استفاده کامل از تیم بازیگری ژاپنی به داستان ضربه زده است.

Ryosuke Yamada کاراکتر اصلی را بازی کرده است و انصافا ناز و با مزه از کار درآمده .کارگردان به شدت بر روی CG تمرکز دارد و این توجه نتیجه معقولی در بحث جلوه های ویژه کامپیوتری گذاشته و باعث خلق موجودات جذابی گشته است.به طور کلی Fullmetal Alchemist چیزهای خوبی برای نمایش بر پرده آماده کرده اما نیاز به تعمیر نشت ها و پوشش ضعف ها در موتور روایت دارد.لذت بردن از سفر برادران الریک در فیلم به شکل متوسطی قابل قبول است .در حالی که نقص در این نسخه فیلم live-action وجود دارد،اما شما احساس می کنید که کارگردان یک عشق واقعی را برای منبع اصلی در ذهن داشته پس کارش قابل احترام است.طرح های رنگی و لباس ها دقیقا همان رنگ ها و بافت های مناسب را دارند و محیط به طور کلی جذاب است. حداقل طرفداران بعد از دیدن فیلم Fullmetal Alchemist ، درباره آن بحث می کنند. ۶٫۵از۱۰

برچسب ها
نمایش بیشتر

یک نظر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن