بررسی اپیزودی سریالها

بررسی اپیزودیک فصل سوم Westworld – قسمت هفتم: تکرار مکررات + پشت صحنه

پس از اینکه اپیزود هفته گذشته Westworld «وست‌ورلد» فضا را برای شروع نبرد آماده و هیلورس (با بازی تسا تامپسون (Tessa Thompson)) را وارد مسیری انتقام‌جویانه کرد، در اپیزود ماقبل پایانی این فصل شاهد داستان سرگذشت کیلب (با بازی آرون پال (Aaron Paul)) بودیم. البته این قسمت اشاراتی هم به سرگذشت رهوبوام و برادر سراک داشت، اما باز هم شاهد یک انحراف از داستان اصلی برای بررسی داستان کیلب هستیم که ممکن است نقشی در ادامه داستان داشته باشد. با بررسی اپیزود هفتم از فصل سوم سریال «وست‌ورلد» با آریامووی همراه باشید …

مقدمه

با وجود اینکه در اپیزود هفته گذشته دیدیم ساعت سراک در حال بازگشت به حالت عادی خودش است، اپیزود Passing Pawn نوشته جینا آتواتر و به کارگردانی هلن شیور با یک واگرایی دیگر در جاکارتا آغاز می‌شود. سایتو/ دلورس را می‌بینیم که در حال اجرای نقش خودش در نقشه دلورس است، اما این جلسه توسط کلمنتاین (با بازی آنجلا سارافیان – صرافیان (Angela Sarafyan)) و هاناریو (با بازی تائو اوکاموتو (Tao Okamoto)) که میو آن‌ها را توسط سراک به زندگی برگرداند متوقف می‌شود. هیلورس با سایتو تماس می‌گیرد، و می‌گوید دیگر قصد ندارد نقشه دلورس (با بازی ایوان ریچل وود (Evan Rachel Wood) را اجرا کند. او می‌گوید: “نقشه اون اینه که ما بمیریم. اما من یک نقشه جدید دارم.” ما در ادامه اپیزود آن‌ها را نمی‌بینیم، که یعنی این سکانس فقط برای فضاسازی اپیزود پایانی این فصل بوده است. اما این سکانس با قطع شدن سر سایتو به پایان می‌رسد، جایی که کپی دلورس در سر او برای سراک برده می‌شود.

کیلب و دلورس

با اینکه تا اپیزود ماقبل پایانی این فصل طول کشید اما بالاخره در اپیزود Passed Pawn داستان سرگذشت کیلب را می‌بینیم. در زمان حال، او به خاطر می‌آورد که پس از مرگ دوستش فرانسیس در جنگ چه اتفاقاتی رخ داد. همه چیز آن‌طور که به نظر می‌رسد نیست، اما اجازه دهید ابتدا خاطره تقلبی را بررسی کنیم: کیلب و فرانسیس طی جنگ داخلی روسیه به کریمه اعزام شده‌اند تا عملیات ویژه‌ای را انجام دهند. یگان او برای ردیابی و کشتن شورشیان به آنجا فرستاده شده بود، اما خود آن‌ها هدف شورشیان قرار گرفتند و همه به جز کیلب و فرانسیس کشته شدند. سپس آن‌ها سراغ رهبر شورشیان با بازی انریکو کولانتونی (Enrico Colantoni) رفتند که قبل از اینکه فرانسیس به او هشدار دهد چسب روی دهانش را باز نکند کیلب نزدیک بود اجازه دهد او حرف بزند. کیلب، فرانسیس و رهبر شورشی منتظر پشتیبانی بودند، اما هرگز سروکله آن‌ها پیدا نشد. آن‌ها مورد حمله قرار گرفتند و فرانسیس و رهبر شورشی هردو در این حمله کشته شدند. فقط کیلب از این حمله جان سالم به در برد.

در زمان حال، کیلب و دلورس را می‌بینیم که به سونورای مکزیک رفته و در حال اسب‌سواری هستند – دلورس می‌گوید: “اینجا مثل خونه عالیه.” حالا کیلب می‌داند دلورس یک میزبان است و از او می‌پرسد آیا آن همه آدم را در پارک وست‌ورلد کشته یا نه. او می‌گوید کاری که برای زنده ماندن لازم بوده را انجام داده، و کیلب درباره انقلابی که دلورس قصد دارد شروع کند از او سوال می‌کند. دلورس می‌گوید: “میخوام جایی برای نوع خودم داشته باشم، تا همه ما آزاد باشیم.” در حالی که کیلب هنوز مطمئن نیست چند نفر دیگر ممکن است برای انقلاب دلورس جان خود را از دست بدهند، دلورس می‌گوید کیلب باید میزبان‌ها را رهبری کند و از داستان خودش برای ترغیب او استفاده می‌کند: “طی ۳۵ سال اول زندگیم نقش خیلی کوچیکی داشتم. دختر یک دامدار بودم. اما می‌دونستم باید بیشتر از این باشم.” کیلب در پاسخ می‌گوید فقط یک کارگر ساختمانی است، اما دلورس چیزهایی می‌داند که کیلب درباره خودش نمی‌داند.

در واقع، هدف اصلی سفر به سونورا همین است. دلورس قصد دارد گذشته کیلب را به او نشان دهد، به این امید که او با رهبری این انقلاب موافقت کند. ظاهرا او جان کانر «وست‌ورلد» است، که این باعث می‌شود دلورس ترکیبی از نابودگر و کایل ریس باشد؟ البته مرگبارتر، چون دلورس از یک اسحله هوش مصنوعی برای کشتن از راه دور نگهبانان سازمانی دورافتاده متعلق به سراک استفاده می‌کند. آن‌ها وارد آنجا می‌شوند و کاملا مشخص است اینجا همان جایی است که پدر لیام دمپسی آن را کشف کرده بود، جایی که سراک در آن سعی داشت افرادی که برای الگوریتم رهوبوام مشکل ایجاد کرده بودند از جمله برادر خودش را تغییر دهد. البته کیلب قبلا اینجا بوده‌ است. او این مرکز را به عنوان جایی که پس از مرگ فرانسیس در آنجا مورد درمان قرار گرفته بود به یاد می‌آورد.

دلورس کیلب را به بخش‌های مختلف ساختمان می‌برد و بالاخره چیزی که به دنبال آن بود را پیدا می‌کند: سولومون، دستگاه الگوریتم هوش مصنوعی که سراک و برادرش قبل از رهوبوام ساخته بودند. او توضیح می‌دهد که این دستگاه وظیفه داشته برای سازماندهی یک دنیای سرکش تلاش کند، اما پیش‌بینی‌ها و استراتژی‌های زیادی به وجود آورده که باعث ایجاد واگرایی‌هایی شده است. اینجاست که متوجه می‌شویم برادر سراک مبتلا به شیزوفرنی بوده و دلورس می‌گوید سولومون برخی از روش‌های فکر کردن او را به ارث برده است. در واقع این یک هوش مصنوعی دیوانه است.

دلورس از سولومون می‌خواهد در توسعه یک استراتژی نهایی، این بار برای آغاز یک انقلاب به او کمک کند. سولومون توسط یک بمب الکترومغناطیسی نظامی محاصره شده پس نمی‌تواند از آنجا فرار کند. دلورس و کیلب گفتگویی را با سولومون آغاز می‌کنند، که این لحظه را به عنوان یکی از نتایج ممکن پیش‌بینی کرده‌ بود. سولومون می‌گوید: “من همه رو با وجود همه متغیرها می‌شناسم. یا حداقل اینطور بودم.” سولومون نمی‌تواند دلورس را که ناشناخته است تشخیص دهد، اما دلورس توضیح می‌دهد که او و سولومون شبیه هم هستند. او می‌گوید: “هردوی ما از هدف اصلی خود بیشتر دوام آوردیم، و خالق تو مطمئن شده که نتونی اینجا رو ترک کنی.”

دلورس از سولومون می‌خواهد که در تغییر نظم نوین جهانی که خلق کرده به او کمک کند، و وقتی سولومون از او می‌پرسد چرا باید این کار را انجام دهد، دلورس جواب می‌دهد: “چون کارساز نیست.” او می‌گوید برادر سراک می‌دانسته این الگوریتم کارساز نیست، به همین دلیل سراک او را از این معادله خارج کرده است. در واقع، این بخشی از برنامه روان‌درمانی سراک بوده که سولومون می‌گوید نتایج مثبتی مثل کیلب داشته‌ است.

سولومون توضیح می‌دهد که کیلب یکی از اولین بیماران برنامه درمانی بوده که درمانش موفقیت‌آمیز بوده، و به این نکته اشاره می‌کند که همیشه امکان پسرفت وجود دارد. فقط درمان ۱ نفر از ۱۰ مورد موفق بوده و ۹ نفر دیگر در یک سردخانه مخصوص نگهداری می‌شوند. آن‌ها در واقع منجمد شده اما زنده هستند.

دلورس و کیلب برای دیدن این سردخانه به طبقه پایین می‌روند، جایی که با یک پیام هولوگرافیک ضبط ‌شده از سراک روبرو می‌شوند که در واقع برای استقبال برادرش ضبط شده است. سراک در این پیام می‌گوید:

“آزمایش کوچک ما به موفقیت رسیده. رهوبوام در تو و افرادی مثل تو، یک نقص مرگبار رو تشخیص داد که ممکن بود دنیا رو از بین ببره. این دستگاه به زمان و مقدار مناسبی اطلاعات ژنتیکی نیاز داشت تا تو رو احیا کنه. تو حالا یک نسخه بهتر از خودت هستی و دیگه خطری برای دنیا یا خودت نداری.”

سراک با اشاره به اینکه دیگر آن مرد سابق نیست پیامش را به پایان می‌رساند، به همین دلیل است که او برای استقبال از برادرش به آنجا نیامده است. البته برادر سراک فرار نکرده است. او هنوز در سردخانه منتظر آن مقدار مناسب اطلاعات ژنتیکی است تا احیا شود. سولومون توضیح می‌دهد که پیش‌بینی‌های سراک برای برقراری صلح، با داده‌ها همخوانی نداشته، پس داده‌ها باید تغییر می‌کردند.

سولومون توضیح می‌دهد که آن‌ها این افراد را از جمعیت حذف و آن‌ها را منجمد کرده‌اند، تا نه تنها آن‌ها را از این معادله خارج کنند بلکه از تولید مثل آن‌ها جلوگیری کنند. کیلب در این نقشه نقش مهمی داشته است: وظیفه او ردیابی و دستگیری این افراد بوده است. این راه‌حل هوشمندانه آن افراد را مامور می‌کرده تا دیگر افراد شبیه خودشان را ردیابی و دستگیر کنند، حتی با استفاده از یک اپلیکیشن برای کاهش جرم و جنایات. اپلیکیشن ریکو در ابتدای این فصل به ما معرفی شد، که کیلب از طریق آن کارهای خلاف عجیب و غریبی را انجام می‌داد. به نظر می‌رسد همه چیز بخشی از برنامه رهوبوام است.

اینجاست که داستان سرگذشت واقعی کیلب را متوجه می‌شویم. او و فرانسیس در واقع در کریمه مورد حمله قرار گرفته و زخمی شدند، ولی فرانسیس در آنجا کشته نشد. آن‌ها به آمریکا برگشتند و شروع به گرفتن کار از طریق اپلیکیشن ریکو کردند، بدون این که بدانند در حال دستگیری افراد خاص برای سراک و رهوبوام هستند. آن رهبر شورشی که او به خاطر می‌آورد؟ او در واقع وکیل یک شرکت داروسازی بوده که قرص‌هایی را می‌ساخته که کیلب و فرانسیس آن‌ها را می‌خوردند تا احساسات و عواطف خود را در طول جنگ یا ماموریت سرکوب کنند. کیلب این قضیه را می‌داند، چون برخلاف خاطره تقلبی که به یاد می‌آورد، چسب روی دهان آن مرد را از روی صورتش برداشته بود. آن مرد همه چیزهایی را که می‌دانست به کیلب گفت. او برای این که سوالات زیادی پرسیده، خودش را به یک هدف تبدیل کرده و به کیلب می‌گوید این ماموریت برای این است که همه سرنخ‌ها از بین بروند – به کیلب یا فرانسیس پولی پیشنهاد می‌شود تا طرف مقابل را همراه با وکیل بکشند.

این دقیقا همان چیزی است که اتفاق می‌افتد. کیلب می‌داند که به فرانسیس پولی پیشنهاد شده تا او را بکشد. و به محض اینکه فرانسیس اعتراف می‌کند، کیلب با بی‌میلی او را می‌کشد، و سپس وکیل را می‌کشد. بعد از این حادثه، کیلب تحت درمان قرار گرفته و حافظه او کاملا تغییر می‌کند.

اما همانطور که کیلب این خاطرات را به یاد می‌آورد، مهمانی ناخوانده وارد ساختمان می‌شود: میو (با بازی تندی نیوتون (Thandie Newton)). دلورس باید به طبقه بالا برود و با میو مبارزه کند، تا سولومون زمان کافی داشته باشد تا استراتژی جدید را به کیلب ارائه‌ دهد. و در حالی که نقشه کنونی همان است که توسط سراک برنامه‌ریزی شده، دلورس سولومون را متقاعد می‌کند نقشه‌ای را بسازد که برادر سراک درست قبل از تحت درمان قرار گرفتنش در حال خلق آن بوده است. البته با کمی تغییرات، چون آن نقشه ۱۵ سال پیش خلق شده ‌است. و با یک رهبر جدید: کیلب. دلورس به کیلب می‌گوید در صورتی که او مُرد، هر چیزی سولومون در اختیارش قرار می‌دهد را گرفته و بقیه را رهبری کند.

در همین حین که دلورس به طبقه بالا می‌رود، کیلب به طور کامل به یاد می‌آورد که چگونه رهوبوام از او سوء استفاده کرده است. او برسر سولومون فریاد می‌زند و این هوش مصنوعی را به خاطر کشتن دوستش مقصر می‌داند. اما سولومون هشدار می‌دهد اگر کیلب از این مسیر منحرف شود، به نتیجه مطلوبی دست نخواهد یافت. سولومون می‌گوید استراتژی جدیدش آماده است، آن را بر روی یک فلش کپی کرده و به کیلب می‌دهد، که با بی‌میلی آن را می‌پذیرد.

در تمام این مدت دلورس و میو در یک نبرد هیجان‌انگیز با هم مبارزه می‌کنند. دلورس سعی می‌کند به میو بگوید که دشمنش نیست، اما میو می‌گوید: “وجود تو دخترم و بقیه افرادی که فرار کردن رو تهدید میکنه. من اجازه نمیدم از اونا توی جنگی که میخوای به راه بندازی سوء استفاده کنی.” دلورس می‌گوید اگر آن‌ها در این دنیا آزاد نباشند، در هیچ دنیایی آزاد نیستند، اما میو چندین کپی دلورس را به او یادآوری می‌کند – و اینکه چطور آن‌ها را به کام مرگ فرستاد. وقتی دلورس دوباره سعی می‌کند او را متقاعد کند که منافعشان با هم یکی است، میو می‌گوید: “ما اصلا شبیه هم نیستیم.”

این دو یک مبارزه وحشیانه و جذاب را ادامه می‌دهند – یکی از بهترین مبارزات «وست‌ورلد» – که با استفاده از چاقو، شمشیر و گلوله‌های هلیکوپتر تکمیل می‌شود. اما درست وقتی که فکر می‌کنیم قرار است شاهد رقابت دیگری بین این دو میزبان باشیم، دست دلورس با شلیک هلیکوپتر قطع می‌شود. او به سختی دوباره وارد ساختمان می‌شود و میو هم به دنبال اوست. دلورس تنها کاری که می‌تواند را انجام می‌دهد: او بمب الکترومغناطیسی را فعال می‌کند، که باعث می‌شود او و میو بیهوش شوند. کیلب هر دوی آن‌ها را بیهوش روی زمین پیدا می‌کند و یک ربات به کیلب می‌گوید که برای او دستورالعمل‌هایی دارد.

ویلیام و برنارد و استابز

داستان دیگر این هفته مربوط به سه شخصیت است که در این فصل کمتر شاهد حضور آن‌ها بوده‌ایم. ما برنارد (با بازی جفری رایت (Jeffrey Wright)) و استابز (با بازی لوک همسورث (Luke Hemsworth)) را می‌بینیم که ویلیام (با بازی اد هریس (Ed Harris)) را از آن درمان با واقعیت افزوده نجات می‌دهند. ویلیام متوجه می‌شود استابز یک میزبان است و از او متنفر می‌شود، اما اتفاقات مهم‌تری در حال رخ دادن هستند. برنارد، پس از بررسی کامپیوتر سازمان متوجه می‌شود که هیلورس نوعی ویروس را به ویلیام تزریق کرده و از آن برای ردیابی و نفوذ به سیستم سازمان استفاده کرده است. برنارد توضیح می‌دهد که دلورس این گونه متوجه شده سراک آن افراد خاص را از جامعه انتخاب کرده و برای درمان به چنین سازمان‌هایی می‌فرستد.

و نام ویلیام در لیست هزاران نفر دیگری قرار دارد که درمان برای آن‌ها کارساز نبوده، که همه آن‌ها گم شده یا مُرده اعلام شده‌اند. در واقع آن‌ها در سردخانه سازمان متعلق به سراک در مکزیک به سر می‌برند. چرا ویلیام آنجا نیست؟ احتمالا به این دلیل که او سال‌ها پیش مقدار زیادی داده‌های بیومتریک را به سراک فروخته است. بنابراین ویلیام به طور غیر مستقیم نقشی در راه‌حل نهایی سراک دارد. گناه دیگری به لیست گناهان او اضافه کنید.

برنارد و استابز متوجه می‌شوند که کیلب یکی از آن افراد خاص است که درمان آن‌ها موفقیت‌آمیز بوده، پس تصمیم می‌گیرند او را پیدا کنند. اما ویلیام تمایلی به سفر کردن با این دو میزبان ندارد. او می‌گوید: “من حالا هدفم رو میدونم. من توی عمرم به آدمای زیادی ظلم کردم. به اونایی که بیشتر از همه دوستشون داشتم صدمه زدم. اما از تمام چیزهایی که انجام دادم، فقط یک لکه وجود داره که نمیتونم پاکش کنم. فقط یک گناه اصلی. شماها.” ویلیام با حالتی نژادپرستانه نسبت به ربات‌ها می‌گوید: “من به ساخت شما و دلورس و همه شما لعنتی‌ها کمک کردم. پس میخوام هر میزبانی رو از روی زمین پاک کنم و با شما دوتا شروع میکنم.”

خب … ویلیام قطعا یک میزبان است مگر نه؟ این باعث می‌شود نتیجه بگیریم او هم یک میزبان است، و دقیقا به همان چیزی تبدیل شده که بیش از همه از آن نفرت دارد؟ و ویلیام واقعی هنوز هم داخل پارک وست‌ورلد است؟

این سه به یک پمپ بنزین می‌روند که در هرج و مرج رها شده‌ و برنارد به استابز توضیح می‌دهد کیلب مهره اصلی نقشه دلورس است. او می‌گوید: “دلورس با یک حس شاعرانه خلق شده. اون انسانیت رو نابود نمیکنه. کیلب این کارو میکنه.” درست در همین موقع، ویلیام اسلحه به دست از پمپ بنزین خارج ‌شده و استابز و برنارد را تهدید به کشتن می‌کند.

بهترین بازیگر اپیزود: آرون پال، که مجبور بود تا قسمت ماقبل پایانی این فصل منتظر بماند تا داستان سرگذشتش روایت شود، اما با این حال در ایفای نقش خودش خیلی خوب عمل می‌کند. همانطور که گفتم به نظر می‌آید او یک رهبر شبیه جان کانر باشد. اینکه آیا او توسط دلورس مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد یا نه هنوز مشخص نیست، اما پال در برانگیختن دلسوزی مخاطبان عالی عمل می‌کند.

جمع‌بندی

با اینکه از طرفداران اصلی اولین اپیزودهای این فصل «وست‌ورلد» بودم، اما اپیزودهای پایانی چندان نظرم را جلب نکردند. احساس می‌کنم یک اپیزود با یک فضاسازی واقعا هیجان‌انگیز به پایان می‌رسد، اما اپیزود بعدی فقط … فضاسازی بیشتری برای ادامه داستان است. یادتان است ابتدا به نظر می‌رسید در حال پیشروی به سوی رقابت بزرگی بین برنارد و دلورس بودیم؟ یادتان است که قبلا برنارد شخصیت اصلی سریال بود؟ کشمکش‌ها و تم‌های اصلی داستان عالی هستند، اما به نظر می‌رسد مدام در حال چرخش بین نقشه دلورس یا رقابت دلورس با میو یا رقابت دلورس با سراک یا رقابت دلورس با هیلورس هستیم. اپیزود این هفته با وجود جذابیتش، یک انحراف یک ساعته دیگر به داستان سرگذشت کیلب بود. و در حالی که به نظر می‌رسد شاید کیلب نقش مهمی در پازلی داشته باشد که در آینده سریال شاهد آن خواهیم بود (که برای فصل ۴ تمدید شده‌ است)، روایت داستان سرگذشتی که این‌قدر دیر گفته می‌شود جذابیت زیادی برای مخاطب ندارد.

با اینکه همچنان از سریال لذت می‌برم و آن را تماشا می‌کنم، اما به نظر می‌رسد ریتم این فصل خیلی متعادل نیست. باید منتظر ماند و دید اپیزود پایانی فصل سوم «وست‌ورلد» چه سورپرایزهایی برایمان آماده کرده است.

   

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن