انتخاب سردبیرمعرفی فیلمنقد فیلم

نگاهی به فیلم Crawl دستُ پنجه نرم کردن با تمساح های قاتل!

فیلم Crawl ساخته الکساندر آژا (Alexandre Aja) چیزی بیشتر از یک اثر درباره ی زن جوانی است که در وسط طوفان در یک فضای خزنده با چند تمساح بزرگ به دام افتاده است، این فیلم فریاد ناامیدی انسان در تاریکی وجودی خویش است که با شکوه روایت شده. با قدرت می توان گفت که شخصیت اصلی در طول این اثرِ ترسناکِ به ظاهر ساده ، توانسته فیلم را بالاتر از منشأ ژانر خود ببرد و آن را به نوعی شوخی نفس گیر و کیهانی تبدیل کند. قانون مورفی به طور خاص با این ذهنیت که توسط خزندگان غول پیکر خورده شویم نوشته نشده بود ، اما بعد از تماشای Crawl نمی توانم کمکی درباره آن ذهنیت کنم؛ اما نمی دانم شاید چنین بوده است. فیلم Crawl ستاره اصلی اش کایا اسکودلاریو را به عنوان شخصیت هیلی ، دانشجوی کالج و شناگر رقابتی که پدرش در ابتدای طوفان رده ۵ ناپدید شده است در ابتدا به شکلی ساده و روان معرفی می کند. هیلی تنهایی به درون طوفانهای وخیم حرکت می کند ، و پدرش دیو (Barry Pepper) را که در فضای خزانه ای زیر خانه اش با زخمی غول پیکر روی شانه اش که او را ناتوان کرده است ، پیدا می کند. وقتی هیلی سعی می کند پدرش را به سمت جای ایمنی بکشاند ، و هنگامی که وزش باد در بیرون شدید تر می شود و سطح آب در اطراف آنها بالا می رود ، ناگهان به آنها توسط یک تمساح فوق العاده بزرگ حمله می شود که فرار آنها را به بیرون کاملاً مسدود می کند. این همه اتفاقات تلاش و خلاقیتِ آنها را می طلبد تا بتوانند راهی از اطراف این جانور به بیرون دریابند ، اما به محض اینکه آنها به راه حل می رسند یک مشکل بزرگتر را کشف می کنند… و من نمی خواهم با گفتن آن دیدن فیلم را برای شما خراب و اسپویل کنم.

حتی با این وجود و گفته ها ، این فرضیه بسیار باورنکردنی و کوچک است، و تقریباً سخت است تصور کنید که می توانیم با چنین خط داستانی نازکی یک فیلم کامل داشته باشیم ، اما الکساندر آژا – با کار کردن بر روی یک فیلمنامه ماهرانه توسط مایکل و شاون راسموسن – تعداد بسیار زیادی از روش ها را پیدا می کند که هم فیلم را جذاب و سرگرم کننده کرده است و هم تولید آن را پیچیده تر از هر نوبت کرده است. هیچ اتفاقی در طول این فیلم نمی افتد که درست پیش برود و هر بار که هِیلی و دِیو قادر به تغییر موقعیت ها هستند ، یعنی روشی برای کمک یا رسیدن به تلفن های همراه خود می یابند اتفاقی کاملاً غیر منتظره و افتضاح برایشان رُخ می دهد، و وضعیت غیرممکن آنها را بیشتر می کند. فیلم Crawl همان احساس ناامید کننده و مهیجی را که بهترین فیلم های Sam Raimi انجام می دهند، در بیننده برانگیخته است ، بنابراین معقول است که او همچنین تهیه کننده این فیلم است. همان تعلیق دیوانه کننده ای که در ساخته های سم ریمی وجود داشت تا اینکه سرانجام اش ویلیامز در فیلم The Evil Dead 2 را مجنون کرد ، در آخرین فیلم الکساندر آژا قابل حِس است. خزیدن به اندازه تِکان دهنده ای خشونت آمیز نیست که بیننده را شوکه کند ، اما فیلم حسِ شوخ طبعی پیچیده ای دارد ، به نظر می رسد که فیلمسازان هر بار که می خواستند راهی جدید برای خراب کردن برنامه های هالی و دیو پیدا کنند ، مانند دیوانه ها تند تند ایده جدیدی به ذهنشان خطور می کرده است. البته تیم سازنده خزیدن به شکل هوشمندی در جای جای فیلم با ترفند های خاص و ناگهانی خوشنت طنازانه و دلپذیری را در فیلم جای داده اند که هم گاهی عصبانی کننده روان است و هم واقعا سرگرم کننده است. بارِ شخصی هیلی و دِیو به شدت باورنکردنی، ساده و قابل حل است، اما اگر این فیلم مملو از زیرلایه ها و تفاوت های ظریف نبود ، احتمالاً احساسات گرایی شخصیتی با چنین باور پذیری به وجود نمی آمد. این یک نمونه جالب از یک “نقصِ” قصه گویی به ظاهر آشکار است که در حقیقت کل تجربه را بهبود می بخشد، چرا که با پیچش های به جا پوشانده شده است.

بَری پِپِر به عنوان یک همسر و پدر ناکام عملکردی خوب و نجیب از خودش ارائه می دهد ، که صادقانه بگویم ، حتی خودش هم احساس نمی کرد که ارزش این نقشش به این خوبی باشد، اما این فیلمِ کایا اسکودلاریو است و او توجه مخاطب را به خود جلب می کند و هرگز اجازه نمی دهد که این توجه از بین برود. او یک بازیگر ذاتا مغناطیسی است ، و هنگامی که شما به عملکرد کاریزماتیک و باورنکردنی او جلب شدید ، او باید از اعماق غیر منتظره ای ظرافت و عزم خود را جزم کند. روی کاغذ ، شخصیت او ساده اِنگارانه به نظر می رسد ، اما اسکودلاریو هِیلی را به یک قهرمان ترسناکِ الهام بخش تبدیل می کند. شخصیت هِیلی خارق العاده است زیرا او نه تنها با عناصر نبرد و مبارزه می کند ، بلکه همچنین با جانوران انسان خوار نیز می جنگد. همچنین هیلی شگفت انگیز است، به این دلیل که علیه تمام دنیایی که به طور جدی می خواهد او را نابود کند ، می جنگد. و چه کسی گاهی اوقات چنین احساسی نداشته است؟! تماشای فیلم خزیدن مانند تماشای شخصی است که در مقابل شخصیت پردازی در فیلم Final Destination مبارزه کند. هیلی هر بار باید توسط مرگ شکار شود ولی او با روش های مختلف و شانس از آن می گریزد. خزیدن فقط یک فیلم ترسناک خارق العاده ، پرتحرک و لذت بخشِ پاپ کورنی نیست. اگر به روشی صحیح فیلم را نگاه کنید واقعاً الهام بخش است. در پایان ، هر معنایی می توانید از آن بدست آورید ، اما Crawl بدون شک فقط یک فیلم با محوریتِ تمساح قاتل با جاه طلبی های متوسط است. به نظر می رسد این فیلم سینمایی کم بودجه و به شدت فنی می تواند یک خاطره جذاب برای بیننده بسازد. اما در مجموع این یک فیلم چهار ستاره سه ستاره است ، و یکی از غیر منتظره ترین و رضایت بخش ترین فیلم هایِ ژانر سال است.

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن