مصاحبه با بازیگران

ترجمه و مصاحبه اختصاصی با فین جونز (Finn Jones) درباره سریال مشت آهنین (Iron Fist)

فصل دوم سریال مشت آهنین (Iron Fist) که دیروز به صورت کامل از شبکه نتفلیکس (Netflix) پخش شد، با شورانر جدیدش M. Raven Metzner دچار تغییرات زیادی شده است (می توانید نقد این سریال را در اینجا مشاهده کنید). سریالی که در آن Danny Rand (با بازی فین جونز (Finn Jones)) ملقب به مشت آهنین جاودان، به محافظت از خیابان های نیویورک می پردازد. Danny حین نظارت بر کمپانی Rand Enterprises که توسط Ward Meachum (با بازی Tom Pelphrey) و Joy Meachum (با بازی جسیکا استروپ (Jessica Stroup)) اداره می شود، همچنین می خواهد در کنار دوست دخترش Colleen Wing (با بازی جسیکا هنویک (Jessica Henwick)) زندگی آرامی داشته باشد، تا اینکه سروکله دوست قدیمی و دشمن کنونی‌اش Davos (با بازی Sacha Dhawan) دوباره در زندگی او پیدا می شود.

در این مصاحبه، فین جونز درباره تلاشش برای بهتر شدن فصل دوم مشت آهنین، تغییر ریتم سریال با حضور شورانر جدید Raven Metzner، احساس Danny درباره زندگی با دوست دخترش Colleen، صحنه های مبارزه مورد علاقه اش، برقراری تعادل بین تهدیدهای محلی مثل مافیای Triad و تهدیدهای شخصی مثل Davos، نظر Danny درباره Misty Knight (با بازی سیمون میسیک (Simone Missick))، اینکه Danny Rand واقعا کیست، آیا او مشت آهنین نیست، اتفاقاتی که در پایان این فصل می افتد، و امیدواری او به فصل سوم سریال صحبت می کند.

این مصاحبه بخش هایی از فصل دوم سریال مشت آهنین را لو می دهد.

من به صورت گذری ۶ قسمت اول این فصل رو دیدم و خیلی خوشم اومد. خیلی خوشم اومد از اینکه خیلی چیزها نسبت به فصل قبل تغییر کرده و بهتر شده، و خیلی سکانس های مبارزه عالی توی این فصل وجود داره.

FINN JONES: خیلی ممنونم. بهتون اطمینان میدم بخش دوم این فصل هم واقعا عالیه. ۴ قسمت پایانی این فصل، سریال رو به یک سطح جدیدی وارد می کنن. و اگه قرار باشه فصل سومی هم برای سریال در کار باشه، خط های داستانی جالب و شخصیت های جذابی هم به سریال اضافه میشن. توی این فصل خیلی از کسانی که به سریال مشت آهنین اهمیت میدن دور هم جمع شدن، و همگی تمام تلاشمون رو کردیم تا این فصل رو به بهترین شکل ممکن بسازیم. خیلی خوشحالم که بالاخره این فصل هم منتشر شد و مردم میتونن اون رو ببینن.

با پایان این فصل به یک شفافیت درباره مشت آهنین می رسیم، یا دوباره سوال های جدیدی توی ذهنمون به وجود میاد؟

FINN JONES: قطعا یک شفافیتی توی پایان این فصل وجود داره، اما مثل همیشه وقتی به یک شفافیت می رسید، سوالات جدیدی هم به وجود میان. صحنه های خیلی خفنی توی بخش های انتهایی این فصل وجود داره، مخصوصا توی دو قسمت آخر، که ما رو به سمت طراحی داستان ها و شخصیت های جدید برای فصل بعد هدایت می کنه.

توی فصل دوم سریال لوک کیج (Luke Cage) حتی بیشتر از سریال مدافعان (The Defenders) از همکاری Danny و Luke لذت بردیم. وقتی توی اون سریال بازی کردی چه احساسی داشتی؟

FINN JONES: خیلی برام جالب بود، چون شورانر این فصل هم توی اون قسمت از لوک کیج نقش داشت، پس حضورم توی اون سریال یک همکاری همه جانبه بود. خیلی از اینکه توی اون سریال حضور داشتم خوشحالم، حتی برای یک قسمت. شخصیت من توی اون سریال اسیر هیچ تهدید و مشکل دراماتیکی نمی شد، و فقط برای کمک به Luke به اونجا رفته بود. Luke کسی بود که توی زندگی به مشکل خورده بود و Danny هم کسی بود که این مشکل رو رفع کرد، که فکر نمی کنم تا حالا همچین چیزی رو دیده بودیم. معمولا Danny کسیه که توی دردسر افتاده، و آدمای اطرافش هستن که باید به اون کمک کنن، پس برام خیلی جالب بود که این قضیه رو تغییر بدم. دنیای تلویزیونی مارول (Marvel) و نتفلیکس (Netflix) یک خانواده بزرگه، پس حضور من اونجا مثل این بود که رفته باشم تا سلامی به اعضای خانواده خودم بکنم. طراح گریم، تیم فیلمبرداری، و بعضی از نویسنده های این دو سریال یکسان هستن، پس مثل این می مونه که دوباره به خونه خودم برگشته باشم.

بعد از ساخت فصل اول مشت آهنین، و خلق این دنیا و شخصیت هاش، از این نگران نبودی که باید با یک شورانر جدید فصل دوم رو ادامه بدی، یا اینکه این همکاری خیلی راحت انجام شد؟

FINN JONES: این کار کاملا راحت بود. اتفاقات غیرمترقبه زیادی حول فصل دوم سریال شکل گرفت. اتفاقات عجیبی برای ما افتاد که خیلی ازشون شگفت زده شدیم، اما این همکاری خیلی راحت و خوب صورت گرفت. وقتی فهمیدم قراره فصل دوم سریال رو بسازیم، تنها چیزی که بهش فکر می کردم این بود که میخوام به سریال برگردم و ۱۱۰٪ انرژیم رو برای تمرکز روی شخصیت بذارم. این تنها چیزی بود که بهش فکر می کردم و این کار رو هم کردم. از ماه آگوست تا دسامبر پارسال به مدت ۵ ماه تمرین کردم و وقتی Clayton،‌ طراح مبارزات، به پروژه اضافه شد، با اون به تمرین هام ادامه دادم. از همون اول با Raven درباره تغییر توی فیلمنامه صحبت کردم تا بدونم همگی توی این زمینه که این فصل میخوایم این شخصیت چطور باشه موافقیم. این فصل از همون اول تا آخرش یک همکاری راحت و عالی بود.

وقتی این فصل شروع میشه، Danny رو در حال زندگی با Colleen می بینیم. احساس Danny نسبت به این قضیه چیه؟ آیا براش کار راحتیه، یا خیلی براش سخته با این طرز زندگی کنار بیاد؟

FINN JONES: به نظرم مثل همه کارهایی که آدمای جوون می کنن، این کارها همیشه اولش سخته، اما همچنین کار جذابیه، چه استخدام توی یک شغل جدید باشه، یا نقل مکان پیش دوست دخترت. این کار خیلی هیجان انگیزه، ولی تا وقتی انجامش ندادی نمی دونی واقعا چه کار کردی. تفاوت Danny اینه که اون شب ها به خیابون میره و زندگی دومش رو هم داره، که توی اون میخواد خیابون ها رو از خلافکارها خالی کنه. با اینکه این کار اون از نظر Colleen اشکالی نداره و اونا خیلی با هم دیگه وقت میگذرونن، و عاشق همدیگه هستن، اما جنبه دیگه‌ی Danny کم کم اون رو خسته میکنه. اون سعی میکنه همه مشکلات رو حل کنه و این باعث میشه خسته بشه. همچنین باعث میشه رابطه این دو نفر سرد بشه. یکی از تم های اصلی این فصل تعادل و دوگانگی برای همه شخصیت هاست. در ابتدا Danny کمی بی تعادل دیده میشه. و در طول این فصل، وارد ماجرایی میشیم که در اون، شخصیت ها سعی میکنن توی زندگیشون تعادل به وجود بیارن.

توی ۶ قسمت ابتدایی هم صحنه های مبارزه ای وجود داره، و نسبت به قبل خیلی تغییر کردن و جالب تر شدن. توی این فصل از کدوم صحنه مبارزه بیشتر خوشت اومد؟

FINN JONES: واو، واقعا خیلی سکانس های زیادی هستن. همشون باحالن. نکته جالب درباره سکانس های مبارزه ای این فصل اینه که ما نمی خواستیم فقط یک سکانس مبارزه برای سرگرمی بسازیم. همه چیز باید از نظر داستانی منطقی باشه. از خیلی از صحنه های مبارزه خوشم اومد چون همه سبک خاص خودشون رو داشتن. مبارزه توی قسمت سوم رو دوست داشتم، وقتی به اون میزه مشت می زنم. از نظر سبک، اون سکانس خیلی برام جالب بود. اما مبارزه توی کان لان (K’un-Lun) رو خیلی دوست داشتم چون عمق احساسی داره که هم من و هم Sacha توی اون سکانس این احساس رو تجربه کردیم. اون سکانس عالی بود، چون ۳ روز فیلمبرداریش طول کشید. اصلا دوست نداشتیم کارو متوقف کنیم. می خواستیم که برای اون مبارزه از نظر فیزیکی و روانی خیلی خسته باشیم، چون باید به عنوان بازیگر خودمون رو به این حالت می رسوندیم. حالت مبارزه و رقص خاصی که اون سکانس داشت عالی بود. سکانس مبارزه با Alice توی مترو هم خیلی جالب بود چون ما اون ایستگاه مترو رو برای فیلمبرداری نبستیم. جمعه شب بود، و کسانی که بازی بیسبال رو تماشا کرده بودن با حالت مستی اونجا بودن، و هی به سمت ما می اومدن و برای فیلمبرداری مزاحمت ایجاد می کردن. بعدش Alice یه سری فحش های بد بهشون داد و بهشون گفت خفه شن، و همون لحظه همشون خفه شدن! خیلی بامزه بود. هر سکانس مبارزه ای توی این فصل داستان خاص خودش رو داشت، و من از همشون لذت بردم.

خیلی جالبه که توی این فصل از محیط اطراف هم بیشتر استفاده می کنید.

FINN JONES: بله، هدف این فصل آوردن شخصیت ها و داستان و مبارزه ها به خیابون های نیویورک بود. وقتی از شرکت Rand خارج می شدیم وارد خیابون های نیویورک می شدیم و هرچی بیشتر از این خیابون ها استفاده می کردیم بهتر بود. چه سکانس مبارزه ای بود یا یک سکانس عادی، ما دوست داشتیم سریال با مخاطب ارتباط نزدیکی برقرار کنه.

جدای از همه اتفاقات عجیبی که این فصل برای Danny پیش میاد، اون باید با مافیای Triad که شهر رو تحت تاثیر قرار داده هم مقابله کنه. برقراری تعادل بین تهدیدهای محلی و تهدیدهای شخصی چطور بود؟

FINN JONES: این بیشتر از حد توان Danny هست و برای اون مشکلات زیادی به وجود میاره. اون میخواد همه این مشکلات رو خودش حل کنه. Danny آدم خوبیه، اما یک آدم نمیتونه همه کارها رو خودش انجام بده. توی قسمت ۴ دیگه از پس این کار برنمیاد. که بالاخره سروکله Misty Knight پیدا میشه و دخترها به کمک Danny میان. خیلی جالبه که دوستان اون به کمکش میان تا با هم این مشکلات رو حل کنن. از اونجا به بعد Danny کم کم تعادلش رو به دست میاره.

از انرژی که Misty Knight به سریال وارد میکنه خیلی خوشم میاد، چون اون شخصیت بامزه ای داره. نظر Danny درباره اون چیه، و چه احساسی نسبت به رابطه اون با Colleen داره؟

FINN JONES: خب، Danny خیلی Misty رو دوست داره. Danny به Misty کمک کرد دست رباتیشو بگیره، پس خیلی به هم نزدیکن. و خیلی هم دوست داره Colleen با اون دوست باشه. این چیزیه که Colleen بهش نیازه داره، چون اون معمولا آدم گوشه گیریه. اون خیلی مسائل رو توی خودش میریزه و بروز نمیده. پس وقتی Danny میبینه Misty به محله اونا اومده و یک رفاقت با Colleen ترتیب داده خیلی هم خوشحال میشه.

توی این فصل تهدیدهایی هم وجود داره، از Triad تا Joy Meachum و Typhoid Mary، اما Davos خطرناک ترین اون هاست چون تمرکز اصلی اون روی Danny هستش. مقابله با اون چقدر برای Danny سخته، مخصوصا اینکه میدونه Davos دنبال چیه؟ این قضیه چه تاثیری روی Danny و اطرافیانش داره؟

FINN JONES: به این دلیل Davos خطرناک ترین اون هاست که اون و Danny ارتباط عمیقی با هم دارن،‌ و در مرکز این ارتباط عشق وجود داره. اون ها همدیگه رو دوست دارن. اون ها با هم بزرگ شدن، و مثل برادر می مونن. اون ها با هم آموزش دیدن. در گذشته وقتی به هم نیاز داشتن به همدیگه کمک می کردن، پس ارتباط خیلی عمیقی با هم دارن. اون به این دلیل خطرناکه که میتونه با احساسات Danny بازی کنه، و Danny رو بهتر از هر کسی میشناسه. همچنین عیب های Danny رو بهش نشون میده. Danny میدونه که آشفته اس،‌ و میتونه دیدگاه Davos رو هم درک کنه که میخواد با ذهن Danny بازی کنه. اما در همین حین Danny می بینه که Davos پاش رو فراتر از این ها گذاشته. اون به یک سیستم عقیده ای وارد شده، که اصلا توی دنیای واقعی نیویورک معنایی نداره. به همین دلیله که Davos از همه خطرناک تره. Davos برای بقیه هم خطراتی داره،‌ چون برای به دست آوردن نیروی مشت آهنین از هیچ کاری دریغ نمیکنه. اینجا فقط بحث خوب و بد وجود داره. اون زیادی مقدسه، و اینه که اون رو خیلی خطرناک میکنه چون خیلی سخته که یک سیستم عقیده ای رو از بین برد. این یکی از موانعیه که این فصل سر راه Danny قرار گرفته.

مشخصه که مشت آهنین فقط بخشی از بدن Danny نیست، بلکه به نوعی خود اونه. اما اگه Danny مشت آهنین نباشه پس اون کیه؟

FINN JONES: این یکی از مهم ترین سوالاییه که این فصل باهاش روبرو میشیم. آیا Danny این همه مدت پشت لقب مشت آهنین قایم شده؟ آیا او از این قدرت درست استفاده نکرده، و اصلا به صورت عمیق به این قضیه توجه نکرده و نتونسته تعادل واقعی خودش رو به دست بیاره؟ این خیلی سوال مهمیه، مخصوصا اواخر این فصل. Danny باید تصمیم هایی بگیره و یه سری مشکلات رو حل کنه. خیلی نمی تونم در این باره صحبت کنم چون ممکنه داستان رو لو بدم، اما این خیلی سوال مهمیه که Danny و کلا سریال باهاش روبرو میشه.

فصل دوم سریال مشت آهنین دیروز از شبکه نتفلیکس پخش شده است.

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن